۱۳۹۷/۰۵/۳۰
پست های اخیر
خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / احکام اسلامی / تغییر خلق خدا (فلیغیرن خلق الله)

تغییر خلق خدا (فلیغیرن خلق الله)

تغییر خلق خدا

در آیه ۱۱۹ سوره نساء یکى از کارهاى شیطان این چنین بیان شده است :

وَ لاََمُرَنهَُّمْ فَلَیُغَیرُِّنَّ خَلْقَ اللَّهِ یعنى و فرمانشان مى‏دهم که آفرینش خدایى را تغییر دهند.

حال بحث بر سر این است که تغییر خلق خدا به چه معنا است و چه مصادیقى را شامل مى شود؟

معلوم است که تغییر خلق خدا که یکى از کارهاى شیطان است مصادیقش محدود است و هر نوع تغییرى را شامل نمى شود. مثلا ختنه کردن ، از بین بردن موهای زائد بدن ، تراشیدن موی سر ، کوتاه کردن ناخن و … از مصادیق تغییر خلق خداست که مسلما بلا اشکال است.

پس باید ببینیم که مراد از تغییر خلق خدا چیست و چه ملاکی دارد؟

می توان گفت مراد از خلق الله خلقت خاصی است. توضیح اینکه برخی از واژه ها با اینکه از لحاظ لغوی دارای عمومیت هستند ولی در برخی متن ها معنای اصطلاحی خاصی پیدا می کنند مثلا واژه ی (شعائر الله) با اینکه به معنای علامات خدا است و هر چیزی را که نشانه ی خدا باشد شامل می  شود ولی در قرآن بیشتر برای مناسک حج بکار رفته است. یا واژه ی (اهل البیت) با اینکه عمومیت دارد ولی در آیه ی ۳۳ سوره ی احزاب می تواند معنای اصطلاحی نیز داشته باشد و فقط پنج تن آل عبا را شامل شود.

حال به نظر می رسد کلمه ی (خلق الله) نیز اگرچه عمومیت دارد ولی در برخی آیات می تواند معنای اصطلاحی خاصی داشته باشد ماننده ثار الله که اگر چه لغتا می تواند عمومیت داشته باشد و خون همه ی شهیدان را شامل شود ولی اصطلاح شده است برای خون امام حسین(ع).

جالب است بدانید که این واژه در قرآن در سه مورد بکار رفته است. یکی همین آیه ی مورد بحث یعنی آیه ۱۱۹ سوره نساء است و اما دو مورد دیگر به این صورت است :

در سوره لقمان آمده است :

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیرِْ عَمَدٍ تَرَوْنهََا  وَ أَلْقَى‏ فىِ الْأَرْضِ رَوَاسىِ‏َ أَن تَمِیدَ بِکُمْ وَ بَثَّ فِیهَا مِن کلُ‏ِّ دَابَّهٍ  وَ أَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلّ‏ِ زَوْجٍ کَرِیمٍ(۱۰) هَاذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونىِ مَا ذَا خَلَقَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ  بَلِ الظَّالِمُونَ فىِ ضَلَالٍ مُّبِینٍ(۱۱)

آسمان‏ها را بدون ستون‏هایى که آنها را ببینند آفریده، و در زمین کوه‏هایى استوار افکنده است تا شما را نلرزاند و به اضطراب نیندازد، و در آن از هر جنبنده‏اى پراکنده کرده است، و از آسمان آبى نازل کردیم پس [به وسیله آن‏] از هر نوع گیاه نیکو و با ارزش در آن رویاندیم. (۱۰) این است آفرینش خدا. پس به من نشان دهید آنها که غیر اویند [و شما به عنوان معبود برگزیده‏اید] چه چیزى آفریده‏اند؟ [آنها چیزى نیافریده‏اند] بلکه ستمکاران در گمراهى آشکارى هستند. (۱۱)

و همچنین در آیه ۳۰ سوره روم آمده است :

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا  فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتىِ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَْا  لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ  ذَالِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لَاکِنَّ أَکْثرََ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ‏

پس [با توجه به بى‏پایه بودن شرک‏] حق‏گرایانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوى این دین [توحیدى‏] روى آور، [پاى‏بند و استوار بر] سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش براى آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلى نیست این است دین درست و استوار ولى بیشتر مردم معرفت و دانش [به این حقیقت اصیل‏] ندارند.

با مشاهده ی مجموع این آیات به خصوص آیه ۳۰ سوره روم می توان نتیجه گرفت که واژه ی (خلق الله) اصطلاحی است برای اموری که ذاتی و فطری و طبیعی برای موجودات هستند. آیه ۳۰ سوره روم می گوید : ملازم با فطرت الهی باش ، فطرتی که مردم طبق آن خلق شده اند و این فطرت تبدیل پذیر نیست.

در واقع دینی صحیح تر است که بیشتر مطابق با فطرت و طبیعت آدمی است. ممکن است انسان ها به دلائلی از فطرت و طبیعت خود دور شوند ولی بالاخره آن فطرت باقی خواهد ماند و اصل خود را حفظ خواهد کرد.

پس مراد از (لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ) این است که فطرت و سرشتی که انسان طبق آن خلق شده تبدیل پذیر نیست.

حال بر می گردیم به آیه ۱۱۹ سوره نساء. مراد از (خلق الله) در آن آیه نیز می تواند چیزهای فطری باشد و شیطان اگرچه می داند که نمی تواند آن را تبدیل کند ولی سعی بر تغییر و دوری از آن را دارد . ( به تفاوت واژه ی تبدیل و تغییر توجه داشته باشید. تبدیل یعنی اینکه چیزی به چیز دیگر بدل شود و تغییر یعنی در یک چیز تغییراتی ایجاد شود )

پس شیطان سعی می کند تا جایی که بتواند انسان ها را از فطرت اصلی خود دور سازد اگر چه نمی تواند فطرت آن ها را تبدیل کند.

حال مصداق های (خلق الله) طبق معنایی که گفتیم چیست؟

قبل از بیان مصداق ها باید گفته شود که فطری بودن امور دارای شدت و ضعف است و همچنین کار شیطان نیز شدت و ضعف دارد. بنابراین ممکن است فطری بودن فلان چیز دارای درجه بالا و فطری بودن چیز دیگر دارای درجه ی پایین تری باشد همچنین اوامر شیطان می تواند حرمت آور باشد و می تواند کراهت به دنبال داشته باشد.

می توان گفت مهمترین امور فطری ، توحید و خداشناسی است و شیطان اگرچه نمی تواند آن را تبدیل کند ولی سعی دارد تا مردم را از آن دور کند و به شرک و بت پرستی و … بکشاند.

جالب است که شیطان طبق آیه ۱۱۹ سوره نساء با تأکید فراوان و قسم خوردن بیان کرده که من حتما کاری خواهم کرد تا مردم ، خلق خدا را تغییر دهند ( در جمله ی وَ لاََمُرَنهَُّمْ فَلَیُغَیرُِّنَّ خَلْقَ اللَّهِ تأکیدات فراوانی وجود دارد ، از لام قسم گرفته تا نون تأکید ثقیله )

بنابراین شیطان تلاش زیادی می کند تا مردم را از توحید و خدا شناسی دور کند و باید مواظب باشیم از فطرت خود دور نشویم.

متأسفانه باید گفته شود که شیطان کار خود را کرد و هر گروهی را به نحوی از توحید و خداشناسی دور کرد و به کارهای شرک آلود کشاند.

این ، مهمترین مصداق برای تغییر خلق خدا توسط شیطان است و در واقع قدر متیقن از (خلق الله) همین مصداق است. حال در مصادیق دیگر باید یک یک بحث کرد. ممکن است در برخی مصادیق اختلاف نظر وجود داشته باشد که آیا تغییر خلق خدا هست یا نه؟ و با توجه به اینکه حرمت ، نیازمند دلیل است باید برای اینکه چیزی را مصداق تغییر خلق خدا بدانیم و آن را حرام معرفی کنیم دلائلمان محکم باشد.

البته همچنانکه گفتیم اوامر شیطان و همچنین فطری بودن امور دارای شدت و ضعف است و همگی در یک سطح نیستند. مثلا بنده فکر می کنم موارد زیر هم مصداق (خلق الله) هستند و تغییر آنها کاری شیطانی است اگرچه در مورد شدت درجه ی آن باید بحثی جدا مطرح کرد :

تساوی مطلق زن و مرد در حقوق به نظر من مصداقی از تغییر خلق الله است. ظاهرا بتوان گفت که زن و مرد دو خلقت دارند و فطرت و ذات آنها اقتضای تفاوت در حقوق را دارد.

برده پروری نیز خلاف فطرت انسانی است و وجود آن مصداقی از تغییر خلق الله است چرا که فطرت و ذات انسان ها اقتضا دارد که انسانی از لحاظ انسانیت پایین تر از دیگری نباشد.

اجبار کردن انسان به پذیرش یک عقیده تغییر خلق الله است چرا که ذات انسانی در انتخاب عقیده آزاد است. بنابراین کسی که می خواهد به زور عقیده ای را به دیگری بقبولاند در خلق خدا تغییر ایجاد می کند.

مجوز هم جنس گرایی صادر کردن یکی دیگر از مصادیق تغییر (خلق الله) است.

مجوز خود ارضایی نیز مصداق دیگری از تغییر (خلق الله) است و دور شدن از طبیعت آدمی است.

اگر شخصی بخواهد بدون هیچ دلیل عقل پسند خود را به شکل جنس مخالف در آورد ، این نیز می تواند مصداقی از تغییر (خلق الله) باشد.

البته در برخی مصادیق اختلاف است که جزو تغییر (خلق الله) هست یا نه و اگر هست دارای درجه ی حرمت است یا کراهت؟

مثلا تراشیدن ریش برای مرد یا تغییر جنسیت یا اینکه شخصی خود را عقیم کند یا استفاده از کاندوم یا قرص های ضد بارداری یا عمل کردن بینی برای زیبائی اینها مواردی است که می توان روی آن بحث کرد.

تذکر ۱ : در آخرِ آیه ۳۰ سوره روم آمده است : ذَالِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لَاکِنَّ أَکْثرََ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ‏

یعنی دینی که طبق ذات و فطرت انسانیت باشد پابرجاترین و بهترین دین است ولی اکثر مردم نمی دانند و بیشتر به دنبال رأی خود هستند. به دنبال شرک می روند ، از توحید روی بر می گردانند ، فکر می کنند تساوی کامل حقوق زن و مرد بهتر است ، فکر می کنند هم جنس گرائی بهتر است ، فکر می کنند اجبار کردن دیگران بهتر است ، فکر می کنند خود ارضائی بهتر است و خلاصه بسیاری از مردم در یکی از این امور از فطرت خود رو گردانند و اصلا شاید ندانند که چه اموری به فطرت و طبیعت آدمی نزدیک تر است.

با این توضیحات مبنای جدیدی برای معنا کردن عبارت (اکثر الناس لا یعلمون) یادگرفتیم و آن اینکه این جملات لااقل در برخی موارد باید نسبت به تمامی مصادیق معنا شود یعنی تعداد کمی از مردم هستند که در هیچ یک از مصادیق مشکل ندارند ولی اکثر مردم بالاخره در یک مصداق هم که شده مشکل دارند و علم ندارند. در واقع عبارت (لا یعلمون) دارای درجه های مختلفی است که باید در معنا کردن ، مد نظر قرار گیرد. البته این عبارت می تواند به صورت های دیگر نیز معنا شود مثلا برخی مفسرین گفته اند مراد از (الناس) همه ی مردم نیستند بلکه افراد خاصی که همان مشرکان باشند مورد نظر است. البته طبق معنایی که ما گفتیم این آیه همیشه و در همه ی زمان ها حتی زمانی که اکثر مردم موحد شده اند و (یدخلون فی دین الله افواجا) صورت گرفته است نیز دارای مصداق است.

تذکر ۲ : مصادیق تغییر (خلق الله) که حتما اشکال دارد جزو مواردی بود که خود شرع نیز به صراحت آنها را بیان کرده است ولی مواردی که مورد بحث است ، خود شرع حرف صریحی راجع به آن ندارد. بنابراین ممکن است کسی بگوید موارد مورد بحث جزو تغییر (خلق الله) نیست.

تذکر ۳ : اصطلاحی در فقه داریم به نام (منطقه الفراغ) یعنی در برخی امور ، دین اصلا نظری نداده است و آن را به عقل بشر و مقتضیات زمان واگذار کرده است. حال بعید نیست گفته شود مواردی که مشکوک بود و مصادیقی از آن بیان شد جزو منطقه الفراغ است و بستگی به مقتضیات زمان دارد. مثلا ممکن است عقیم کردن در زمانی به خاطر جمعیت زیاد جایز باشد و در زمان دیگر جایز نباشد. از این مطلب می توان نتیجه گرفت که برخی از ابهامات دین نه تنها بد نیست بلکه دارای ثمرات مفیدی است.

تذکر ۴ : طبق توضیحاتی که راجع به خلق الله در آیه ۱۱۹ سوره نساء گفتیم و مصادیقی از آن را بیان کردیم شاید نزدیک ترین ترجمه به معنا و تفسیر ما ، ترجمه ی آقای حسین انصاریان باشد که در اینجا می آوریم :

و فرمانشان مى‏دهم که آفرینش خدایى را تغییر دهند [به این صورت که جنسیت مرد را به زن و زن را به مرد برگردانند، و فطرت پاکشان را به شرک بیالایند، و زیبایى‏هاى طبیعى، روحى، جسمى خود را به زشتى‏ها تبدیل کنند].

یک نظر

  1. با سلام و احترام
    مباحثه شما را خواندم
    به نظر شما دستکاری ژنتیک در گیاهان و حیوانات با هدف به ظاهر یا باطن افزایش محصولات کشاورزی یا تغییراتی خاص در حیوانات می تواند مصداق همین آیه ۱۱۹ سوره نساء باشد ؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*