خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / احکام اسلامی / چرا قرآن تأکید زیادی راجع به نماز دارد؟

چرا قرآن تأکید زیادی راجع به نماز دارد؟

چرا قرآن تأکید زیادی راجع به نماز دارد؟

سوال : قرآن ، هم راجع به مسائل اعتقادی تأکید زیادی دارد و هم مسائل عملی. بیشترین تأکید قرآن در زمینۀ مسائل عملی ، پیرامون نماز است. این همه تأکید راجع به نماز این سوال را ایجاد می کند که نماز چه ثمره ای دارد؟ چرا قرآن آنقدر که راجع به نماز تأکید دارد راجع به عدالت ، راستگویی ، امانت داری ، نظم و …. تأکید ندارد؟ آیا بهتر نبود که قرآن بیشتر راجع به این امور تأکید داشته باشد؟ امروزه مسلمانان با این همه نماز که می خوانند به چه ثمره ای رسیده اند؟ آیا جز این بوده است که گروه داعش و … از همین نماز خوان ها ایجاد شده است؟

جواب : به نظر می رسد که تعریف ما از نماز صحیح نبوده است و همین موجب شده است که این سوال پیش آید. بله ، اگر نماز تنها به همین حرکات ظاهری و الفاظی تکراری و بدون معنا تعریف شود این اشکالِ مطرح شده کاملا بجا و منطقی است ولی به نظر می رسد که آنچه که از نماز مورد تأکید قرآن است تعریف خاصی دارد و طبق این تعریف اصلا تصور ما نسبت به نماز تغییر می کند.

به نظر می رسد که نماز مثل یک کلاس درس است. در کلاس درس ، دانش آموزان مختلفی شرکت می کنند ولی برخی چون کلاس را جدی نمی گیرند طبیعتا کلاس برای آنها ثمره ندارد ولی این بدین معنا نیست که اصل کلاس هم بد است.

حال ، نماز یک کلاس انسان سازی است ولی بستگی دارد که ما چگونه شاگردی برای این کلاس باشیم. در آیه ۴۵ سوره عنکبوت آمده است که نماز ، انسان را از بدی‌ها نهی می کند. پس در کلاس نماز ، ما عملا از بدی‌ها نهی می شویم. حال اینکه چقدر این نهی ها را جدی بگیریم بحث دیگری است. اتفاقا در قرآن به برخی از نمازگزاران در سوره ماعون (ویل) فرستاده شده است همچنانکه به برخی از دانش آموزان کلاس که کلاس را جدی نمی گیرند نیز باید (ویل) فرستاد. از همین (ویل) می فهمیم که منظور قرآن از نماز که اینقدر راجع به آن تأکید دارد هر نمازی نیست. در آیات ۱۹ تا ۳۵ سوره معارج صفات نمازگزاران واقعی آمده است که با رجوع به این آیات می توانید متوجه شوید که منظور قرآن از نماز که این همه نسبت به آن تأکید دارد چیست؟

بیاییم یک دور ، نکاتی که در نماز برای ما تدریس می شود را مرور کنیم تا ببینیم چه کلاس خوبی داریم ولی آن را جدی نگرفته ایم.

نکته ۱ : اولین نکته ای که از نماز یاد می گیریم از جملۀ (الله اکبر) است. با این جمله یاد می گیریم که خدا بزرگ تر از آن چیزی است که در ذهن ماست. پس می فهمیم که نباید خدا را با آنچه که در ذهن ماست قیاس کنیم. گاهی اوقات ما خدا را با آنچه که در ذهن خودمان است قیاس می کنیم و مثلا او را مثل پادشاهان دنیوی فرض می کنیم. همچنین از این جمله یاد می گیریم که خدا بزرگ تر و با عظمت تر از هر چیز دیگری است. پس نباید غیر خدا برای ما عظمت بیشتری داشته باشد. گاهی اوقات عظمت مخلوقات خدا آنچنان ما را به خود مشغول می سازد که عظمت خدا را از یاد می بریم. به هر ترتیب اگر خدا نزد ما عظیم بود ، غیر خدا مثل مال و مقام و … و حتی اولیای الهی نسبت به خدا صغیر خواهند بود. بد نیست در اینجا به خطبه ی ۲۱۶ نهج البلاغه اشاره کنیم که پس از سخنان امام یکى از یاران به پاخاست و با سخنى طولانى امام را ستود، حرف شنوایى و اطاعت از امام را اعلام داشت. آنگاه امام فرمود : کسى که عظمت خدا در جانش بزرگ، و منزلت او در قلبش والاست، سزاوار است که هر چه جز خدا را کوچک شمارد.

نکته ۲ : با تکرار مکرر صفات رحمان و رحیم در نماز می فهمیم که در اسلام ، اصل بر رحمت و مهربانی است و خدای ما خدایی مهربان است. پس دین او و پیامبر او نیز دین و پیامبر رحمت است. پس ما نیز باید در زندگی خود ، رحمت را سرلوحۀ کارهای خود قرار دهیم.

نکته ۳ : با گفتن جملۀ (ربّ العالمین) می فهمیم که خدا ، پروردگار همۀ موجودات است نه اینکه فقط پروردگار ما است. بنابراین با این جمله یاد می گیریم که ذهنمان را از محدودیت خارج کنیم و از این طریق خدا و جهان را وسیع تر ببینیم.

نکته ۴ : وقتی به این عبارت می رسیم که خدا مالک روز جزاست یاد می گیریم که همواره در طول زندگی متوجه اعمالمان باشیم و بدانیم که اعمال ما دارای جزا خواهد بود.

نکته ۵ : از کلاس نماز ، درس عبودیت می گیریم به این صورت که فقط خدا را بپرستیم و فقط از او یاری بخواهیم. این نکته به ما یاد می دهد که عبد پول و مقام و افراد نباشیم و هیچ گاه غیر خدا را در جایگاه خدا قرار ندهیم.

نکته ۶ : در کلاس نماز همواره از خدا می خواهیم که ما را به راه مستقیم هدایت کند. راه مستقیم یعنی راه خوبان. کسی که واقعا چنین دعایی بکند در طول زندگی سعی می کند که در راه خوبان حرکت کند همچنانکه اگر کسی از استاد بخواهد که به من علم یاد بده حتما خودش باید در همین مسیر حرکت کند. با این توضیح می فهمیم که واقعا نمازهای ما نماز واقعی نیست چون درخواست ما از خدا درخواستی ظاهری است و در لفظ خلاصه شده است و درطول زندگی به دنبال راه مستقیم نیستیم و به همین دلیل است که نمازهای ما برای ما ثمره ای ندارد. ما اینقدر که برای رسیدن به غذای خوب و خوشمزه تلاش می کنیم برای پیدا کردن راه مستقیم تلاش نمی کنیم.

نکته ۷ : با خواندن سوره ها و آیات مختلف ، بعد از سوره حمد با دستورات دیگر دین نیز آشنا می شویم و خود این کار موجب می شود که کلاس نماز از لحاظ علمی ، پربارتر شود.

نکته ۸ : با رکوع و خضوع در مقابل خدا یاد می گیریم که همواره در مقابل حق تسلیم باشیم. بسیاری از اوقات در طول زندگی ، در مقابل حق تعظیم نمی کنیم و در واقع درسی که در کلاس نماز به ما آموزش داده می شود را عملی نمی کنیم.

نکته ۹ : در نماز ، تسبیح و حمد ، یک درس بسیار مهم است و به ما یاد می دهد که در طول زندگی ، خدا را عملا حمد و تسبیح کنیم ولی متأسفانه ما فقط تسبیح و حمد لفظی می گوییم. حمد و تسبیح یعنی اینکه خدا هیچ نقصی ندارد و بلکه تمام صفات کمال را دارد. حال آیا واقعا ما در طول زندگی چنین تصوری از خدا داریم یا اینکه دائما به خدا ایراد می گیریم و وقتی مشکلی برای ما پیش آمد خدا را مقصر می دانیم؟ همچنین با حمد و تسبیح می فهمیم که خدا از صفاتی که بعضا ما برای او در نظر می گیریم و او را ناقص یا ضعیف فرض می کنیم منزه است. خلاصه اینکه با حمد و تسبیح واقعی ، دید ما نسبت به جهان عوض می شود و جهان را با همۀ ناملایماتش زیبا می بینیم.

نکته ۱۰ : با شهادت به رسالت پیامبر اسلام می آموزیم که باید ما نیز پیرو این پیامبر باشیم. پس نباید فقط ادعای مسلمانی کنیم بلکه واقعا باید پیرو باشیم.

نکته ۱۱ : با سلام هایی که در آخر نماز می دهیم یاد می گیریم که برای همه سلامتی بخواهیم. با سلام به پیامبر با عنوان (نبی) یاد می گیریم که نبوت و دین ایشان باید از ناحیۀ ما در سلامت باشد. پس نباید کاری کنیم که دین اسلام با کارهای ما ضربه بخورد مثلا نباید دین اسلام را خشن جلوه دهیم یا به آن چیزی اضافه یا کم کنیم. با سلام بر بندگان صالح خدا یاد می گیریم که نباید موجبات ناراحتی انسان های خوب را فراهم کنیم و بالاخره با جملۀ (السلام علیکم و رحمه الله و برکاته) بر همه چیز که بتواند مخاطب این سلام واقع شود سلام می فرستیم. پس سلام آخر نماز – البته به نظر بنده – سلامی عام است که حتی انسان های ناصالح و حتی حیوانات و جمادات را نیز می تواند شامل شود و منظور از این سلام این است که همه چیز از ناحیۀ من در سلامت است. انسان با این سلام آخر یاد می گیرد که حتی نسبت به حیوانات و جمادات نیز نباید ظلم کند چه برسد به انسان ها. همچنین با این سلام آخر یاد می گیریم که حتی نسبت به انسان های ناصالح و کافر نیز باید سلامتی بخواهیم و به آنها نباید ظلم و تعدی کنیم و حتی اگر کسی به ما ظلم کرد باید به صورتی دفاع کرد که برخورد ما ، ظلم محسوب نشود.

با توجه به همۀ این توضیحات آیا وجود چنین کلاس درسی در طول روز بد است؟ اگر حقیقت این کلاسِ درس را درک کنیم نه تنها یک جلسه هم سر این کلاس غیبت نمی کنیم بلکه تمام توجه خود را به این کلاس جلب می کنیم.

همچنین ببینید

شادی و غم از دیدگاه قرآن

 شادی و غم از دیدگاه قرآن  مقدمه : در ایام نوروز سال ۱۳۹۵ به ذهنم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *