۱۳۹۷/۰۵/۳۰
پست های اخیر
خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / ردی بر کتاب (نقد قرآن اثر دکتر سُها) اشکال ۲۶ الی ۳۰

ردی بر کتاب (نقد قرآن اثر دکتر سُها) اشکال ۲۶ الی ۳۰

žž    با توجه به انتشار کتاب نقد قرآن اثر منتقد قرآنی دکتر سُها (نام مستعار) وب سایت بازاندیش جلد اول نقد خود بر نقد جناب دکتر سُها را منتشر می نماید. به علت احتمال فیلترینگ سایت از قرار دادن متن اصلی کتاب دکتر سُها بر روی وب سایت اجتناب می کنیم ولی با جستجویی در اینترنت می توانید به اصل این کتاب دسترسی داشته باشید. تاریخ انتشار مجازی این کتاب ابتدای ماه مبارک رمضان سال 95 می باشد که در قالب 30 درس به صورت جداگانه و روزانه نیز برای علاقه مندان به قرآن بر روی سایت قرار خواهد گرفت. امید است که با این نقدها و این پاسخ ها وزن کتاب خدا بهتر مشخص شود و ما نیز به فهم هرچه بهتر این کتاب نزدیک تر شویم.

دفاع از قرآن – ردی بر کتاب (نقد قرآن اثر دکتر سُها)

با توجه به انتشار کتاب نقد قرآن اثر منتقد قرآنی دکتر سُها (نام مستعار) وب سایت بازاندیش جلد اول نقد خود بر نقد جناب دکتر سُها را منتشر می نماید. به علت احتمال فیلترینگ سایت از قرار دادن متن اصلی کتاب دکتر سُها بر روی وب سایت اجتناب می کنیم ولی با جستجویی در اینترنت می توانید به اصل این کتاب دسترسی داشته باشید. تاریخ انتشار مجازی این کتاب ابتدای ماه مبارک رمضان سال ۹۵ می باشد که در قالب ۳۰ درس به صورت جداگانه و روزانه نیز برای علاقه مندان به قرآن بر روی سایت قرار خواهد گرفت. امید است که با این نقدها و این پاسخ ها وزن کتاب خدا بهتر مشخص شود و ما نیز به فهم هرچه بهتر این کتاب نزدیک تر شویم.

دانلود کل کتاب

دکتر سها - نقد قرآن


اشکال ۲۶: چرا قرآن، آسمان را سقف نامیده است؟ در ورای زمین، سقفی وجود ندارد. چرا در آیۀ ۹ سوره سبأ گفته شده است که قطعه ای از آسمان ممکن است بر روی سر گهنکاران بیفتد؟ مگر آسمان قطعه دارد؟

جواب: در جواب این اشکال باید دید مراد از سقف چیست؟ سقف چیزی است که خاصیت محافظ بودن دارد و به هر حال فضای بالای سر ما با توجه به خصوصیاتی که دارد محافظی برای کرۀ زمین محسوب می شود و این از لحاظ علمی نیز ثابت است که مثلا جوّی که دور تا دور کرۀ زمین است از این کره محافظت می کند. علاوه بر این هریک از اجزاء آسمان و هریک از کرات آسمانی جزئی از آسمان است و آنها نیز در حفظ زمین موثراند و اگر مقداری از جایگاه خود خارج شوند یا خصوصیات خود را از دست دهند بر روی کرۀ ما نیز تأثیر گذارند. پس می توان گفت که آسمان به فضای بالای سر ما و مجموع محتویات آن گفته می شود و همه برای کرۀ زمین نقش محافظ دارند. دقت شود که عرف نیز از واژۀ آسمان همین معنا را می فهمد. حال با توجه به این تعبیر این معنا صحیح است که قطعه ای از آن بر سر ما بیفتد. بگذریم از اینکه در آیۀ ۹ سوره سبأ که آقای سها به آن اشاره کرده اند از تعبیر نُسْقِطْ عَلَیهِمْ کِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ استفاده شده است که این تعبیر معلوم نیست اشاره به قطعه های آسمان داشته باشد بلکه تعبیر مِنَ السَّمَاءِ تنها ممکن است اشاره به این داشته باشد که قطعه ای از سمت آسمان بر سر آنها فرود آید نه اینکه آن قطعه حتما جزو آسمان باشد.

 ž   اشکال ۲۷: در قرآن گفته شده است که آسمان، بالا است. این حرف اشتباه است چون کرۀ زمین در فضا معلق است و قسمتی از آسمان در پایین کرۀ زمین قرار دارد نه بالای آن.

 جواب: جواب های مختلفی می توان به این اشکال داد از جمله اینکه به هر حال هرکسی که روی کرۀ زمین قرار دارد آسمان را بالای سر خود می بیند. پس بکار بردن تعبیر بالا برای آسمان اشکال ندارد. اگر موشکی از نیم کرۀ جنوبی به فضا پرتاب شود آیا کسی می گوید به سمت پایین پرتاب شد یا همه می گویند به سمت آسمان که بالا است پرتاب شده است. اصلا فضا نوردانی که از هر نقطۀ کرۀ زمین به سمت فضا بروند آیا کرۀ زمین را بالای سر خود می بینند یا آن را پایین خود حس می کنند؟

به هر حال اینگونه صحبت کردن هیچ اشکالی ندارد. اگر چنین صحبتی اشکال داشته باشد باید بگوییم آقای سها که اسم خود را سها گذاشته اشتباه کرده است چون اسم او واقعا سها نیست. به هر حال به صورت اعتباری صحبت کردن اشکالی ندارد. جالب است که خود آقای سها در اشکال بعدی اش در اواسط صفحۀ ۷۵ در جمله ای می گوید: (در تصور ما خورشید بالاست نه پایین)

جالب است که خود ایشان در این جمله به بالا بودن خورشید اشاره کرده است و بعد می گوید اگر قرآن بگوید آسمان بالا است اشتباه کرده است.

علاوه بر این مراد از بالا بودن آسمان ممکن است رفعت مقامی باشد همچنانکه واژۀ رفعت در دیگر آیات قرآن به این معنا نیز آمده است مثل آیۀ ۱۴ سوره عبس. به هر حال آسمان نسبت به زمین عظمت و رفعت بیشتر دارد.

با همین جواب ها پاسخ آقای سها داده شد به خصوص اینکه ایشان در مقدمه گفتند که اگر آیه ای توجیهی هر چند ضعیف داشته باشد من آن را به عنوان اشکال مطرح نمی کنم. و اما به نظر ما این اشکال جواب بهتری دارد و آن اینکه آسمان واقعا در بالا قرار دارد و این بالا بودن تنها به دید ما نیست. مشکل آقای سها این است که معنای بالا بودن را نسبت به یک شیء مسطح فرض کرده است در حالی که معنای بالا بودن در شیء مسطح با شیء کروی با یکدیگر متفاوت است.

اگر از آقای سها پرسیده شود که پوست پرتقال کجای پرتقال قرار دارد چه جواب می دهند؟ آیا می گویند قسمتی از آن روی پرتقال و قسمتی زیر پرتقال قرار دارد؟ یا اینکه می گویند پوست پرتقال روی پرتقال قرار دارد؟

معلوم است که پوست پرتقال بر روی پرتقال قرار دارد. در اجسام کروی بالا بودن نسبت به کل آن چیز کروی سنجیده می شود و مثلا گفته می شود که پوست پرتقال بر روی پرتقال قرار دارد. حال آسمان نیز نسبت به کرۀ زمین دور تا دور زمین را فرا گرفته است و در مجموع بالای زمین قرار دارد. پس آسمان حقیقتا بالا است.

 ž   اشکال ۲۸: قرآن از تعبیر سقف مرفوع برای آسمان استفاده کرده است و به احتمال قوی این تعبیر را از کلام قُسّ بن ساعده، شاعر جاهلی گرفته است چرا که محمد خطبه های او را گوش می داده است و بسیاری از گفته ها و اشعار او را حفظ کرده بوده است.

 جواب: اولا باید گفته شود که آقای سها برای حرف هایی که زده است آدرس کتاب الاصابه، ج۵، ص۵۵۱ را داده است. خواننده حتما به این آدرس مراجعه کند تا متوجه شود که آیا حرف های آقای سها صحیح است یا نه؟ در این آدرس آمده است که برخی افراد خطبه ها و اشعار قس بن ساعده را نقل کرده اند ولی همگی ضعیف السند هستند. پس مطالبی که آقای سها گفته اند اصلا معلوم نیست صحت داشته باشد. علاوه بر این در همین آدرس آمده است که خود قس بن ساعده می گفته است که:

لو على الأرض دین أفضل من دین قد اظلکم زمانه وادرککم أونه انه فطوبى لمن أدرکه فاتبعه وویل لمن خالفه

ترجمه: اگر در روی زمین دین افضلی وجود داشته باشد زمان آن فرا رسیده است. پس خوشا به حال کسی که از آن پیروی کند و وای به حال کسی که با آن مخالفت کند.

چرا آقای سها این گفتۀ قس بن ساعده را بیان نمی کند؟

نکتۀ دیگر اینکه آقای سها می گوید محمد بسیاری از گفته ها و اشعار قس بن ساعده را حفظ کرده بوده است. این حرف آقای سها نیز خطای علمی است چرا که اولا واژۀ (بسیاری) را خود ایشان اضافه کرده اند و الا در متن اصلا واژۀ (بسیاری) وجود ندارد و ثانیا اتفاقا در همین کتاب الاصابه آمده است که محمد می گوید من کلام قس بن ساعده را حفظ نیستم ولی ابوبکر می گوید من حفظم و او بر پیامبر می خواند.

و اما اگر در منابع دیگر راجع به این شخص تحقیق کنیم متوجه می شویم که او فردی مطلع از کتب اهل کتاب بوده است مثلا در سایت (المعرفه) راجع به او آمده است:

کان قارئا کاتبا مطلعا علی کتب اهل الکتاب

او انسان اهل مطالعه و نویسنده و مطلع بر کتب اهل کتاب بوده است.

بنابراین چه بسا او، مطالبش را از کتب اهل کتاب گرفته باشد.

نکتۀ دیگری که اشاره به آن خوب است این است که اینکه آقای سها می گوید به احتمال قوی تعبیر سقف مرفوع در قرآن از قس بن ساعده گرفته شده است ما نمی دانیم قوی بودن این احتمال را ایشان از کجا آورده است؟ آیا اینکه قس بن ساعده این جمله را گفته است، قطعی است؟ تازه بر فرض که قس بن ساعده حتما چنین جمله ای را گفته باشد حال اگر قرآن نیز چنین جمله ای را آورده باشد آیا دلیل بر این است که به احتمال قوی از او گرفته است؟ آیا نمی شود دو نفر، دو جملۀ مشابه هم بیاورند؟ بر فرض هم که قرآن این جمله را از جملۀ قس بن ساعده گرفته باشد آیا اشکال دارد و الهی بودن قرآن زیر سوال می رود؟ آیا اشکالی دارد که قرآن از جملات زیبایی که در زمان خودش وجود دارد استفاده کند؟

اگر قرآن اینقدر ضعیف است که تازه باید از دیگران کمک بگیرد چرا آن دیگران خودشان نتوانسته اند کتابی بیاورند که برتر از قرآن باشد؟ چرا قس بن ساعده خودش کتابی مثل قرآن برای زمان خودش نیاورده است؟ به هر حال مجموع خصوصیاتی که قرآن دارد کلام قس بن ساعده ندارد.

 ž   اشکال ۲۹: قرآن می گوید آسمان و زمین هر دو باید بیفتند و ستون هایی که قابل رؤیت نیستند آنها را نگه داشته است. این حرف غلط است چرا که آسمان چیزی نیست که بخواهد بیفتد و ثانیا ستونی برای نگهداری کرات وجود ندارد.

 جواب: این اشکالی که آقای سها می خواهد به قرآن بگیرد نه تنها وارد نیست بلکه آیاتی که چنین حرف هایی زده است، نوعی اعجاز علمی را بیان کرده اند.

از جمله آیاتی که آقای سها آورده اند و به آن اشکال گرفته اند آیۀ ۴۱ سوره فاطر است. در این آیه آمده است:

إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَ لَئنِ زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ

محققا خدا آسمانها و زمین را از اینکه از جاى خود بلغزند نگاه مى‏دارد، و اگر رو به لغزش و انحراف از مسیر خود نهند غیر از او هیچ کس آنها را محفوظ نتواند داشت.

این آیه دلالت مى کند که کرۀ زمین اگر از مدار خود خارج شود کسى جز خدا نمى تواند آن را نگه دارد و این معنا می رساند که زمین قابلیت جا به جایی دارد و این گونه نیست که مرکز عالم باشد و بقیۀ چیزها دور آن بچرخند. خیر، زمین، خود امکان لغزش دارد.

در روزگار گذشته شاید تصور می کردند که مثلا کرات آسمانی ممکن است روزی بر روی زمین بیفتند ولی اینکه خود زمین ممکن است بر روی چیز دیگری بیفتد یا به سمت چپ یا راست یا بالا رود قابل تصور نبوده است ولی اتفاقا آیۀ مورد بحث بر همین مطلب دلالت دارد و امروزه با پیشرفت علم این مسأله جزو مسائل واضح می باشد.

و اما در رابطۀ با افتادن و فرو ریختن آسمان نیز به هر حال امکان اینکه فضای آسمان و اجزاء آن متحول شوند و از مسیر خود خارج شوند وجود دارد و این، مطلب اشتباهی نیست. قبلا معنای آسمان را بیان کردیم. اگر آسمان را مجموع فضای بالا و اجزاء درون آن بدانیم اینکه گفته شده است که آسمان ممکن است فرو بریزد و از مسیر خود خارج شود حرف اشتباهی نیست چه اینکه مجموع آسمان چنین شود و چه اجزاء آن. دقت شود که گاهی اوقات یک جزء یک مجموعه مشکل پیدا می کند ولی آن مشکل به مجموع نسبت داده می شود چون مجموع را درگیر می کند مثل اینکه اگر باتری ماشین خراب شود می گوییم ماشین خراب شده است. حال ممکن است یک جزء آسمان از مسیر خود خارج شود و بیفتد ولی با توجه به اینکه در این صورت مجموع آسمان تحت تأثیر قرار می گیرد می توان چنین گفت که آسمان فرو ریخته است.

بگذریم که هنوز اطلاعات ما از آسمان ها و طبقات آن کم است. چه بسا آسمان دارای طبقاتی باشد که امکان افتادن طبقات آن وجود داشته باشد.

این نکته نیز توجه شود که بسیاری از مفسرین گفته اند که مراد از جملۀ إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ أَن تَزُولَا از بین رفتن آسمان ها و زمین است و طبق این معنا اشکال آقای سها به طور کلی منتفی است چون دیگر بحث افتادن آسمان ها مطرح نیست بلکه بحث از بین رفتن آسمان ها مطرح است. پس با توجه به مبنای خود آقای سها که اگر آیه ای توجیهی داشته باشد اشکالی از آن مطرح نمی کنند اتفاقا این آیه توجیهی قوی نیز دارد چرا که معنایش ممکن است اصلا افتادن نباشد بلکه از بین رفتن باشد.

و اما در مورد ستون هایی که آسمان ها را نگه داشته است باید گفته شود که این تعبیر نیز نوعی رازگویی علمی است. در آیه ۱۰ سوره لقمان آمده است:

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنهَا

ترجمه: خدا آسمان ها را بدون ستونهایى که مرئى باشد خلق کرد.

طبق این معنا مى توان برداشت کرد که آسمان ها ستون دارند ولى آن ستون ها، ستون هایى نیستند که دیده شوند و در واقع ستون های نامرئی هستند.

به توجه به این معنا، می توان گفت که این آیه اشاره به حقیقتى علمى دارد و آن همان نیروهایی است که موجب می شود هریک از اجزاء آسمان در جایگاه و مدار خود نگه داشته شوند و سقوط نکنند که از این نیروها به قانون جاذبه و گریز از مرکز نام برده می شود به این معنا که ثبات کرات و هریک از اجزاء آسمان در اثر تعادل میان دو نیروى جاذبه و گریز از مرکز است.

مراد از عمد همین نیروها است. دقت شود که عمد در لغت، هر چیزی است که چیز دیگری بر آن تکیه دارد و آسمان ها هریک بر نیرویی تکیه دارند که در جایگاه خود با ثبات ایستاده اند. خود آقای سها نیز وجود این نیروها را قبول می کند ولی به هر ترتیب دقیقا نمی دانم چرا باز به آیه اشکال دارد؟ شاید او به اطلاق کردن عمد (ستون) به این نیروها اشکال دارد که با توجه به معنایی که از عمد شد چنین اطلاقی بلا اشکال است.

 ž   اشکال ۳۰: اگر محمد در جایی از قرآن به نیروی جاذبه اشاره کرده بود باز معجزه نبود چرا که تازه مثل نیوتون عمل کرده بود و همچنانکه نیوتون معجزه نکرده است محمد نیز معجزه نکرده بود.

 جواب: مقایسۀ نیوتون و پیامبر اسلام در این زمینه اصلا صحیح نیست. کسی که با تحقیق و سابقۀ آموزش به نتایجی می رسد با کسی که امی است و اصلا مکتب نرفته است آیا به نظر آقای سها یکی هستند؟ کسی که ۱۴۰۰ سال پیش در زمانی که علم پیشرفت نکرده بوده و خودش نیز اصلا مکتب نرفته بوده اگر مطلبی را بیان کند که ۱۰۰۰ و اندی سال بعد از لحاظ علمی ثابت شود آیا مثل کسی است که در زمان هایی که علم پیشرفت کرده و امکاناتی نیز در اختیارش است با تحقیق به نتیجه ای دست یابد؟

واقعا آیا این دو مثل هم هستند؟ اصلا یکی از مویدات اعجاز قرآن همین است که از طرفی شخصی امی بیان شده است. آیا واقعا آقای سها محمد را با شخصی مقایسه می کند که آموزش هایی دیده است و ذهنش معطوف به مطالب رشتۀ خودش است؟

 کسانی که می گویند بحث های کلامی ایمان و یقین مردم را زایل می کند باید به اینها گفت کدام یقین؟ یقین های لرزان، غیر مدلل و میراثی و تقلیدی را می گویید؟ آنها با بحث و دلیل به دست نیامده تا با بحث و دلیل از دست بروند. به علتی آمده اند و با علت مقابلی زایل می شوند. اگر هم ایمان های مدلل را می گویید بحث های کلامی مادر و مولد آنها هستند و بستن باب علم کلام و بحث آزاد به خاطر پاره ای از آفاتش، پرپر کردن گل است به خاطر خارهایش.

۳ نظر

  1. جواب سوالات مربوط به زمین اینها نیست. به اینجا مراجعه کنید: flatearthfarsi.blog.ir

  2. سلام
    درباره ۳۰ پاسخ به اشکالات دکترسها درباره قرآن
    اگر امکان دارد عنوان هر پاسخ را در اسم پست قرار دهید تا پیدا کردن آن راحتتر باشد و امکان جستجوی آن در گوگل هم فراهم شود
    ضمنا لینک دانلود کتاب کار نمی کند
    متشکرم

    بازاندیش پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۶ ۳:۱۷ ب.ظ:

    با سلام. ممنون از پیشنهادات شما. انشالا پیگیری خواهد شد.
    در ضمن لینک دانلود هم بررسی شد و مشکلی نداشت.
    سپاس از شما

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*