خانه / تفسیر / تفسیر سوره انشراح

تفسیر سوره انشراح

نکته ۱ : برای این سوره چند نام گفته شده است :

الف) سوره شرح

ب) سوره الم نشرح

ج) سوره انشراح

دقت شود که شرح و انشراح هر دو مصدر هستند و تفاوت آنها در این است که شرح مصدر ثلاثی مجرد و انشراح مصدر ثلاثی مزید از باب انفعال است و تفاوت معنایی این دو در این است که شرح ، فاعلش خداست و به فاعلیت خدا در شرح صدر پیامبر اشاره دارد و انشراح بیشتر به قابلیت پیامبر برای شرح صدر اشاره دارد.

نکته ۲ : در سورۀ ضحی به توجه خاص خدا به پیامبر در آخرت و همچنین در دنیا و البته پیش از بعثت اشاره شد. در سوره انشراح به توجه خاص خدا به پیامبر در بعد از بعثت اشاره دارد. حال این توجهات به چند دسته تقسیم می شوند :

الف) توجهاتی که بعد از بعثت پیامبر تا نزول این سوره به پیامبر شده است.

ب) توجهاتی که از بعد از نزول این سوره تا زمان فوت پیامبر به ایشان خواهد شد.

ج) توجهاتی که حتی پس از فوت پیامبر نسبت به ایشان وجود دارد.

با توجه به اینکه افعال این سوره به صورت ماضی بیان شده است همۀ این اقسام را می تواند شامل شود.

نکته ۳ : خطاباتی که در این سوره و سورۀ ضحی به صورت (کاف) وجود دارد جالب توجه است و دلالت بر ارتباط زیاد این دو سوره با یکدیگر دارد. البته دقت شود که به نظر می رسد همۀ سوره های قرآن با یکدیگر مرتبط باشند و این مختص سوره های ضحی و شرح نیست. اگر سوره های قرآن با دقت تفسیر شود متوجه این ارتباط ها خواهیم شد.

نکته ۴ : فقهاء شیعه سوره های ضحی و شرح را در حکم یک سوره می دانند و می گویند در نماز ، هر دو باید خوانده شود ولی نظر اغلب علمای اهل سنت چنین نیست.

نکته ۵ : پیامبر برای تبلیغ صحیح دین به دو چیز احتیاج دارد : یکی مستعد شدن برای دریافت وحی و حقایق الهی و دیگری آمادگی برای رو به رو شدن با مشکلات و سختی های تبلیغ مثل حرف های مردم یا تهمت ها و تمسخرها.

به نظر می رسد که اشاره به شرح صدر این نکته را در بر دارد که پیامبر ظرفیت دریافت وحی و حقایق الهی را پیدا کرد و اشاره به برداشته شدن بارهای سنگین این نکته را در بر دارد که پیامبر توانست بر مشکلاتی که بر سر راه تبلیغ او وجود داشت فائق آید.

در دعای حضرت موسی نیز که گفت : رَبّ‏ِ اشْرَحْ لىِ صَدْرِى(۲۵) وَ یَسِّرْ لىِ أَمْرِى(طه-۲۶) شرح صدر همان شرح صدر آیه اول سوره انشراح است و آسان شدن امر نیز همان وَ وَضَعْنَا عَنکَ وِزْرَکَ(۲) الَّذِى أَنقَضَ ظَهْرَکَ(۳) است که نتیجه اش فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا(۵) مى باشد. پس مشاهده مى کنید که چه ارتباط دقیقى بین سوره انشراح و دعاى حضرت موسى وجود دارد.

این نکته نیز توجه شود که مراد از آسان شدن امر و مراد از برداشته شدن بار سنگین از دوش پیامبر این نیست که مشکلات بر طرف شود بلکه مراد این است که تحمل مشکلات برای مردان الهی آسان شود و با آسانی ، مشکلات را پشت سر بگذارند. برداشته شدن بار سنگین از دوش پیامبر به این نبوده است که وقتی دشمنان ، او را مسخره می کنند سنگی از آسمان بر سرشان فرود آید بلکه به این معناست که پیامبر در مقابل تمسخر آنها ، صبور شده و سختی نمی کشد. بله ، در طول زمان ، آن مشکلات عملا برطرف خواهد شد و حتی مشکلات به صورت حسی نیز برطرف می شوند ولی می خواهیم بگوییم آسان شدن امر ، ضرورتا به این معنا نیست که مشکلات برطرف شوند بلکه می تواند به این معنا باشد که مشکلات برای مردان الهی آسان می شود و آنها خیلی راحت با مشکلات کنار می آیند. متأسفانه تحمل ما در برابر مشکلات کم است و باید سعی کنیم ظرفیت بیشتری پیدا کنیم تا توان ما برای تحمل مشکلات بیشتر شود. بعید است که مراد حضرت موسی از یَسِّرْ لىِ أَمْرِى این بوده باشد که مشکلی در طول مسیر نبوت برایم پیش نیاید. به هر حال خداوند دستور داده است که : لَا تَقُولُواْ رَاعِنَا(بقره-۱۰۴) یعنى به خدا نگویید که مراعات حال ما را بکن. پس بعید است که یک پیامبر به خدا بگوید مراعات حال من را بکن و نگذار به مشکلى بر بخورم. پس به نظر می رسد که منظور حرف موسی این بوده است که مشکلات امر رسالت برای من آسان شود و بتوانم آنها را به راحتی تحمل کنم نه به سختی.

به هر حال تعابیر آیات اول سوره انشراح یا می خواهد بگوید که ما این کار را برای تو کردیم یا می خواهد بگوید این کار را برای تو خواهیم کرد. شاید هم در زمان نزول این سوره ، تا اندازه ای این کارها برای پیامبر اتفاق افتاده و در ادامه به کمال خواهد رسید.

نکته ۶ : مراد از وزر ، ممکن است تهمت هایی باشد که به پیامبر می زدند. این نکته نیز دقت شود که از آیات ۲ و ۳ سوره شرح بدست می آید که پیامبر واقعا سختی می کشیده است تا جایی که خدا می گوید این سختی ها بر تو سنگینی می کرد. ببینید پیامبر در راه دین و خدا چه سختی هایی را تحمل می کرده است.

نکته ۷ : تعبیر وَ رَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ(۴) چند معنا مى تواند داشته باشد :

الف) ما یاد تو را بالا برده و بالا خواهیم برد. امروزه نیز مشاهده مى کنیم که نام پیامبر در اذان و اقامه در کنار نام خدا قرار گرفته است. ظاهرا نام پیامبر از لحاظ تکرار بالاترین تکرار نام یک انسان را در دنیا دارد. بنابراین پیشگویى این آیه به درستى به وقوع پیوسته است.

ب) با توجه به اینکه یکى از اسامى قرآن ذکر است شاید مراد از ذکر در این آیه نیز قرآن باشد و در نتیجه معناى آیه چنین باشد که : ما قرآن تو را بالا خواهیم برد و امروزه نیزمشاهده مى کنیم که کتاب پیامبر مثل خود او بسیار رفیع است و شاید بتوان گفت که پر خواننده ترین کتاب در دنیا است. به هر حال وقتی این معنا را با معنای قبلی کنار هم بگذاریم متوجه می شویم که قرآن و آوردندۀ آن بالاترین آمار را از لحاظ توجه به خود اختصاص داده اند و خود این مطلب چه بسا معجزۀ اسلام باشد چرا که هیچ شخص دیگری مثل پیامبر اسلام چنین آماری را به خود اختصاص نداده است.

ج) مراد از این تعبیر این است که ما وقتى تو ذکر مى گویى آن را بالا مى بریم.

نکته ۸ : تعبیر فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا(۵) نتیجۀ همۀ جملات قبلى است که در این سوره و سوره ضحى آمده است و مراد از عسر نیز با توجه به سیاق آیات هر عسری نیست بلکه عسری است که پیامبر کشیده است یعنی عسر در راه خدا که چنین عسری ، یسر به همراه خواهد داشت. در واقع خدا با این جمله می خواهد نتیجۀ صحبت های قبلی را بیان کند و بگوید ببین تو از سختی به آسانی رسیده ای ، پس بدان که این سختی ها آسانی به همراه دارد.

نکته ۹ : جملۀ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا(۶) ممکن است تأکید آیۀ قبلی باشد و ممکن است مطلب جدیدی داشته باشد به این صورت که آیۀ ۵ ، بیشتر ناظر بر عسرهایی است که پیامبر از اول زندگی تا بدین جا کشیده است و آیۀ ۶ به یک قاعدۀ کلی اشاره دارد که به طور کلی و برای هر کسی ، به همراه عسری که برای خدا باشد ، یسر خواهد آمد.

نکته ۱۰ : دقت کنید که به نظر می رسد در تعبیر إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا مراد از عسر ، هر عسری نیست بلکه عسری است که برای خدا باشد و الا عسری که برای خدا نباشد و مثلا برای دنیا باشد معلوم نیست یسر به همراه داشته باشد. اتفاقا از آیات ۸ تا ۱۰ سوره لیل بدست می آید که اگر کسی راه کج برود نه تنها به آسانی نخواهد رسید بلکه سختی به همراه خواهد داشت.

نکته ۱۱ : در تعبیر إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا چند نکتۀ ظریف وجود دارد :

الف) یسرا به صورت نکره آمده است و می تواند دلالت بر عظمت یسر داشته باشد به این معنا که بعد از عسر ، یسر بسیار عالی به وجود خواهد آمد.

ب) استفاده از واژۀ (مع) می تواند به نهایت اتصال عسر و یسر اشاره داشته باشد به این معنا که یسر بلا فاصله بعد از عسر به وقوع خواهد پیوست. ممکن هم هست به هم زمانی و عجین بودن عسر و یسر اشاره داشته باشد به این معنا که در عین عسر ، یسر نیز وجود دارد و کسی که برای خدا سختی می کشد در همان حال نیز از لحاظی یسر نیز برایش ایجاد خواهد شد مثل کسی که اگر چه با شب زنده داری سختی می کشد و بی خوابی تحمل می کند ولی در عین حال لذت می برد یا کسی که در راه خدا کشته می شود اگر چه سختی می کشد ولی در همان حال آسانی نیز به همراه دارد و از اینکه دستور خدا را انجام می دهد لذت می برد.

ج) با توضیحاتی که داده شد متوجه شدیم که مراد از عسر ، همۀ عسرها نیست. پس باید دقت کنیم که از آیات قرآن نمی توان در هر جایی عمومیت نتیجه گرفت. البته می توان آیه را به گونه ای نیز معنا کرد که قاعده ای کلی باشد ولی لزومی به چنین معنایی وجود ندارد. برای توضیح بیشتر در این باره می توانید به کتاب (دفاع از قرآن) از همین قلم ، پاسخ به شبهۀ هشتم دکتر سها مراجعه کنید. البته باید گفته شود که برخی از مترجمین نیز با کلی معنا کردن این تعبیر موجب شده اند که امثال دکتر سها به قرآن اشکال بگیرند در حالی که اصلا این تعبیر کلی نیست. از همین جا این نکته تذکر داده شود که باید در معنای آیات قرآن خیلی دقت کرد. بسیاری از عناوینی که در قرآن وجود دارد با توجه به سیاق آیات باید معنا شود نه اینکه قاعده ای کلی از آن استفاده شود ولی گاهی اوقات عدم توجه به سیاق موجب می شود که از یک عنوان استفاده ای کلی شود. به عنوان مثال در آیۀ ۵ سوره توبه آمده است :

فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ یعنى مشرکان را هر جا یابید به قتل برسانید.

وقتى سیاق آیات دیده شود متوجه مى شویم که مراد از مشرکین همه مشرکین نیستند بلکه مشرکین خاصى منظور است.

نکته ۱۲ : اینکه به همراه هر سختی ای که برای خدا باشد آسانی و یسر وجود دارد ، آن آسانی و یسر ممکن است در دنیا باشد و ممکن است در آخرت ولی به هر حال آسانی خواهد آمد. البته همچنانکه در نکات قبلی گفتیم در دنیا نیز آسانی به سختی عجین شده است و به هر حال در دنیا نیز آسانی به همراه سختیِ الهی وجود خواهد داشت.

نکته ۱۳ : با توجه به توضیحاتی که راجع به تعبیر إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا دادیم متوجه می شویم که آیه در مقام بیان این است که اگر کسی در راه خدا سختی بکشد ، سختی اش آسانی به همراه دارد. با این معنا آیه چندان ارتباطی با این ندارد که ما بخواهیم یک قانون دنیوی از آن برداشت کنیم و بگوییم به طور کلی اگر می خواهی به آسانی برسی باید سختی بکشی. اگر می خواهی دکتر شوی و حقوق خوب داشته باشی باید سختی بکشی. اگر این معنا درست باشد شخصی سوال می کند که برخی به آسانی رسیده اند بدون اینکه سختی کشیده باشند.

همچنین آیه نمی خواهد بگوید به دنبال هر سختی آسانی است که کسی اشکال کند بسیاری سختی می کشند ولی به آسانی نمی رسند.

دقت کنید که باید آیات را درست و با توجه به سیاق معنا کرد و الا با مشکلاتی رو به رو می شویم. به عنوان مثال در آیۀ دوم سوره همزه گروهى که مال خود را مى شمارند مورد مذمت قرار گرفته اند. حال آیا واقعا آیه مى خواهد بگوید پول شمردن بد است؟ وقتی آیۀ سوم سورۀ همزه را بخوانیم متوجه می شویم مراد ، پول شمردنی است که انسان را از قیامت و یاد خدا غافل کند. همچنین  در آیه ۷۶ سوره انعام آمده است که حضرت ابراهیم وقتى مى بیند که ستاره افول کرد مى گوید من افول کنندگان را دوست ندارم. حال آیا مراد ابراهیم این است که من از ستاره خوشم نمی آید؟ در اینجا نیز با توجه به سیاق آیات منظور این است که حضرت ابراهیم می خواهد بگوید من افول کنندگان را به عنوان رب دوست ندارم.

پس سیاق آیات بسیار در معنا کردن آیات اهمیت دارند.

حال در تعبیر إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا نیز با توجه به معرفه بودن عسر باید بدانیم که مراد از عسر ، چه عسری است. بله البته معمولا برای رسیدن به آسانی باید سختی کشید و معمولا به دنبال هر سختی ، آسانی خواهد آمد ولی باید توجه داشت که این ، یک قاعدۀ کلی نیست. پس می توان از این تعبیر قرآنی استفاده ای دنیوی نیز کرد البته به شرط اینکه آن را تعبیری عرفی معنا کنیم. البته شاید بتوان این تعبیر را یک قانون کلی و دنیوی و به صورت عقلی نیز معنا کرد که برای توضیح بیشتر ، همچنانکه گفتیم می توانید به کتاب (دفاع از قرآن) از همین قلم ، پاسخ به شبهۀ هشتم دکتر سها مراجعه کنید.

نکته ۱۴ : آیات سورۀ شرح می خواهد به ما این نکته را متذکر شود که از سختی در راه خدا نترسید و بدانید که در پی آن راحتی خواهد آمد. پس این نکتۀ اخلاقی را باید یاد بگیریم که برای خدا حاضر به سختی کشیدن باشیم. برخی از ما حاضر نیستیم در راه خدا سختی تحمل کنیم و این نشان از این دارد که به وعده های الهی اطمینان نداریم. برای برخی نماز صبح خواندن سخت است ولی باید آن سختی را تحمل کنند تا اولا در خود دنیا این کار برایشان آسان شود و ثانیا آسانی اخروی برای آنها به وجود آید. همچنین است روزه داری که اگر سختی اش تحمل شود آسانی در پس خواهد داشت.

نکته ۱۵ : بد نیست در اینجا به آیه ۷ سوره طلاق نیز اشاره اى داشته باشیم. در این آیه که پیرامون طلاق است آمده است :

لِیُنفِقْ ذُو سَعَهٍ مِّن سَعَتِهِ  وَ مَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّا ءَاتَاهُ اللَّهُ  لَا یُکلَِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا ءَاتَاهَا سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا

ترجمه : بر توانگر است که از توانگرى‏اش [همسر بچه‏دارش را در ایام عدّه‏] هزینه دهد، و هر که رزق و روزى‏اش تنگ باشد از همان که خدا به او عطا کرده هزینه دهد. خدا هیچ‏کس را جز به اندازه رزقى که به او عطا کرده است، تکلیف نمى‏کند. خدا به زودى پس از سختى و تنگنا فراخى و گشایش قرار مى‏دهد.

در انتهای این آیه آمده است : سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا

ممکن است کسی بگوید این تعبیر با تعبیر سورۀ انشراح تعارض دارد. در این زمینه باید گفته شود که دو تفاوت بین تعبیر آیۀ ۷ سوره طلاق و آیات ۵ و ۶ سوره انشراح وجود دارد : یکی اینکه در سوره انشراح از واژۀ (مع) استفاده شده ولی در سورۀ طلاق از واژۀ (بعد) ، دیگر اینکه در سوره انشراح ، واژۀ العسر با الف و لام آمده ولی در سوره طلاق واژۀ عسر بدون الف و لام آمده است. باید ببینیم سیاق هر آیه چه می گوید که این تفاوت ها به وجود آمده است؟

در سوره شرح همچنانکه گفتیم منظور از العسر ، سختی در راه خدا است و آیه می خواهد بگوید اگر کسی در راه خدا سختی کشید به همراه سختی آسانی وجود دارد. و اما آیۀ ۷ سوره طلاق مربوط به بحث طلاق است و در بحث طلاق طرفین از آینده می ترسند که چه خواهد شد و این سختی طلاق به کجا خواهد انجامید. به همین خاطر در این آیه از واژۀ (بعد) استفاده شده است تا اشاره به بعد از طلاق داشته باشد. همچنین با توجه به اینکه عسر در این آیه به صورت نکره آمده است نمی رساند که بعد از سختی طلاق در هر شرائطی آسانی ایجاد خواهد شد بلکه این مطلب را می گوید که بعد از برخی سختی ها ، یسر ایجاد می شود ولی اینکه سختیِ شما جزو آن باشد یا نه معلوم نیست. در واقع این تعبیر تنها می خواهد امیدی به طرفین بدهد که توکل به خدا داشته باشید چرا که بعد از برخی سختی ها ، یسر خواهد آمد. دقت کنید تأکیدی که در تعبیر إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا وجود دارد در تعبیر سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا نیست چرا که که تعبیر اول وعدۀ خدا به کسانی است که در راه خدا سختی می کشند و این وعده چون وعده در مورد کارهای الهی است به صورت قطعی بیان شده است ولی تعبیر دوم مربوط به امور دنیوی است و اینکه در امور دنیوی بعد از هر عسری ، یسر به وجود آید معلوم نیست و به همین خاطر تعبیر دوم با تأکید بیان نشده است.

از همینجا متوجه می شویم که کارها اگر در مسیر خدا انجام گیرد محکم است ولی در مسیر دنیا ، استحکامِ صد درصد وجود ندارد و شکنندگی وجود دارد. اتفاقا این تفاوت در آیات دیگر قرآن نیز نمایش داده شده است که در زیر به نمونه ای از آن اشاره می کنیم :

مسیر الهی : فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّغُوتِ وَ یُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى‏ لَا انفِصَامَ لَهَا(بقره-۲۵۶)

ترجمه : پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزى استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است.

دقت شود که انفصام با انفصال یا انقطاع فرق دارد و حتى به ترک خوردن نیز اطلاق مى شود و این نکته را در بر دارد که تمسک به خدا تمسک به ریسمان محکمى است که ترک هم برنمى دارد.

مسیر دنیوی : إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا یَأْکلُ‏ُ النَّاسُ وَ الْأَنْعَامُ حَتىَّ إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَ ازَّیَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُهَا أَنهَُّمْ قَادِرُونَ عَلَیهَْا أَتَئهَا أَمْرُنَا لَیْلاً أَوْ نهََارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِیدًا کَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ  کَذَالِکَ نُفَصِّلُ الاَْیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(یونس-۲۴)

ترجمه : در حقیقت، مَثَلِ زندگى دنیا بسان آبى است که آن را از آسمان فرو ریختیم، پس گیاه زمین- از آنچه مردم و دامها مى‏خورند- با آن درآمیخت، تا آن گاه که زمین پیرایه خود را برگرفت و آراسته گردید و اهل آن پنداشتند که آنان بر آن قدرت دارند، شبى یا روزى فرمان [ویرانى‏] ما آمد و آن را چنان درویده کردیم که گویى دیروز وجود نداشته است. این گونه نشانه‏ها [ى خود] را براى مردمى که اندیشه مى‏کنند به روشنى بیان مى‏کنیم.

همین قاعده ای که در اینجا بیان شد نیز می تواند مویدی بر این مطلب باشد که مراد از عسر در تعبیر إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا عسر در مسیر خداست و الا اگر عسر دنیوی نیز مراد بود با این تأکید بیان نمی شد.

نکته ۱۶ : همچنانکه در پایان سوره ضحى دستوراتى وجود داشت که با محتواى سوره نیز مرتبط بود در پایان سوره شرح نیز دستوراتى وجود دارد که با محتواى این سوره و حتى شاید سوره ضحى مرتبط باشد. اولین دستور این است که :

فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ(۷) یعنى هنگامى که فارغ شدى به کار سخت دیگرى بپرداز.(دقت شود که دستور فَانصَبْ از ریشۀ نَصَب می باشد و این معنا را در بر دارد که خود را به سختی بینداز)

این دستور با آیات قبل و حتى سوره ضحى مرتبط است به این صورت که اى پیامبر وقتى مشاهده کردى که تو از سختی به آسانی رسیدی و مشکلات برایت آسان شد پس از سختی نترس و هرگاه از کاری فارغ شدی سختی دیگری را در راه خدا شروع کن. ای پیامبر اگر به این وعده اطمینان داری که سختی در راه خدا ، آسانی و یسر به همراه دارد پس به آغوش سختی ها برو.

و اما جملۀ وَ إِلىَ‏ رَبِّکَ فَارْغَب(۸) نیز به دو صورت مى تواند با مقابل مرتبط باشد :

الف) به سوی خدا رغبت و میل داشته باش تا سختی ها برایت آسان شود و الا سختی ای که الهی نباشد و در آن میل به سوی خدا نباشد ، معلوم نیست که آسانی به همراه داشته باشد. پس این جمله تأکید می کند که اگر می خواهی کار سختی شروع کنی آن کار سخت باید تمایلش به سوی خدا باشد.

ب) ممکن است این جمله با آیات ۴ و ۵ سورۀ ضحی مرتبط باشد. توضیح اینکه خدا به سه زمان از زندگی پیامبر اشاره کرد : یکی قبل از بعثت ، دیگری بعد از بعث و سومی آخرت. حال به نظر می رسد که در رابطۀ با هریک از این سه زمان دستوراتی نیز به پیامبر داده شده است. دستورات آیات ۹ تا ۱۱ با زندگى قبل از بعثت پیامبر مرتبط است. دستورات سوره انشراح با زندگى بعد از بعثت پیامبر ارتباط دارد. و اما دستور آیۀ آخر سوره شرح ممکن است با زندگى اخروى پیامبر مرتبط باشد و مى خواهد به پیامبر بگوید حال که خداوند چنین آخرتى براى تو مهیا کرده است پس به سوى خدا میل داشته باش تا به این جایگاه برسى. فکر نکن این آخرت بدون تلاش به تو می رسد. خیر ، باید تلاش کنی تا به این جایگاه برسی.

نکته ۱۷ : دستور فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ دلالت دارد که انسان همواره باید در حال تلاش و کوشش در راه خدا باشد و هیچ گاه بیکار ننشیند. به نظر مى رسد که در اسلام تعطیلى به معناى اینکه انسان از تلاش و کوشش دست بکشد نداریم. بله انسان باید به اندازه تفریح کند ولى اینکه مثلا بگوید چون امروزه جمعه است هیچ تلاشی نمى کنم صحیح نیست. جالب است که در سوره جمعه آمده است که بعد از نماز جمعه به دنبال فضل خدا بروید و خدا را زیاد یاد کنید که این دستورات بدین معنا است که حتى در روز جمعه نیز نباید از تلاش دست بکشیم. در شعر زیبایى آمده است : ما زنده از آنیم که آرام نگیریم- موجیم که آسودگى ما عدم ما است

سعی کنیم با برنامه ریزی صحیح همواره و هر لحظه در راه خدا فعالیت کنیم.

نکته ۱۸ : برخی از مفسرین شیعه تعبیر فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ را این گونه معنا کرده اند :

وقتی از کار رسالت فارغ شدی حضرت علی را به جانشینی خود نصب کند.

دقت شود که اگر بجای فَانصَبْ که صادش فتحه دارد ، فَانصِبْ استعمال شده بود که صادش کسره دارد این معنا می توانست صحیح باشد ولی باید توجه داشت که فَانصَبْ به فتح صاد به معنای این است که خود را به سختی بینداز. فَانصَبْ از نَصَب می آید که به معنای سختی است و فَانصِبْ از نَصْب می آید که به معنای نصب کردن است. در این زمینه می توانید به کتاب لسان العرب مراجعه کنید.

به نظر می رسد که آیه اصلا صراحت و حتی ظهوری در این معنا ندارد. بله اگر ادلۀ ولایت و جانشینی حضرت علی در جای دیگر ثابت شود می توان گفت که این آیه یکی از مصادیقش می تواند انجام این کار نیز باشد. پس باید ادلۀ دیگر را بررسی کرد.

همچنین ببینید

نکات تفسیری آیات مربوط به جنگ احد

نکات تفسیری آیات مربوط به جنگ احد (تفسیر آیات ۱۲۱ تا ۱۸۰ سوره آل عمران) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *