خانه / از تو می پرسند؟ / درخواست از مرده!؟

درخواست از مرده!؟

درخواست از مرده!؟

نظر شما راجع به آیات ۲۰ و ۲۱ سوره نحل چیست؟ آیا از این آیات بدست می آید که حاجت خواستن از مرده صحیح نیست؟

جواب: در این زمینه بنده تحقیقی انجام داده ام که در ادامه به عین این تحقیق اشاره می کنم:

این آیات مربوط به شریک قرار دادن برای خدا و درخواست از غیر خداست. در این آیات آمده است:

وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا یَخْلُقُونَ شَیئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ(۲۰) أَمْوَاتٌ غَیرُ أَحْیَاءٍ  وَ مَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ(۲۱)

ترجمه: و کسانى که به جاى خدا مى‏خوانند، چیزى نمى‏آفرینند و خود آفریده مى‏شوند (۲۰) مردگانند نه زندگان و نمى‏دانند که چه هنگامى برانگیخته مى‏شوند (۲۱)

جالب است که الفاظ این آیات به گونه ای بیان شده است که می تواند اقسام مختلف شرک را شامل شود و به معبودهای مختلف مشرکین اشاره داشته باشد. پس اینکه بخواهیم آیات را محدود به یک قسم از شرک کنیم صحیح به نظر نمی رسد. اصلا به نظر می رسد که خداوند متعال عمدا به گونه ای الفاظ را بیان کرده است که دارای وسعت معنایی باشند و این یکی از خصوصیات قرآن است که آیاتش محدود به یک معنا و یک مصداق نیست. با خواندن الفاظ این دو آیه متوجه می شویم که صفات بکار رفته شده برای معبودان مشرکین می تواند به همه ی معبودها اشاره داشته باشد.

و اما در ادامه به معانی و مصادیق مختلفی که این آیات می تواند داشته باشد اشاره می کنیم:

الف) صفات بیان شده در این آیات می تواند اشاره به بت های سنگی و چوبی داشته باشد و در نتیجه آیه چنین معنا شود:

معبودهایى را که آنها مى‏خوانند نه تنها چیزى را خلق نمى‏کنند بلکه خودشان مخلوقند، آنها موجودات مرده‏اى هستند که هرگز بویى از حیات نبرده و نه استعداد آن را دارند،  این بتها اصلا نمى‏دانند در چه زمانى عبادت کنندگانشان مبعوث خواهند شد و همچنین نمى‏دانند که خودشان چه زمانى مبعوث مى‏شوند.

ب) صفات بیان شده در این آیات می تواند اشاره به مردگانی داشته باشد که از دنیا رفته اند ولی زندگان، آنها را شریک خدا قرار می دهند و از آنها حاجت هایشان را می خواهند. طبق این معنا این آیات این گونه معنا می شود:

آن کسانی را که شما آنها را می خوانید نه تنها چیزى را خلق نمى‏کنند بلکه خودشان مخلوقند، آنها مرده اند و فاقد حیات در نزد شما هستند و حتی نمی دانند که در چه زمانى عبادت کنندگانشان مبعوث خواهند شد و همچنین نمى‏دانند که خودشان چه زمانى مبعوث مى‏شوند.

ج) صفات بیان شده در این آیات اشاره به همه ی موجودات، غیر خدا دارد و این آیات می خواهد به ما بگوید که غیر خدا شایسته ی پرستش و درخواست نیست. طبق این معنا این آیات این گونه معنا می شود:

آن کسانی را که شما آنها را می خوانید نه تنها چیزى را خلق نمى‏کنند بلکه خودشان مخلوقند و اگر هم عیسی در قرآن خالقِ پرنده نامیده شده است به اذن خدا بوده است و هیچ کس مستقلا چیزی خلق نمی کند، غیر خدا همه خواهند مرد و اصلا با توجه به اینکه چیزی از خود ندارند همین الآن مرده هستند همچنانکه در آیه ۳۰ سوره زمر آمده است: إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنهُّم مَّیِّتُونَ بنابراین غیر خدا حقیقتا از خود حیاتی ندارند و حتی نمی دانند که چه وقتی مبعوث می شوند.

این نظر در تفسیر المیزان نیز به این گونه آمده است:

آیات شریفه مورد بحث هر چند ظاهر سیاقش نفى ربوبیت اصنام است لیکن با کمترین دقت معلوم مى‏شود که همین بیان در نفى ربوبیت صاحبان اصنام یعنى ملائکه مقرب و جن و کملین بشر و کواکب، و هر معبود دیگرى که وثنى‏ها مى‏پرستند نیز جریان دارد، براى اینکه آنها نیز هیچ یک خالق و منعم و عالم بالاصاله نیستند، و اگر هم از این صفات چیزى را و یا همه را دارند از خداى سبحان دارند، و حال آنکه رب حقیقى آن کسى است که این صفات را بالاصاله و مستقلا داشته باشد (دقت بفرمایید). (ترجمه المیزان، ج‏۱۲، ص: ۳۲۴)

و اما بیان چند تذکر به خصوص راجع به معنای دوم و سوم لازم است:

تذکر ۱: درست است که معمولا مفسرین، این آیات را مربوط به پرستش گرفته اند ولی بالاخره با توجه به اینکه از واژه ی یَدْعُونَ به جای یعبدون استفاده شده است می توان چنین استفاده کرد که برخی از کارها با اینکه واقعا پرستش نیست ولی می توان شرک آلود باشد به عنوان مثال اگر به گونه ای از غیر خدا درخواست شود که آن غیر خدا شرط کافی برای برآورده شدن حاجت تصور شود چنین چیزی صحیح به نظر نمی رسد. هیچ گاه ما نمی توایم واسطه ها را همه چیز بدانیم بلکه همواره باید تصور ما این باشد که اذن خدا می تواند کار همه ی واسطه ها را باطل کند. در این زمینه پیشنهاد می شود که به آیات ۱۷ تا ۳۳ سوره قلم رجوع کنید.

تذکر ۲: اینکه امروزه برخی افراد حاجت هایشان را مستقیما از امامان می خواهند صحیح به نظر نمی رسد. البته نمی خواهیم بگوییم که حتما شرک است ولی به هر حال آیا مطابق عملکرد امامان هست یا نه؟ آیا امامی را سراغ دارید که برای حاجت هایش پدرش را صدا زده باشد؟

تذکر ۳: دعاهایی که از قول انسان های خوب در قرآن بیان شده است آیا نمی تواند معیاری برای چگونگی حاجت خواستن باشد؟ در این زمینه می توانید به آیات آخر سوره بقره و آل عمران و همچنین دعاهای نقل شده از پیامبران در قرآن مراجعه کنید تا تفاوت حاجت خواستن ها را مشاهده کنید. حتی در این دعاها تعبیر (بحق محمد و آل محمد) نیز وجود ندارد.

تذکر ۴: وقتی حاجت خواستن از مردگان با اشکال رو به رو شد این بحث پیش می آید که طلب دعا از آنها چه حکمی دارد یعنی آیا ما می توانیم به آنها بگوییم شما برای ما از خدا بخواهید؟

این کار در صورتی که ثابت شود مردگان صدای زندگان را می شنوند می تواند بلا اشکال باشد که البته این بحث در جای دیگری باید مورد بحث و بررسی و تحقیق قرار گیرد.

تذکر ۵: به آیات ۳۷ و ۳۸ سوره آل عمران توجه کنید. در این آیات وقتی زکریا مشاهده می کند که از طرف خدا برای مریم رزق رسیده است بهترین فرصت است تا حاجت هایش را از او بخواهد یا لااقل به او التماس دعا بگوید ولی جالب است که قرآن می فرماید:

هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ  قَالَ رَبّ‏ هَبْ لىِ مِن لَّدُنکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً  إِنَّکَ سمَیعُ الدُّعَاءِ(۳۸)

ترجمه: در آنجا بود که زکریا [با دیدن کرامت و عظمت مریم‏] پروردگار خود را خواند، گفت: پروردگارا! مرا از سوى خود فرزندى پاک و پاکیزه عطا کن، یقیناً تو شنواى دعایى.

پس زکریا موقعیت و مکان را مناسب می بیند و خودش خدا را صدا می زند.

تذکر ۶: سوالی وجود دارد که وقتی منبع اصلی و تصمیم گیر اصلی در دسترس است و همه جا حاضر است و خودش گفته است که حتی گنه کاران نیز درب خانه ی من بیایند چرا انسان باید سراغ کسانی رود که خودشان مستقلا تصمیم گیر نیستند؟ بنابراین عاقلانه ترین و منطقی ترین راه این است که حاجت ها از خدا خواسته شود و این کار به احتیاط نیز نزدیک تر است چرا که بالاخره راه های دیگر قطعی نیستند ولی این راه، قطعی است. تا وقتی که محکمات موجود است چرا سراغ راه های متشابه رویم؟ با توجه به این مطلب می فهمیم اینکه برخی رفتن درب خانه ی خدا را با رفتن نزد پادشاه مقایسه می کنند صحیح نیست و همچنین اینکه برخی خدا را تشبیه به منبع برق می کنند که برای ارتباط با آن نیاز به وجود یک واسطه است صحیح به نظر نمی رسد.

تذکر ۷: اصلا سوالی وجود دارد که آیا پیامبر و ائمه مسئولیت شفا دادن مریض ها یا برآورده کردن حاجات را بر عهده دارند یا نه؟ از آیات قرآن فهمیده می شود که تکوین در اختیار آنها نیست. طبق آیه ۹۲ سوره توبه در بحث جنگ که دین در خطر است پیامبر به خاطر امکانات پایین حتی شتری در اختیار ندارد تا به جنگجویان بدهد تا آنها بتوانند در جنگ شرکت کنند. همچنین در این زمینه می تونید به آیات ۹۰ تا ۹۳ سوره اسراء مراجعه کنید.

تذکر ۸: مطالعه ی آیات ۳۶ سوره زمر و همچنین ۴۳ تا ۴۵ این سوره برای تکمیل بحث بسیار خوب است.

تذکر ۹: در آیه ۴۷ سوره زمر آمده است:  وَ بَدَا لهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ یَکُونُواْ یحَتَسِبُونَ یعنى در روز قیامت براى عده اى از سوى خدا امورى ظاهر مى‏شود که هرگز گمان نمى‏کردند!

آیا ممکن است ما نیز دارای تصور خاصی از خدا باشیم ولی روز قیامت خلاف آن برای ما آشکار شود؟

تذکر ۱۰: گاهی اوقات وقتی به برخی از کارهایی که شیعیان انجام می دهند مثل حاجت خواستن از ائمه ایراد می گیریم آنها می گویند ما هیچ گاه ائمه را در عرض خدا قرار نمی دهیم بلکه ائمه در طول خدا هستند.

به این حرف این گونه باید پاسخ داد که اتفاقا مشرکین زمان پیامبر نیز بت ها را هیچ گاه هم عرض خدا قرار نمی دادند و اتفاقا بت ها را در طول خدا قرار می دادند. در آیه سوم سوره زمر آمده است:

وَ الَّذِینَ اتخَّذُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلىَ اللَّهِ زُلْفَى

ترجمه: آنان که به جاى خدا سرپرستان و معبودانى برگزیده‏اند [و مى‏گویند:] ما آنان را جز براى اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کنند، نمى‏پرستیم.

شعار مشرکین چنین بود: (لبیک لا شریک لک الا شریک هو لک تملکه و ما ملک) یعنی خدایا تو شریکی ندارد الا شریکی که او در اختیار توست و تو مالک او هستی.

پس می فهمیم که مشرکین هیچ گاه معبودانشان را هم عرض خدا قرار نمی دادند.

به هر حال آنچه که بنده می فهمم این است که اگرکسی واسطه ها را در طول خدا قرار دهد ولی خواست آنها را همان خواست خدا بداند به گونه ای که آنها شرط کافی برای رسیدن به حوائج معرفی گردند این نیز شرک است و حتما لازم نیست کسی، دیگری را در عرض خدا قرار دهد تا شرک شود.

تذکر ۱۱: آیه ۵۹ سوره توبه براى ما مشخص مى کند که موحدین واقعى چگونه باید صحبت کنند و چگونه خدا را در صحبت هایشان اصل و اساس قرار دهند. همچنین از این آیه مى توان استفاده کرد که اگر خدا در جایى خودش، دیگرى را هم عرض خود قرار داد دلیل نمى شود که ما نیز بتوانیم چنین کنیم. به این آیه خود توجه کنید:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُواْ مَا ءَاتَئهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلىَ اللَّهِ رَاغِبُونَ‏

ترجمه: و اگر آنان به آنچه خدا و پیامبرش به ایشان عطا کرده‏اند، خشنود مى‏شدند و مى‏گفتند: خدا ما را بس است خدا به زودى از فضل و احسان خود به ما عطا مى‏کنند و پیامبرش هم همچنین، [و] ما فقط به سوى خدا مایل و علاقمندیم [براى آنان بهتر بود.]

در این آیه مشاهده می کنیم آنچه که کلام خداست خود او گفته است: ءَاتَئهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ولی وقتی بحث کلام دیگران پیش می آید بین الله و رسول فاصله می افتد و می گوید: سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ

همچنین در این آیه مشاهده می کنیم که کافی، فقط خدا دانسته شده است و همچنین ضمیر فَضْلِهِ مفرد است و فقط به خدا برمی گردد و علاوه بر این در آخر آیه فقط صحبت از الله است.

در تفسیر المیزان ذیل این آیه آمده است:

در این آیه بیان لطیفى است که لطفش بر کسى پوشیده نیست، و آن این است که دادن (ایتاء) را هم به خدا نسبت داده و هم به رسولش، و لیکن کفایت و فضل و رغبت ایشان را تنها به خدا مخصوص کرده و لازمه دین توحید هم همین هست. (ترجمه المیزان، ج‏۹، ص: ۴۱۶)

واقعا امروزه در کلام برخی از شیعیان مطالبی را مشاهده می کنیم که اصلا با جملات قرآن مطابقت ندارد.

دکمه2

همچنین ببینید

شادی و غم از دیدگاه قرآن

 شادی و غم از دیدگاه قرآن  مقدمه : در ایام نوروز سال ۱۳۹۵ به ذهنم …

۲ دیدگاه

  1. با سلام
    ممنونم از متن صریح و منطقی شما . درحالیکه بیشتر سایتها یک حرف می زنند شما حرف نو می زنید نه اینکه عجیب باشه کمیاب هست .
    فقط این صفحه نظر دهی با اختلال روبرو هست برای ما . جدول قسمت نظردهی انقدر کمرنگ و محو هست که تقریبا با کلیکهای مداوم موس روی جاهای مختلف صفحه، تونستم محدوده را پیدا کنم .
    با تشکر

    بازاندیش پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۶:۳۰ ق.ظ:

    سلام و تشکر به خاطر حسن نیت شما
    امیدورایم که بتوانیم به صورت علمی مباحث را دنبال کنیم
    باز هم از توجه شما به این مقاله سپاسگزاریم
    دین پژوهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *