خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / احکام اسلامی / چگونگی تقسیم ارث در اسلام ( تفسیر آیات ۱۱ و ۱۲ سوره ی نساء )

چگونگی تقسیم ارث در اسلام ( تفسیر آیات ۱۱ و ۱۲ سوره ی نساء )

چگونگی تقسیم ارث در اسلام ( تفسیر آیات ۱۱ و ۱۲ سوره ی نساء )

تفسیر آیه ی ۱۱ :

ارثی که به فرزندان می رسد : یُوصِیکمُ‏ُ اللَّهُ فىِ أَوْلَادِکُمْ

اگر میت دارای فرزندان پسر و دختر است : لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَینْ ( پسر دو برابر دختر )

 اگر میت دارای دو دختر یا بیشتر از دو دختر است : فَإِن کُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَینْ‏ِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ ( سهمشان دو ثلث است )

 اگر میت فقط یک دختر دارد : وَ إِن کاَنَتْ وَاحِدَهً فَلَهَا النِّصْفُ  ( سهمش نصف اموال میت است )

نکته ۱ : بیشتر بودن ارث مرد نسبت به زن در برخی فروض تضییع حق زن نیست چرا که در سیستم خانواده در اسلام هزینه های زندگی بر عهده ی مرد است و اگر ارث بیشتری می گیرد از طرف دیگر مهریه و نفقه بدهکار است. در واقع از نظر اسلام ، زن فقط در سود شریک است و در ضرر شریک نیست بر خلاف مرد. برای بررسی بیشتر این مطلب می توانید به جزوه ی (حقوق زن در اسلام) از استاد عابدینی مراجعه کنید.

نکته ۲ : قابل توجه اینکه از نظر جمله‏بندى و طرز بیان ، ارث دختران اصل قرار داده شده و ارث پسران به صورت فرع و با مقایسه به آن تعیین گردیده، زیرا مى‏گوید: ” پسران دو برابر سهم دختران میبرند” در حالى که مى توانست بگوید : ” للانثى نصف الذکر- براى زن نصف مرد است” ولى این چنین نگفت. و این یک نوع تاکید روى ارث بردن دختران و مبارزه با سنتهاى جاهلى است که آنها را به کلى محروم مى‏کردند. به عبارت دیگر ارث زن را اصل در تشریع قرار داده و ارث مرد را به طفیل آن ذکر کرده تا مردم براى فهمیدن اینکه ارث مرد چه مقدار است محتاج باشند به اینکه ارث زن را بدست آورند.

ارثی که به  پدر و مادر می رسد :

اگر میت فرزند دارد : وَ لِأَبَوَیْهِ لِکلُ‏ِّ وَاحِدٍ مِّنهُْمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِن کاَنَ لَهُ وَلَدٌ ( سهم هریک از پدر و مادر یک ششم است )

اگر میت فرزند ندارد ، این حالت خودش دو صورت دارد :

الف) میت دارای چند برادر است و به عبارت دیگر پدر میت چند فرزند پسر دارد : فَإِن کاَنَ لَهُ إِخْوَهٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ ( سهم مادر یک ششم است )

ب) میت دارای چند برادر نیست : فَإِن لَّمْ یَکُن لَّهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ ( سهم مادر یک سوم است )

تذکر ۱ : تقسیم ارثی که در بالا گفته شد همه بعد از انجام وصیت و دَیْنی است که بر عهده ی میت است.( مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصىِ بهَِا أَوْ دَیْنٍ )

تذکر ۲ : قانون ارث بر اساس مصالح واقعى بشر استوار شده، و تشخیص این مصالح به دست خداست، زیرا انسان آنچه را مربوط به خیر و صلاح اوست در همه جا نمى‏تواند تشخیص دهد، ممکن است بعضى گمان کنند پدران و مادران بیشتر به نیازمندى‏هاى او پاسخ مى‏گویند، و بنا بر این باید در ارث بر فرزندان مقدم باشند، و ممکن است جمعى عکس این را فکر کنند و اگر قانون ارث بدست مردم مى‏بود هزار گونه هرج و مرج و نزاع و اختلاف در آن واقع میشد، اما خدا که حقایق امور را آن چنان که هست مى‏داند قانون ارث را بر نظام ثابتى که خیر بشر در آن است قرار داده.( ءَابَاؤُکُمْ وَ أَبْنَاؤُکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکمُ‏ْ نَفْعًا ) مثلا میتی که پدر و مادر دارد معلوم است که خیلی عمر نکرده است و ممکن است پدر و مادرش از سهم الارثِ خود دیون شرعی او را بپردازند و یتیمانش را سرپرستی کنند و یا برای او خیرات و مبرات بدهند که بیشتر به نفع میت باشد. پس کسی نگوید که در چنین فرضی بهتر است همه ی ارث به بچه ها برسد و کسی نمی تواند اشکال کند که رسیدن ارثِ چنین شخصی به پدر و مادرش اشتباه است.

تذکر ۳ : قانون ارث قانونى است که از طرف خدا فرض و واجب شده و او دانا و حکیم است و احکامى که صادر مى کند از روى علم و حکمت است.( فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیما )

تفسیر آیه ی ۱۲ :

ارث همسران از یکدیگر

 ارثی که از زن به مرد می رسد :

اگر زن فرزند ندارد : وَ لَکُمْ نِصْفُ مَا تَرَکَ أَزْوَاجُکُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّهُنَّ وَلَدٌ ( نصف مالش به شوهر می رسد )

 اگر زن فرزند دارد : فَإِن کَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ ( یک چهارم مالش به شوهر می رسد )

تذکر : البته ارث زن بعد از انجام وصیت او و پرداخت دیونی که دارد تقسیم می شود که این نشان دهنده ی این است که زن از نظر اسلام حق وصیت و معامله دارد بر خلاف گروهی که زن را سفیه می دانستند یا به او حق تصرف نمی دادند.( مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِینَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ )

ارثی که از مرد به زن می رسد :

اگر مرد فرزند ندارد : وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّکُمْ وَلَدٌ ( یک چهارم مالش به همسر می رسد )

 اگر مرد فرزند دارد : فَإِن کَانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَکْتُم ( یک هشتم مالش به همسر می رسد )

تذکر ۱ : در اینجا نیز ارث مرد بعد از انجام وصیت او و پرداخت دیونی که دارد تقسیم می شود.( مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ )

تذکر ۲ : بحثی مطرح است که آیا زن از تمام دارایی شوهر حتی زمین و اموال غیر منقول ارث می برد یا اینکه فقط از اموال منقول ارث می برد؟ اگرچه نظر مشهور فقهاء شیعه این است که زن از زمین ارث نمی برد ولی دیدگاه استاد عابدینی این است که زن از همه ی اموال شوهر حتی زمین ارث می برد. برای توضیح بیشتر در این زمینه می توانید به مقاله ی ایشان با نام ( ارث زن از تمامی دارایی شوهر ) مراجعه کنید که در مجله ی فقه اسلامی ، شماره ی ۱۵ و ۱۶ به چاپ رسیده است.

سوال ۱ : چرا در آیات ارث ، مرد مورد خطاب قرار می گیرد و زن به صورت غایب فرض شده است؟ آیا این ، نشان دهنده ی پایین بودن درجه ی زن نیست؟

جواب : ۱- اسلام به خاطر اهمیتی که برای حیای زن قائل است حتی در کلماتی که استفاده می کند نیز سعی دارد زن را در حالتی قرار دهد که حُجب و حیای او به کاملترین وجه حفظ شود و به همین خاطر در این آیات مرد را مورد خطاب قرار داده است. ۲- علاوه بر این ، اسلام مسئولیت های اجتماعی را بر دوش مرد گذاشته است و چون تقسیم ارث یک مسئولیت اجتماعی است طبیعتا مرد در آن مورد خطاب است چون اوست که وظیفه ی تقسیم ارث را بر عهده دارد و زن جز دریافت ارث کار دیگری ندارد. ۳- همچنین از اول سوره تا کنون خطابها مذکر بوده ، نظیر تمامی خطابهای قانونی و بر خلاف روش گذشته عمل کردن نیازمند توجیه است.

سوال ۲ : زن که یک عمر با مرد زندگی می کند و برای او زحمت های زیادی می کشد چرا در صورتی که مرد ، فرزند داشته باشد فقط یک هشتم مال او را به ارث می برد؟ آیا این ، ظلم در حق زن نیست؟ آیا چنین تقسیمی ، مجوزی برای فرزندان نیست که مادرشان را پس از فوت پدر از خانه بیرون کنند؟

جواب : اولا باید گفته شود که زن ، مهریه نیز دارد و اگر مهریه ی او داده نشده است باید قبل از تقسیم ارث از اصل اموال میت کم شود و به خصوص امروزه با مهریه هایی که تعیین می شود عملا بسیاری از اموال شوهر به همسرش می رسد. ( از این نکته غافل نشویم که مهریه های سنگین موجب تعطیلی قانون ارث می شود و از دیدگاه استاد عابدینی ، مهریه نباید به مقداری باشد که موجب تعطیلی قانون ارث شود. ) ثانیا یادمان نرود که نفقه ی زن در طول زندگی بر عهده ی شوهر بوده است. ثالثا اصل این است که زن ، شوهر می کند و از طرف شوهرش به مهریه و نفقه و مسکن دست پیدا می کند. با توجه به مجموع این نکات می توان گفت تقسیم ارثی که در اسلام گفته شده موجب ظلم در حق زن نیست.

نکته ۱ : در برخی فروض ، ترکه ی میت از مقدار سهامی که در قرآن گفته شده است کمتر است و در واقع طبق سهامی که قرآن معرفی کرده ، پول ، کم می آید.

مثال : اگر ورثه، پدر و مادر و چند دختر و شوهر بوده باشند، ارث هریک از پدر و مادر ، یک ششم و ارث چند دختر ، دو سوم مال است و ارث شوهر، یک چهارم مال است که مجموع آنها ،پانزده دوازدهم مى‏شود یعنى سه دوازدهم از مجموع مال بیشتر مى‏گردد.

در اینجا این بحث پیش مى‏آید که آیا سه دوازدهم باید بطور عادلانه و به نسبت سهام از همه ورثه کم شود؟ و یا اینکه از افراد معینى کم گردد؟ معروف در میان دانشمندان اهل تسنن این است که باید از همه کم شود و این را فقها” عول” مى‏نامند و در مثال فوق مى‏گویند : سه دوازدهمِ کم آمده باید از همه ، به نسبت سهام آنها کم شود.

ولى به عقیده” فقهاى شیعه” همیشه کمبود به افراد خاصى متوجه مى‏شود و در مثال فوق، کمبود را فقط به دختران مى‏زنند و مى‏گویند: همانطور که در حدیث وارد شده” ممکن نیست خداوندى که حساب همه چیز، حتى ریگهاى بیابان را دارد، سهام ارث را طورى قرار دهد که کسرى داشته باشد” حتما خداوند در این گونه موارد، قانونى وضع کرده که با توجه به آن قانون، کمبودى متصور نیست و آن قانون، این است که در میان وارثان، بعضى در قرآن سهم ثابتى از نظر” حد اقل” و” حد اکثر” براى آنها ذکر شده، مانند سهم شوهر و زن و پدر و مادر ولى بعضى دیگر چنین نیستند، مانند” دختران تنها” و” تک دختر”، از این مى‏فهمیم که همیشه کمبود و کسرى باید به آنها بخورد که حد اقل و حد اکثر سهم آنها، مشخص نشده یعنى قابل تغییر و در نوسان است، لذا در مثال فوق، کمبودى متوجه شوهر و پدر و مادر نمى‏شود و تنها سهم دختران کم می شود.

نکته ۲ : در برخی فروض ، ترکه ی میت از مقدار سهامی که در قرآن گفته شده است بیشتر است و در واقع طبق سهامی که قرآن معرفی کرده ، پول ، زیاد می آید.

مثال : اگر مردى از دنیا برود و تنها یک دختر و مادر از او باقى بماند، مى‏دانیم که سهم مادر در این صورت یک ششم و دختر ، نصف (سه ششم) مال مى‏باشد که مجموع آنها چهار ششم مى‏شود، یعنى دو ششم اضافه مى‏ماند.

در اینجا فقهاى اهل تسنن مى‏گویند: این اضافى را باید به” عصبه” (بر وزن کسبه) یعنى مردان طبقه بعد داد و این را اصطلاحا” تعصیب” مى‏نامند، ولى فقهاى شیعه معتقدند که همه آن را باید در میان همان طبقه به نسبت سهامشان تقسیم کرد زیرا با وجود طبقه قبل، نوبت به طبقه بعد نمى‏رسد به علاوه دادن مقدار اضافى به مردان طبقه بعد، شبیه قوانین دوران جاهلیت است که زنان را بدون دلیل از ارث محروم مى‏ساختند.

دیدگاه استاد عابدینی در این زمینه : با توجه به اینکه قرآن در مورد مقدار زیادی ، سکوت کرده است می توان گفت که تکلیف مقدار زیادی بستگی به شرائط مکان و زمان دارد. ممکن است در زمانی ، عقلِ عرفی با توجه به شرائط محیط بگوید باید مقدار زیادی به عصبه داده شود و در زمان دیگری همان عقل می گوید باید بین افراد همان طبقه تقسیم شود. بنابراین تکلیف مقدار زیادی به مکان و زمان بستگی دارد و جزء منطقه الفراغ است.

ارثی که از کلاله به برادر و خواهرش می رسد :

تعریف کلاله : کلاله عنوانى است براى شخصى که از دنیا رفته در حالى که نه پدر و مادرى دارد و نه فرزند. شاید انتخاب این عنوان براى او به خاطر این است که او کَلِّ بر دیگران است و مایه ى سختى آنهاست.

و اما ارثی که از کلاله به خواهران و برادرانش می رسد دو صورت دارد :

الف) یا برادران و خواهران مادری میت هستند که خود شامل دو فرض می شود :

۱- خواهران و برادران او یک یا دو نفر هستند : فَلِکلُ‏ِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ ( برای هر کدام یک ششم )

   ۲- خواهران و برادران او سه نفر یا بیشتر هستند : فَإِن کَانُواْ أَکْثَرَ مِن ذَالِکَ فَهُمْ شُرَکَاءُ فىِ الثُّلُثِ ( همگی یک سوم )

ب) یا خواهران و برادران ابوینی هستند که این صورت نیز دارای چند فرض است :

۱- اگر فقط یک خواهر باشد : إِنِ امْرُؤٌاْ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَکَ ( سهم او نصف اموال کلاله است )

  ۲- اگر فقط یک برادر باشد : وَ هُوَ یَرِثُهَا إِن لَّمْ یَکُن لهََّا وَلَدٌ ( سهم او تمامی اموال کلاله است )

۳- اگر دو خواهر باشند : فَإِن کاَنَتَا اثْنَتَینْ‏ِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ ممَِّا تَرَکَ ( سهم آنها ، دو سوم اموال کلاله است )

  ۴- اگر هم برادر داشته باشد و هم خواهر : وَ إِن کاَنُواْ إِخْوَهً رِّجَالًا وَ نِسَاءً فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَینْ‏ِ ( سهم هر مرد دو برابر سهم هر زن است )

سوال : آیه ی ۱۲ سوره ی نساء و آیه ی ۱۷۶ سوره ی نساء هر دو ارث کلاله را مطرح کرده و در ظاهر با هم تنافی دارند. حال طبق توضیحاتی که در بالا داده شد آیه ی ۱۲ سوره ی نساء مربوط به خواهران و برادران مادریِ کلاله دانسته شد و آیه ی ۱۷۶ مربوط به خواهران و برادران ابوینی کلاله.

 آیا شاهدی بر این مطلب وجود دارد؟

جواب : شاهد بر این مطلب این است که معمولا کسانى که بالواسطه با شخص متوفى مربوط مى‏شوند، مقدار ارثشان به اندازه همان واسطه است، یعنى برادران و خواهران مادرى به اندازه سهم مادر مى‏برند که یک سوم است، و برادران و خواهران پدر و مادرى، سهم ارث پدر را میبرند که بقیه ی مال است و چون آیه ۱۲ در باره ارث برادران و خواهران روى یک سوم دور میزند و آیه ۱۷۶ روى تمامی مال باقیمانده ، روشن میشود که آیه ۱۲ در باره آن دسته از برادران و خواهران است که تنها از طریق مادر با متوفى مربوطند، ولى آیه ۱۷۶ در باره برادران و خواهرانى است که از طریق پدر و مادر مربوط مى‏شوند. به علاوه روایاتى که از ائمه اهل بیت ع در این زمینه وارد شده نیز این حقیقت را اثبات میکند.

تذکر : در نبود برادران و خواهران ابوینی ، برادران و خواهران ابی جای آنان می نشینند.

نکته ۱ : ارث کلاله نیز بعد از انجام وصیت او و پرداخت دیونی که دارد تقسیم می شود.( مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصىَ‏ بهَِا أَوْ دَیْنٍ غَیرَْ مُضَارٍّ )

نکته ۲ : در آیات ۱۱ و ۱۲ سوره ی نساء عبارت ( مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصىِ بهَِا أَوْ دَیْنٍ ) برای گروه های مختلف بکار رفت و فقط فاعل آن تغییر کرد که این تغییرِ فاعل طبیعی بود. اما همین عبارت در مورد کلاله دو تغییر داشت. یکی اینکه فعلش به صورت مجهول آمده و دیگر اینکه قید (غَیرَْ مُضَارٍّ ) به آن اضافه شده است : ( مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصىَ‏ بهَِا أَوْ دَیْنٍ غَیرَْ مُضَارٍّ )

شاید علت مجهول آمدن فعل این باشد که کلاله معمولا بیشتر در معرض این است که دیگران در وصیت کردن او تأثیر بگذارند و استقلال او را در وصیت از بین ببرند.

همچنین شاید بتوان گفت قید (غَیرَْ مُضَارٍّ ) به خاطر این است که احتمالا کلاله دوست ندارد ارثش به دیگران برسد و در نتیجه ممکن است با وصیت نابجا مثل وصیت در بیشتر از ثلث مال یا مدیون کردن نابجای خود ، وارثان را از ارث محروم کند که چنین وصیت و دَینی نباید مورد توجه قرار گیرد و نباید اجراء شود.

نکته ۳ : قوانین ارث توصیه‏اى است الهى که باید محترم شمرده شود، زیرا خداوند به منافع و مصالح شما آگاه است که این احکام را مقرر داشته و نیز از نیات وصیت کنندگان آگاه مى‏باشد، در عین حال” حلیم” است و کسانى را که بر خلاف فرمان او رفتار مى‏کنند فورا مجازات نمى‏نماید. آمدن صفت حلیم در آخر آیه ی ۱۲ سوره ی نساء شاید به این خاطر باشد که گروهى در انجام توصیه هاى الهى در مورد ارث کوتاهى مى کنند و خداوند با اشاره به صفت حلم مى خواهد آنها را متذکر گناهشان کند. ( وَصِیَّهً مِّنَ اللَّهِ  وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ )

همچنین ببینید

شادی و غم از دیدگاه قرآن

 شادی و غم از دیدگاه قرآن  مقدمه : در ایام نوروز سال ۱۳۹۵ به ذهنم …

۷ دیدگاه

  1. با سلام

    متاسفانه این نوشتار هم که داعیه نواندیشی و رویکرد پژوهشی دارد، مثل اغلب نوشتارهای مشابه که از سایرین (که همگی مذکر بودند) دیدم، حالت با عرض معذرت ماستمالی دارد. به نظر من این آیات قرآن مثل اکثریت قریب به اتفاق دیگر آیات برای همان ۱۴۰۰ سال پیش و شرایط فرهنگی و جغرافیایی و اجتماعی عربستان آن موقع نازل شده است و الان هیچ محلی از اعراب ندارد. الان این قوانین بسیار ارتجاعی و ظلم آشکار به زن است.

  2. تشکرمیکنیم از اینکه خدمت در راه دین مقدس اسلام می کنید

    بازاندیش پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    با سلام. این نظر لطف شماست….

  3. به نظرم،در شرایطی که مثلا متوفی مرد باشه،ودارای فرزند،همسرباشه و پدر و مادرش زنده هستند،ابتدا باید ارث همسرش داده بشه چون فرزندان مشترکشون،در نهایت ازمادرشون،ارث میبرند(اموال پدر دوباره به فرزندان برمیگرده)،چون اگر قاعده ی اصلی رو این طور در نظر بگیریم که وارث مذکر،دوبرابر وارث مونث ارث میبره،مسئله ساده میشه
    قبول داری؟!

  4. به نظرم،درموردی که مثلا متوفی مرد باشه ودارای زن و فرزند و پدر مادرش زنده هستند،ابتدا باید ارث همسرش داده بشه،چون فرزندان مشترکشون هم در نهایت وارث مادر خودشون هستند(اموال متوفی به خودشون برمیگرده)یعنی قبل از اون که فرزندان به دنیا بیان،همسرش وارث اون فرد بوده
    به طور کلی،اگر قاعده ی کلی رو بر این بذاریم که(در اکثر موارد) وارث مذکر ،دو برابر وارث مونث ارث میبره(البته با در نظر گرفتن درجه ی خویشاوندی)،مسئله ساده میشه

  5. باعث شدید ک دینمم عوض کنم اگ یه روزی از خانوادم جدا شدم اگه دختر بی خونه باشه میتون کنار خیابون بخواب؟اگه دختر امروز ماشین نداشت میتون سوار هر ماشینی شه ؟اگه دختر خواست بره سرکار میتونه هرجایی هرکاری رو بره ؟سرش این اسلام نیست این تحریف اگ اسلام واقعی این من قبولش ندارم این برابری نیست تو دنیای امروزی زن و مرد باید کار کنند باید خرجی بدند این مسمال ایا فکرشو نکرده که واس ایران اگه یه دختری ازدواج نکرد چه کنه؟اگه قرار شد خودش خرجیشو بده این ماسمال مال عرباست ک دختر ۱۶سال رو میدن مرد۵۰سال ب عنوان زن ۸این تحریف این مرد پرستی ما زنا ب لطف ماسمال شما تا اخر عمرمون مثل برده ایم باید حتمام ازدواج کنیم بتوتیم مخارجمونو بدیم باید تو خون هرکس رفتیم تو سرمونم زدن از ترس بی جایی خفه شیم همین میش عده ای زیادی خودفروشی میکنند همین میشه عده ای زیادی از مردام از درد شکم سیری میرند پول میدن دختر کرایه میکنند اون تن میفروش از بی پولی اون تن میخره از شکم سیری تف ب بی عدالتی تف ب کسایی ک ب مردا برتری دادن تو این جامعه دختر بدکاره فاحشه خطاب شد ولی صفتی واسه مرد بدکاره نیاوردن تف ب تموم تبعیضا تف ب کسی ک زن خاعنو گفت سنگ سار کنند ولی حتی حق طلاق ب زنی ک بهش خیانت شده نمیده

    بازاندیش پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۶ ۷:۰۹ ق.ظ:

    با سلام خدمت شما
    متن پیام شما حاکی از دغدغه های فراوان شماست. مشکلاتی که ذکر فرمودید بعضا به جا هستند و ناشی کج فهمی اسلامی زمامداران و قانون گذاران می باشد.
    انشالا این مشکلات به زودی به پایان برسد
    ممنون از نظر شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *