۱۳۹۷/۰۳/۲۹
پست های اخیر
خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / احکام اسلامی / تحلیلی پیرامون حکم عبادت زنان حائض

تحلیلی پیرامون حکم عبادت زنان حائض

 تحلیلی پیرامون حکم عبادت زنان حائض

 معمولا وقتی تأکید قرآن راجع به نماز و عبادت و ذکر را مشاهده می کردم این سوال برای من پیش می آمد که چطور با این هم تأکیدی که اسلام راجع به نماز و ذکر دارد به زنان حائض این مجوز را داده که در ایام عادتِ ماهانه هیچ نماز و ذکر و عبادتی نداشته باشند؟ دائما به خود می گفتم استثناء زدن قانون نماز و عبادت با توجه به این همه تأکید ، ادلۀ بسیار محکمی می خواهد. حال آیا چنین ادله ای موجود است یا نه؟

این سوال وقتی برای من قوی تر شد که در بحث تفسیر قرآن به آیات ۲۳۸ و ۲۳۹ سورۀ بقره رسیدم. در این آیات چنین آمده است :

حَافِظُواْ عَلىَ الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلَوهِ الْوُسْطَى‏ وَ قُومُواْ لِلَّهِ قَانِتِینَ(۲۳۸) فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُکْبَانًا  فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْکُرُواْ اللَّهَ کَمَا عَلَّمَکُم مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ(۲۳۹)

ترجمه : بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید، و خاضعانه براى خدا به پا خیزید. (۲۳۸) پس اگر بیم داشتید، پیاده یا سواره [نماز کنید] و چون ایمن شدید، خدا را یاد کنید که آنچه نمى‏دانستید به شما آموخت. (۲۳۹)

با خواندن این آیه اوج تأکید قرآن راجع به نماز بدست می آید که حتی در حالت ترس که در حال فرار از دشمن هستیم ، نماز نباید ترک شود بلکه باید پیاده و سواره انجام شود.

با توجه به این آیه دوباره این سوال برای من مطرح شد که چطور در چنین حالتی ، نماز و عبادت نباید ترک شود ولی در حالت حیض ، ترک عبادت جایز است؟ جالب است که با ترک عبادت در زمان عادت به طور متوسط هر خانمی حدود ۱۰ سال از زندگی اش را بین سنین ۱۰ تا ۵۰ سالگی بدون عبادت گذرانده است یعنی حدود یک چهارم. حال آیا این سوال برانگیز نیست که خدا ۱۰ سال عبادت از فردی نخواهد؟

جالب است بدانید که در کتاب استفتائات آقای مکارم چنین آمده است که : در کلمات علما چیزى به عنوان نماز غرقى داریم و آن نماز یومیّه کسانى است که در حال غرق شدن هستند و بیش از تکبیرات و اشاراتى نمى‌توانند کارى انجام دهند. (استفتاءات جدید (مکارم)؛ ج‌۱، ص: ۴۹)

با این حرف می فهمیم که حتی در حین غرق نیز ، ذکر و عبادت نباید ترک شود. حال واقعا آیا این سوال مطرح نمی شود که پس چرا حائض می تواند یک هفته نماز و عبادت را ترک کند؟

نکتۀ دیگر اینکه وقتی طبق آیه ۲۲۲ سوره بقره مردم از حکم حیض از پیامبر می پرسند چرا حرفی از سقوط عبادت و نماز حائض زده نمی شود؟

این سوالات ذهن مرا مشغول کرده بود و با خود گفتم بد نیست در این زمینه نظرات علماء و گروه های مختلف مسلمانان و استدلال آنها را نیز ببینم.

حال در ادامه به نظرات علماء در این زمینه اشاره می شود و سپس نتیجه ای که خود بنده از مجموع تحقیقاتم بدست می آورم را نیز بیان خواهم کرد.

جالب است که در بین علمای مسلمین هیچ کسی قائل نیست که نماز خواندن بر حائض واجب است و همه حکم به سقوط وجوب نماز و بلکه حرمت نماز بر حائض داده اند و همگی می گویند که نمازهای ساقط شده در ایام حیض ، قضا هم ندارد. تنها گروهی که در اینجا نظر مخالفی دارند بعضی از خوارج هستند. آنها قائلند که قضای نمازهای فوت شده از حائض بر او واجب است. در این زمینه می توانید به کتاب عمده القاری فی شرح صحیح البخاری ، ج۵ ، ص۴۷۲ مراجعه کنید. همچنین در برخی از کتاب ها به گروهی از خوارج نسبت داده شده است که حتی در حین حیض نیز نماز خواندن را بر زنان واجب می دانسته اند. در کتاب فتح الباری از ابن رجب ، ج۱ ، ص۵۰۲ آمده است :

وقد حکی عَن بعض الخوارج : أن الحائض تقضی الصلاه ، وعن بعضهم : أنها تصلی فی حال حیضها .

ترجمه : حکایت شده از برخی از خوارج که حائض باید نمازهایش را قضا کند و از بعضی دیگر از آنها حکایت شده که در حال حیض نیز باید نماز بخوانند.( کتاب فتح الباری از ابن رجب)

و اما از خوارج که بگذریم به هر حال در اصل اینکه خواندن نمازهای واجب از حائض ساقط می شود و با خواندن نماز ، گنه کار هم هست بین همۀ امت اسلام اتفاق وجود دارد و دلیل آنها روایات صحیح متعددی است که چه شیعه و چه اهل سنت از پیامبر و ائمه نقل می کنند. شاید حکمت این حکم این باشد که بالاخره نماز با این کیفیت خاص شرائط خاصی دارد که شخص حائض ندارد. البته حکمت دقیق این حکم برای ما روشن نیست چرا که مثلا اگر شخصی در جنگ ، پُر از خون باشد نیز نماز از او ساقط نیست. به هر حال ما از باب تعبد ، این حکم را می پذیریم.

حال اگر این حکم پذیرفته شد می توانیم قبول کنیم که خواندن نماز بر حائض واجب نیست و بلکه ساقط است ولی ساقط شدن نماز از حائض به معنای ساقط شدن اصل عبادت و ذکر از او نیست.

به هر حال ادلۀ مختلفی وجود دارد که نماز با کیفیت خاصی که ما می خوانیم از حائض ساقط است ولی این مطلب دلیل بر این نمی شود که اصل ذکر و عبادت از او ساقط باشد. دقت شود که در قرآن راجع به جزئیات کیفیت نمازی که ما می خوانیم مطلب صریحی نیامده است ولی راجع به اصل نماز به معنای عبادت و توجه به خدا مطالب و تأکیدات بسیاری وجود دارد که بنده فکر می کنم در رابطۀ با حائض این تأکیدات نه تنها استثناء نخورده است بلکه در رابطۀ با آن در روایات نیز تأکیداتی وجود دارد.

بنابراین اگر ما قبول کنیم که روایات متواتره و اجماع مسلمین (با فرض خروج خوارج از آن) وجوب کیفیت نماز را می تواند برای حائض استثناء بزند ولی ما دلیلی نداریم که وجوب ذکر و دعا و توجه به خدا را نیز برای حائض استثناء بزند و بلکه دلایل خلاف آن داریم.

باید توجه داشت که ساقط شدن کیفیت نماز از حائض مطلبی است و ساقط شدن ذکر و دعا و عبادت مطلب دیگری است.

جالب است بدانید که در بین علمای مسلمین ، چه شیعه و چه اهل سنت ، افرادی وجود دارند که قائلند زنان حائض در ایام عادت واجب است ذکر خدا را در اوقات نماز بگویند. جالب است که اوقات نماز آن چیزی است که در قرآن نیز بر روی آن تأکید شده است و استثناء زدن آن کار راحتی نیست بر خلاف استثناء زدن جزئیات کیفیت نماز که در قرآن نیامده است و اتفاقا در مورد حائض استثناء خورده است.

حال در ادامه به علمایی که چنین نظری دارند اشاره می کنیم :

در کتاب عمده القاری فی شرح صحیح البخاری آمده است :

ومن السلف من کان یأمر بالحائض بأن تتوضأ عند وقت الصلاه وتذکر الله تعالى تستقبل القبله ذاکره لله جالسه روی ذلک عن عقبه بن عامر ومکحول وقال کان ذلک من هدی نساء المسلمین فی حیضهن وقال عبد الرزاق بلغنی أن الحائض کانت تؤمر بذلک عند وقت کل صلاه وقال عطاء لم یبلغنی ذلک وإنه لحسن وقال أبو عمر هو أمر متروک عند جماعه الفقهاء بل یکرهونه قال أبو قلابه سألنا عن ذلک فلم نجد له أصلا وقال سعید بن عبد العزیز ما نعرفه وإنا لنکرهه وفی منیه المفتی للحنفیه یستحب لها عند وقت کل صلاه أن تتوضأ وتجلس فی مسجد بیتها تسبح وتهلل مقدار أداء الصلاه لو کانت طاهره حتى لا تبطل عادتها وفی الدرایه یکتب لها ثواب أحسن صلاه کانت تصلى.(عمده القاری فی شرح صحیح البخاری ،ج۵ ،ص۴۷۴)

خلاصه ای از ترجمه : برخی از گذشتگان زنان حائض را امر می کردند که در وقت نماز وضوء بگیرند و رو به قبله ذکر خدا را بگویند. این مطلب از عقبه بن عامر و مکحول نقل شده است. البته برخی گفته اند که این حکم نزد فقهاء متروک بوده است و اصلی بر آن یافت نشده است. در مذهب حنفی نیز این حکم وجود داشته است که بر زنان حائض مستحب است که در اوقات نماز در محل سجده بنشینند و ذکر خدا را بگویند.(پایان ترجمه)

از بین علمای شیعه نیز افرادی هستند که قائل به این حکم هستند.

درکتاب فقهی آقای خویی در این زمینه چنین آمده است :

المعروف و المشهور من أصحابنا هو ذلک، و نسب القول بوجوبه إلى والد الصّدوق (قدس سره) بل إلى نفسه، و قد عبّر والد الصدوق بعین عباره فقه الرّضا: یجب علیها (على الحائض) عند حضور کلّ صلاه أن تتوضأ … ، و رجّحه صاحب الحدائق (قدس سره) خلافاً للمشهور، و نسبه إلى الکلینی (قدس سره) حیث‌ عنون الباب «باب وجوب الوضوء على الحائض» و استظهر منه أنّه یقول بالوجوب و إلّا لم یکن وجه للتعبیر بالوجوب. (موسوعه الإمام الخوئی؛ ج‌۷، ص: ۴۶۵)

ترجمه : معروف و مشهور نزد اصحاب ما این است که حائض در وقت نماز مستحب است که وضوء بگیرد و ذکر خدا بگوید و به والد شیخ صدوق و حتی به خود شیخ صدوق نسبت داده شده است که در این زمینه قائل به وجوب بوده اند و صاحب حدائق نیز این نظر را یعنی وجوب را ترجیح داده است و به کلینی صاحب کتاب کافی نیز نسبت داده شده است که در این زمینه قائل به وجوب بوده است چون عنوان باب کتابش در این زمینه را با لفظ وجوب آورده است.( موسوعه الإمام الخوئی)

آقای صادقی تهرانی نیز در رسالۀ خود چنین می آورد که :

بر مبنای (لا تُترَکُ الصَّلاهُ بِحَال) بر زنانی که در حال حیض یا نفاسند واجب است با وضوء و رو به قبله ، نشسته یا ایستاده به اندازۀ مدت نماز ، خدا را یاد کنند.(توضیح المسائل نوین ، ص۲۲ ، مسأله ۱۰۱)

و اما بد نیست به روایات کتاب کافی در این زمینه اشاره کنیم. ابتدائا به عنوان بابی که در کتاب کافی برای بیان این دسته از روایات راجع به موضوع بحث آمده است اشاره کنیم :

بَابُ مَا یَجِبُ عَلَى الْحَائِضِ فِی أَوْقَاتِ الصَّلَاهِ (باب آنچه که بر حائض در اوقات نماز واجب است) (الکافی ج : ۳  ص :  ۱۰۰)

از این عنوان می توان اهمیت این حکم و حتی وجوب آن را نزد برخی از علماء بدست آورد.

و اما در ادامه به چهار روایتی که در این باب آمده است اشاره می کنیم :

روایت اول : عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْحَائِضِ تَطَهَّرُ یَوْمَ الْجُمُعَهِ وَ تَذْکُرُ اللَّهَ قَالَ أَمَّا الطُّهْرُ فَلَا وَ لَکِنَّهَا تَتَوَضَّأُ فِی وَقْتِ الصَّلَاهِ ثُمَّ تَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَهَ وَ تَذْکُرُ اللَّهَ (الکافی ج : ۳  ص :  ۱۰۰)

ترجمه : به ابو عبد الله صادق (ع) گفتم: زن حائض‏ مى‏تواند روز جمعه‏ غسل کند و با دعا و ذکر خدا بسر برد؟ ابو عبد الله گفت: غسل کردن، جایز نیست، اما موقع هر نماز، وضو بگیرد و رو به قبله بنشیند و به ذکر خدا بپردازد.

سند روایت : طبق تحقیق نرم افزار درایه النور : صحیح –  طبق نظر آقای مجلسی در مرآه العقول : حسن – طبق نظر آقای بهبودی در کتاب صحیح کافی : صحیح – طبق نظر آقای خویی در کتاب موسوعه الامام خویی : صحیح

روایت دوم : مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ وَ حَمَّادٍ عَنْ مُعَاوِیَهَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَتَوَضَّأُ الْمَرْأَهُ الْحَائِضُ إِذَا أَرَادَتْ أَنْ تَأْکُلَ وَ إِذَا کَانَ وَقْتُ الصَّلَاهِ تَوَضَّأَتْ وَ اسْتَقْبَلَتِ الْقِبْلَهَ وَ هَلَّلَتْ وَ کَبَّرَتْ وَ تَلَتِ الْقُرْآنَ وَ ذَکَرَتِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ (الکافی ج : ۳  ص :  ۱۰۱)

ترجمه : ابو عبد الله صادق (ع) گفت: زن حائض، دست و صورت خود را بشوید و بعدا بر سفره غذا بنشیند. و در هنگام نماز وضو بسازد و رو به قبله بنشیند و لا اله الا الله بگوید، الله اکبر بگوید، قرآن بخواند، و خدا را یاد کند.

سند روایت : طبق تحقیق نرم افزار درایه النور : صحیح – طبق نظر آقای مجلسی در مرآه العقول : مجهول کالصحیح  – طبق نظر آقای بهبودی در کتاب صحیح کافی : صحیح

روایت سوم : عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ یَنْبَغِی لِلْحَائِضِ أَنْ تَتَوَضَّأَ عِنْدَ وَقْتِ کُلِّ صَلَاهٍ ثُمَّ تَسْتَقْبِلَ الْقِبْلَهَ وَ تَذْکُرَ اللَّهَ مِقْدَارَ مَا کَانَتْ تُصَلِّی(الکافی ج : ۳  ص :  ۱۰۱)

ترجمه : شنیدم ابو عبد الله صادق (ع) مى‏گوید: شایسته آن است که زن حائض، در وقت هر نماز، وضو بگیرد و رو به قبله بنشیند و به هر اندازه‏اى که نماز او طول مى‏کشیده، با یاد خدا بسر برد.

سند روایت : طبق تحقیق نرم افزار درایه النور : صحیح – طبق نظر آقای مجلسی در مرآه العقول : حسن – طبق نظر آقای بهبودی در کتاب صحیح کافی : صحیح – طبق نظر آقای خویی در کتاب موسوعه الامام خویی : صحیح

روایت چهارم : عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَهَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِذَا کَانَتِ الْمَرْأَهُ طَامِثاً فَلَا تَحِلُّ لَهَا الصَّلَاهُ وَ عَلَیْهَا أَنْ تَتَوَضَّأَ وُضُوءَ الصَّلَاهِ عِنْدَ وَقْتِ کُلِّ صَلَاهٍ ثُمَّ تَقْعُدَ فِی مَوْضِعٍ طَاهِرٍ وَ تَذْکُرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تُسَبِّحَهُ وَ تُحَمِّدَهُ وَ تُهَلِّلَهُ کَمِقْدَارِ صَلَاتِهَا ثُمَّ تَفْرُغُ لِحَاجَتِهَا(الکافی ج : ۳  ص :  ۱۰۱ )

ترجمه : ابو جعفر باقر (ع) گفت: جایز نیست که زن حائض نماز بخواند، اما بر عهده او است که در وقت نمازها، وضو بگیرد و روى فرش پاکى بنشیند و به هر اندازه‏اى که نماز او طول مى‏کشیده، سبحان الله بگوید، الحمد لله بگوید، لا إله الا الله بگوید و بعد از آن برخیزد و به کارهاى خود بپردازد.

سند روایت : طبق تحقیق نرم افزار درایه النور : صحیح – طبق نظر آقای مجلسی در مرآه العقول : حسن کالصحیح- طبق نظر آقای بهبودی در کتاب صحیح کافی : صحیح – طبق نظر آقای خویی در کتاب موسوعه الامام خویی : صحیح

همچنین در کتاب من‏لایحضره‏ الفقیه ج : ۱  ص :  ۱۰۰ و کتاب  وسائل‏الشیعه ج : ۲  ص :  ۳۴۵ نیز روایتى به این صورت آمده است :

عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ وَ کُنَّ نِسَاءُ النَّبِیِّ ص لَا یَقْضِینَ الصَّلَاهَ إِذَا حِضْنَ وَ لَکِنْ یَتَحَشَّیْنَ حِینَ یَدْخُلُ وَقْتُ الصَّلَاهِ وَ یَتَوَضَّیْنَ ثُمَّ یَجْلِسْنَ قَرِیباً مِنَ الْمَسْجِدِ فَیَذْکُرْنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ

ترجمه : حلبى گوید که حضرت صادق فرمود : زنان‏ پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله هنگامى که حائض‏ بودند نماز بجا نمى‏آوردند لکن فرج خود را از پنبه پر کرده و وضو ساخته نزدیک مسجد مینشستند و ذکر خداى عزّ و جلّ میکردند.

مترجم گوید: «مراد از مسجد چنان که ظاهر حدیث مینماید مسجد مدینه است زیرا خانه‏هائى که زنان پیامبر در آنها ساکن بودند اطراف مسجد و متّصل به آن بود و اگر منظور مطلق محلّ نماز گزاردن بود لفظ (نزدیک مسجد) بکار نمیرفت». (من لا یحضره الفقیه / ترجمه غفارى، على اکبر ومحمد جواد و بلاغى، صدر ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۳۳)

سند روایت : طبق تحقیق نرم افزار درایه النور : صحیح – طبق نظر آقای خویی در کتاب موسوعه الامام خویی : صحیح

از مجموع روایات که اتفاقا از لحاظ سندی نیز بسیار خوب هستند می فهمیم که زنان حائض از نظر دین باید در اوقات نماز ذکر خدا را بگویند و اگر کسی بگوید این روایات دلالت بر استحباب دارد و نه وجوب می توانیم به او چنین جواب دهیم که وقتی این روایات در کنار تأکیدات بسیار زیاد قرآن راجع به عبادت وذکر خدا گذاشته شود از مجموع ادله می توان وجوب فهمید. البته از برخی از روایات نیز مستقلا وجوب قابل برداشت است.

به هر حال ما نه تنها برای ساقط شدن اصل ذکر و عبادت از حائض ادله ای برای استثناء آیات قرآن نداریم بلکه در تأییدِ آیات قرآن ، ادله ای روایی و حتی عقلانی داریم. پس اگر جزئیات کیفیت نماز به دلایلی از حائض ساقط شد ، اصل ذکر و توجه به خدا ساقط نمی شود. به نظر شما آیا می توان آن همه تأکید قرآن راجع به اقامۀ نماز که همان توجه به خدا است و اتفاقا به صورت فعل مضارع آمده و دلالت بر استمرار دارد را استثناء زد؟ به نظر شما آیا می توان قانون قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکّىَ‏(۱۴) وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّىَ‏(۱۵) را در دوران حیض استثناء زد؟ به نظر شما آیا می توان دستوراتی مثل یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اذْکُرُواْ اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا(۴۱) وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَ أَصِیلاً(۴۲) را استثناء زد؟ به نظر شما آیا می توان تأکید آیۀ ۲۳۸ سوره بقره بر محافظت نمازها که همان محافظت بر ذکر و عبادت است را استثناء زد؟ به نظر شما آیا سقوط عبادت در ایام حیض با آیۀ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَ الذَّاکِرَاتِ(احزاب-۳۵) تعارض ندارد؟

حتی آنها که قائل به وجوب در این زمینه نیستند لااقل حکم به استحباب در این باره داده اند به عنوان مثال در کتاب احکام بانوان از آقای مکارم چنین آمده است:

مستحبّ است زن حائض در وقت نماز خود را از خون پاک کند، و دستمال‌ و نوار بهداشتى را عوض نماید و وضو بگیرد، و اگر نمى‌تواند وضو بگیرد تیمّم کند، و در جاى نماز خود رو به قبله بنشیند، و مشغول ذکر خدا و دعا و صلوات شود. (احکام بانوان (مکارم)؛ ص: ۵۱)

حال اگر کسی قائل به وجوب نشود لااقل استحباب این کار ثابت است. پس چرا ما راجع به استحباب برخی کارها که بعضا دلیل متقنی هم ندارد و با تمسک به برخی قواعد غیر مسلم فقهی ، استحباب آنها ثابت می شود اینقدر تأکید داریم ولی راجع به استحباب ذکر برای زنان حائض که شبهۀ وجوب دارد تأکید چندانی نمی کنیم؟ به نظر می رسد که مبلغین دینی باید در این زمینه بیشتر تبلیغ کنند و آنچه را که مورد تأکید و سفارش بسیار زیاد قرآن و روایات است ، دست کم نگیرند. خیلی جالب است که مردم بر روی نماز غفیله خیلی تأکید دارند با اینکه اصل استحباب این نماز مشکوک است و مثلا آقای مکارم در این باره می گوید :

لم یقم على استحباب الغفیله بهذا الوجه دلیل معتبر، و قد ذکرنا فی محلّه أنّ ما هو المعروف من التسامح فی أدلّه السنن غیر مرضیّ عندنا، فاللازم الإتیان بهذه الصلاه الخاصّه بقصد الرجاء.(العروه الوثقى مع التعلیقات؛ ج‌۱، ص: ۴۲۰)

ترجمه : بر استحباب غفیله دلیل معتبری اقامه نشده است و قانون تسامح در ادلۀ سنن که از طریق آن استحباب غفیله را ثابت کرده اند مورد قبول ما نیست. پس اگر کسی بخواهد نماز غفیله بخواند باید به نیت رجاء بخواند.(پایان ترجمه)

حال جالب است که این نماز اینقدر مورد تأکید قرار می گیرد و هر شب در مساجد خوانده می شود ولی از آن طرف زنان حائض یک هفته و بلکه بیشتر اصلا عبادتی نمی کنند و هیچ تأکیدی هم برای عبادت در زمان حیض نمی شود با آنکه ادلۀ بسیاری بر آن دلالت دارد و حتی در این زمینه ، شبهۀ وجوب وجود دارد. خیلی جالب است که وقتی بنده این بحث را در مسجد مطرح می کردم برخی مردم گفتند که ما برای اولین بار است که با این حکم آشنا می شویم.

این ، نشان دهندۀ وارونه شدن دین و ضعف در تبلیغ صحیح دین است.

به هر ترتیب بنده با مشاهدۀ مجموع ادله ، وجوب ذکر بر زنان حائض ، بیشتر برایم قابل قبول است. نمی دانم چرا برخی فقهاء با توجه به آن همه تأکید قرآن و روایات در این زمینه قائل به استحباب شده اند؟ اصلا آیا عقل قبول می کند که یک انسان ، به مدت یک هفته هیچ وظیفه ای در زمینۀ ارتباط با خالقش نداشته باشد؟ آیا چنین کاری موجب نقص ایمان نمی شود؟

جالب است که این نقص ایمان آنقدر بارز است که حتی در خطبه ۸۰ نهج البلاغه به آن اشاره شده است که زنان به خاطر دوری از نماز و روزه در ایام حیض ایمانشان ناقص است.

حال این روایت اگر چه از لحاظ سند و متن با مشکل رو به رو است ولی به مطلبی اشاره کرده است که سوال برانگیز است و آن اینکه چرا خدا با احکامی که داده است موجب نقص زنان در ایمان شده است؟ آیا این یک بی عدالتی نیست؟ آیا ما می توانیم زنان بزرگی مثل حضرت مریم و حضرت فاطمه را ناقص الایمان معرفی کنیم؟ اصلا اگر بخواهیم از این روایت دفاع کنیم می توانیم چنین بگوییم که این روایت نمی خواهد نقص ایمان از نظر خدا را بیان کند بلکه قصدش خبر دادن از واقع است به این معنا که روایت می خواهد بگوید با این حکمی که راجع به زنان وجود دارد که فقهاء گفته اند که زنان در حین حیض نماز نخوانند عملا ایمان زنان ناقص شده است. پس شاید این روایت با این معنایی که بیان شد به نوعی بتواند موید ما نیز باشد که چون ساقط شدن عبادت در حین حیض موجب نقصان ایمان است و خدا نقصان ایمان کسی را نمی خواهد طبیعتا عبادت در حین حیض ساقط نیست.

به این مطلب نیز دقت شود که حیض با جنابت فرق دارد و نمی توان این دو حالت را با هم قیاس کرد چرا که حیض یک امر طبیعی است و چاره ای از آن نیست و برای دور شدن از آن باید به طور طبیعی مدت آن به سر آید بر خلاف جنابت که هم اصل ایجادش دست خود فرد است و هم برتر شدنش. بنابراین نمی توان گفت در حال حیض نیز مثل حالت جنابت به خاطر نجاست نمی توان عبادت کرد. خیر ، نجاست در جنابت قابل برطرف شدن است بر خلاف نجاستی که از حیض ایجاد می شود.

اشکال آقای خویی به حکم وجوب ذکر و عبادت بر حائض :

آقای خویی در کتاب موسوعه الإمام الخوئی؛ ج‌۷، ص: ۴۶۸ اشکالی به حکم وجوبی که بیان شد به این صورت وارد کرده اند :

هذه الرّوایات الثلاث هی العمده فی المقام، و لکنّها لا یمکن الاستدلال بها على وجوب الوضوء، للقرینه الداخلیّه و الخارجیّه ….. و أمّا القرینه الخارجیّه فهی لیست عباره عن إعراض المشهور عن الأخبار المذکوره کما فی کلمات الأکثرین، بل هی ما ذکرناه فی جمله من الموارد من أنّ الأُمور الّتی یکثر الابتلاء بها لو کانت واجبه فی زمانهم (علیهم السلام) لانتشرت و ذاعت و ظهرت، و الحیض تبتلی بها النِّساء فی کلّ شهر مرّه، فلو کانت هذه الأُمور کالوضوء‌واجبه فی حقّها کیف أمکن خفاؤه على المتشرّعه و انحصر القائل به فی فقیه أو اثنین أو ثلاثه، و هذه قرینه قطعیّه على عدم الوجوب.

ترجمه : روایاتی که در باب وضوء گرفتن حائض و ذکر او در اوقات نماز وارد شده است نمی تواند دلالت بر وجوب کند به خاطر اینکه مشهور فقهاء از این اخبار اعراض کرده اند و حکم به وجوب نداده اند و اگر چنین مطلبی واجب بود با توجه به اینکه امری است که بسیاری از افراد به آن مبتلا بوه و هستند مشهور می شد و هیچ گاه وجوبش مخفی نمی ماند و منحصر به نظر چند فقیه محدود نمی شد.

جواب به اشکال آقای خویی :

برای ما ادلۀ موجود ملاک است و وقتی که با مجموع ادله به حکم وجوب می رسیم اعراض فقهاء و نوع مسأله که مورد ابتلا باشد یا نه ، تأثیری برای ما ندارد. حتی در اجماع مدرکی گفته می شود که چون مدرک اجماع موجود است خود اجماع ، فی نفسه نمی تواند برای ما حجت باشد. بگذریم که در اینجا اجماعی وجود ندارد.

تازه در این زمینه توجه به چند نکته ضروری است :

الف) توجه به زن در طول تاریخ ، کمتر از مرد بوده است و زنان ، به هر حال از طرف گروه کثیری از دین داران پایین تر از مردان محسوب می شده اند و همین نوع نگرش ، می توانسته است در نوع احکام آنها نیز تأثیراتی داشته باشد. شاید اگر به زن مثل مرد نگاه می شد برخی احکام از جمله حکم عبادت زنان حائض به صورت دیگری بود. شما ببینید که اکثر قریب به اتفاق مفسرین در ذیل آیۀ ۴۴ سورۀ صاد گفته اند که ایوب قسم خورده بود که به همسرش صد تازیانه بزند ولی خدا به او گفت یک دسته چوب نازک بردار و یک بار بر هسمرت بزن.

با تحقیق در این زمینه متوجه می شویم که مفسرین که آیه را این چنین معنا کرده اند به احتمال زیاد به خطا رفته اند و معنای آیه چیز دیگری است که در این زمینه می توانید به ترجمۀ على اکبر طاهرى قزوینى و همچنین کتاب (آدم از نظر قرآن ، ج۲ ، ص۳۷۲ تا ۳۸۸) از آقای غروی مراجعه کنید. مشاهده می کنید که آیه طبق نظر قریب به اتفاق مفسرین نوعی بی احترامی به مقام زن محسوب می شود ولی با این حال مفسرین با بی توجهی در مفردات آیه همین گونه آیه را معنا کرده اند.

ب) با توجه به روایاتی که در مورد ساقط شدن حکم نماز برای زنان حائض وجود دارد ممکن است فقهاء از این روایات ساقط شدن اصل عبادت و ذکر را فهمیده باشند و بین کیفیت نماز و انجام ذکر تفکیک نکرده و در نتیجه فکر کرده اند ساقط شدن اصل نماز ، ساقط شدن اصل ذکر را نیز به همراه دارد و به همین دلیل به وجوب ذکر فتوا نداده اند در حالی که در مقالۀ حاضر بین این دو تفکیک صورت گرفت.

ج) ترس از مشهور و پایبندیِ بیش از حد به نظرات فقهای بزرگ و قدیمی نیز می تواند دلیل دیگری باشد بر اینکه حکم به وجوب در مورد مسألۀ حاضر داده نشده است. ما خودمان مشاهده کرده ایم که مخالفت با نظرات علمای مشهور بسیار مشکل است و به راحتی افراد نمی توانند با نظر مشهور مخالفت کنند. حتی در برخی موارد شنیده ایم که علماء ، خود می دانند که نظر دیگری صحیح است ولی در رساله ها ، همان نظر مشهور را می نویسند.

د) حساسیت زیاد راجع به حکم طهارت و نجاست و تصور اینکه شخص نجس اصلا نمی تواند با خدا رابطه داشته باشد ممکن است فقهاء را از دقت زیاد پیرامون وجوب ذکر بر حائض بازداشته باشد. در واقع شاید برخی از فقهاء در ضمیر ناخودآگاهشان برای خود این تصور قطعی را درست کرده بوده اند که شخص حائض به نوعی ناپاکی دچار است و ارتباط با خدا پاکی می خواهد و این دو با هم جمع نمی شوند.

ه) تعبد بیش از حد راجع به احکام فقهی و کنار گذاشتن عقل و قرآن نیز می تواند فقهی دارای چهار چوب خاص برای دین ایجاد کند که نتایج آن فقه ، از اهداف شارع به دور باشد. به عبارت دیگر ما از مجموع ادله می فهمیم که شارع با قرار دادن فلان حکم هدفی را دنبال می کرده است ولی گاهی اوقات احکام فقهی به صورتی است که در چهارچوب خشک خود باقی می ماند و اصلا هدف شارع را تأمین نمی کند. ما در فقه چنین مواردی را مشاهده کرده ایم و بعید نیست که در طول تاریخ فقه نیز چنین رویکردی وجود داشته است. به هر حال ما از مجموع ادله می فهمیم که هدف شارع ، ارتباط با خدا و عبادت او بوده است و از این هدف هیچ گاه کوتاه نیامده است و این هدف آنقدر مهم است که طبق آیه وَ مَا خَلَقْتُ الجِْنَّ وَ الْانسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ(ذاریات-۵۶) به عنوان هدف خلقت بیان شده است. حال چگونه ممکن است که همین شارع حکمی دهد که با هدفش سازگاری نداشته باشد؟ به هر حال در احکام فقهی نباید مغز و لبّ دین و مقاصد شریعت به خاطر چهارچوب های فقهی مورد بی توجهی قرار گیرد.

متأسفانه گاهی اوقات احکام فقهی به گونه است که با انجامش ، تازه از اهداف و لبّ دین دور می شویم. بد نیست در اینجا به برخی از فتاوایی که از اهداف اصلی شارع به دور هستند اشاره کنیم :

فتوای اول : کسی که در حال ایستاده می تواند برای رکوع با سر اشاره کند و در حال نشسته هم نمی تواند رکوع کند ، ولی می تواند کمی خم شود باید ایستاده نماز بخواند و احتیاط واجب آن است که نماز دیگری هم بخواند و موقع رکوعِ آن بنشیند و هر قدر می تواند برای رکوع خم شود.

حال سوال این است که فقیهی که چنین مساله ای را در رساله آورده  آیا توجه ندارد که برای چنین فردی باید آسان گرفت ، نه سخت ولی شما با چنین نظری تازه کار را سخت تر کرده اید.

فتوای دوم : در صورتی که تنها یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است چنانچه از گفته ی او اطمینان پیدا کند باید نمازش را شکسته بخواند و گرنه بنابر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند و روزه را بگیرد و قضای آنرا هم بجا آورد.

فتوای سوم : اگر برای پیدا کردن قبله وسیله ای ندارد یا با اینکه کوشش کرده گمانش به طرفی نمی رود چنانچه وقت نماز وسعت دارد باید چهار نماز به چهار طرف بخواند و اگر به اندازه ی چهار نماز وقت ندارد به اندازه ای که وقت دارد نماز بخواند.

حال شما فرض کنید برای شخصی لازم شد که هم فتوای دوم را عمل کند و هم فتوای سوم را یعنی در شرائطی بود که هم فتوای دوم برای او لازم شد و هم فتوای سوم ، آیا واقعا عقل این حکم را می پذیرد که شخصی به چهار طرف هم شکسته و هم کامل نماز بخواند؟ اصلا شاید خداوند می خواسته در برخی شرائط آسان بگیرد ولی با این فتاوی ، کار سخت تر شده است. تازه فرض کنید شخصی ، هم فتوای اول را بخواهد عمل کند و هم فتوای دوم و هم فتوای سوم را. شما ببینید چه می شود؟

فتوای چهارم : غیبت کردن ، تنها پشت سر شیعه حرام است و می توان پشت سر اهل سنت غیبت کرد.

انسان با مشاهدۀ چنین نظراتی می فهمد که برخی از نظرات فقهاء با حقیقت دین در تعارض است و این چهار چوبهای خشک فقهی و توجه نداشتن به اهداف عالیۀ شارع است که موجب صدور چنین فتاوایی می شود. به هر ترتیب در جواب اشکال آقای خویی باید این مطلب را متذکر شد که فقهاء در طول تاریخ بعضا به مقاصد شریعت توجه نداشته اند و به همین علت حکم ندادن آنها به وجوب عبادت و ذکر بر حائض نمی توان دلیل و مستند ما قرار گیرد.

به هر حال در مسألۀ مورد بحث اگر کسی وجوب را هم نپذیرد لااقل استحباب آن ثابت است. پس سعی کنیم در مورد حکم ذکر و عبادتِ زنان حائض بیشتر تبلیغ کنیم تا این حکمی که به نظر محجور مانده است را از محجوریت درآوریم. اتفاقا در این زمینه اگر بخواهیم احتیاط را رعایت کنیم احتیاط به این است که زنان حائض این حکم را عمل کنند. نگذاریم با بی توجهی به این حکم ، زنان که نیمی از بشریت و مسلمانان را تشکیل می دهند هر ماه ۷ تا ۱۰ روز ارتباطشان با خدا قطع شود.

ما در این مقاله از طریق قرآن و روایات صحیح و عقل ثابت کردیم که انجام عبادت و ذکر خدا نمی تواند در ایام حیض استثناء بخورد و قطع شود.

و اما اگر بخواهیم طبق قوانین اصولی نیز پیش برویم می توانیم چنین نتیجه گیری کنیم که وجوب عبادت خدا حکمی صریح در منابع دینی است و زمانی می توانیم این حکم را استثناء بزنیم که ادله ، بسیار صریح و روشن و قطعی باشدو هیچ شکی در آن نداشته باشیم. حال در رابطۀ با نحوۀ خواندن نماز ، ادلۀ استثناء ، ظاهرا بسیار محکم است و می تواند در رابطۀ با حائض آن قانون اولیه را استثناء بزند ولی راجع به اصل عبادت و توجه به خدا نه تنها دلیلی بر استثناء نداریم بلکه دلیل بر خلاف آن داریم و حتی اگر بر فرضِ محال دلایلی نیز بر استثناء اصل عبادت و ذکر داشته باشیم این دلایل آنقدر محکم و قطعی نیست و حداکثر برای ما شک ایجاد می کند و با شک نمی توان قانون اولیه را استثناء زد.

 در این مقاله به یکی از احکام اسلام که به نظر می رسد مورد محجوریت قرار گرفته است اشاره کرده ایم. این مقاله پیرامون حکم عبادت زنان حائض است و نویسنده در آن به این نتیجه رسیده است که عبادت برای زنان حائض در حین عادت ماهیانه ، در حدّ وجوب می باشد و زنان حائض نباید در مدت عادت ، عبادت و توجه به خدا و ذکر خدا را ترک کنند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*