۱۳۹۷/۰۱/۳۱
پست های اخیر
خانه / از تو می پرسند؟ / آیا واقعا اولیاء الهى از هیچ چیزى نمى ترسند و اصلا هیچ حزنى ندارند؟

آیا واقعا اولیاء الهى از هیچ چیزى نمى ترسند و اصلا هیچ حزنى ندارند؟

  ۷۲۴- در آیه ۶۲ سوره یونس آمده است: أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یحْزَنُونَ‏- حال آیا واقعا اولیاء الهى از هیچ چیزى نمى ترسند و اصلا هیچ حزنى ندارند؟

جواب: این آیه باید درست معنا گردد. از این تعبیر بدست نمى آید که اولیاء الله هیچ خوفى ندارند چرا که اگر این گونه استفاده شود نتیجه اش این است که اولیاء الله حتى از خدا نیز نمى ترسند و این حرف حتما اشتباه است. بنابراین تعبیر این آیه عمومیت مطلق ندارند. حتى به نظر مى رسد که خوف و حزن طبیعى نیز منظور آیه نیست چرا که اولیاء الهى بالاخره بشر هستند و خوف و حزن دارند و مثلا اگر یک پیامبر فرزندش بمیرد بالاخره محزون مى شود. اتفاقا در آیات قرآن خوف و حزن براى اولیاء الهى ثابت شده است که در ادامه به این آیات اشاره مى کنیم:

الف) هَلْ أَتَئکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْرَاهِیمَ الْمُکْرَمِینَ(۲۴) إِذْ دَخَلُواْ عَلَیْهِ فَقَالُواْ سَلَامًا  قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُّنکَرُونَ(۲۵) فَرَاغَ إِلىَ أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِینٍ(۲۶) فَقَرَّبَهُ إِلَیهِمْ قَالَ أَ لَا تَأْکلُونَ(۲۷) فَأَوْجَسَ مِنهْمْ خِیفَهً  قَالُواْ لَا تخَفْ  وَ بَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِیمٍ(۲۸) سوره ذاریات‏

ترجمه: آیا خبر مهمانان ارجمند و بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟ (۲۴) زمانى که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. گفت: سلام، [شما] مردمى ناشناسید! (۲۵) پس به سوى خانواده‏اش بازگشت و گوساله‏اى فربه [و بریان شده‏] آورد. (۲۶) پس آن را نزدیکشان برد [ولى دید نمى‏خورند] گفت: مگر نمى‏خورید؟ (۲۷) و [در دلش‏] از آنان احساس ترسى کرد. گفتند: مترس. و او را به پسرى دانا مژده دادند. (۲۸)

ب) قَالَ إِنىِّ لَیَحْزُنُنىِ أَن تَذْهَبُواْ بِهِ وَ أَخَافُ أَن یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنتُمْ عَنْهُ غَفِلُونَ(یوسف-۱۳)

ترجمه: یعقوب به فرزندانش گفت: بردن یوسف مرا سخت اندوهگین مى‏کند، ومى‏ترسم شما از او غفلت کنید و گرگ، او را بخورد.

ج) وَ أَنْ أَلْقِ عَصَاکَ  فَلَمَّا رَءَاهَا تهْتزَّ کَأَنهَّا جَانٌّ وَلىَ‏ مُدْبِرًا وَ لَمْ یُعَقِّبْ  یَامُوسىَ أَقْبِلْ وَ لَا تخَفْ  إِنَّکَ مِنَ الاْمِنِینَ(قصص-۳۱)

ترجمه: و عصایت را بیفکن. پس وقتى آن را دید که تند و سریع حرکت مى‏کند، گویا مارى باریک و تیزرو است، پشت کنان گریخت و به پشت سر برنگشت. [ندا آمد:] اى موسى! پیش آى و مترس، بى‏تردید تو [از آسیب و گزند آن‏] در امانى.

د) وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِى أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تخْفِى فىِ نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَ تخْشىَ النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَن تخَشَئهُ(احزاب-۳۷)

ترجمه: و [یاد کن‏] زمانى را که به آن شخص که خدا به او نعمت [اسلام‏] بخشیده بود، و تو هم [با آزاد کردنش از طوق بردگى‏] به او احسان کرده بودى، مى‏گفتى: همسرت را براى خود نگه دار و از خدا پروا کن. و تو در باطن خود چیزى را [چون فرمان خدا به ازدواج با مطلقه او] پنهان مى‏داشتى که خدا آشکار کننده آن بود [تا براى مردم در ازدواج مطلقه پسر خوانده‏هایشان ممنوعیت و مشکلى نباشد] و [براى بیان فرمان خدا نسبت به مشروعیت ازدواج مطلقه پسر خوانده‏] از مردم مى‏ترسیدى و در حالى که خدا سزاوارتر بود که از او بترسى.(ترجمه ى حسین انصاریان)

ه) قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِى یَقُولُونَ(انعام-۳۳)

ترجمه: آنچه را کافران و مشرکان [بر ضد قرآن و تو] مى‏گویند مى‏دانیم که تو را غمگین مى‏کند.

و) فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلىَ‏ جِذْعِ النَّخْلَهِ قَالَتْ یَالَیْتَنىِ مِتُّ قَبْلَ هَاذَا وَ کُنتُ نَسْیًا مَّنسِیًّا(۲۳) فَنَادَئهَا مِن تحَتهَا أَلَّا تحْزَنىِ قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تحْتَکِ سَرِیًّا(۲۴) سوره مریم

ترجمه: آن گاه درد زاییدن، او را به ناچار به جانب درخت خرما کشانید [در آن حال‏] گفت: اى کاش پیش از این میمردم و یکسره از خاطره‏ها فراموش شده بودم. (۲۳) پس کودک از زیر [پاى‏] او ندایش داد: غمگین مباش که پروردگارت از زیر [پاى‏] تو نهر آبى پدید آورده است [تا بیاشامى و شستشو کنى.] (۲۴)

ز) یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یخَافُونَ یَوْمًا کاَنَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا(انسان-۷)

ترجمه:  [همانان که‏] همواره نذرشان را وفا مى‏کنند، و از روزى که آسیب و گزندش گسترده است، مى‏ترسند.

ح) قَالُواْ یَامُوسىَ إِمَّا أَن تُلْقِىَ وَ إِمَّا أَن نَّکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى‏(۶۵) قَالَ بَلْ أَلْقُواْ  فَإِذَا حِبَالهُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یخَیَّلُ إِلَیْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنهَّا تَسْعَى‏(۶۶) فَأَوْجَسَ فىِ نَفْسِهِ خِیفَهً مُّوسىَ‏(۶۷) قُلْنَا لَا تخَفْ إِنَّکَ أَنتَ الْأَعْلىَ‏(۶۸) سوره طه

ترجمه:  [ساحران‏] گفتند: اى موسى! یا تو [عصایت را] مى‏افکنى یا ما نخستین کسى باشیم که [ابزار و وسایل جادویش را] مى‏افکند؟ (۶۵) گفت: بلکه شما بیفکنید. پس [چون افکندند] ناگهان ریسمان‏ها و چوب‏دستى‏هایشان بر اثر جادویشان در خیال چنان وانمود شد که با سرعت به راه افتادند. (۶۶) پس موسى در دلش ترسى احساس کرد. (۶۷) گفتیم: مترس که بى‏تردید تو برترى. (۶۸)

ت) وَ لَنَبْلُوَنَّکُم بِشىَ‏ءٍ مِّنَ الخْوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابرِینَ(بقره-۱۵۵)

ترجمه: و بى‏تردید شما را به چیزى اندک از ترس و گرسنگى و کاهش بخشى از اموال و کسان و محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمایش مى‏کنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده.

ی) قَالَ إِنَّمَا أَشْکُواْ بَثىّ‏ وَ حُزْنىِ إِلىَ اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ(یوسف-۸۶)

ترجمه: یعقوب گفت: شکوه اندوه شدید و غم و غصه‏ام را فقط به خدا مى‏برم و از خدا مى‏دانم آنچه را که شما نمى‏دانید.

ک) وَ تَوَلىَ‏ عَنهْمْ وَ قَالَ یَأَسَفَى‏ عَلىَ‏ یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ(یوسف-۸۴)

ترجمه: و یعقوب از آنها روى برگرداند و گفت: «وا اسفا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو مى‏برد (و هرگز کفران نمى‏کرد)!

ل) وَ لَمَّا أَن جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سىِ‏ءَ بهِمْ وَ ضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَ قَالُواْ لَا تخَفْ وَ لَا تحْزَنْ  إِنَّا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلَّا امْرَأَتَکَ کَانَتْ مِنَ الْغَبرِینَ(عنکبوت-۳۳)

ترجمه: هنگامى که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از دیدن آنها بد حال و دلتنگ شد گفتند: «نترس و غمگین مباش، ما تو و خانواده‏ات را نجات خواهیم داد، جز همسرت که در میان قوم باقى مى‏ماند.

م) فَأَصْبَحَ فىِ الْمَدِینَهِ خَائفًا یَترَقَّبُ(قصص-۱۸)

ترجمه: پس [موسى آن شب را] در آن شهر با حالت بیم و نگرانى صبح کرد، در حالى که [آثار و عواقب حادثه اتفاق افتاده را] انتظار مى‏کشید.

ن) فخَرَجَ مِنهْا خَائفًا یَترَقَّبُ  قَالَ رَبِّ نجَّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(قصص-۲۱)

ترجمه: پس موسى ترسان و نگران در حالى که [حوادث تلخى را] انتظار مى‏کشید از شهر بیرون رفت، [در آن حال‏] گفت: پروردگارا! مرا از این مردم ستمکار نجات بده.

حال آیا به نظر شما بین این آیات و آیه ۶۲ سوره یونس تعارضى وجود ندارد؟

به نظر بنده هیچ تعارضى بین آیات نیست و مراد از خوف و حزنى که در آیه ۶۲ سوره یونس از اولیاء الله نفى شده است خوف و حزن افراطى آن هم نسبت به مسائل دنیوی است که دلالت بر وابستگى افراد به دنیا داشته باشد و آیه مى خواهد بگوید اولیاء الهى چنین خوف و حزنى ندارند. به عبارت دیگر اولیاء الهی خوف و حزن دارند ولی خوف و حزن آنها، در چنگ آنهاست و اینگونه نیست که بر آنها غلبه کند. اتفاقا از خود تعبیر آیه ۶۲ سوره یونس نیز همین مطلب بدست می آید چرا که از تعبیر لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ که در آن حرف (علی) بکار رفته است بدست می آید که خوف دنیوی بر آنها غلبه پیدا نمی کند و همچنین از تعبیر لَا هُمْ یحْزَنُونَ‏ که در آن از فعل مضارع استفاده شده است بدست می آید که حزن دنیویِ آنها مستمر نیست. این احتمال نیز وجود دارد که مراد از نفی خوف و حزن از اولیای الهی پاداش آنها در آخرت باشد همچنانکه در آیات ۶۲، ۲۶۲، ۲۷۴ و ۲۷۷ سوره بقره به همین معنا است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*