خانه / از تو می پرسند؟ / یا حمید بحقّ محمّد!!!

یا حمید بحقّ محمّد!!!

یا حمید بحقّ محمّد!!!

آیا جملاتِ (یا حمید بحقّ محمّد یا عالى بحقّ على یا فاطر بحقّ فاطمه یا محسن بحقّ الحسن ….) که معمولا در دعاها خوانده مى شود مستند است‏؟

جواب: بنده برای چنین جملاتی سند متصلی پیدا نکردم و هرکسی این جملات را نقل کرده است از کتاب الدر الثمین نقل کرده است ولی سلسله ی سندی برای آن ذکر نکرده است. اتفاقا وقتی بنده در اینترنت جستجویی کردم که آیا کسی راجع به سند این جملات تحقیق کرده است یا نه؟ مشاهده کردم که در سایت شخصی دکتر اکبر احمدی چنین آمده بود:

برخی می­گویند حضرت آدم بعد از اخراج جنت برای برگشت به سوی خدا این دعا را خواندند و از خداوند خواستند که توبه او را بپذیرد. در اینجا دو بحث قابل طرح است یک مطلب به اعتبار جملات سابق الذکر است و دیگری این است که مقصود از کلمات چه بوده است. آنچه در اینجا مقصود است بیان مستند نبودن عبارت  یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَهَ یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ مِنْکَ الْإِحْسَانُ می­باشد. و قصد بررسی مفصل توسل به پنج تن را نداریم هر چند در این زمینه روایاتی وارد شده است که به برخی از آنها فقط اشاره می­شود و قضاوت نهایی خود مستلزم تتبعی دقیق­تر است که فعلا زمان مجال آن را ندارد. به هر حال مجلسی در بحار می­نویسد

۴۴-  وَ رَوَى صَاحِبُ الدُّرِّ الثَّمِینِ فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَى فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ أَنَّهُ رَأَى سَاقَ الْعَرْشِ وَ أَسْمَاءَ النَّبِیِّ وَ الْأَئِمَّهِ ع فَلَقَّنَهُ جَبْرَئِیلُ قُلْ یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَهَ یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ مِنْکَ الْإِحْسَانُ فَلَمَّا ذَکَرَ الْحُسَیْنَ سَالَتْ دُمُوعُهُ وَ انْخَشَعَ قَلْبُهُ (بحارالأنوار ج: ۴۴ ص: ۲۴۵) با تتبع صورت گرفته این عبارت هیچ مستندی غیر از این عبارت ندارد و این عبارت نیز کاملا غیر مستند است و اصلا الدر الثمین چیست و برای کیست و سندش چیست. بر هر حال این گفتار سند ندارد. اما در تفسیر برهان این روایت از تفسیر منسوب به امام حسن عسکری  نقل شده و قال الإمام أبو محمد العسکری (علیه السلام): «قال علی بن الحسین (علیه السلام): حدثنی أبی، عن أبیه، عن رسول الله (صلى الله علیه و آله)، قال: یا عباد الله، إن آدم لما رأى النور ساطعا من صلبه، إذ کان تعالى قد نقل أشباحنا من ذروه العرش إلى ظهره، رأى النور و لم یتبین الأشباح، فقال: یا رب، ما هذه الأنوار؟ قال الله عز و جل:

أنوار أشباح نقلتهم من أشرف بقاع عرشی إلى ظهرک، و لذلک أمرت الملائکه بالسجود لک، إذ کنت وعاء لتلک الأشباح.فقال آدم: یا رب، لو بینتها لی؟ فقال الله عز و جل: انظر- یا آدم- إلى ذروه العرش. فنظر آدم (علیه السلام) و وقع نور أشباحنا من ظهر آدم (علیه السلام) على ذروه العرش، فانطبع فیه صور أنوار أشباحنا التی فی ظهره- کما ینطبع وجه الإنسان فی المرآه الصافیه- فرأى أشباحنا.

فقال: ما هذه الأشباح، یا رب؟ قال الله تعالى: یا آدم، هذه أشباح أفضل خلائقی و بریاتی، هذا محمد، و أنا المحمود الحمید فی أفعالی، شققت له اسما من اسمی، و هذا علی، و أنا العلی العظیم، شققت له اسما من اسمی، و هذه فاطمه، و أنا فاطر السماوات و الأرض، فاطم أعدائی من رحمتی یوم فصل القضاء، و فاطم أولیائی مما یعتریهم و یشینهم «۶»، فشققت لها اسما من اسمی، و هذان الحسن و الحسین، و أنا المحسن المجمل، شققت اسمهما «۷» من اسمی. هؤلاء خیار خلیقتی، و کرام بریتی، بهم آخذ و بهم أعطی، و بهم أعاقب و بهم أثیب، فتوسل بهم إلی- یا آدم- و إذا دهتک داهیه فاجعلهم إلی شفعاءک، فإنی آلیت على نفسی قسما حقا أن لا أخیب لهم آملا، و لا أرد لهم سائلا. فلذلک حین زلت منه الخطیئه دعا الله عز و جل بهم، فتاب علیه و غفر له».

اما تفسیر منسوب به امام حسن عسکری طبق نظر بسیاری از فقهاء من جمله آقای خوئی مستند نیست.

اما در همین تفسیر برهان روایت صحیحی را از علی بن ابراهیم نقل می کند که می گوید:

 علی بن إبراهیم، قال: حدثنی أبی، عن ابن أبی عمیر، عن أبان بن عثمان، عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال: «إن آدم (علیه السلام) بقی على الصفا أربعین صباحا ساجدا یبکی على الجنه و على خروجه «۱» من جوار الله «۲» عز و جل، فنزل علیه جبرئیل (علیه السلام) فقال: یا آدم، مالک تبکی؟ فقال: یا جبرئیل، ما لی لا أبکی و قد أخرجنی الله من جواره، و أهبطنی إلى الدنیا.

قال: یا آدم، تب إلیه، قال: و کیف أتوب؟ فأنزل الله علیه قبه من نور فی موضع البیت فسطع نورها فی جبال مکه فهو الحرم، فأمر الله عز و جل جبرئیل (علیه السلام) أن یضع علیه الأعلام، قال: قم، یا آدم، فخرج به یوم الترویه، و أمره أن یغتسل و یحرم.

و أخرج من الجنه أول یوم من ذی القعده، فلما کان الیوم الثامن من ذی الحجه أخرجه جبرئیل إلى منى فبات بها، فلما أصبح أخرجه إلى عرفات، و قد کان علمه حین أخرجه من مکه الإحرام و أمره بالتلبیه «۳»، فلما زالت الشمس یوم عرفه قطع التلبیه و أمره أن یغتسل، فلما صلى العصر وقفه بعرفات، و علمه الکلمات التی تلقاها من ربه، و هی: سبحانک اللهم و بحمدک لا إله إلا أنت، عملت سوءا و ظلمت نفسی و اعترفت بذنبی، فاغفر لی إنک أنت الغفور الرحیم، سبحانک اللهم و بحمدک لا إله إلا أنت، عملت سوءا و ظلمت نفسی و اعترفت بذنبی، فاغفر لی إنک خیر الغافرین، سبحانک اللهم و بحمدک لا إله إلا أنت، عملت سوءا و ظلمت نفسی و اعترفت بذنبی، فاغفر لی إنک أنت التواب الرحیم

پس طبق این حدیث و حدیث مشابه دیگری که در کافی نقل شده است مقصود از کلمات این گونه می­باشند: سبحانک اللهم و بحمدک لا إله إلا أنت، عملت سوءا و ظلمت نفسی و اعترفت بذنبی، فاغفر لی إنک أنت الغفور الرحیم، سبحانک اللهم و بحمدک لا إله إلا أنت، عملت سوءا و ظلمت نفسی و اعترفت بذنبی، فاغفر لی إنک خیر الغافرین، سبحانک اللهم و بحمدک لا إله إلا أنت، عملت سوءا و ظلمت نفسی و اعترفت بذنبی، فاغفر لی إنک أنت التواب الرحیم

البته به نظر می رسد صرف دعا به شکل یا حمید بحق محمد ….. اشکالی ندارد و اشکال ذکر شده در انتساب این کلمات در حق حضرت آدم و بیان آن در تفسیر آیه سوره بقره می باشد.(سایت شخصی دکتر اکبر احمدی)

 دکمه2

همچنین ببینید

عزاسازی یا عزاداری؟!

نظر شما راجع به سبک های مختلف عزاداری مثل زنجیر زنی یا قمه زنی یا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *