خانه / از تو می پرسند؟ / پیامبر و آزادی مدنی؟!

پیامبر و آزادی مدنی؟!

پیامبر و آزادی مدنی؟!

گروهى از آیه ۱۱۸ سوره توبه به خصوص با آنچه که در تفسیر نمونه در توضیح این آیه گفته شده است استفاده مى کنند که پیامبر خشونت به خرج داده است و عده اى را به زور در محدودیت قرار داده است و آنها را حصر کرده است تا مجبور به توبه شوند و این با آزادى هاى مدنى در تعارض است.

در تفسیر نمونه آمده است: سه نفر از مسلمانان به نام” کعب بن مالک” و” مراره بن ربیع” و” هلال بن امیه” از شرکت در جنگ تبوک، و حرکت همراه پیامبر ص سرباز زدند، ولى این به خاطر آن نبود که جزء دار و دسته منافقان باشند، بلکه به خاطر سستى و تنبلى بود، چیزى نگذشت که پشیمان شدند. هنگامى که پیامبر ص از صحنه تبوک به مدینه بازگشت، خدمتش رسیدند و عذر خواهى کردند، اما پیامبر ص حتى یک جمله با آنها سخن نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد که احدى با آنها سخن نگوید. آنها در یک محاصره عجیب اجتماعى قرار گرفتند، تا آنجا که حتى کودکان و زنان آنان نزد پیامبر ص آمدند و اجازه خواستند که از آنها جدا شوند، پیامبر ص اجازه جدایى نداد، ولى دستور داد که به آنها نزدیک نشوند.[۱]

همچنین در تفسیر نمونه از این آیه چنین نتیجه گیری شده است که: از مسائل مهمى که از آیات فوق استفاده مى‏شود، مساله مجازات مجرمان و فاسدان از طریق محاصره اجتماعى و قطع رابطه‏ها و پیوندها است. ما به خوبى مى‏بینیم که این قطع رابطه در مورد سه نفر از متخلفان تبوک به قدرى آنها را تحت فشار قرار داد که از هر زندانى براى آنها سخت‏تر بود، آن چنان که جان آنها از فشار این محاصره اجتماعى به لب رسیدند، و از همه جا قطع امید کردند. این موضوع آن چنان انعکاس وسیعى در جامعه مسلمانان آن روز از خود به جاى گذاشت که بعد از آن کمتر کسى جرئت مى‏کرد مرتکب این گونه گناهان شود. این نوع مجازات نه دردسر و هزینه زندانها را دارد، و نه خاصیت تنبل پرورى و بدآموزیهاى آنها را، ولى تاثیر آن از هر زندانى بیشتر و دردناکتر است. این در واقع یک نوع اعتصاب و مبارزه منفى جامعه در برابر افراد فاسد است اگر مسلمانان در برابر” متخلفان از وظائف حساس اجتماعى” دست به چنین مبارزه‏اى بزنند به طور قطع در هر عصر و زمانى پیروزى با آنها خواهد بود، و براحتى مى‏توانند جامعه خود را پاکسازى کنند.[۲]

حال آیا واقعا این تفسیر از آیه صحیح است؟

جواب: در رابطه ی با این آیه اولا باید گفته شود در قرآن تنها از ضَاقَتْ عَلَیهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ یعنى در فشار قرار گرفتن صحبت شده است و اینکه از چه طریقی در فشار قرار گرفتند در قرآن از آن صحبتی به میان نیامده است. واقعا با یک خبر نمی توان به صورت قطعی صحبت کرد چرا که بسیار دیده ایم که رهبر یک جامعه صحبتی می کند ولی در نقل ها به گونه های دیگر منتشر می شود که دقیقا همانی نیست که آن رهبر منظورش بوده است. حال از کجا معلوم که در این مورد نیز چنین چیزی به پیامبر نسبت داده شده است در حالی که واقعا پیامبر اصلا چنین چیزی نگفته است یا به گونه ای دیگر گفته است و این چنین به ما رسیده است؟ به هر حال قرآن تنها از در فشار قرار گرفتن آن سه نفر صحبت کرده است و علت آن را بیان نکرده است.

علاوه بر این اگر تحت فشار قرار گرفتن آنها از همان طریقی باشد که گفته شد اصلا به این معنا نیست که حکومت به زور دیگران را از رفتن نزد آن سه نفر باز داشته باشد.

امروزه دقت کنید که حکومت ها چون می دانند که مردم سراغ منتقدین و مخالفین آنها می روند به زور آنها را در حصر قرار می دهند و به اجبار اجازه نمی دهند که مردم با آنها مرتبط باشند ولی این با آنچه که در زمان پیامبر رخ داد بسیار متفاوت است.

پیامبر هیچ گاه مأمور، درب خانه ی آن سه نفر قرار نداد که از ملاقات مردم با آنها جلوگیری کند بلکه پیامبر آنقدر بر قلوب مردم حکومت می کرد که خود به خود مردم با متخلفان، قطع رابطه کردند. بله حاکمان نیز اگر راست می گویند چنین کنند و آنقدر بر مردم نفوذ قلبی داشته باشند که اگر مردم دیدند کسی با آنها مخالفت کرد خود به خود با آنها قطع رابطه کنند.

با توجه به این توضیحات می فهمیم که این آیه اصلا نمی تواند مستندی برای کارهای حکومت های امروزی قرار گیرد. روشنفکرانی که ممکن است به این آیه اشکال بگیرند خودشان در موارد مشابه چه می کنند؟ اگر عده ای شما را به عنوان لیدر بپذیرند و سپس در امر مهمی، شما را تنها بگذارند چگونه با آنها برخورد خواهید کرد؟

آیا طبیعتا رابطه ی شما و اعضای گروه با آنها فرق نمی کند؟ حتی ممکن است کار به جایی برسد که قطع رابطه ی مطلق صورت گیرد یا آنها از گروه اخراج شوند ولی در اینجا تنها قطع رابطه آن هم نه به صورت مطلق و نه به صورت اجبار صورت گرفته است.

نکته ی دیگر اینکه این رفتار با آنها ممکن است نوعی مجازات متناسب در برابر تخلف آنها بوده باشد. دقت کنید که طبق قانونی که ما در ذیل آیه ی لَا إِکْرَاهَ فىِ الدِّینِ(بقره-۲۵۶) گفته ایم در دین اکراه ابتدایی نداریم ولی اکراه مجازاتی داریم و اگر کسی ما را مکرَه کرد می توانیم به همان اندازه او را مکرَه کنیم و در اینجا چون این سه نفر در بحث جنگ تبوک، مسلمانان را تنها گذاشتند مجازات آنها می تواند این باشد که مسلمانان نیز به همان اندازه آنها را تنها بگذارند. پس این رفتاری که با آنها شد اتفاقا طبق یک قانون عقلایی است. بگذریم که به نظر می رسد رفتاری که با آنها شد اکراه در مقابل اکراه نیز نبوده است چرا که آنها خودشان توبه کردند و طبق نقل ها قبل از اینکه چنین رفتاری با آنها بشود از پیامبر معذرت خواهی کردند و در واقع اختیار خودشان نیز در چنین رفتاری موثر بوده است و به همین خاطر طبق همان آیات سوره توبه می فهمیم که چنین اتفاقی برای منافقینی که در تبوک شرکت نکردند روی نداد.

دکمه



[۱] – به نقل از تفسیر نمونه، ذیل آیه مورد بحث

[۲] – تفسیر نمونه، ج‏۸، ص: ۱۷۵

همچنین ببینید

عزاسازی یا عزاداری؟!

نظر شما راجع به سبک های مختلف عزاداری مثل زنجیر زنی یا قمه زنی یا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *