خانه / اعتقادات / بیایید راجع به امام زمان بیشتر بیندیشیم

بیایید راجع به امام زمان بیشتر بیندیشیم

 بیایید راجع به امام زمان بیشتر بیندیشیم

راجع به امام زمان بیشتر بیندیشیم

دانلود این مقاله (پی دی اف)

 مقدمه:

در جزوه ای که پیش رو دارید نکاتی بیان شده است که می تواند ما را در شناخت بهتر امام زمان یاری دهد و به ما بیاموزد که باید راجع به امام زمان اندیشید و حرکتی رو به رشد داشت. البته با توجه به اینکه نکات به صورت خلاصه بیان شده است از خواننده دعوت می شود راجع به هریک از آنها بیندیشد و در صورت نیاز، تحقیق بیشتری راجع به آنها داشته باشد. هدف ما در این جزوه بیان سرنخ هایی راجع به امام زمان است. بنابراین تحقیق بیشتر راجع به هر نکته به خواننده واگذار شده است.

 نکته ۱: اعتقاد به مصلح جهانی متعلق به کسانی است که درد صلح جهانی یا لااقل صلح و اصلاح منطقه ای یا خانوادگی را دارند و برای آن تلاش می کنند. بنابراین افرادی که بخواهند فقط برای ثواب، جشن نیمه ی شعبان بگیرند یا هدفشان فقط شفای مریض باشد و اصلا دغدغه ی صلح و اصلاح هر چند در محیطی کوچک را نداشته باشند اینها اعتقادشان به مصلح جهانی در پایین ترین حد است. برخی از افرادی که برای امام زمان جشن می گیرند اصلا به فکر این نیستند که مسلمانان باید مشکلاتشان برطرف شود، کشورهای اسلامی باید با هم متحد شوند، سردمداران زورگو باید اصلاح یا سرنگون شوند، قرآن باید احیاء شود و خلاصه اصلا دغدغه ی اسلام و مسلمانان و انسانیت را ندارند و به فکر درد انسان ها نیستند. فقط از روی عادت در نیمه ی شعبان جشن می گیرند و دنبال کسب ثواب و برآورده شدن حاجتشان هستند. اگر جشن ها چنین باشد برخلاف آن هدف اصلی مهدویت است که حقیقتا باید دنبال شود. اصلا ما جشن می گیریم که به چنین هدفی برسیم ولی متأسفانه خود جشن، امروزه هدف شده است به صورتی که بین گروه های مختلف در سبک برگزاری جشن ها مسابقه گذاشته می شود و یا اگر کسی به دنبال هدف اصلی باشد ولی در جشن ها شرکت نکند به او تهمت می زنند که منحرف است. یادمان نرود که جشن یک وسیله است نه هدف. دقیقا در بحث عزاداری نیز همین بحث مطرح است که عزاداری ها باید جهت دار باشد نه اینکه خودش هدف شده باشد.

در کتاب ( نهضتهاى اسلامى در صد ساله ى اخیر ) اثر آقاى مطهرى صفحه ۷۹ و ۸۰ آمده است:

 گاهى یک جریانِ موج خیز و حرکت زاى اجتماعى، روح خود را از دست مى‏دهد و از آن جز یک سلسله آداب و تشریفات بى‏اثر باقى نمى‏ماند. امیرالمؤمنین فرمود اسلام به دست امویها مانند ظرفى که وارونه شود و محتوایش بیرون بریزد و جز خود ظرف باقى نماند، وارونه مى‏شود و از محتواى خود خالى مى‏شود (یُکْفَأُ الْاسْلامُ کَما یُکْفَأُ الْاناءُ) «خطبه ۱۰۱»  با ذکر یک مثال توضیح مى‏دهم: عزادارى سنتى امروز امام حسین علیه السلام. این عزادارى که بحق در باره‏اش گفته شده: مَنْ بَکى‏ اوْ ابْکى‏ اوْ تَباکى‏ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهُ که حتى براى تباکى (خود را شبیه گریه کن ساختن) هم ارزش فراوان قائل شده، در اصلْ فلسفه‏اش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابن زیادها و به سود حسین‏ها و حسینى‏ها بوده. در شرایطى که حسین به صورت یک مکتب در یک زمان حضور دارد و سمبل راه و روش اجتماعى معین و نفى کننده راه و روش موجود معین دیگرى است، یک قطره اشک برایش ریختن واقعاً نوعى سربازى است. در شرایط خشن یزیدى، در حزب حسینى‏ها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا نوعى اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعى از خود گذشتگى است. اینجاست که عزادارى حسین بن على یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزه اجتماعى است.

اما تدریجاً روح و فلسفه این دستور فراموش مى‏شود و محتواى این ظرف بیرون مى‏ریزد و مسئله شکل یک عادت به خود مى‏گیرد که مردمى دور هم جمع بشوند و به مراسم عزادارى مشغول شوند، بدون اینکه نمایانگر یک جهتگیرى خاص اجتماعى باشد و بدون آنکه از نظر اجتماعى عمل معنى‏دارى به شمار رود، فقط براى کسب ثواب (که البته دیگر ثوابى هم در کار نخواهد بود) مراسمى را مجرّد از وظایف اجتماعى و بى رابطه با حسین‏هاى زمان و بى رابطه با یزیدها و عبیداللَّه‏هاى زمان بپا دارند. اینجاست که حرکت تبدیل به عادت شده و محتواى ظرف بیرون ریخته و ظرف خالى باقى مانده است. در چنین مراسمى است که اگر شخص یزید بن معاویه هم از گور بدر آید حاضر است که شرکت کند، بلکه بزرگترین مراسم را بپا دارد. در چنین مراسم است که نه تنها «تباکى» اثر ندارد، اگر یک مَن اشک هم نثار کنیم به جایى برنمى‏خورد.

دقت شود که همین بحث در مورد شادی ها و جشن ها نیز مطرح است.

نکته ۲: هر کسی باید برای عقائد خود دلیل داشته باشد. به نظر شما چند درصد مردم که در نیمه ی شعبان جشن می گیرند می توانند وجود امام زمان را به صورت علمی ثابت کنند؟ باید راجع به مباحث اعتقادی، بیشتر وقت بگذاریم و اجازه ندهیم تعصبات فرقه ای موجب شود از اندیشیدن راجع به اعتقادات و افکار دور بمانیم. همچنین جشن های نیمه ی شعبان نباید مانع فکر و اندیشه راجع به مهدویت شود. جشن ها باید به اندازه باشد به صورتی که جایگاه فکر و اندیشه حفظ شود. پس افراط در مراسم شادی به صورتی که مسائل مهم دیگر تحت الشعاع آن قرار گیرد خوب نیست.

نکته ۳: راجع به عقیده ی مهدویت دو بحث مطرح است:

۱- اصل وجود منجی

۲- زنده بودن آن منجی

هریک از ما راجع به این دو بحث باید تحقیق کنیم. معمولا اصل وجود منجی مورد قبول دانشمندان اسلامی است. بله، تعداد اندکی در صدد خرده گیری به آن بوده اند که شاخص ترین آنها ابن خلدون است که با تضعیف احادیث مهدی راجع به اصل وجود منجی نیز تردید کرده است. البته بسیاری از دانشمندان اسلامی به او ایراد گرفته اند و جواب او را داده اند. دقت شود ابن خلدون در صدد انکار مسأله ی مهدویت نبوده بلکه بیشتر به شکل تردید با روایات و احادیث مهدی برخورد کرده است.(برای تحقیق بیشتر در این زمینه و جواب هایی که به ابن خلدون داده شده است می توانید در اینترنت، مقاله ی آقای مهدی اکبر نژاد در این باره را جستجو کنید)

به هر حال معمولا عالمان اهل سنت نیز قبول دارند که مهدی وجود دارد. اختلاف اصلی این است که آیا آن مهدی الآن زنده است همچنانکه شیعه چنین می گوید یا اینکه در آخر الزمان به دنیا می آید همچنانکه معمولا دانشمندان اهل سنت چنین قائلند؟

نکته ۴: از برخی آیات قرآن می توان اصل اعتقاد مهدویت را برداشت کرد. اینکه زمانی فرا می رسد که مستضعفان عالم جایگاه والا را بدست خواهند آورد. مثلا در آیه ۴ و ۵ سوره قصص آمده است:

وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلىَ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ فىِ الْأَرْضِ وَ نجَعَلَهُمْ أَئمَّهً وَ نجَعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ(۵) وَ نُمَکِّنَ لهَمْ فىِ الْأَرْضِ وَ نُرِىَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ جُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُواْ یحَذَرُونَ(۶)سوره قصص‏

ترجمه: و ما مى‏خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانى و زبونى گرفته شده بودند، نعمت هاى باارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروت‏ها و سرزمین‏هاى فرعونیان‏] گردانیم. (۵) و براى آنان در آن سرزمین، زمینه قدرت و حکومت آماده کنیم، و به فرعون و هامان و سپاهشان که از ایشان‏اند چیزى را که از آن هراسناک و در حذر بودند [و آن پیروزى بنى‏اسرائیل بر آنان بود] نشان دهیم. (۶)

البته دقت شود که سیاق این آیات مربوط به بنی اسرائیل و فرعون است ولی می توان گفت که سیاق آیات هیچ گاه مخصص قاعده ی کلی که مورد نظر آیات می باشد نیست. در این زمینه می توانید به مقاله ی (حجیت فرازهای قرآن) از احمد عابدینی مراجعه کنید.

نکته ۵: پس از اینکه اصل منجی ثابت شد به چند طریق می توان زنده بودن آن منجی را مورد بررسی قرار داد:

الف) روایاتی که در کتب اهل سنت وارد شده است.

ب) روایاتی که در کتب شیعه موجود است.

نکته ۶: در روایات اهل سنت به دو مورد می توان اشاره کرد:

الف) در کتابهای معتبر اهل سنت مثل صحیح بخاری و صحیح مسلم که خود بنده به آنها رجوع کرده ام روایاتی به این مضمون هست که خلفای پیامبر ( لا یزال) یا ( لن یزال ) دوازده تن می باشند که این دو کلمه به معنای ( همواره ) است.

این روایات را خود اهل سنت از لحاظ سندی قبول دارند و حتی بنده به کتابهائی رجوع کردم که در آنها به تمام گفته های شیعه پاسخ داده اند و وقتی به این احادیث رسیده اند به سند آن خدشه وارد نکرده اند.

استفاده ای که ما می خواهیم بکنیم این است که این روایات اشاره دارد که هیچ زمانی نیست مگر اینکه یکی از این دوازده نفر در آن هستند و این نشان دهنده ی زنده بودن یکی از آن دوازده نفر در هر زمانی است و عدد دوازده در این احادیث با دوازده امام شیعه کاملا منطبق است.

البته اهل سنت به چنین استفاده ای اشکالاتی دارند که تحقیق آن را به خواننده واگذار می کنیم. همچنانکه در مقدمه گفتیم هدف ما در این جزوه بیان سرنخ هایی راجع به امام زمان است و قصد توضیحات تفصیلی نداریم.

ب) در حدیث ثقلین درباره ی قرآن کریم و عترت پیامبر اکرم چنین آمده است:

لن یفترقا حتى یردا علیَّ الحوض یعنی هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا اینکه کنار حوض بر من وارد شوند.

از این حدیث چنین استفاده ای می خواهیم بکنیم که این جمله در واقع همراهی و عدم جدائی قرآن و عترت تا روز قیامت را می رساند و عدم جدائی قرآن و عترت مستلزم تولد و زنده بودن عترت تا روز قیامت است.

البته راجع به این حدیث نیز بحث های فراوانی وجود دارد مثلا متن این حدیث در کتب اهل سنت با عبارات گوناگونی آمده است که آن عبارات با هم اختلاف دارند. همچنین در معنای این حدیث نیز اختلاف نظر وجود دارد. به هر ترتیب تحقیق مفصل در این زمینه را به خواننده واگذار می کنیم.

تذکر: برای تحقیق بیشتر راجع به دو موردی که از کتب اهل سنت بیان شد می توانید به جزوه ی (امام زنده و غائب در مذهب تشیع) از دین پژوهی مراجعه کنید.

نکته ۷: و اما در کتب شیعه روایات متعددی دلالت بر زنده بودن و غائب بودن منجی دارد. البته باید این روایات تک تک مورد بررسی سندی قرار بگیرند و البته چنین کاری صورت گرفته است و نتیجه ی آن این است که روایات صحیح السندِ متعددی که دلالت بر زنده بودن و غائب بودن امام زمان دارد در بین احادیث یافت می شود.

مثلا در کتاب کافی می توانید به (باب فی الغیبه) و (باب مولد الصاحب) مراجعه کنید که در هریک از این دو باب ۳۱ روایت راجع به امام زمان وجود دارد. همچنین برای بررسی سند این روایات می توانید به کتاب مرآه العقول مراجعه کنید که تک تک این روایات را مورد بررسی سندی قرار داده است.

نکته ۸: با توجه به مطالبی که بیان شد، از اهل سنت خواهش می کنیم هیچ گاه منکر امام زنده و غائب نشوند. بالاخره اگر برای آنها صد درصد وجود امام زمان ثابت نیست ولی نباید با توجه به ادله ای که موجود است منکر زنده بودن امام زمان شوند. از طرفی از شیعیان نیز خواهش می کنیم اگر جوانی به هر دلیلی راجع به امام زمان شک و شبهه داشت او را مورد بی مهری قرار ندهند و او را کافر یا مرتد ندانند و فکر نکنند که از دین خارج شده است بلکه به صورت علمی بحث ها را به او ارائه دهند و نتیجه را به خود او واگذار کنند.

نکته ۹: جشن های مهدویت باید به صورتی برگزار شود که متناسب با تاریخ مهدویت باشد. تاریخ مهدویت یعنی روح عدالت خواهی، از بین رفتن ظلم، به وجود آمدن شرائط آرمانی. پس اگر جشن ها فقط جنبه ی ظاهری داشته باشد و همچنانکه انسان برای بچه اش جشن تولد می گیرد به همان صورت جشن های مهدویت را برگزار کند، این یعنی خالی شدن دین از روح. پیشنهاد می شود در رابطه ی با تاریخ مهدویت به سخنرانی ای که با نام (تاریخ خونبار شیعه) در اینترنت به صورت صوتی موجود است رجوع کنید.

نکته ۱۰: در دعاهایی مثل دعای افتتاح یا دعای ندبه جملات زیبایی وجود دارد که عقیده ی مهدویت را به زیبایی منعکس می کند. بنابراین پیشنهاد می شود می شود راجع به جملات این دعاها نیز تأمل کنید. مثلا در قسمتی از دعای ندبه آمده است:

أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَهِ الْأَمْتِ‏ وَ الْعِوَجِ، أَیْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَهِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ، أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ، أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِإِعَادَهِ الْمِلَّهِ وَ الشَّرِیعَهِ، أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیَاءِ الْکِتَابِ‏ وَ حُدُودِهِ‏، أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِهِ

ترجمه: کجاست آن کسی که برای اقامه کردن ضعف ها و کجی ها منتظر او هستیم؟ کجاست مرکز امید برای برانداختن بی داد و ستم؟ کجاست آن ذخیره برای تازه کردن فرائض و سنن دین؟ کجاست انتخاب شده برای بازگرداندن کیش و آیین؟ کجاست آرزو شده برای زنده کردن قرآن و حدودش؟ کجاست زنده کننده ی آثار دین و اهل آن؟

همه ی جشن های مهدویت باید در مسیر همین چیزهایی باشد که در امثال این جملات گفته شده است و الا جشن های بی روح معلوم نیست تا چه اندازه دارای ثمره باشد؟

نکته ۱۱: معمولا این سوال طبق عقیده ی شیعه پیش می آید که وجود یک امام زنده و غائب چه فائده ای دارد؟

جواب های متعددی به این سوال داده شده است. به نظر می رسد یکی از بهترین جواب ها این است که وجود یک امام زنده ی غائب که هر لحظه، آماده ی ظهور است امید دهی بیشتری دارد تا یک منجی ای که معلوم نیست به دنیا آمده باشد یا نه؟ اینکه ما احتمال دهیم هر لحظه ممکن است اوضاع، عوض شود و شرائط بهبود پیدا کند انسان را امیدوارتر می سازد. رئیس یک جمعیت یا یک لشگر، مادام که زنده است هرچند در سفر یا فرضا در بستر بیماری باشد مایه ی حیات و حرکت و نظم و آرامش است ولی شنیدن خبر از دست رفتن او گرد و غبار یأس و نومیدی را بر سر همه می پاشد. طبق عقیده ی شیعه هرچند مردم، او را در میان خود نمی بینند اما خود را تنها نمی دانند و اثر روانی این عقیده در زندگی آنها قابل درک است.

البته فوائد دیگری نیز برای امام زنده و غائب گفته شده است از جمله کسب تجربه در طول سال های زیادی که زنده است. البته این فائده متوقف بر این بحث است که کسب تجربه برای امام مورد قبول قرار گیرد که این بحث در جای دیگری باید مورد بررسی قرار گیرد.

دانلود این مقاله (پی دی اف)

نکته ۱۲: ممکن است شبهاتی راجع به امام زمان در ذهن جوانان وجود داشته باشد که نسبت به آن جواب قانع کننده پیدا نکنند. نباید فکر کنیم چنین افرادی که شبهه دارند افرادی بی دین هستند و در نتیجه رفتار خود را با آنها عوض کنیم و آنها را گمراه بدانیم. اتفاقا باید گفته شود کسی که به خاطر تحقیق علمی و سوالات علمی، شبهاتی برایش پیش می آید خیلی بهتر است از کسی که یقین جاهلانه دارد و به خاطر تقلید از آباء و اجداد و تعصبات دینی، هیچ سوالی برایش پیش نمی آید. به عبارت دیگر شک عالمانه بهتر از یقین جاهلانه است.

نکته ۱۳: به نظر می رسد تصوری که ما از منجی داریم تصور یک پادشاه است و در برخی از اشعار نیز می شنویم که اسم پادشاه به امام زمان اطلاق می شود. این در حالی است که امام زمان شاه نیست و به نظر می رسد تسلط او در درجه ی اول تسلط فرهنگی و منطقی است. پس نباید فکر کرد که امام زمان با قدرت نظامی به اجبار مردم را به دین وادار می کند بلکه اتفاقا با بیدار کردن فطرت انسان ها، آنها به صورت طبیعی به امام زمان می پیوندند همچنانکه پیامبر اسلام نیز همین گونه عمل کرد. شاید بتوان این گونه مثال زد که همچنانکه فرهنگ غربی امروزه تسلط پیدا کرده است در زمان امام زمان فرهنگ دینی تسلط پیدا خواهد کرد. پس لازم نیست در درجه ی اول غلبه ی اسلام را غلبه ی نظامی و حکومتی معرفی کنیم بلکه در درجه ی اول، غلبه ی فرهنگ و دلیل و استدلال قرار دارد و غلبه های دیگر بالتبع است. با این توضیح معنای آیاتی مثل لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ(توبه-۳۳) و کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبنَ‏ أَنَا وَ رُسُلىِ(مجادله-۲۱) بهتر مشخص می شود که منظور از غلبه در این آیات نیز در درجه ی اول غلبه ی فرهنگ است. پس به جای اینکه امام زمان ابتدا حکومت را به هر صورت که شده در دست بگیرد و سپس در پی عدل و صلح باشد به نظر می رسد ابتدا شرائط عدل و صلح ایجاد می شود و سپس شرائط حکومت امام زمان خود به خود فراهم می شود. پس اصل بر حکومت نیست بلکه اصل بر فرهنگ و منطق است و وقتی عقل ها رشد کرد طبیعتا شرائط حکومت عدل فراهم می شود.

از آیه ۲۵ سوره حدید نیز بدست مى آید که اصل بر حکومت انبیاء و اولیاء نیست بلکه اصل این است که خود مردم قسط را برقرار کنند. در این آیه آمده است:

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ یعنى همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو [ى تشخیص حق از باطل‏] نازل کردیم تا مردم به عدالت بر خیزند.

با این توضیحات می فهمیم اینکه گروهی فکر می کنند امام زمان مخالفان خود را به راحتی می کشد صحیح نیست. همچنانکه جنگ های پیامبر دفاعی بوده است جنگ های امام زمان نیز دفاعی است. اصلا ادله نشان می دهد که در اسلام جنگ ابتدایی نداریم.

همچنین اینکه گفته شده در دوران امام زمان سلاح ها از کار می افتند معلوم نیست حتما به این معنا باشد که معجزه ای رخ می دهد بلکه می تواند به این معنا باشد که عقل ها رشد می کند و خود به خود از سلاح ها استفاده نمی شود یا کمتر استفاده می شود.

نکته ۱۴: اگر علاوه بر تسلط فرهنگی، تسلط نظامی نیز برای امام زمان وجود داشته باشد بحثی مطرح است که گروهی می گویند منجی قدرتی پیدا کند که بالاترین قدرت کره ی زمین شود نه اینکه حتما بر کل کره ی زمین حکومتِ مستقیم داشته باشد مثل بعضی کشورها که در برخی زمانها قدرت بلا منازع بوده اند. یعنی هم چنانکه زمانی قدرت اول اقتصادی و نظامی جهان فلان کشور بوده است زمانی کشورهای اسلامی چنین قدرتی پیدا خواهند کرد.

نکته ۱۵: از ادله برداشت می شود که منجی قرار نیست همواره از طریق غیر عادی مثل معجزات پیش نمی رود بلکه از طریق عادی و بیدار کردن فطرت انسان ها کار خود را پیش می برد. بنابراین نباید توقع داشت امام زمان دائما از معجزه یا امور غیبی کارها را پیش ببرد. بله ممکن است امام زمان برای اثبات امامت خود معجزه ای نیز انجام دهند ولی اینکه اصل بر معجزه باشد صحیح نیست. پس کار امام زمان مثل کار پیامبر اسلام است نه مثل کار حضرت سلیمان.

نکته ۱۶: یکی از مسائل مهمی که هریک از ما شیعیان باید نسبت به آن توجه اساسی داشته باشیم این است که اهل بیت چگونه انسانهایی هستند و ما آنها را چگونه برای خود تعریف کرده ایم؟ عدم توجه به این مسأله موجب می شود که ما، اهل بیت را خلاف آنچه که هستند بشناسیم. همچنین موجب می شود که ما منتظر امام زمانی باشیم که با امام زمان واقعی تفاوت های بسیاری دارد. به نظر من یکی از کارهایی که ما برای زمینه سازیِ ظهور باید انجام دهیم این است که نگرش خود و مردم را نسبت به امام زمان درست کنیم وگرنه اگر نگرش، درست نباشد وقتی امام زمان می آید تعجب می کنیم که مگر می شود امام زمان این چنین باشد!؟ همچنان که طبق آیات قرآن، مردم در زمان پیامبران نگرش خاصی نسبت به پیامبران داشتند و چون پیامبرِ موجود، با نوع نگرش آنها متفاوت بود تعجب می کردند و در نتیجه او را به عنوان پیامبر قبول نمی کردند. به عنوان مثال آنها فکر نمی کردند که پیامبر در بازار راه برود و از بین خودشان و از جنس خودشان باشد و چون پیامبران را این چنین می دیدند تعجب می کردند. حال ما هم باید مواظب باشیم که نگرش اشتباهی از پیامبران و امامان نداشته باشیم. متاسفانه بعضاً نگرش ما نسبت به امامان و پیامبران مثل نگرش همان مردمی است که وصف شان در آیات قرآن بیان شده است. متأسفانه بعضی از افراد تفکر اشتباهی راجع به اهل بیت در ذهن مردم القا می کنند. ما باید حواسمان باشد و حرف هر شخصی را با دلیل و مدرک قبول کنیم. به آیات زیر توجه کنید:

بَلْ عَجِبُواْ أَن جَاءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْکَافِرُونَ هَاذَا شىَءٌ عجَیبٌ(ق،۲)

ترجمه: مردم تعجب کردند از اینکه پیامبرى از خودشان براى هدایت آنان آمد و کافران گفتند این بسیار چیز عجیبى است.

مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُکمُ‏ یَأْکلُ‏ مِمَّا تَأْکلُونَ مِنْهُ وَ یَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ(۳۳) وَ لَئنِ‏ أَطَعْتُم بَشَرًا  مِّثْلَکمُ‏ إِنَّکمُ‏ إِذًا لَّخَاسِرُونَ(۳۴) سوره مومنون‏

ترجمه: کافران به مردم مى گفتند این بشرى است مثل شما از آنچه مى‏خورید مى‏خورد و از آنچه مى‏نوشید مى‏نوشد! (پس چگونه مى‏تواند پیامبر باشد؟!) و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت کنید، مسلّماً زیانکارید.

نکته ۱۷: معمولا در ذهن مردم است که وقتی امام زمان ظهور کند همه ی افراد، خوب و صالح و مسلمان می شوند در حالی که ادله، خلاف این را بیان می کند. مثلا از آیاتی مثل آیات ۱۴ و ۶۴ سوره مائده استفاده می شود که گروهی از مسیحیان و یهودیان تا روز قیامت باقی خواهند ماند و به دشمنی با یکدیگر ادامه می دهند.

بله می توان گفت عدل و صلح فراگیر می شود ولی این گونه نیست که هیچ شری در عالم، وجود نداشته باشد بلکه شر به حداقل می رسد اگرچه از بین نمی رود. اصلا باید توجه داشت که این عالم تا وقتی که این گونه است و مادامی که انسان نیز خلقتش این گونه باشد نمی توان از بین رفتن شر را به طور کامل توقع داشت. چه زیبا گفته است شاعر که:

آدمی در عالَم خاکی نمی آید بدست

عالَمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

نکته ۱۸: عقیده ی شیعه نباید به صورتی تبیین شود که دلالت بر بلاتکلیفی مردم در زمان غیبت داشته باشد و نباید جامعه را از رشد و نمو، باز دارد.

نکته ۱۹: خداوند در آیه ۱۱ سوره رعد مى فرماید:

إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیرِّ مَا بِقَوْمٍ حَتىَ‏ یُغَیرِّواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ یعنى بى‏تردید خداوند سرنوشت قومى را تغییر نمى‏دهد تا آنها وضع خود را تغییر دهند.

از این آیه استفاده مى شود که اصلی ترین شرط برای سعادت، خود مردم هستند و ابتدا، خود باید تغییر کنند تا احوالشان بهتر شود. بنابراین امام زمان بر خلاف مسیر مردم حرکت نمی کند و آنها را مجبور به قبول عقیده ای نمی کند. این خود مردم هستند که باید با اختیار خود تغییر کنند. بنابراین فکر نکنیم همه ی کارها را باید امام زمان درست کند – همچنانکه در زبان مردم چنین چیزی دائما گفته می شود – بلکه خود ما نیز برای رسیدن به شرائط آرمانی وظیفه داریم و باید برای زمینه سازی ظهور تلاش کنیم.

همچنین از این آیه استفاده می شود که تغییر شرائط با مردم است نه اینکه امام زمان به هر صورت که شده بر مردم حاکم شود و آنها را تغییر دهد. ابتدا فرهنگ مردم باید صحیح شود و سپس خود به خود، شرائط حکومت عدل فراهم شود.

با توجه به این توضیحات متوجه می شویم اینکه در برخی روایات آمده است امام زمان وقتی ظهور می کنند که زمین پُر از ظلم و جور شده باشد، این بدان معنا نیست که مردم آمادگی ظهور را ندارند بلکه باید گفته شود که ظلم و جور، بیشتر از طرف حاکمان است و الا مردم سطح آگاهی خود را بالا برده اند و به هیچ وجه موافق با حاکمان مستبد خود نیستند.

نکته ۲۰: دقت شود روایاتی که راجع به امام زمان به ما رسیده است در شرائط خفقان و در محدود شدید صادر شده است. ائمه ی ما معمولا تحت نظر بوده اند و حکومت ها اجازه نمی داده اند که آنها بتوانند به راحتی تبلیغ کنند. در چنین شرائطی اخباری که از طرف آنها به نسل های آینده می رسد طبیعتا با مشکلاتی رو به رو است و از لحاظ علمی ممکن است با ضعف هایی همراه باشد. تازه هرچه قدر تاریخ به سمت امام دوزادهم می رفت این محدودیت ها بیشتر می شد. در چنین شرائطی طبیعتا نمی توان توقع داشت که ادله ی اثبات کننده ی هریک از امامان، متواتر و صریح باشد. بنابراین خود این مطلب می تواند تا حدودی ضعفی که در ادله دیده می شود را جبران کند. به نظر بنده برای اثبات مذهب شیعه حتما باید مطلبی که گفته شد را در نظر بگیریم تا از این طریق برخی از ضعف هایی که در استدلال ها وجود دارد مثل عدم صراحت یا عدم تواتر جبران شود.

اهل سنت حتما باید چنین مطلبی را در نظر بگیرند که در دوران خفقان، طبیعتا نمی توان توقع داشت که ادله کاملا واضح و مشخص باشد. پس نباید عقائد شیعه را منکر شوند. گاهی اوقات به گونه ای از نارسایی برخی از ادله صحبت می شود که گویا شرائط کاملا طبیعی بوده است و ائمه به راحتی می توانسته اند هر حرفی بزنند.

با توجه به این مطلب واقعا بی انصافی است که کسی بخواهد مذهب شیعه را منکر شود. بله، به اهل سنت می گوییم اگر مذهب شیعه به طور صد درصد برای شما ثابت نیست ولی عقل می گوید که منکر هم نباید شوید. پس اینکه مشاهده می کنیم برخی از اهل سنت علنا امام زمان زنده و غائب را منکر هستند، باید بیشتر در گفتار خود دقت کنند.

نکته ۲۱: ما باید در عین حال که منتظر ظهور امام زمان و وقایع بعد از آن هستیم در عین حال، هر لحظه قیامت را نزدیک بدانیم و فکر نکنیم قیامت دور است. پس ظهور منجی و حوادث بعد از آن نباید قیامت را برای ما دور جلوه دهد.

حال خواننده فکر کند که ظهور امام زمان و حوادث پس از آن چگونه با نزدیک بودن قیامت قابل جمع است؟ آیا با توجه به اینکه امام زمان تا بیاید و جهان را پُر از عدل و داد کند می توان گفت که مثلا حداقل تا یک هفته ی دیگر قیامت نمی شود؟

جواب به این سوال را به تحقیق خوانندگان واگذار می کنیم.

نکته ۲۲: دقت کنید کسانی که ادعا می کنند امام زمان دیده شده یا مداحانی که داستان هایی از دیده شدن امام زمان نقل می کنند نباید حرفشان به راحتی مورد قبول قرار گیرد. چنین حرف هایی تا مستند قوی و متقن برای آن نباشد همگی مردود است. پس به راحتی چنین گفته هایی را قبول نکنید.

البته نمی خواهیم منکر برخی داستان هایی که می گویند شویم ولی به هر حال نمی توان به راحتی آنها را قبول کرد بلکه مستند خیلی قوی لازم است.

نکته ۲۳: خوب است در اینجا به آیه ۸۹ سوره بقره اشاره اى داشته باشیم. توضیح اینکه بنى اسرائیل در طول تاریخ خود، هر گاه که با مشرکان و بت پرستان روبرو مى‏شدند به آنها خبر مى‏دادند که به زودى پیامبرى با این مشخصات خواهد آمد و ما با پیروى از او بر شما پیروز خواهیم شد و با ظهور او شرک و بت پرستى از میان خواهد رفت و توحید و خداشناسى جایگزین آن خواهد بود و جبهه توحید تقویت خواهد شد و اصلا به این خاطر به مدینه آمده بودند که در تورات بشارت داده شده بود که پیامبر خاتم درچنین محلى ظهور پیدا مى کند.

یهود همواره با این امید زندگى مى‏کرد و پیروزى نهایى خود بر مشرکان و بت پرستان را در عهد ظهور آن پیامبر مى‏دید و بارها از این آرمان بزرگ دم زده بود  و حتى اوصاف و علامتهاى آن پیامبر موعود را در مناسبتهایى بیان کرده بود. ولى متأسفانه چون آن پیامبر که کسى جز حضرت محمد (ص) نبود، ظهور کرد و آنها را به سوى خود فرا خواند آنها به خاطر منافع شخصى خود به آن پیامبر کافر شدند و از او روى برتافتند و این در حالى بود که آنها به خوبى آن حضرت را شناخته بودند و علایم و اوصاف پیامبر موعود را که در تورات خوانده بودند، در وجود او یافته بودند و به وضوح مى‏دانستند که محمد همان موعود تورات است و موسى است.

در آیه ۸۹ سوره بقره این مطلب به خوبى توضیح داده شده است: وَ لَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَ کاَنُواْ مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلىَ الَّذِینَ کَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ کَفَرُواْ بِهِ  فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلىَ الْکَفِرِینَ‏

ترجمه: و هنگامى که براى آنان از سوى خدا کتابى [چون قرآن‏] آمد که تصدیق کننده توراتى است که با آنان است، و همواره پیش از نزولش به خودشان [در سایه ایمان به آن‏] مژده پیروزى بر کافران مى‏دادند، پس [با این وصف‏] زمانى که قرآن [که پیش از نزولش آن را با پیشگویى تورات مى‏شناختند] نزد آنان آمد، به آن کافر شدند پس لعنت خدا بر کافران باد.

این مطلب را گفتیم تا مواظب باشیم ما دوباره اشتباه یهود را تکرار نکنیم. ما که دائما از امام زمان سخن می گوییم و برای فرج او دعا می کنیم و عقیده داریم او نجات دهنده ی بشریت است آیا ممکن است در هنگام ظهور، خودِ ما جلوی او بایستیم و حرف او را نپذیریم؟ خوب است راجع به این مطلب فکر کنید و همچنین تأمل کنید که چه عواملی موجب چنین رویکردی می شود؟

نکته ۲۴: در برخی از دعاها راجع به دولت امام زمان این چنین آمده است:

اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَهٍ کَرِیمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُ‏ بِهَا النِّفَاقَ‏ وَ أَهْلَهُ یعنی ما امیدواریم که دولت پسندیده ای ایجاد شود که اسلام و اهل آن عزت داشته باشند و نفاق و اهلش در آن دولت ذلیل باشند.

از چنین عباراتی بدست می آید که مشکل اصلی مسلمانان قبل از امام زمان بحث نفاق و بد دینی است. کسانی که به نام دین بر ضد دین فعالیت می کنند ضرر زیادی به دین می زنند. در بسیاری از موارد بد دینی ضررش بیشتر از بی دینی است. ما باید برای زمینه سازی ظهور امام زمان سعی کنیم بد دینی ها را از بین ببریم. برای این کار باید با دین صحیح آشنا شویم و این کار مستلزم این است که راجع به دین، خوب بیندیشیم و اجازه ندهیم تعصبات، تقلید کورکورانه، عوام فریبی ها، عوام زدگی ها و یقین های جاهلانه مانع اندیشیدن پیرامون دین شود.

بیاییم اندیشیدن را یاد بگیریم نه اینکه فقط با اندیشه ها آشنا شویم.

أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیَاءِ الْکِتَابِ‏ وَ حُدُودِهِ‏

کجاست آن کسی که آرزو داریم کتاب خدا و حدود آن را زنده کند؟

دانلود این مقاله (پی دی اف)

همچنین ببینید

زوایایی از نهضت امام حسین (ع)

مقدمه: یکی از وظایف مهمی که ما برعهده داریم بررسی دقیق نهضت امام حسین(ع) است، …

یک دیدگاه

  1. سلام
    کدام ادله نشان میدهد جنگ در اسلام تدافعی است؟
    پس جهاد ابتدایی که تمامی فقها و مراجع قبولش دارند را چه می گویید؟
    نکنه می خواین پا جای پای مراجع بذارید و بگین اونا نمی فهمن و من می فهمم؟!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *