خانه / از تو می پرسند؟ / سوگند ایوب؟!

سوگند ایوب؟!

سوگند ایوب؟!

مفسرین در ذیل آیه ۴۴ سوره ص گفته اند که حضرت ایوب سوگند خورده بود که همسرش را بزند. آیا چنین مطلبی صحیح است و اگر جواب مثبت است چرا ایوب چنین سوگندی خورده بود؟

جواب: بد نیست که در جواب این سوال به پرسش و پاسخی که در سایت آقای غروی در این باره آمده بود اشاره کنم:

آیه ۴۴ سوره ص از دیدگاه آقای غروی:

پرسش ۱: تحیت و سلام امیدوارم در صحت و سلامت روحی و جسمی خوبی باشید.اخیراً به آیه‌ ای برخوردم که مرتبط به حقوق زنان بود و طبق معمول چون به حقوق زنان تنه می‌زد، داد مستشرقین و اسلام ستیزان از یک طرف و زنانی که خوب البته سؤال در این زمینه بیشتر از مردان برایشان ایجاد می‌شود از طرف دیگر بلند شده است. آیه ۴۴ سوره صاد:وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِّعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ مترجم کتاب نفیس قرآن مبین ترجمه‌یی متفاوت ارائه داده است و گفته است که «ضَرَبَ بِهِ» یعنی به زخم خود بزن. در زیرنویس نیز این نوع ترجمه را به مرحوم حاج آقا (غروی) نسبت داده‌اند. خیلی دوست دارم جزییات این ترجمه را بدانم. ممنون می‌شوم که بیشتر توضیح بدهید.

جواب: از اشکالاتی که مراکز مدافع حقوق بشر به طور عموم و حقوق زنان به طور اخص به قرآن وارد کرده‌اند مفاد آیه ۴۴ سوره ص است. و البته این دسته از معترضان صاحب حقند. چون اکثر قریب به اتفاق مفسران این آیه را به نافرمانی همسر ایوب، که خود واقعه‌یی ساختگی و دروغ پندارانه است، مربوط دانسته و گفته‌اند: چون ایوب سوگند خورده بود که به همسرش یکصد ضربه چوب یا تازیانه بزند، خدای تعالی راه گریزی به او بنمود تا هم به سوگند خود وفاء کرده باشد، و هم همسرش را مضروب به ضرب شدید نساخته باشد، و هم او را تأدیب کرده باشد. اینگونه تفسیر مفسران نتیجه‌یی جز ضایع کردن قرآن و مخدوش ساختن کلام الهی نداشته است، مضافاً بر اینکه حاکی از بی‌توجهی به مضامین آیات الهی است، که همه برای هدایت بشر در هر عصری نازل شده‌اند. مفسران ما باید بر این نکته عنایت می‌داشتند که سخن خالق هستی با بشر نمی‌تواند حاوی مفاهیم بی‌ارزش و لاطائل باشد، زیرا کلامی است در راهنمایی انسان به سوی زیستنی در خور مقام والای انسانی او، و در شأن جایگاه خلیفه اللهی او.

از طرف دیگر اگر با قدری امعان نظر در ساختار جملات آیات می‌نگریستند، متوجه مفاهیم عالیه آنها می‌شدند و دچار این همه افسانه سرایی متأثر از متون و روایات منتسب به یهودان نمی‌گشتند.

مجموع آیات مربوط به بیماری ایوب و شفاء خواستن او از خدا، در مجلد دوم آدم از نظر قرآن، صفحۀ ۳۷۲ تا ۳۸۸، به تفصیل آمده است. هیچ یک از مطالبی که مفسران گفته‌اند مربوط به این آیات نیست و معلوم نیست چگونه جرأت یافته‌اند این خرافات را به صورت افتراء، به خدا و رسول نسبت دهند!! خدای متعال روش درمان بیماری‌های جسم و روان را به ایوب تعلیم می‌دهد.

ای ایوب اکنون که گرمای بدن تو افزون از اندازه شده، باید پاهای خود را در آب سرد فروبری، و شربتی که از گیاهان ساخته می‌شود بنوشی

این بیماری مُسری که باید حصبه بوده باشد، موجب شده بود، اهل و پیروانش، از اطراف او پراکنده شوند و به او نزدیک نگردند. اما وقتی ایوب تابع نظام اسباب شد، حال وخیمش رو به بهبود گزارد و موجب شادمانی اهل و پیروانش گردید.

پس ای ایوب، شربت را اینگونه بساز که دسته‌یی از گیاهان دارویی برگیری و بهم زنی و مخلوط کنی، آنگاه بنوشی و از این فرمان سرپیچی ننمایی. ما او را بنده‌یی شکیبا یافتیم و نیز کسی که پیوسته در همه کارها روی کردش به سوی ما است.

وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ، ارْکُضْ بِرِجْلِکَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ، وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَهً مِّنَّا وَذِکْرَى لِأُوْلِی الْأَلْبَابِ، وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» (ص ۴۱ تا ۴۴)

در این آیات هیچ اشاره‌یی به نافرمانی همسر ایوب نشده و نیز خبری از سوگند ایوب دائر بر زدن همسر نیست. مفسران ما حتی به لغت هم مراجعه نکرده‌اند، «حنث» به معنای «گناه و نافرمانی» است. البته در معنای «تخلف از سوگند» هم آمده است که ذیل مفهوم مطلق «نافرمانی» قرار می گیرد. و «ضَرَبَ به» به معنای «مخلوط کرد و بهم زد» می‌باشد. علاوه براینها، در مجموع این آیات، حتی یک ضمیر مؤنث هم نیامده است که بتوان گفت مرجعش همسر ایوب می‌باشد. مفاهیم متشابه آیات بماند تا زمانی دیگر. نتیجه آنکه ایوب مبتلاء به یک بیماری بوده و خدای تعالی در پاسخ به درخواست او برای شفاء دادن و حصول بهبودی و شفاء یافتن، وی را به تبعیت از نظام اسباب فرامی‌خواند، یعنی تهیه، فراهم کردن، فرآوری و مصرف دارو. همانگونه که رسول اسلام صلی الله علیه وآله، در پاسخ کسانی که برای شفاء گرفتن نزد وی آمده بودند فرمود: اِنَّ لِکُلِّ داءٍ دواءً فـتَداوَوا. هر دردی را دارویی است پس به دارو درمان کنید. و نیز تَدَاوَوا عِبادَ اللهِ سُبحانَهُ لَم یَضَع دَاءَ اِلاَّ وَضَعَ مَعَهُ شِفاءَ. الاَّ الهَرَم. خود را مداوا کنید ای بندگان خدا همانا خدای سبحان دردی ننهاده است جز آنکه برایش دارویی بنهاده. جز پیری. (ابن ماجه، طب،۱، ص ۵۵۷) بناءبراین امور دنیا در چارچوب نظام اسباب انجام می‌پذیرد و لا غیر، و چون پیامبران الهی هم بشرند همچون دیگر آحاد بشر، باید خواستها و نیازهای خود را در ظل همین نظام و با پیروی از قوانین تغییر ناپذیر آن به منصۀ ظهور و عمل درآورند. وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلًا (فتح ۲۳)

(سایت مربوط به آقای غروی)

در بین ترجمه ها نیز در ترجمه ى على اکبر طاهرى قزوینى این آیه چنین ترجمه شده است :

 [آن گاه گفتیم:] به دست خویش دسته‏اى از علفهاى خشک [دارویى‏] بگیر و [پس از فرآورى‏] آن را [بر زخمهاى خود] بزن و [با اهمال در این مورد] مرتکب گناه مشو او را بنده‏اى شکیبا تشخیص دادیم نیکو بنده‏اى بود همواره [به درگاه ما] باز مى‏گشت.

به هر حال از این صحبت ها می فهمیم که آن معنا که معمول مفسرین در مورد این آیه بیان کرده اند یک معنای قطعی نیست.

دکمه2

همچنین ببینید

عزاسازی یا عزاداری؟!

نظر شما راجع به سبک های مختلف عزاداری مثل زنجیر زنی یا قمه زنی یا …

۲ دیدگاه

  1. خیلی خیلی ممنون

    بازاندیش پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۹:۳۶ ق.ظ:

    موفق باشید
    دین پژوهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *