۱۳۹۷/۰۵/۳۰
پست های اخیر
خانه / اخلاق / اخلاق و ادعیه / شرح خطبه متقین (۷۰ صفت)

شرح خطبه متقین (۷۰ صفت)

دانلود کتاب کامل شرح خطبه متقین

دانلود ۷۰ صفت خطبه متقین

مقـــدمــــه …

 آنچه که پیش رو دارید شرحی بر خطبه ی ۱۹۳ نهج البلاغه است که به خطبه ی متقین مشهور می باشد. در این خطبه طبق شمارشی که ما آورده ایم ۷۰ صفت از صفات متقین بیان گردیده است. در مجموعه ی پیش رو این صفات، تک تک مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در شرح صفات متقین سعی شده است به شبهات و سوالاتی که ممکن است پیرامون برخی از صفات برای خواننده ایجاد شود پاسخ داده  شود.

مَن یَشْفَعْ شَفَاعَهً حَسَنَهً یَکُن لَّهُ نَصِیبٌ مِّنهْا (نساء-۸۵)

 صفات متقین در خطبه ۱۹۳ نهج البلاغه

 در ابتدا و قبل از ورود به شرح صفات متقین به خود صفات اشاره می کنیم تا ذهنیتی برای خواننده از صفات متقین حاصل شود:

صفت اول: مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ : گفتارشان درست است.

صفت دوم: مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ: شعارشان اعتدال و میانه‏روى است‏.

صفت سوم: مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ: راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است.

صفت چهارم: غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ: چشمان خود را بر آنچه خدا حرام کرده مى‏پوشانند.

صفت پنجم: وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ: گوش‏هاى خود را وقف دانش سودمند کرده‏اند.

صفت ششم: نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی الْبَلَاءِ کَالَّتِی نُزِّلَتْ فِی الرَّخَاءِ: و در روزگار سختى و گشایش، حالشان یکسان است.

صفت هفتم: وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَهَ عَیْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ: و اگر نبود مرگى که خدا بر آنان مقدّر فرموده، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم، در بدن‏ها قرار نمى‏گرفت، از شوق دیدار بهشت، و از ترس عذاب جهنّم.

صفت هشتم: عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ: خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک مقدارند.

صفت نهم: فَهُمْ وَ الْجَنَّهُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ: بهشت براى آنان چنان است که گویى آن را دیده و در نعمت‏هاى آن به سر مى‏برند، و جهنّم را چنان باور دارند که گویى آن را دیده و در عذابش گرفتارند.

صفت دهم: قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَهٌ: دلهاشان اندوهگین است.

صفت یازدهم: شُرُورُهُمْ مَأْمُونَهٌ: مردم از آزارشان در أمان هستند.

صفت دوازدهم: أَجْسَادُهُمْ نَحِیفَهٌ: تن‏هایشان لاغر

صفت سیزدهم: حَاجَاتُهُم خَفِیفَهٌ: نیازها و درخواست هایشان اندک است.

صفت چهاردهم: أَنْفُسُهُمْ عَفِیفَهٌ: نفسهایشان به زیور عفت آراسته است.

صفت پانزدهم: صَبَرُوا أَیَّاماً قَصِیرَهً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَهً طَوِیلَهً تِجَارَهٌ مُرْبِحَهٌ یَسَّرَهَا لَهُمْ رَبُّهُم: در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده تا آسایش جاودانه قیامت را به دست آورند، تجارتى پر سود که پروردگارشان براى آنها فراهم فرموده است.

صفت شانزدهم: أَرَادَتْهُمُ الدُّنْیَا فَلَمْ یُرِیدُوهَا وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا: دنیا آنها را اراده کرد و مى‏خواست آنها را بفریبد امّا آنها عزم دنیا نکردند، مى خواست آنها را اسیر خود گرداند که با فدا کردن جان خود از طریق تن دادن به سختی های، خود را آزاد ساختند.

صفت هفدهم: أَمَّا اللَّیْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِینَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهَا تَرْتِیلًا یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ فَإِذَا مَرُّوا بِآیَهٍ فِیهَا تَشْوِیقٌ رَکَنُوا إِلَیْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَیْهَا شَوْقاً وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْیُنِهِمْ وَ إِذَا مَرُّوا بِآیَهٍ فِیهَا تَخْوِیفٌ أَصْغَوْا إِلَیْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِیرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِیقَهَا فِی أُصُولِ آذَانِهِمْ فَهُمْ حَانُونَ عَلَى أَوْسَاطِهِمْ مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ وَ أَکُفِّهِمْ وَ رُکَبِهِمْ وَ أَطْرَافِ أَقْدَامِهِمْ یَطْلُبُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِی فَکَاکِ رِقَابِهِمْ: پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند، اجزاء قرآن را با تأنی مى‏خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مى‏یابند. وقتى به آیه‏اى برسند که تشویقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند، و با جان پر شوق در آن خیره شوند، و گمان مى‏برند که نعمت‏هاى بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد، و هر گاه به آیه‏اى مى‏رسند که ترس در آن باشد، گوش دل به آن مى‏سپارند، و گویا صداى بر هم خوردن شعله‏هاى آتش، در گوششان طنین افکن است، پس قامت به شکل رکوع خم کرده، پیشانى و دست و پا بر خاک مالیده، و از خدا آزادى خود را از آتش جهنّم مى‏طلبند.

صفت هجدهم: وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ: پرهیزکاران در روز، دانشمندانى بردبار، و نیکوکارانى با تقوا هستند که ترس الهى آنان را چونان تیر تراشیده لاغر کرده است.

صفت نوزدهم: یَنْظُرُ إِلَیْهِمُ النَّاظِرُ فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضَى وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ وَ یَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِیمٌ: کسى که به آنها مى‏نگرد مى‏پندارد که بیمارند امّا آنان را بیمارى نیست، و مى‏گوید، دیوانه‏اند، در حالى که امرى عظیم آنان را بدین حال در آورده.

صفت بیستم: لَا یَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الْقَلِیلَ وَ لَا یَسْتَکْثِرُونَ الْکَثِیرَ فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ: از اعمال اندک خود خشنود نیستند، و اعمال زیاد خود را بسیار نمى‏شمارند. نفس خود را متّهم مى‏کنند، و از کردار خود ترسناکند.

صفت بیست و یکم: إِذَا زُکِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا یُقَالُ لَهُ فَیَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْ غَیْرِی وَ رَبِّی أَعْلَمُ بِی مِنِّی بِنَفْسِی اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِی بِمَا یَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِی أَفْضَلَ مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِی مَا لَا یَعْلَمُونَ: هرگاه یکى از آنان را بستایند، از آنچه در تعریف او گفته شد در هراس افتاده مى‏گوید: من خود را از دیگران بهتر مى‏شناسم و خداى من، مرا بهتر از من مى‏شناسد، بار خدایا، مرا بر آنچه مى‏گویند محاکمه نفرما (که بخواهی طبق آنچه آنها می گویند از من تکلیف بخواهی)، و بهتر از آن قرارم ده که مى‏گویند، و گناهانى که نمى‏دانند بیامرز.

صفت بیست و دوم: فَمِنْ عَلَامَهِ أَحَدِهِمْ أَنَّکَ تَرَى لَهُ قُوَّهً فِی دِینٍ: از نشانه‏هاى دیگرشان آن است که هر کدام را داراى نیرومندى در دین مى بینى.

صفت بیست و سوم: حَزْماً فِی لِینٍ: در نرم خویى کمر همت بسته است.

صفت بیست و چهارم: إِیمَاناً فِی یَقِینٍ: ایمانى دارد که در ظرف یقین قرار گرفته است یعنى ایمانش به همراه یقین است و شکى نسبت به آن ندارد.

صفت بیست و پنجم: وَ حِرْصاً فِی عِلْمٍ وَ عِلْماً فِی حِلْمٍ: حریص در کسب دانش است و با داشتن علم بردبار است.

صفت بیست و ششم: وَ قَصْداً فِی غِنًى: در بی نیازی میانه رو است.

صفت بیست و هفتم: وَ خُشُوعاً فِی عِبَادَهٍ: در عبادت فروتن هستند.

صفت بیست و هشتم: وَ تَجَمُّلًا فِی فَاقَهٍ: در عین این که فقیر است ظاهرى آراسته دارد.

صفت بیست و نهم: صَبْراً فِی شِدَّهٍ: در سختى‏ها بردبار هستند.

دانلود کتاب کامل شرح خطبه متقین

دانلود ۷۰ صفت خطبه متقین

صفت سی ام: طَلَباً فِی حَلَالٍ: در جستجوى کسب حلال است.

صفت سی و یکم: نَشَاطاً فِی هُدًى: در راه هدایت شادمان است.

صفت سی و دوم: تَحَرُّجاً عَنْ طَمَعٍ: پرهیز کننده از طمع ورزى، مى‏باشد.

صفت سی و سوم: یَعْمَلُ الْأَعْمَالَ الصَّالِحَهَ وَ هُوَ عَلَى وَجَلٍ: در عین به جا آوردن اعمال شایسته ترسان است.

صفت سی و چهارم: یُمْسِی وَ هَمُّهُ الشُّکْرُ وَ یُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّکْرُ: شب مى‏کند در اندیشه شکر، و روز مى‏کند در اندیشه ذکر.

صفت سی و پنجم: یَبِیتُ حَذِراً وَ یُصْبِحُ فَرِحاً حَذِراً لِمَا حُذِّرَ مِنَ الْغَفْلَهِ وَ فَرِحاً بِمَا أَصَابَ مِنَ الْفَضْلِ وَ الرَّحْمَهِ: شب مى‏خوابد اما ترسان، و صبح بر مى‏خیزد شادمان، ترس براى اینکه دچار غفلت نشده باشد، و شادمانى براى فضل و رحمتى که به او رسیده است.

صفت سی و ششم: إِنِ اسْتَصْعَبَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فِیمَا تَکْرَهُ لَمْ یُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِیمَا تُحِبُّ: اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش مى‏کند.

صفت سی و هفتم: قُرَّهُ عَیْنِهِ فِیمَا لَا یَزُولُ وَ زَهَادَتُهُ فِیمَا لَا یَبْقَى: روشنى چشم پرهیزکار در چیزى قرار دارد که جاودانه است، و زهدش در چیزی است که پایدار نیست.

صفت سی و هشتم: یَمْزُجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ وَ الْقَوْلَ بِالْعَمَلِ: بردبارى را با علم، و سخن را با عمل، در مى‏آمیزد.

صفت سی و نهم: تَرَاهُ قَرِیباً أَمَلُهُ: پرهیزکار را مى‏بینى که آرزویش نزدیک است.

صفت چهلم: قَلِیلًا زَلَلُهُ: لغزش‏هایش اندک است.

صفت چهل و یکم: خَاشِعاً قَلْبُهُ: قلبش خاشع است.

صفت چهل و دوم: قَانِعَهً نَفْسُهُ: نفسش قانع است.

صفت چهل و سوم: مَنْزُوراً أَکْلُهُ: خوراکش اندک است.

صفت چهل و چهارم: سَهْلًا أَمْرُهُ: کارش آسان است.

صفت چهل و پنجم: حَرِیزاً دِینُهُ: دینش محفوظ و حفاظت شده است.

صفت چهل و ششم: مَیِّتَهً شَهْوَتُهُ: شهوتش مرده است.

صفت چهل و هفتم: مَکْظُوماً غَیْظُهُ: خشمش فرو خورده است.

صفت چهل و هشتم: الْخَیْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ: مردم به خیرش امیدوار، و از آزارش در امانند.

صفت چهل و نهم: إِنْ کَانَ فِی الْغَافِلِینَ کُتِبَ فِی الذَّاکِرِینَ وَ إِنْ کَانَ فِی الذَّاکِرِینَ لَمْ یُکْتَبْ مِنَ الْغَافِلِینَ: اگر در جمع بى‏خبران باشد نامش در گروه یاد آوران خدا ثبت مى‏گردد، و اگر در یاد آوران باشد نامش در گروه بى‏خبران نوشته نمى‏شود.

صفت پنجاهم: یَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ یُعْطِی مَنْ حَرَمَهُ وَ یَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ: ستمکار خود را عفو مى‏کند، به آن که محرومش ساخته مى‏بخشد، به آن کس که از او بریده مى‏پیوندد.

صفت پنجاه و یکم: بَعِیداً فُحْشُهُ: از کارِ بسیار زشت دور است.

صفت پنجاه و دوم: لَیِّناً قَوْلُهُ: گفتارش نرم ‏است.

صفت پنجاه و سوم: غَائِباً مُنْکَرُهُ حَاضِراً مَعْرُوفُه: بدى‏هاى او پنهان، و کار نیکش آشکار است.

صفت پنجاه و چهارم: مُقْبِلًا خَیْرُهُ مُدْبِراً شَرُّهُ: نیکى‏اش روى آورده، و شرّش روى گردانده است.

صفت پنجاه و پنجم: فِی الزَّلَازِلِ وَقُورٌ: در سختى‏ها با وقار است.

صفت پنجاه و ششم: فِی الْمَکَارِهِ صَبُورٌ: در ناگواریها بردبار است.

صفت پنجاه و هفتم: فِی الرَّخَاءِ شَکُورٌ: در خوشى‏ها سپاسگزار است.

صفت پنجاه و هشتم: لَا یَحِیفُ عَلَى مَنْ یُبْغِضُ وَ لَا یَأْثَمُ فِیمَنْ یُحِبُّ: به آن که دشمن دارد ستم نکند، و نسبت به آن که دوست دارد به گناه آلوده نشود.

صفت پنجاه و نهم: یَعْتَرِفُ بِالْحَقِّ قَبْلَ أَنْ یُشْهَدَ عَلَیْهِ: پیش از آن که بر ضد او گواهى دهند به حق اعتراف مى‏کند.

صفت شصتم: لَا یُضِیعُ مَا اسْتُحْفِظَ: آنچه را به او سپرده‏اند ضایع نمى‏سازد.

صفت شصت و یکم: لَا یَنْسَى مَا ذُکِّرَ: آنچه را به او تذکّر دادند فراموش نمى‏کند.

صفت شصت و دوم: لَا یُنَابِزُ بِالْأَلْقَابِ: مردم را با لقب‏هاى زشت نمى‏خواند.

صفت شصت و سوم: لَا یُضَارُّ بِالْجَارِ: همسایگان را آزار نمى‏رساند.

صفت شصت و چهارم: لَا یَشْمَتُ بِالْمَصَائِبِ: در مصیبت‏هاى دیگران شاد نمى‏شود.

صفت شصت و پنجم: لَا یَدْخُلُ فِی الْبَاطِلِ وَ لَا یَخْرُجُ مِنَ الْحَقِّ: در باطل وارد نمى‏شود، و از حق خارج نمى‏گردد.

صفت شصت و ششم: إِنْ صَمَتَ لَمْ یَغُمَّهُ صَمْتُهُ: اگر سکوت کند سکوتش غمگینش نکند.

صفت شصت و هفتم: إِنْ ضَحِکَ لَمْ یَعْلُ صَوْتُهُ: اگر بخندد آواز خنده او بلند نمى‏شود.

صفت شصت و هشتم: إِنْ بُغِیَ عَلَیْهِ صَبَرَ حَتَّى یَکُونَ اللَّهُ هُوَ الَّذِی یَنْتَقِمُ لَهُ: اگر به او ستمى روا دارند صبر مى‏کند تا خدا انتقام او را بگیرد.

صفت شصت و نهم: نَفْسُهُ مِنْهُ فِی عَنَاءٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَهٍ أَتْعَبَ نَفْسَهُ لِآخِرَتِهِ وَ أَرَاحَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ: نفسش از دستش به رنج و مردم از وى آسوده‏اند، او خود را براى آخرت به زحمت افکنده، و اهل دنیا را راحتى بخشیده است.

صفت هفتادم: بُعْدُهُ عَمَّنْ تَبَاعَدَ عَنْهُ زُهْدٌ وَ نَزَاهَهٌ وَ دُنُوُّهُ مِمَّنْ دَنَا مِنْهُ لِینٌ وَ رَحْمَهٌ لَیْسَ تَبَاعُدُهُ بِکِبْرٍ وَ عَظَمَهٍ وَ لَا دُنُوُّهُ بِمَکْرٍ وَ خَدِیعَهٍ:

دوریش از کسانى که دورى مى‏جوید پارسائى و پاکدامنى است، و نزدیکیش به آنانکه نزدیک مى‏شود از در خوش‏خوئى و مهربانى است، نه آن دورى از روى خودخواهى و بزرگى فروشى، و نه آن نزدیکى از راه فریب و نیرنگ است.

و اما پس از بیان اصل صفات به شرح آنها می پردازیم: شرح کامل در کتاب قابل دانلود

دانلود کتاب کامل شرح خطبه متقین

دانلود ۷۰ صفت خطبه متقین

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*