خانه / دسته‌بندی نشده / چگونه انفاق کنیم؟؟

چگونه انفاق کنیم؟؟

چگونه انفاق کنیم؟؟

امروزه چگونه باید انفاق کنیم و پولمان را کجا باید خرج کنیم؟ آیا باید خمس بدهیم یا زکات؟

جواب: در این زمینه بنده مقاله ای نوشته ام که در ادامه به عین این مقاله اشاره می کنم:

۱۵ نکته ی مهم پیرامون انفاق

نکته ۱: بیاییم دعواهای بین شیعه و سنی را کنار بگذاریم و فعلا در اینجا کاری به اختلافاتی که در آیه ی خمس است نداشته باشیم که آیا بالاخره مراد از آن آیه، خمس غنیمت جنگی است یا مطلق غنائم مراد است؟ در زمینه ی شبهات مربوط به خمس می توانید به جزوه ی (پرسش های صریح و پاسخ های بی پرده پیرامون خمس) مراجعه کنید.

نکته ۲: به هر حال ما می فهمیم که دین بر ما انفاق را واجب کرده است. حال این انفاق یا به عنوان خمس است به این صورت که خمس در مطلق غنائم است یا به عنوان زکات است به این صورت که به مطلق اموال زکات تعلق می گیرد. به هر حال شیعه غنائم را عام گرفته و سنی ها زکات را عام معنا کرده اند ولی هر دو متفق هستند که باید مقداری از اموال به عنوان انفاق پرداخت شود.

بیاییم بر روی اسم دعوا نکنیم بلکه راجع به اصل انفاق که بین شیعه و سنی اختلافی نیست و جزو ضروریات اسلام است بحث کنیم.

نکته ۳: هم عقل و هم شرع قبول می کند که انسان لازم نیست از ما یحتاج خود به دیگران بدهد به گونه ای که خودش محتاج شود. در واقع انفاق مربوط به زیادی اموال است. در آیه ۲۱۹ سوره بقره آمده است:

وَ یَسَلُونَکَ مَا ذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ

و از تو مى‏پرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از آنچه افزون بر نیاز است.

نکته ۴: اینکه در چه محدوده ی زمانی انسان باید اضافه بودن مالش را تشخیص دهد می توان گفت که یک سال یک بار حد متوسط خوب و عقلایی برای این کار است اگر چه این محدوده می تواند به تناسب حال افراد متغیر نیز باشد.

نکته ۵: به نظر می رسد آنچه که حکومت از باب مالیات از مردم می گیرد می تواند جزو ما یحتاج حساب شود و اگر حکومت، اسلامی باشد ممکن است کسی بگوید که مالیات، جای زکات را نیز می گیرد.

نکته ۶: برخی از خرج ها یا بدهکاری های عقلایی که مربوط به آینده ی نزدیک است که در صورت انفاق نمی توان آن خرج ها و بدهکاری ها را پرداخت کرد نیز می تواند جزو ما یحتاج به حساب آید. البته نباید یادمان رود که همچنانکه خودمان احتیاجاتی داریم، در جامعه نیز افرادی هستند که محتاج هستند، بنابراین ما نباید فقط به فکر رفع احتیاجات خودمان باشیم بلکه باید به فکر دیگران نیز باشیم.

نکته ۷: اینکه چه مقدار از اضافات مالی باید به عنوان انفاق پرداخت شود خوب است که برای آن حد وسطی مشخص شود تا معیاری داشته باشد. البته طبیعتا این معیار در شرائط مختلف می تواند متغیر باشد و کم و زیاد شود ولی اصل اینکه معیاری برای انفاقاتمان قرار دهیم کار عقلایی است. بله انسان باید عاشقانه انفاق کند ولی وجود یک معیار می تواند این عشق را در شرائط خاص، کنترل کند همچنانکه ازدواج نیز عاشقانه است ولی این عشق مانع وجود معیارها و قانون های خاص برای زوجین نیست.

نکته ۸: به نظر بنده یک پنجم معیار خوبی برای انفاق از اضافات مالی است چرا که از طرفی بر فردی که می خواهد انفاق کند آن چنان زور نمی آید که بخواهد مثلا نصف زیادی های مالش را بدهد و از طرف دیگر آنقدر هم کم نیست که نتواند دردی را دوا کند.

نکته ۹: دقت کنید تنها معیاری که در قرآن برای میزان انفاق بیان گردیده است همین یک پنجم است و ما در اینجا اصلا بحثی پیرامون اختلافات آیه ی خمس نداریم ولی می فهمیم که معیار یک پنجم معیار عقلایی و خوبی است و اینکه بالاخره قرآن از بین تمام معیارها، یک پنجم را بیان کرده است می تواند ملاک و معیار خوبی باشد.

نکته ۱۰: این یک پنجم می تواند در شرائط مختلف و برای افراد مختلف، متفاوت باشد مثلا ممکن است پرداخت یک پنجم برای شخصی که بسیار ثروتمند است مصداق اقتار (کم گذاشتن در انفاق) باشد.

نکته ۱۱: جالب است که در تورات نیز حرف از یک پنجم اموال آمده است. در کتاب پیداش، باب ۴۷، آیات ۲۳ تا ۲۶ چنین آمده است:

یوسف به مردم مصر گفت: من، شما و زمین های شما را برای فرعون خریده ام. حالا به شما بذر می دهم تا رفته در زمین ها بکارید. موقع برداشت محصول یک پنجم آن را به فرعون بدهید و بقیه را برای کشت سال بعد و خوراک خود و خانواده هایتان نگاه دارید …. پس یوسف در تمامی سرزمین مصر مقرر نمود که از آن به بعد هر ساله یک پنجم از تمامی محصول به عنوان مالیات به فرعون داده شود ….. این قانون هنوز هم به قوت خود باقی است.[۱]

به هر ترتیب به نظر می رسد که معیار یک پنجم ملاک خوبی برای انفاق از اضافات مالی است.

نکته ۱۲: حال که مشخص شد که مقداری از مالمان را باید انفاق کنیم این سوال پیش می آید که این مقدار در کجا باید مصرف شود؟

در این زمینه باید گفته شود که جامعه به دو فقر مبتلا است: یکی فقر مالی و دیگری فقر فرهنگی و دینی

خوب است که ما آن مقدار از مالمان را که می خواهیم انفاق کنیم برای این دو فقر سرمایه گذاری کنیم. نباید فقط به فکر سیر کردن شکم فقیر باشیم. نباید در انفاق ها فقط شکم ها پُر شود بلکه باید عقل ها نیز پُر شود، بنابراین فقط به فکر پر کردن شکم گرسنگان نباشیم بلکه به فکر بالا بردن اندیشه و تفکر و دین جاهلان نیز باشیم و برای آن پول خرج کنیم. در انفاق کردن باید اولویت ها نیز رعایت شود. برخی افراد نسبت به برخی دیگر در اولویت قرار دارند. حتی در برخی موارد انفاق در امور دینی و فرهنگی مقدم بر انفاق در امور دیگر است. شاید در برخی زمان ها انفاق برای چاپ یک کتاب مهم تر باشد از انفاق برای نذر امام حسین. به هر ترتیب می خواهیم بگوییم که اولا انفاقات نباید فقط خرج مادیات فقراء شود و ثانیا باید اولویت ها در انفاق ها رعایت شود.

نکته ۱۳: با توجه به اینکه برخی افراد نسبت به جایگاه انفاق و همچنین اولویت ها در انفاق بی اطلاع هستند باید در این زمینه تحقیق کنند و حتما به مشاور متخصص و آگاهِ به زمان مراجعه کنند. متأسفانه بعضا می بینیم که مردم پول های خود را خرج کارهایی می کنند که یا صحیح نیست و یا در اولویت قرار ندارد. خلاصه، هم راجع به فقیر واقعی و هم راجع به اینکه چه کاری واقعا تقویت دین و فرهنگ مردم می باشد باید تحقیق کرد. اینکه گفته شده است که مقداری از انفاقات به علماء داده شود از این باب است که آنها جایگاه اینکه دین کجا بهتر تقویت می شود را بهتر می دانند. البته طبیعتا هر عالمی نمی تواند چنین باشد بلکه عالمان آگاه به زمان چنین هستند.

نکته ۱۴: آن قدر که برخی از مردم برایشان فقر مالی مهم جلوه کرده است فقر فرهنگی و دینی را مهم نمی پندارند و این اشتباه بزرگی است که برخی افراد مرتکب می شوند به گونه ای که پول های زیادی برای رفع نیازهای مادی خرج می کنند ولی اگر به آنها گفته شود مقداری پول برای کار فرهنگی بدهید نمی دهند. باید به مردم تذکر داد که انفاقات خود را خلاصه ی در مادیات نکنید بلکه برای پیشبرد فرهنگ و دین نیز سرمایه گذاری کنید. بله چون کار فرهنگی دارای تأثیرات بلند مدت است و ممکن است در کوتاه مدت نمایان نشود برخی مردم در این زمینه سرمایه گذاری نمی کنند ولی باید به افراد، ضرورت کار فرهنگی را متذکر شد. شناخت صحیح دین بسیار مهم است و باید همچنانکه برای دنیای خود سرمایه گذاری می کنیم برای دین نیز سرمایه گذاری کنیم.

جالب است بدانید که بی دین ها نیز قسمتی از اموال خود را برای تبلیغ بی دینی اختصاص می دهند. در لندن انجمنی وجود دارد که بی دین ها در آن جمع می شوند و ساعاتی را با یکدیگر می گذرانند. بنده در فیلمی که این گروه ها را نشان می داد می دیدم که هر هفته برای جلساتشان پول جمع می کنند.

به هر ترتیب این یک قانون عقلی است که هم تبلیغ دین نیاز به پول دارد و هم تبلیغ بی دینی و هر فردی که طرفدار یکی از این دو گروه باشد عقل اقضا دارد که در این زمینه سرمایه گذاری کند. پس اینکه ایراد می گیرند که چرا باید مقداری از مالمان را به علماء بدهیم جوابش کاملا عقلی است چون برای پیشبرد دین باید قسمتی از مال را خرج کرد تا دین پیش رود. البته بنده فعلا بر روی اصل قانون بحث می کنم و اینکه برخی علماء در خرج این پول ها ممکن است درست عمل نکرده باشند بحث دیگری است.

بله اگر کسی خودش تشخیص داده است که دین در کجا بهتر تقویت می شود در صورتی که حجت نزد خدا داشته باشد می تواند خودش پولش را در همان زمینه مصرف کند.

نکته ۱۵: با توجه به مطالب قبلی برخی از احکامی که فقهاء بیان کرده اند می تواند مورد نقد قرار گیرد مثلا برخی فقهاء می گویند به هدیه یا ارث، خمس تعلق نمی گیرد. اگر بخواهیم عقلا به این موضوع نگاه کنیم در همه جا این مطلب نمی تواند صحیح باشد. کسی که از لحاظ مالی واقعا غنی است ممکن است ارث یا هدیه ی هنگفتی به او برسد و اگر نسبت به آن هیچ انفاقی انجام ندهد می تواند مصداق اقتار باشد.

دقت شود که نگاه فقهیِ صِرف به دین بعضا موجب می شود فتاوایی صادر شود که با روح دین سازگار نباشد مثل فتوایی که در همین جا بیان گردید. بد نیست که به مناسبت، به برخی دیگر از فتاوی که چنین است و با روح دین سازگار نیست اشاره کنیم:

الف) آبی که از کر یک گرم کمتر است با برخورد یک سر سوزنی که متنجس باشد و شما با الکل و سافتلن آن را نظیف کرده ای نجس می شود ولی اگر آن آب یک گرم بیشتر باشد نه تنها با یک سر سوزن نجس نمی شود بلکه با ادرار کردن سگ در آن نجس نمی شود و حتی اگر چندین سگ در آن ادرار کنند نجس نمی شود و تا وقتی که رنگ و بوی نجاست نگرفته پاک است و می توان خورد و می توان از آن وضوء گرفت و ….

ب) اگر امام جماعتی شیعه ی دوازده امامی باشد اگرچه این عقیده را از پدرانش گرفته باشد می توان پشت سر او نماز خواند ولی اگر امام جماعتی با تحقیق به این نتیجه برسد که وجود امام دوازدهم مشکوک است نمی توان پشت سر او نماز خواند.

ج) کسی که در اعتقاداتش کاملا مقلد است پاک است ولی کسی که سال ها تحقیق کرده و زحمت بسیار کشیده اگر هنوز راجع به اسلام به نتیجه نرسیده باشد طبق نظر بسیاری از فقهاء سنتی نجس است.

د) ربا گرفتن از غیر اهل ذمه حلال است حتی اگر آنها با تحقیق به عقیده ی خود رسیده باشند و حتی اگر افراد محققی باشند که در آینده احتمال دارد که مسلمان شوند.

ه) غیبت پشت سر غیر مسلمان یا به نظر برخی غیر شیعه حلال است. حال ممکن است شخصی که مسلمان نیست یا شیعه نیست محققانه به چنین فکری رسیده باشد ولی طبق این حکم می توان پشت سر او غیبت کرد.

و) اگر اصول دین باید تحقیقی باشد طبیعتا باید بتوان کتاب های مختلفی که دین را رد کرده اند بخوانیم و همچنین تحقیق طبیعتا ممکن است موجب شود که شخص در برخی شرائط عقیده اش متزلزل یا حتی عوض شود. حال اگر در روح دین تحقیق وجود دارد چرا در فتاوی می گویند که کتب ضاله نباید خوانده شود بلکه باید از بین برود؟ یا چرا می گویند اگر کسی عقیده اش را عوض کرد اشتباه کرده و در شرائطی مرتد می شود؟

دکمه2



[۱] – عهد قدیم، کتاب پیدایش

همچنین ببینید

آموزش نوین عقاید (درس اول + مقدمه)

مقدمه کتاب کتابی که پیش رو دارید نتیجۀ سال ها تحقیق پیرامون مباحث اعتقادی است. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *