خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / احکام اسلامی / مقدمه ی کتاب (الصحیح من الکافی) اثر محمد باقر بهبودی

مقدمه ی کتاب (الصحیح من الکافی) اثر محمد باقر بهبودی

 مقدمه ی کتاب (الصحیح من الکافی) اثر محمد باقر بهبودی

(به همراه بیان احادیثی از امام صادق علیه السلام از همین کتاب)

 مقدمه ی کتاب (الصحیح من الکافی) اثر محمد باقر بهبودی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

از روزى که حدیث شیعه پایه‏گذارى شد، موازین صحت و اعتبار حدیث مطرح بود، و تنها حدیثى مورد توجه قرار مى‏گرفت و سپس به مرحله اجرا نهاده مى‏شد که از شرائط صحت و اعتبار برخوردار باشد. صحت و اعتبار حدیث با دو معیار علمى مشخص مى‏شد: معیار اول این بود که راوى حدیث، فاسق نباشد. معیار دوم این بود که متن حدیث از تقیه و استتار عارى باشد.

معیار اول از آن جهت معتبر بود که قرآن مجید در سوره حجرات آیه ششم مى‏گوید:

«اگر فاسق حدیثى عرضه کند باید به تحقیق و جستجو بپردازید، و تنها به استناد سخن فاسق وارد عمل نشوید». با نزول این آیه شریفه، دو حکم شرعى به مسئولان امر متوجه گشت: اول آنکه فاسق را امین ندانند و سخن او را سند نگیرند. دوم آنکه به جستجو برخاسته، دروغ و نادروغ آن را مشخص سازند، و تکلیف راستین را از زبان راویان معتبر بدست آورده، به مرحله اجرا بگذارند.

معیار دوم از این جهت معتبر بود که امامان شیعه- صلوات اللَّه علیهم اجمعین- هماره در استتار و تقیه به سر مى‏بردند و احیانا در پاسخ سؤالات شیعیان، عقائد فقهاى مخالف را بازگو مى‏نمودند. لذا به خاطر همین محذور، فقهاى شیعه را موظف کرده بودند تا مراقب موقعیتها باشند و در مورد اختلاف و تضاد، حدیثى را که با رأى مخالفان برابر باشد، از حیّز اعتبار و عمل ساقط نمایند. از این رو بود که گهگاه همان راویانى که حدیث را از زبان امام صادق مى‏شنیدند، از به کار بستن آن خوددارى مى‏نمودند.

در ابتداى امر به کار بستن این دو معیار فنى سهل و آسان بود و کاربرد خوبى‏ داشت: زیرا در مرحله اول شناخت فاسقان با معاشرت و تحقیق به سهولت انجام مى‏گرفت و با کنار نهادن حدیث فاسقان، از خیانت احتمالى آنان در امان مى‏ماندند و در مرحله دوم نظر فقهاى مخالف در میان مردم شهرت داشت و با یک مقایسه ساده مى‏توانستند حدیث واقعى را از حدیث تقیه آمیز جدا سازند.

ولى دیرى نگذشت که مشکلات جدیدى رخ داد و به کار بستن این دو معیار فنى به هوشیارى و دقت کامل نیاز پیدا کرد. زیرا منافقان و خرابکاران از دو جبهه وارد عمل گشتند تا هر دو معیار علمى را از کار بیندازند؛ از یک طرف نسخه‏ها جعل کردند و حدیث دروغ را از زبان راویان معتبر روایت نمودند و یا در نسخه‏هاى معتبر دست بردند و احکام خدا را تحریف کردند. در نتیجه لازم شد تا علاوه بر شناخت راویان، به شناخت نسخه‏هاى حدیث همت بگمارند و نسخه‏هاى جعلى و تحریف شده را از نسخه‏هاى معتبر و سالم جدا سازند و این کارى بود که از عهده ساده اندیشان مذهبى خارج بود و تنها ناقدان هشیار و ماهران بیدار، مى‏توانستند از شرّ خرابکاران در أمان بمانند.

و از طرف دیگر عقائد و افکارى خود ساخته و نوپرداخته به امامان مذهب منتسب نمودند که با رأى مخالفان مذهب نیز در تضاد و تناقض بود، در نتیجه لازم شد تا علاوه بر مقایسه‏اى که باید بین حدیث مذهب با رأى مخالفان مکتب صورت بگیرد، مقایسه‏اى هم بین حدیث مذهب با معارف قرآن صورت گیرد، تا بتوانند عقائد نو پرداخته و احکام خود ساخته را از ساحت مذهب دور کنند. و این مقایسه، کارى است که جز با تسلط به معارف قرآن امکان پذیر نبوده و تنها از عهده دانشمندان برجسته و آگاه و متبحر ساخته است.

بارى، در اثر این نیرنگ و فریبى که زنادقه به کار بردند، شناخت حدیث صحیح از حدیث غیر صحیح، دچار ابهام و پیچیدگى شد و حیرت و سرگردانى و اختلاف عظیمى ببار آورد، تا آن حدّ که زبان دشمنان مکتب، به انتقاد و شماتت بلند شد. در نتیجه، خبرگان متفکر و مصلح هر یک به صورتى از پى چاره برخاستند، و از جمله شیخ بزرگوار ما، ثقه الاسلام، ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینى رازى (؟- ۳۲۸ ه. ق.) چنین اندیشید که با دقت و هوشیارى کامل و به کار گرفتن تجربیات فنى و علمى، آنچه را صحیح و معتبر مى‏شناسد در یک مجموعه علمى و فرهنگى گرد آورد و در اختیار عموم بگذارد، و آنچه را صحیح و معتبر نمى‏شناسد و یا تکرار مکررات مى‏بیند به عنوان زوائد از دسترس مردم دور نگهدارد. لذا کمر همت بست و ظرف ۲۰ سال کوشش و تلاش مداوم از لابلاى هزاران نسخه و صدها هزار حدیث مسند و نامسند، ۱۶ هزار حدیث آن را انتخاب کرد و مجموعه‏ خود را به نام کافى به عالم تشیع تقدیم نمود، بدین امید که جوابگوى مسائل اعتقادى باشد و بیانگر همه احکام شرعى گردد.

با اعلام رقم «صدها هزار» مبالغه نکردیم و گزافه نگفتیم، بلکه یک واقعیت ملموس را نشان دادیم. تاریخ صحیح نشان مى‏دهد که در عهد کلینى بیش از سیصد هزار حدیث، در دست شیعیان مى‏چرخیده است. گواه این ادعا، سند زنده‏اى است که شیخ طوسى در کتاب رجال خود به دست مى‏دهد و در شرح حال احمد ابن عقده حافظ (متوفى ۳۳۳ ه. ق.) که از مشایخ کلینى است، مى‏نویسد: «من از اساتید خود شنیده‏ام که ابن عقده حافظ مى‏گفت: «من از احادیث اهل بیت رسول، صد و بیست هزار حدیث مسند به خاطر سپرده‏ام و رویهم رفته مى‏توانم پیرامون سیصد هزار حدیث شیعه به بحث و مذاکره علمى بنشینم.»[۱]. و از این رو باید گفت: شیخ کلینى تنها پنج درصد احادیث را در کتاب کافى گرد آورده و نود و پنج درصد آن را زائد و مکرر یا جعلى و نامعتبر تشخیص داده است.

ثقه الاسلام کلینى- رضوان الله علیه- در مقدمه کافى روش تألیف و انتخاب و شیوه عملکرد خود را در تشخیص صحیح و ناصحیح چنین توضیح مى‏دهد:

تو در نامه‏ات نوشته‏اى که اینک معارف اعتقادى و مسائل شرعى به گونه‏اى بس شدید، دچار اختلاف و تضاد گشته و شناخت اعتقادات بر حق و دریافت احکام درست، دچار مشکل شده است، زیرا روایات مذهبى در زمینه احکام و معارف، اختلافى شدید دارند. نوشته بودى که اختلاف روایت مى‏تواند علتهاى مختلفى داشته باشد، ولى حوزه دانشمندان از دسترس تو دور است و نمى‏توانى از محضر آنان بهره‏مند شوى و اختلافات حدیث را حل کنى. نوشته بودى: کاش، کتابى جامع در دسترس قرار گیرد که همه مسائل مذهبى را پاک و منقّح مطرح کند و احادیث صحیح و معتبر را در آن گردآورى نماید، باشد که شیعیان را مفید افتد و از حیرت و سرگردانى بدر آیند.

خداوند تو را ارشاد کند. دانسته باش که هیچ کس نمى‏تواند حدیث‏ صحیح را از حدیث ناصحیح جدا کند، مگر براساس ضوابطى که از خود امامان رسیده است. امامان فرموده‏اند: «حدیث ما را با کتاب خدا برابر کنید: اگر حدیث ما با قرآن برابر بود بپذیرید و اگر با قرآن مخالف بود به دور اندازید». امامان فرموده‏اند: «حدیث ما را با رأى مخالفان مذهب برابر کنید: اگر حدیث ما با رأى مخالفان، برابر درآمد رها کنید و اگر با رأى مخالفان نابرابر بود بپذیرید». امامان فرموده‏اند: «حدیث اجماعى را با نقل همگانى بپذیرید که نقل همگانى تردید ندارد». ولى در حدّ ما نیست که این ضوابط را در همه احادیث اختلافى، إعمال کنیم، چرا که تشخیص ما در این گونه مسائل ناچیز است. از این رو باید تشخیص صحیح و ناصحیح را به خود اهل بیت عصمت واگذار نمائیم، و آخرین فرموده امامان را ملاک عمل قرار دهیم که مسئولیت کمترى دارد و آسانترین راه انتخاب است. امامان فرموده‏اند: «در صورتى که شناخت حدیث ما بر شما مشکل شود هر حدیثى را که مایل باشید از باب رضا و تسلیم مى‏توانید مأخذ عمل قرار دهید».

اینک و بر این اساس، آنچه مى‏خواستى و آرزو مى‏کردى پرداخته و آماده گشت. امیدوارم با این جامع مذهبى، مشکلات خود را حل کنى، اگر من در پرداخت این تألیف و پالایش صحیح آن از ناصحیح مقصر باشم، در خیرخواهى امت و تقدیم حسن نیت مقصر نخواهم بود.

از بیانات شیخ کلینى- رضوان اللَّه علیه- این طور مستفاد مى‏شود که ایشان در شناخت حدیث معتبر و سالم تنها معیار «رضا و تسلیم» را به کار بسته است و از این رو بود که کتاب کافى از هر جهت مورد قبول و پذیرش قرار نگرفت، و دانشمندان را از مراجعه به سایر مآخذ و جوامع بى‏نیاز نکرد، چنان که پس از تألیف این کتاب باز هم فقها با إعمال ضوابط علمى و فنّى به بحث و تحقیق در احادیث کتاب کافى پرداختند. تا اینکه شیخ طوسى (۳۸۵- ۴۶۰ ه. ق.) کتاب تهذیب را به رشته تألیف کشید و دانشمندان فقه از مراجعه به همه مآخذ بى‏نیاز شدند و در نتیجه از نسخه‏بردارى و تکثیر مآخذ دست کشیدند، و رفته رفته اصول اولیه همراه با سایر مآخذ و مصادر دستخوش فنا و نابودى گشت و تنها چهار کتاب جامع مذهبى به نام: کافى، تهذیب، استبصار و من لا یحضره الفقیه برجا ماند، و بناچار از آن‏ زمان هر دانشمندى موظف شد که شخصا ضوابط علمى را براى تشخیص صحیح و ناصحیح به مرحله اجرا بگذارد و حدیث صحیح را تنها از میان این چهار کتاب شیعه، مورد عمل قرار دهد.

تا اواخر قرن هفتم معیار صحت و اعتبار همان دو معیار مشخصى بود که از قرآن و سنت مایه مى‏گرفت. شرح مختصر این دو معیار در ابتداى سخن گذشت. ولى از اواخر قرن هفتم گرایش تازه‏اى مشهود شد و به تقلید از دانشمندان اهل سنت، معیار جدیدى براى صحت حدیث معین گشت: در این سیره جدید، صحت حدیث را تنها از نظر سند مورد توجه قرار دادند و بر همین اساس، احادیث کتب اربعه را به پنج دسته: حدیث صحیح؛ حدیث حسن؛ حدیث موثق؛ حدیث قوى و حدیث ضعیف تقسیم کردند. در نتیجه معیار دوم اقدمین، یعنى بحث کردن در متن حدیث، از معاجم حدیثى به کتب فقهى حوالت شد تا فقهاى مذهب در جاى مناسب، متن احادیث را مورد بحث و کاوش قرار بدهند و در واقع براى نوبت دوم، احادیث صحیحه را از حیث متن و فحوى پالایش دهند، و هر حدیثى که براساس تقیه و استتار صادر شده باشد، از درجه اعتبار و عمل ساقط نمایند.

پرچم این گرایش تازه را، فقیه عالیقدر شیعه، أبو الفضائل احمد بن موسى بن طاوس (متوفى ۶۷۳ ه. ق.) بر دوش کشید و رفته رفته سایر دانشمندان به او پیوستند- جز فقهاى اخبارى که از گرایش جدید تبرّى جستند. فقهاى اخبارى حتّى معیار اقدمین را نیز نادیده گرفتند و لذا همه احادیث را از صحت و اعتبار کامل برخوردار مى‏شناسند، گر چه نسبت کتاب به مؤلف آن متواتر نباشد.

در قرن دهم هجرى شیخ اجلّ زین الدین عاملى معروف به شهید ثانى (۹۱۱- ۹۶۶ ه. ق.) با توجه به همین سیره جدید، اسناد احادیث کافى را مورد بررسى قرار داد و سپس اعلام کرد: کتاب کافى ۵۰۷۲ حدیث صحیح، ۱۴۴ حدیث حسن، ۱۱۱۸ حدیث موثق، ۳۰۲ حدیث قوى، و بالاخره ۹۴۸۵ حدیث ضعیف دارد. این برآورد علمى، مورد قبول و پذیرش سایرین قرار گرفت و تا کنون کتابهاى فقهى ما منت‏پذیر زحمات این استاد بزرگ مى‏باشند.[۲].

در اوائل قرن یازدهم، فرزند شهید ثانى جمال الدین ابو منصور حسن بن زین الدّین مشهور به صاحب معالم دست به کار تازه‏اى زد که در مذهب تشیع بى‏سابقه بود. این دانشمند فقیه و این استاد بزرگ، احادیث صحاح شیعه را از کتب أربعه استخراج کرد و در کتابى جداگانه به رشته تألیف کشید و با نام: منتقى الجمان فی الأحادیث الصّحاح و الحسان به عالم تشیع تقدیم کرد. این اثر نفیس با آنکه ناقص ماند، مورد تقدیر و تحسین فقها قرار گرفت و دانشمندان بزرگى مانند میرداماد، علامه مجلسى، شیخ حرّ عاملى، ملا صالح مازندرانى از این اثر نفیس برخوردار شدند. این کتاب در عصر حاضر به فرمان آیه اللَّه بروجردى و با عنایت مخصوص معظم له به زیور طبع مزین گشت.

باید توجه داشت که صاحب «منتقى الجمان» صحاح خود را بر دو پایه تقسیم کرده است: ابتدا احادیثى را نقل مى‏کند که شخصا صحت آن را تأیید مى‏کند و بلافاصله به نقل احادیثى مى‏پردازد که دیگران و از جمله پدرش شهید ثانى صحت آن را تأیید کرده‏اند.

دسته اول، با رمز صحى صحیح عندى. و دسته دوم، با رمز صحر صحیح على المشهور، مشخص شده است. علت اختلاف آن است که نظرات دانشمندان رجال، در تشخیص صحیح و ضعیف بر یک منوال نیست. اتفاق مى‏افتد که علامه مجلسى مى‏گوید: «این حدیث در نظر من صحیح است»، در حالى که شهید ثانى همان حدیث را مجهول و بى‏اعتبار مى‏داند. در اثر همین اختلاف فکر و عقیده است که صاحب «منتقى الجمان» احادیث صحیحه را به حد اقل رسانیده و از جمله، رقم صحاح کافى را تا حدود هزار و پانصد حدیث، تقلیل داده است.

اینک در طلیعه قرن پانزدهم هجرى، نگارنده این سطور، بعد از سى سال مطالعه مداوم و بعد از تجربیات فراوان در شناخت علل حدیث، به انتخاب احادیث معتبر شیعه پرداخت و با پیروى از سیره پیشینیان، یعنى با توجه به شرائط اعتبار، در متن و سند، احادیث معتبر کتب أربعه را به تشخیص خویش مشخص نمود. اما احادیث هر کتابى را علیحده و جداگانه تنظیم نمود، تا نام کتب أربعه برجا بماند و حق مؤلفان آن ضایع نگردد، البته با این ویژگى که عناوین کتب أربعه و شماره احادیث، به همان صورت اصلى منعکس شود، تا باز بینى و وارسى آن بر پژوهندگان و ناقدان آسان گردد.

در خاتمه، خاطر علاقمندان را به این نکته متوجه مى‏سازیم که با ترجمه جلد دوم، وارد مباحث فقهى شده‏ایم. این بخش از احادیث کتاب کافى را که براى اولین بار ترجمه و در دسترس علاقمندان قرار داده‏ایم گهگاه شرح کوتاهى بآن ملحق کردیم تا علاقمندان‏ فقه جعفرى و نوآموزان علوم دینى را مفید افتد، همچنین باید متذکر شویم که طرح و ترجمه این مسائل، کاملا جنبه آموزشى و تعلیم دارد، و شما را از تقلید آیات و مراجع بى‏نیاز نخواهد کرد.

تهران- تیر ماه ۱۳۶۲ هجرى شمسى محمد باقر بهبودى‏

و اما در آخر به احادیثی از همین کتابِ (الصحیح من الکافی) که از امام صادق علیه السلام نقل شده است اشاره می کنیم :

حدیث اول : شنیدم ابو عبد اللَّه صادق (ع) مى‏گفت: دانش بجوئید و با وجود دانش، به حلم و وقار آراسته شوید. با دانش اندوزان فروتن باشید. با معلمان خود فروتن باشید. جبار و سرکش نباشید که این شیوه باطل، پرتو حق را مى‏پوشاند. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۷

حدیث دوم : ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: ابلیس از مرگ مؤمن شادمان مى‏شود، ولى بالاترین حدّ شادى او هنگامى است که دانشمند فقیهى بدرود حیات گوید. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۸

حدیث سوم : ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: مردم از این جهت رو به تباهى مى‏روند که پرسش و تحقیق نمى‏کنند. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۹

حدیث چهارم : ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: خداوند- تبارک و تعالى- با دو آیه قرآن، تکلیف بندگان خود را مشخص کرده است: تکلیف اول: «تا ندانند نگویند». تکلیف دوم: «آن چه را ندانسته‏اند مردود نشمارند». آیه‏اى که تکلیف اول را معین مى‏کند چنین است: «آیا پیمان نگرفته بودیم که در باره کتاب الهى جز حق بر زبان نیاورند». آیه‏اى که تکلیف دوم را مشخص مى‏کند چنین است: «بلکه این مردم روز رستاخیز را منکر شده‏اند که عوالم آن را نمى‏شناسند و متاسفانه هنوز علائم آن روز بر ایشان آشکار نشده است». گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۲

حدیث پنجم : ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: حدیثى که با قرآن موافق نباشد، ساختگى است. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۲۵

حدیث ششم : به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: این آیه را تفسیر کنید که مى‏گوید: «جهودان و ترسایان، عبادت خدا را وانهادند و به عبادت دانشمندان خود خاخامها و کشیشها پرداختند». ابو عبد اللَّه صادق گفت: بخدا سوگند که خاخامها و کشیشها مردم را به پرستش خود دعوت نکردند، و اگر دعوت مى‏کردند هیچ کس پذیرا نمى‏شد. اما موقعى که خاخامها و کشیشها حرام خدا را حلال کردند و حلال خدا را حرام کردند، مردم پذیرفتند و ندانسته آنان را عبادت نمودند. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۶

حدیث هفتم : ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: آنچه در محفل مى‏گذرد، امانتى است که افشاء آن در حکم خیانت است. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۶۴

حدیث هشتم : ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: پژوهش دانش، تکلیف دینى است. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۵

حدیث نهم : شنیدم ابو عبد اللَّه صادق (ع) مى‏گفت: کار خود را به منظور جلب رضاى خدا انجام دهید نه براى جلب رضاى مردم. آنچه براى مردم باشد به پیشگاه او بالا نمى‏رود. به خاطر مذهب و اشاعه مکتب با مردم جدل مکنید که مجادله دل را مریض مى‏کند. خداوند تبارک و تعالى به پیامبرش گفت:

«این تو نیستى که هر کس را بخواهى بتوانى به سوى ایمان جلب کنى، بلکه خداوند است که هر که را بخواهد به سوى ایمان مى‏کشاند». گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۴۵

حدیث دهم : ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: قرآن مجید سفارشنامه‏اى است که از سوى خداوند به مردم ابلاغ شده است. پس شایسته است که مرد مسلمان‏ در این نامه سفارشى بنگرد و هر روزه پنجاه آیه از قرآن تلاوت کند. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۴۰

حدیث یازدهم : به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: ما شیعیان در معاشرت با اقوام و عشیره خود و معاشرت با سایر طبقات مردم که در سلک مذهب ما نیستند چه وظائفى داریم؟ ابو عبد اللَّه گفت: به رهبران خود بنگرید که مقتداى شما هستند و با مردم به همان گونه معاشرت کنید که رهبران شما معاشرت مى‏کنند: بخدا سوگند که رهبران شما از بیماران مردم عیادت مى‏کنند، از جنازه‏هایشان تشییع مى‏کنند، در محضر قضاتشان حاضر مى‏شوند و شهادت مى‏دهند. امانت آنان را نگهدارى مى‏کنند و باز پس مى‏دهند. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۴۸

حدیث دوازدهم : ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: هر کس بدون توجه به صدر مجالس، هر جا که ممکن شد بنشیند و راضى باشد، تا آنگاه که از جا بر خیزد، پیوسته و دما دم خداى عز و جل و فرشتگان خدا بر او صلوات مى‏فرستند. گزیده کافى ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۶۵

 

این مجموعه شامل دو بخش است : در بخش اول به مقدمه ی کتابِ (الصحیح من الکافی) اثر محمد باقر بهبودی اشاره شده است تا با این کتاب ، بیشتر آشنا شویم و در بخش دوم به ۱۲ روایت از امام صادق علیه السلام که از نگاه آقای بهبودی صحیح السند است اشاره شده است.



[۱] ( ۱). ر. ک: رجال طوسى ص ۴۴۲٫ معجم رجال الحدیث ج ۲ ص ۶۶۴، این ارقام در کتب اهل سنت نیز مورد تأیید قرار گرفته است، از جمله مى‏توانید به کتاب تاریخ بغداد ج ۵ ص ۱۶ المنتظم ابن جوزى ج ۶ ص ۳۳۷، تذکره الحفاظ ذهبى ص ۸۴۰ مراجعه کنید.

[۲] ( ۱). این بررسى به طور دقیق در چاپ اول فروع کافى منعکس شده است و در برابر هر حدیثى، داخل جدول، رمز ص، ن، ثق، ق. ض مشاهده مى‏شود. ر. ک: مستدرک الوسائل ج ۳ ص ۵۴۱٫ لؤلؤه البحرین ص ۳۹۵ ط نجف. رجال مامقانى ج ۱ ص ۱۷۰ ط اول. این قسمت از چاپ دوم آن حذف شده است.

همچنین ببینید

امام حسین ع را برای چه می خواهیم؟

امام حسین علیه السلام را برای چه می خواهیم؟ اقشار مختلف مردم ، هریک از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *