۱۳۹۶/۱۲/۰۱
پست های اخیر
خانه / از تو می پرسند؟ / سند زیارت عاشورا؟!

سند زیارت عاشورا؟!

سند زیارت عاشورا؟!

نظر شما راجع به سند و متن زیارت عاشورا چیست؟

جواب: در این زمینه بنده تحقیقی انجام داده ام که در ادامه عین این تحقیق را می آورم:

(تحقیقی پیرامون سند زیارت عاشورا به همراه بیان نکاتی راجع به این زیارت)

سوال: سند زیارت عاشورا چقدر معتبر است؟

برای زیارت عاشورا چند سلسله ی سند ذکر شده است:

سند اول) رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ … (مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ؛ ج‏۲ ؛ ص۷۷۲)

این سند ضعیف است چون ابیه در این سند یعنی پدر صالح بن عقبه و چنین کسی مجهول است. (معجم‏رجال‏الحدیث ج: ۱۱  ص:  ۱۵۶)

سند دوم: حَدَّثَنِی حَکِیمُ بْنُ دَاوُدَ بْنِ حَکِیمٍ وَ غَیْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى الْهَمْدَانِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیِّ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَهَ وَ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ جَمِیعاً عَنْ عَلْقَمَهَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِیِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ مَالِکٍ الْجُهَنِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ …..(کامل الزیارات ؛ النص ؛ ص۱۷۴)

این سند نیز ضعیف است چون حکیم بن داود بن حکیم توثیق خاصی برایش ذکر نشده است.

همچنین راجع به محمد بن موسی الهمدانی گروهی از رجالیون او را تضعیف کرده اند و آقای خویی نیز راجع به او گفته است:

نتیجه ذلک، عدم الاعتداد بروایه محمد بن موسى الهمدانی، فإنه بعد تعارض التضعیف و التوثیق یصبح مجهول الحال. (معجم‏رجال‏الحدیث ج: ۱۷  ص:  ۲۸۳ )

ترجمه: نتیجه ی بحث ها این است که به روایت محمد بن موسی الهمدانی اعتماد نمی شود و او شخص مجهول الحالی محسوب می شود.

پس از لحاظ آقای خویی نیز او مجهول الحال است و روایتش قال اعتماد نیست.

دو تذکر راجع به دو سند گفته شده:

الف) طبق دو سند گفته شده زیارت عاشورا منتسب به امام باقر است.

ب) طبق این دو سندی که گفته شد در آخر روایاتش آمده است که علقمه می گوید امام باقر گفت اگر بتوانی این زیارت را هر روز بخوانی خوب است ولی جالب است که این علقمه خودش فردی نیست که توثیق خاصی برایش ذکر شده باشد و حتی در نرم افزار درایه النور چنین شخصی به عنوان شخص مجهول معرفی شده است. پس اگر کسی بخواهد از این دو روایت استفاده کند که می توان زیارت عاشورا را هر روز خواند این مطلب با اشکال رو به رو است از این باب که نه علقمه برایش توثیق خاص بیان شده است و نه اصل روایت دارای سند صحیح است.

سند سوم: وَ رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیُّ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَهَ قَالَ‏ خَرَجْتُ مَعَ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْجَمَّالِ وَ عِنْدَنَا جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا إِلَى الْغَرِیِّ بَعْدَ مَا خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَسِرْنَا مِنَ الْحِیرَهِ إِلَى الْمَدِینَهِ فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الزِّیَارَهِ صَرَفَ صَفْوَانُ وَجْهَهُ إِلَى نَاحِیَهِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ ع فَقَالَ لَنَا تَزُورُونَ الْحُسَیْنَ ع مِنْ هَذَا الْمَکَانِ مِنْ عِنْدِ رَأْسِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مِنْ هَاهُنَا أَوْمَأَ إِلَیْهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ ع وَ أَنَا مَعَهُ قَالَ فَدَعَا صَفْوَانُ بِالزِّیَارَهِ الَّتِی رَوَاهَا عَلْقَمَهُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِیُّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ ….. (مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ؛ ج‏۲ ؛ ص۷۷۷)

در رابطه ی با این سند ابتدا به تحقیق آقای شبیری زنجانی در این باره اشاره می کنیم. ایشان در رابطه ی با این سند گفته اند:

گذشته از تاییدات غیبی معتبر که موید زیارت عاشورایند، سندی که در کتاب “مصباح المجتهد” برای آن ذکر شده است، سندی صحیح است.

نتیجه تحقیق در آن مبنی بر این است که: در این کتاب بعد از بیان زیارت حضرت سید الشهدا از علقمه آمده است که: “محمد بن خالد طیالسی از زبان سیف بن عمیره نقل کرده است که وی گفت: همراه صفوان بن مهران جمّال و گروهی از یارانمان به نجف اشرف رفتیم. و پس از زیارت، صفوان رو به سمت امام حسین (کربلا) کرد و به ما گفت: «از همین بالا سر حضرت امیر مومنان علیه السلام امام حسین را زیارت می‌کنیم. من با امام صادق علیه السلام بودم که او به سوی حضرت حسین علیهما السلام اشاره کرد». سیف ‌می‌گوید: آنگاه صفوان شروع به خواندن زیارتی کرد که علقمه از محمد بن حضرمی و او از امام باقر علیه السلام در روز عاشورا نقل کرده بود.”
ظاهر این عبارت می‌‌رساند که حضرت صادق علیه السلام با همین زیارتی که علقمه از امام باقر نقل کرده، اشاره نموده و زیارت کرده است.

در سند یاد شده، هیچ شکی در وثاقت (مورد اطمینان بودن) سیف بن عمیره و صفوان بن مهران نیست [و در کتب رجالی به وثقات ایشان تصریح شده است]، اما دو نکته باید ارزیابی شود:

الف- ارتباط با محمد بن خالد یا همان طرق به وی (یعنی کلام محمد بن خالد از کجا یا توسط چه کسی به ما رسیده است؟)

ب-  وثاقت خود محمد بن خالد (یعنی آیا محمد بن خالد فرد قابل اطمینان و راستگویی هست؟)

نکته اول یا همان طرق به محمد بن خالد را با دو بیان می‌توان اثبات کرد:

بیان اول: با بررسی سند و بخصوص عبارت “رَوَی محمدُ بنُ خالد…” [یعنی محمد بن خالد گفته است…]– و به شکل “رُوِیَ عن محمدِ بنِ خالد” [از محمد بن خالد نقل شده است…] نبودن آن –  مشخص می‌شود که در نزد شیخ طوسی نسبت این روایت به محمد بن خالد طیالسی ثابت بوده است. و همین در اعتبار این سند از این جهت کافی است.

بیان دوم: به ظاهر این حدیث [مستقیما] از کتاب محمد بن خالد اخذ شده است. در کتاب “الفهرست” کتابی به وی نسبت داده شده است که از طرق حسین بن عبید الله غضائری و او از احمد بن محمد بن یحیی عطار و او نیز از پدرش و وی از محمد بن علی بن محبوب و محبوب از محمد بن خالد روایت کرده است.

همه‌ این یادشدگان از بزرگان و معتمدان شیعه هستند. بخصوص احمد بن محمد بن یحیی عطار که از مشایخ اجازه نیز بوده است. مشایخ اجازه‌ای که بنابر تحقیق در قله وثاقتند.

اما نکته دوم  یا همان وثاقت محمد بن خالد که امور متعددی بر آن دلالت دارد:

۱- نقل روایت توسط محمد بن علی بن محبوب که از بزرگان شیعه است از محمد بن خالد. این امر دلیل اعتماد وی به محمد بن خالد است و مورد وثوق بودن اوست.

۲- دست یابی بزرگان مورد وثوق به کتابهای گروهی از راویان مانند سیف بن عمیره و محمد بن معروف و رزیق بن زبیر از طرق طیالسی.

[برای نمونه دانشمندی چون] محمد بن جعفر رزّاز که از بزرگان مورد اعتماد شیعه است از طرق طیالسی کتابهای آن دو را روایت کرده است که این دلیل بر اعتماد رزاز به طیالسی است.

[نمونه دیگر] روایت کتاب رزیق توسط عبد الله بن جعفر حمیری از طرق محمد بن خالد.

همچنین بن زیاد اصول بسیاری را از طرق طیالسی روایت کرده است (بن زیاد با آنکه واقفی است اما مورد وثوق شیخ و نجاشی است).

۳- روایت بسیاری دیگر از راویان مورد اعتماد و اجلّاء ثقات از طیالسی علاوه بر موارد یاد شده. [مانند]:

سعد بن عبد الله ؛ سلمه بن خطاب که بظاهر ثقه است ؛ پسرش عبد الله بن محمد بن خالد ؛ علی بن ابراهیم و علی بن سلمیان رزازی ؛ محمد بن حسن صفار ؛ محمد بن حسین ؛ معاویه بن حکیم.

آنچه یاد شد، از قویترین نشانه‌های وثاقت طیالسی است. شایان ذکر است که حتی ابن غضائری که معروف است به اشتباه بسیاری از ثقات را جرح کرده است، درباره طیالسی، جرحی از وی نرسید است.

بنابر این در مورد اعتماد بودن طیالسی هیچ شکی نیست. لذا سند زیارت عاشورا از این طریق صحیح و بدون خدشه است.

موسی حسینی شبیری زنجانی

بیستم/جمادی الاولی/

و اما به تحقیق آقای شبیری زنجانی اشکالاتی وارد است:

الف) اینکه در ابتدا ایشان به تأییدات غیبی تمسک کرده اند باید گفته شود که این تأییدات غیبی برای ما نمی تواند حجت باشد چرا که اگر بخواهیم چنین تأییداتی را قبول کنیم شبیهش ممکن است در هر دین و آیینی وجود داشته باشد. ما باید از طریق علمی پیش رویم و نباید با چیزهای غیبی دین را معرفی کنیم چرا که احتمال خطا در آن بسیار است. اصلا اینکه یک مرجع تقلید در بحثی علمی به غیبیات تمسک کند خودش نوعی ضعف است و می تواند به نحوی نشان دهنده ی ضعف ادله باشد.

ب) آقای شبیری گفته اند:

(ظاهر این عبارت می‌‌رساند که حضرت صادق علیه السلام با همین زیارتی که علقمه از امام باقر نقل کرده، اشاره نموده و زیارت کرده است.)

به این حرف می توان اشکال وارد کرد که معلوم نیست ظاهر عبارت این مطلب را برساند. خوب به متن دقت کنید:

مِنْ هَاهُنَا أَوْمَأَ إِلَیْهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ ع وَ أَنَا مَعَهُ قَالَ فَدَعَا صَفْوَانُ بِالزِّیَارَهِ الَّتِی رَوَاهَا عَلْقَمَهُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِیُّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ

ممکن است کسی بگوید اینکه صفوان همان زیارت نقل شده توسط علقمه را خواند ارتباطی با امام صادق نداشته است. اینکه از این عبارت استفاده شود که امام صادق نیز همان زیارتی را خوانده است که علقمه از امام باقر نقل کرده است عبارت نسبت به این مطلب صریح نیست به خصوص اینکه با آوردن واژه ی (قال) بین اشاره ی امام صادق و زیارت نقل شده توسط علقمه فاصله افتاده است.

البته خود آقای شبیری نیز گفته اند که مطلبی که بیان کرده اند از ظاهر عبارت بدست می آید نه صریح عبارت. پس این مطلب که زیارتِ منسوب به امام باقر توسط امام صادق خوانده شده باشد مطلب قطعی نیست.

پس احتمال دارد که زیارت عاشورا مربوط به همان روایت علقمه از امام باشد و قبلا بیان شد که خود علقمه برایش توثیق خاصی بیان نگردیده است.

دقت شود اینکه خود آقای شبیری از بین سه سند نقل شده برای زیارت عاشورا همین سند سوم را مورد بحث قرار داده اند معلوم می شود که ایشان دو سند قبلی را صحیح نمی دانسته اند و در واقع ایشان زیارت عاشورا را با توجه به انتساب به امام صادق صحیح دانسته اند نه امام باقر.(دقت کنید)

ج) به هر حال واسطه های بین شیخ طوسی با محمد بن خالد الطیالسی معلوم نیست. اگر چه آقای شبیری در این زمینه قرائن خوبی می آورند که این مطلب واقعا از محمد بن خالد نقل شده است ولی اشکالی که به ایشان وارد است این است که ایشان در این باره گفته اند:

(به ظاهر این حدیث [مستقیما] از کتاب محمد بن خالد اخذ شده است. در کتاب “الفهرست” کتابی به وی نسبت داده شده است که از طرق حسین بن عبید الله غضائری و او از احمد بن محمد بن یحیی عطار و او نیز از پدرش و وی از محمد بن علی بن محبوب و محبوب از محمد بن خالد روایت کرده است.

همه‌ این یادشدگان از بزرگان و معتمدان شیعه هستند. بخصوص احمد بن محمد بن یحیی عطار که از مشایخ اجازه نیز بوده است. مشایخ اجازه‌ای که بنابر تحقیق در قله وثاقتند.)

این در حالی است که آقای خویی در کتاب معجم خود ذیل عنوان محمد بن خالد الطیالسی گفته است:

و طریق الشیخ إلیه، فیه أحمد بن محمد بن یحیى و هو لم یوثق. (معجم‏رجال‏الحدیث ج: ۱۶  ص:  ۷۰ )

یعنی در طریق شیخ به محمد بن خالد شخصی به نام محمد بن یحیی وجود دارد که توثیق نشده است.

طبق این حرفِ آقای خویی طریق شیخ به محمد بن خالد، طریق صحیحی نیست و شخصی را که آقای شبیری ثقه دانسته اند آقای خویی ثقه نمی داند. پس مشاهده می کنید که بین خود علماء در ثوثیق برخی افراد در رابطه ی با زیارت عاشورا، اختلاف نظر وجود دارد. حال چگونه با این حال می توان به طور قطعی این زیارت را به دین منسوب کرد.

به هر حال طبق این بیانِ آقای خویی اینکه آقای شبیری گفته اند که طریق شیخ طوسی به محمد بن خالد طریق صحیحی است زیر سوال می رود.

د) آقای شبیری راجع به اصل وثاقت محمد بن خالد به قرائنی استناد کرده اند که ممکن است طبق برخی از مبانی رجالی این قرائن صحیح نباشد. مثلا ایشان گفته اند چون بزرگانی از محمد بن خالد نقل روایت کرده اند دلیل بر وثاقت ایشان است. این در حالی است که مثلا این مبنا مورد قبول آقای خویی نمی باشد و ایشان در کتابشان وقتی از یک راوی به نام (عمرو بن شمر) بحث می کند و معلوم می شود که ثقه نیست. سوالی را مطرح می کنند که محدث نوری از او روایت نقل کرده و او را توثیق کرده است. آیا همین مطلب موجب وثاقت او نمی شود؟ سپس ایشان جواب می دهند:

إن روایه الأجلاء، أو أصحاب الإجماع عن شخص و کذلک اعتماد القدماء علیه لا تدل على وثاقته. (معجم‏رجال‏الحدیث ج: ۱۳  ص:  ۱۰۷)

ترجمه: روایت بزرگان یا اصحاب اجماع از شخصی و همچنین اعتماد قدماء بر او دلالت بر وثاقت او نمی کند.

به هر حال برای محمد بن خالد توثیق خاصی نقل نشده است و شاید اگر بحث در اینجا به جای زیارت عاشورا مربوط به روایتی فقهی بود این سند سوم نیز صحیح اعلام نمی شد.

به هر حال سند سوم نیز با اشکالاتی رو به رو است.

البته ما در اینجا نمی خواهیم به طور کلی زیارت عاشورا را زیر سوال ببریم ولی اینکه بخواهیم به طور قطع آن را به امامان نسبت بدهیم و یا برای خواندن هر روز آن تأکید کنیم و بگوییم خدا دستور داده است که هر روز زیارت عاشورا بخوانید چندان صحیح به نظر نمی رسد.

بیان نکاتی خواندنی راجع به زیارت عاشورا

پس از بررسی سندی زیارت عاشورا خوب است در اینجا به این مطلب اشاره کنیم که هر روز زیارت عاشورا خواندن چندان صحیح و جالب به نظر نمی رسد. به  هر حال در مفاتیح الجنان دو نوع زیارت برای امام حسین نقل شده است:

الف) زیارات مطلقه یعنی زیاراتی که هر روز می توان توسط این زیارات امام حسین را زیارت کرد.

ب) زیارات مخصوصه یعنی زیاراتی که مخصوص روز خاصی است.

حال جالب است که زیارات عاشورا جزو زیارات مخصوصه است نه مطلقه یعنی بیشتر مربوط به روز عاشورا است نه هر روز.

جالب تر اینکه مردم حتی در روزهایی مثل روز عید قربان که امام حسین زیارت مخصوص به آن روز را دارد آن زیارت که مخصوص روز عید قربان است را نمی خوانند و به جایش زیارت عاشورا می خوانند.

همچنین مردم متأسفانه معمولا اصلا زیارات مطلقه را که مخصوص همه ی روزها است نمی خوانند و به جای آن هر روز زیارت عاشورا می خوانند.

شایسته است دینداران آگاه به مردم تذکر دهند که باید با ابعاد مختلف وجود امام حسین آشنا شد و برای این منظور نباید تنها به یک زیارت اکتفا کرد بلکه باید زیارات مختلف را خواند. با خواند زیارات مختلف می توانیم با ابعاد مختلف وجود امام حسین آشنا شویم.

و اما اگر کسی اشکال کند که بعد از زیارت عاشورا که در مفاتیح آمده است علقمه از امام باقر نقل می کند که می توان هر روز زیارت عاشورا خواند، در جواب این حرف باید گفته شود همچنانکه قبلا گفتیم خود علقمه در کتب رجالی توثیق خاصی برایش ذکر نشده است، تازه خود اسناد زیارت عاشورا نیز قطعی نیست، بنابراین نمی توانیم چنین چیزی را به دین نسبت دهیم.

تازه اگر بخواهیم با عقل پیش رویم عقل می گوید باید در دعا و زیارات تنوع ایجاد کرد و خواندن تکراری زیارات موجب ایجاد عادت شده و در نتیجه نمی تواند آن ثمره ی اصلی را برای ما داشته باشد به خصوص اینکه تازه این تکرار، تکرار زیارت عاشورا باشد که در آن بحث لعن نیز مطرح است و تأکید زیاد بر روی آن، بُعد خشونت دین را بیشتر از آن چه هست نمایان می کند. این در حالی است که بعد صلح و مهربانی دین بزرگ تر می باشد. پس نباید دین را به صورت کاریکاتور نشان داد.

امروزه معمولا از مساجد یا صدای لعن و نفرین بلند است یا صدای مرگ بر یا شبیه چنین تعابیری. اینگونه عمل کردن موجب می شود که اگر شخص بی دینی از کنار مساجد ما رد شود فکر کند که دین ما در همین ها خلاصه شده است. پس خوب است که ما از چنین تعابیری به اندازه استفاده کنیم و بیشتر از حد خودش آن را بزرگ نکنیم.

خوب است که در مساجد به جای اینکه هر روز زیارت عاشورا بخوانند روی دعاهای اخلاقی مثل دعای مکارم الاخلاق (دعای بیستم صحیفه ی سجادیه)یا دعای هشتم صحیفه ی سجادیه بیشتر سرمایه گذاری کنند.

به هر حال جامعه ی ما بیشتر از لعنت کردن لفظی به اخلاق احتیاج دارد و باید برای رشد اخلاق در جامعه تلاش کرد.

نکته ی دیگر اینکه بالاخره امروزه جهان مثل یک دهکده شده است و لعنت کردن علنیِ کسانی که برای یک گروه مقدس هستند عقلانی به نظر نمی رسد. چه خوب است به جای لعنت کردن بر روی عملکردها و افکار بیشتر سرمایه گذاری کنیم.

در خطبه‌ی ۲۰۶ نهج البلاغه آمده است: هنگامى که حضرت علی(ع) شنید عده‏اى از یارانش به وقت نبرد صفین به اهل شام دشنام مى‏دهند فرمود: پسند من نیست که شما دشنام دهنده باشید، ولى اگر در گفتارتان کردار آنان را وصف کنید و حالشان را بیان نمایید به گفتار صواب نزدیک‏تر و در مرتبه عذر، رساتر است. بهتر است به جاى دشنام بگویید: خداوندا، ما و اینان را از ریخته شدن خونمان حفظ فرما، و بین ما و آنان اصلاح کن، این قوم را از گمراهى نجات بخش تا آنکه جاهل به حق است آن را بشناسد، و آن که شیفته گمراهى است از آن باز ایستد.

خوب است که ما نیز از همین روش بهره ببریم و با احساسات غیر منطقی موجب ایجاد دعوا نشویم.

البته بد نیست به این مطلب اشاره کنیم که در کتاب کامل الزیارات که یکی از منابعی است که زیارت عاشورا در آن نقل شده است عبارت اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّی، وَ ابْدَأْ بِهِ الأَوَّل، ثُمَ‏ الْعَنِ‏ الثَّانِیَ‏، وَ الثَّالِثَ، وَ الرَّابِعَ در آخر زیارت عاشورا وجود ندارد و به جای آن چنین آمده است: اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ آلَ نَبِیِّکَ بِاللَّعْنِ ثُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَ آلِ مُحَمَّدٍ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِین‏

این بود پایان نکات ما راجع به زیارت عاشورا. خواننده ی محترم راجع به نکات بیان شده بیندیشد و اگر اشتباهی در آن وجود دارد حتما آن را به نگارنده تذکر دهد.

به هر حال بحث پیرامون زیارت عاشورا بحث حساسی است و باید با دقت و ظرافت آن را دنبال کرد. البته نباید در بحث ها احساسات بر عقلانیت غلبه داشته باشد. بنابراین خواننده ی محترم اگر اشکال علمی راجع به صحبت های گفته شده دارد آن را تذکر دهد ولی اینکه کسی بخواهد با احساسات با این نوشته برخورد کند کار صحیحی به نظر نمی رسد. علم را باید با علم پاسخ داد نه با احساسات و اعمال غیر منطقی.

دکمه2

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*