خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / تفسیر سوره سبأ

تفسیر سوره سبأ

نکته ۱ : در قرآن پنج سوره با تعبیر الحمد لله شروع می شود که عبارتند از :

سوره حمد ، انعام ، کهف ، سبأ و فاطر

آنچه که جالب است این است که تقریبا جایگاه این سوره ها به گونه ای است که هریک ، یک چهارم قرآن را در برگرفته است. سوره حمد در ابتدای قرآن است. سورۀ انعام در جزو ۷ است. سوره کهف در جزو ۱۵ است و سورۀ سبأ در جزو ۲۲ می باشد. در واقع اگر قرآن به چهار قسمت تقسیم شود اول هر قسمت با الحمد لله شروع می شود.

نکته ۲ : آیۀ ۱ سورۀ سبأ می خواهد بگوید که ستایش مخصوص خدا است ولی در دنیا ، مردم این ستایش را برای دیگران نیز قرار می دهند و به جای حمد خدا به حمد غیر خدا می پردازند همچنانکه در بین مردم در گروه های مختلف چنین چیزی مشاهده می شود مثلا مسیحیان به حمد حضرت عیسی بیشتر از خدا می پردازند. بهایئان ، حمد بهاء الله را می گویند. شیعیان بیشتر از خدا ، ائمه را حمد می کنند. برخی مردم بیشتر به حمد و ستایش حاکمان و رئسا و شخصیت ها و معشوقه هایشان می پردازند.

البته این در دنیا است ولی در آخرت اوضاع فرق می کند چرا که : وَ لَهُ الحَْمْدُ فىِ الاَْخِرَهِ یعنى در آخرت ، حمد مخصوص خداست.

حال که بحث به اینجا رسید به این نکته توجه شود که واقعا آیا ما درطول روز ، بیشتر خدا را ستایش می کنیم یا غیر خدا را؟

گاهی اوقات با خود می گویم که خوب است این نماز بر ما واجب شده است تا حداقل در لفظ هم که شده هر روز چند بار خدا را ستایش کنیم و الا اگر نماز نبود کمتر به یاد خدا می افتادیم.

البته متأسفانه ما نماز می خوانیم ولی بعضا متوجه ستایش خدا نیستیم چرا که در نماز حواسمان پرت است ولی وقتی به ستایش دیگران می پردازیم کاملا حواسمان جمع است. واقعا چرا به ستایش خدا که می رسیم بی حالیم ولی ستایش دیگران را با شور انجام می دهیم؟ کافیست ببینید که مثلا مردم آیا از نماز ، بیشتر لذت می برند یا از جلسات مربوط به اهل بیت؟

البته باید گفته شود که همین نماز نیز در بین برخی از شیعیان کم کم به سمتی می رود که تعطیل می شود مثلا طبق اخباری که داریم برخی از زائران کربلا ، به نماز بی توجه اند. نکند کم کم نماز هم تعطیل شود و همه چیز ، ستایش اهل بیت شود؟ (پناه بر خدا)

نکته ۳ : در تمام آیات قرآن هرجا صفت غفور و رحیم آمده است ابتدا غفور آمده و بعد رحیم. تنها در آیه ۲ سوره سبأ است که رحیم بر غفور مقدم شده است و اتفاقا در همین آیه اگر قرار بود قافیۀ آیات رعایت شود باید غفور بر رحیم مثل بقیۀ آیات مقدم مى شد. خلاصه علت تقدم رحیم بر غفور در این آیه چیست‏؟

در جواب باید گفته شود که غفورِ رحیم با رحیمِ غفور از لحاظ معنایی متفاوت است. وقتى غفور رحیم گفته مى شود به این معنا است که خدا اشتباهات را مى آمرزد و در حالى که مى آمرزد مهربان هم هست یعنى آمرزشى است که با رحمت نیز همراه است و به دنبال آمرزش، رحمت الهى نیز مى آید و مثلا علاوه بر بخشش، نعمتی نیز به طرف مقابل داده می شود ولى وقتى رحیم غفور گفته مى شود بحث اصلى راجع به مهربانیت خداست که خدا مهربان است و با آوردن غفور بعد از آن مى خواهد اشاره کند که مهربانى خدا به گونه اى است که اگر خطایى از تو سر زد تو را مى آمرزد. پس خدا مثل بقیه ى افراد مهربان نیست که مادامى که با آنها خوبى مى شود مهربان هستند ولى اگر در حق آنها اشتباهى مرتکب شدیم ما را نمى بخشند. خیر، خدا مهربانى است که آمرزنده هم هست.

پس تأکید اصلى در غفور رحیم بر روى غفران است و تأکید اصلى در رحیم غفور روى مهربانى است ولى در هر دو علاوه بر اینکه مطلب اصلى گفته شده است مکملى نیز به آن اضافه شده است.

حال اگر آیاتى که در آن غفور بر رحیم مقدم شده است را ملاحظه کنید خواهید دانست که در آنها بحث، بیشتر بر سر آمرزش است و بیشتر پاى بنده وسط است و به این علت، غفور مقدم شده است ولی اگر آیه دوم سوره سبأ را ملاحظه کنید خواهید دید که بحث اصلى آیه مربوط به آمرزش نیست بلکه بحث بیشتر بر سر صفات خدا است و پاى خدا بیشتر وسط است و به همین علت رحیم مقدم شده است.

به این نکته نیز توجه شود که انتهای آیات سورۀ سبأ با دو ریتم ختم می شود. می توانید یک دور مجموع این آیات را ببینید تا متوجه شوید یا با وزن فعیل ختم می شود و یا با وزن فعول.

نکته ۴ : در آیۀ ۲ سورۀ سبأ به آنچه که در روی زمین حرکت می کند اشاره نشده است چون وقتی خدا به چیزی که در زمین فرو می رود علم دارد به طریق اولی به چیزی که در روی زمین حرکت می کند نیز علم دارد.

نکته ۵ : تعبیر عالم الغیب در آیۀ ۳ سورۀ سبأ ، هم با قرائتِ ضمه خوانده شده و هم کسره.

نکته ۶ : در آیۀ ۳ سورۀ سبأ از چیزی کوچکتر از ذره صحبت به میان آمده است.

جالب است که در سایت علمولوژی چنین آمده است:

کوچکترین ذرۀ هستی چیست؟

علمولوژی: جواب این  سوال سخت در طول زمان همراه با بشر تکامل یافته است. در قدیم مردم دانه های شن را ذرات سازنده دنیای اطراف خود می انگاشتند. سپس اتم کشف شد و تا وقتی که پروتون، نوترون و الکترون کشف نشد به نظر می آمد که اتم قابل تقسیم نیست. همین تفکر در مورد این سه ذره بنیادی وجود داشت تا اینکه دانشمندان کشف کردند که پروتون ونوترون هر کدام از سه کوارک ساخته شده اند.

اندی پارکر گفت: تا بحال قادر نبوده ایم  هیچ مدرکی دال بر وجود ذره در کوارک مشاهده کنیم. آیا ما به بنیادی ترین لایه ماده رسیده ایم؟ پارکر افزود: حتی اگر کوارک و الکترون قابل تقسیم نباشند دانشمندان هنوز نمی دانند که آیا آنها کوچکترین ذرات وجودی ماده اند یا نه و یا اینکه هستی ذرات خردتری نیز دارد.

http://elmology.ir

بعید نیست که در آینده معلوم شود که ذراتی کوچکتر از آنچه تا به حال کشف شده نیز وجود دارند همچنانکه آیۀ سوم سورۀ سبأ نیز چنین چیزی را برای ما قابل تصور کرده است.

در تفسیر الوسیط ، این نکته به عنوان اعجازی علمی از قرآن بیان شده است.

نکته ۷ : در معنای یعزب معنای خفاء و غیبت نهفته است و هر دو قید در معنای این تعبیر وجود دارد. پس آیه می خواهد بگوید هیچ چیز بر خدا ، نه مخفی است و نه غایب. ممکن است چیزی بر ما مخفی نباشد ولی غایب باشد مثلا ممکن است من از پشت دیوار خبر داشته باشم ولی حوادث پشت دیوار به هر حال بر من غایب است.

از این تعبیر بدست می آید که هیچ چیز بر خدا غایب نیست و همۀ چیز در حضور خدا هستند.

نکته ۸ : ارتباط بحث علم خدا با بحث قیامت می تواند به این صورت باشد که خداوند متعال به تمام ذرات ما علم دارد و دقیقا می داند که اجزاء ما پس از مردن کجاست؟ در واقع با این حرف شبهۀ آکل و مأکول جواب داده می شود.

دقت شود که از مجموع آیات قرآن بدست می آید که قیامت ، جسمانی آن هم با همین جسم است و الا خدا می توانست به منکرین معاد که می گویند چطور ممکن است اجزاء بدن ما زنده شود بگوید در قیامت کاری به اجزاء شما نداریم بلکه جسمی با اجزاء دیگر درست می کنیم ولی اصرار قرآن بر این است که همین جسم ، دوباره زنده خواهد شد.

حال خداوند در آیات قرآن از جمله آیۀ مورد بحث می گوید من به همۀ اجزاء شما علم دارم و می دانم که ذره های آن ، کجا هستند.

در آیات دیگر قرآن نیز این مطلب به بیان دیگر گفته شده است مثلا در آیات ابتدایی سورۀ ق آمده است :

أَ ءِذَا مِتْنَا وَ کُنَّا تُرَابًا  ذَالِکَ رَجْعُ  بَعِیدٌ(۳) قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنهُْمْ  وَ عِندَنَا کِتَابٌ حَفِیظُ (۴)

ترجمه : آیا هنگامى که مردیم و خاک شدیم [زنده مى‏شویم و به حیات دوباره باز مى‏گردیم؟] این بازگشتى دور [از عقل‏] است. (۳) بى‏تردید ما آنچه را که زمین از اجسادشان مى‏کاهد، مى‏دانیم و نزد ما کتابى ضبط کننده [همه امور چون لوح محفوظ] است. (۴)

به واژۀ کتاب در آیۀ ۴ سورۀ ق و آیۀ ۳ سورۀ سبأ ، خوب دقت کنید.

نکته ۹ : در سه آیه در قرآن برای اثبات قیامت به رب قسم خورده شده است از جمله آیۀ ۳ سورۀ سبأ. به نظر می رسد که توجه به ربوبیت خدا ، خودش اثبات کنندۀ معاد است. به هر حال اگر خدا ، رب است مربی ، هیچ گاه شاگرد خودش را رها نمی کند. حال چگونه ممکن است خدا دنیایی با این عظمت بیافریند و مشاهده می کنیم که در دنیا به نهایت اهداف نمی رسیم و خدایی که مربی ما است ما را به حال خود رها کند؟ پس توجه به ربوبیت خدا اثبات کنندۀ معاد است همچنانکه توجه به عدالت خدا نیز اثبات کنندۀ معاد است و در آیات ۴ و ۵ سورۀ سبأ از طریق برهان عدالت ، به اثبات قیامت پرداخته شده است. بنابراین در این چند آیه از سورۀ سبأ به برهان ربوبیت و برهان عدالت برای اثبات معاد اشاره شده است.

برای مطالعه ادامه جزوه آن را از لینک زیر دریافت نمایید…

دانلود جزوه کامل

همچنین ببینید

شادی و غم از دیدگاه قرآن

 شادی و غم از دیدگاه قرآن  مقدمه : در ایام نوروز سال ۱۳۹۵ به ذهنم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *