خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / توحید و توجه به خدا ملاک اصلی در رستگاری انسان

توحید و توجه به خدا ملاک اصلی در رستگاری انسان

سوال : آیا جامعه‌ ای که از لحاظ مادی پیشرفته است و در آن حقوق بشر رعایت می شود و در آن نظم و انضباط به بهترین وجه بر قرار است ولی از توحید و توجه به خدا در آن خبری نیست آیا چنین جامعه ای از لحاظ قرآن جامعه ای مطلوب است؟

جواب : اولا برای اینکه خوانندگان اشتباه برداشت نکنند این نکته را تذکر دهم که جامعه ای که در آن توحید به ظاهر رعایت می شود ولی اهل نظم و انضباط نیست و افراد آن جامعه به هم ظلم می کنند چنین جامعه ای هم مطلوب شرع نیست ولی فعلا بحث ما بر سر چنین جامعه ای نیست. بنابراین در این مقاله نمی خواهیم بی عدالتی های جوامع به ظاهر اسلامی را توجیه کنیم. فعلا بحث بر سر جامعه ای است که در آن عدالت اجتماعی و حقوق بشر و حقوق حیوان و حتی حقوق گیاهان و جمادات رعایت می شود ولی در آن جامعه خبری از خدا و توحید نیست.

در این زمینه باید گفته شود که اصل اساسی در دین اسلام توحید است و آنقدر که در قرآن راجع به توحید سفارش شده راجع به چیز دیگری سفارش نشده است. هدف اصلی پیامبران الهی نیز تبلیغ توحید بوده است. به عنوان مثال حضرت ابراهیم طبق آیات قرآن با شرک جامعه‌ی خود مبارزه می کرده است.

پس اگر در جامعه ای شرک وجود داشته باشد آن جامعه از نگرش دین اصلا جامعه‌ی مطلوبی نیست حتی اگر در آن جامعه نظم و انضباط اجتماعی در حدّ اعلا باشد.

دقت کنید امت هایی که طبق آیات قرآن به عذاب گرفتار شده اند اتفاقا در حد خود پیشرفته بوده اند ولی چون با توحید مبارزه کردند به عذاب الهی گرفتار شدند. پس اینکه جامعه ای به خدا بی توجه باشد از نظر قرآن مشکل بسیار اساسی دارد.

یک جامعه‌ی مطلوب را نباید تنها در نظم و انضباط و عدالت اجتماعی دید. بله چنین جامعه ای از نگرش انسان محوری شاید جامعه‌ی خوبی باشد ولی از نگرش خدا محوری تنها عدالت اجتماعی و نظم و انضباط برای یک جامعه‌ی مطلوب کفایت نمی کند.

ملاک خوب بودن از دیدگاه قرآن فقط به رعایت نظم و انضباط نیست بلکه خداشناسی و توحید مهمترین ملاک خوب بودن است.

ما بعضا ملاک های دینی و قرآنی را متوجه نشده ایم و به خاطر تبلیغات گروه های غیر دینی ملاک های ما عوض شده است به گونه ای که بی توجهی به خدا را مشکل به حساب نمی آوریم. بله تبلیغات بد دین داران در چنین نگرشی موثر بوده است ولی به هر حال ما باید ملاک هایمان صحیح باشد.

در اسلام ، خدامحوری وجود دارد بر عکس برخی جوامع که در آنها انسان ، محور است و این دو نگرش خیلی با هم فرق دارند.

تبلیغات بی دین ها آنقدر بر روی دین داران اثر گذار بوده است که حتی در مواردی جای معروف و منکر نیز بین خود دین داران عوض شده است به گونه ای که مثلا اگر کسی دستورات صریح قرآن را انجام ندهد او را انسان خوبی می دانند ولی اگر کسی بخواهد متعبد به دستورات قرآن باشد به او با نگرش منفی نگاه می کنند.

در همین بحث ، اگر کسی بگوید جامعه‌ی ژاپن با وجود پیشرفت و نظم و انضباط ، در صورتی که توجهی به خدا نداشته باشد جامعه‌ی مطلوبی از نظر شرع نیست ممکن است بسیاری از افراد این حرف را نپذیرند در حالی که از آیات قرآن به صراحت بدست می آید که توحید اصل مهمی در رستگاری است.

باید سعی کنیم از نو معیارهای دینی خود را بچینیم. توحید و توجه به خدا اصل مهمی از نظر قرآن است و اگر کسی آن را رعایت نکند مشکل اساسی دارد. آنقدر که در قرآن بر روی توحید تأکید شده است بر روی نظم تأکید نشده است. نه اینکه نباید نظم داشت بلکه منظور این است که اصل ، توحید است و توحید صحیح ، نظم را نیز به همراه دارد ولی اگر کسی در دنیایش منظم است ولی توحید ندارد چنین فردی نمره‌ی قبولی از نظر شرع نیاورده است.

یک مسلمان نباید تنها با دید مادی ، برای خود معیار درست کند. توجه به خدا اصلی مهم در دین ماست. حال چطور است که گروهی به این اصل توجه ندارند و عامل رستگاری را پیشرفت های ظاهری و نظم و انضباط دنیوی قلمداد می کنند؟

در آیه ۳۳ سوره فصلت آمده است :

وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلىَ اللَّهِ وَ عَمِلَ صَلِحًا وَ قَالَ إِنَّنىِ مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏

ترجمه : و خوش گفتارتر از کسى که به سوى خدا دعوت کند و کار شایسته انجام دهد و گوید: من از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‏ها و احکام خدا] هستم، کیست؟

در این آیه می توانست بگوید بهترین گفتار ، گفتار کسی است که دیگران را به نظم و انضباط دعوت می کند ولی گفته است بهترین گفتار ، گفتار کسی است که به سمت خدا دعوت می کند. دقت کنید اینکه ما در ابتدای کارها بسم الله می گوییم این نکته را دارد که ما در همه‌ی کارها به یاد خدا هستیم و او برای ما اصل است. البته متأسفانه ما بیشتر برای کارهای خطرناک متوجه گفتن بسم الله هستیم و در واقع در این مورد نیز معیارمان اشتباه است. ما باید در ابتدای هر کاری بسم الله بگوییم تا اعلام کنیم ما همیشه خدا محور هستیم ولی بسم الله های ما بیشتر برای خودمان است و از آن ، انسان محوری بدست می آید.

حتی اگر قرآن نبود عقل نیز این مطلب را تأیید می کرد که خدا باید اصل همه‌ی امور قرار گرید. اگر فرزندی که پدر و مادرش زحمات زیادی برای او کشیده اند و در پیشرفت او خیلی موثر بوده اند اگر آن فرزند نسبت به پدر و مادرش بی تفاوت باشد آیا انسان خوبی است یا انسان بدی است؟ آیا تنها باید به پیشرفت های او نگاه کرد و گفت او انسان خوبی است؟

حال خدایی که تمام وجود ما انسان ها از اوست اگر ما به او بی توجه باشیم آیا انسان خوبی هستیم یا انسان بدی هستیم؟

جامعه ای که پیشرفته است ولی هیچ توجهی به خالق خود ندارد آیا عقلا جامعه‌ی مطلوبی است؟ آیا یک ژاپنی که خیلی منظم است ولی بجای خدا در مقابل یک گربه تعظیم می کند آیا از لحاظ انسانیت ، انسان مطلوبی است؟ آیا مسیحیانی که کشور خود را با رعایت حقوق بشر اداره می کنند ولی یک انسان را بجای خدا می پرستند آیا چنین افرادی مشکلی ندارند و نباید به آنها ایراد گرفت؟

بی توجهی به خالق بزرگترین مشکل از دیدگاه قرآن است و نباید آن را دست کم گرفت.

چه طور برخی از افراد و برخی کشورها در ریزترین امور مادی نظم را رعایت می کنند ولی به خدا که می رسند نسبت به خدا بی توجه اند؟ آیا این مشکلی ندارد؟ چه طور در مورد مادیات آنقدر تجربه و خطا می کنند تا به بهترین نتیجه برسند ولی به خدا و دین و قیامت که می رسند بی توجهی می کنند؟ آیا چنین رویکردی مشکل ندارد؟

پس ملاک های ما به عنوان یک مسلمان نباید تنها مادیات و پیشرفت های مادی باشد. ما به عنوان یک مسلمان ملاک های دیگری برای حقانیت و مطلوب بودن داریم که باید به آنها نیز توجه کنیم. اگر کسی مسلمان نیست بحثش جداست ولی اگر کسی مسلمان است و قرآن را به عنوان کتاب آسمانی پذیرفته باید ملاک هایش ، ملاک های قرآنی باشد. در آیات ۱۵ و ۱۶ سوره هود چنین آمده است :

مَن کاَنَ یُرِیدُ الْحَیَوهَ الدُّنْیَا وَ زِینَتهََا نُوَفّ‏ِ إِلَیهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَ هُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ(۱۵) أُوْلَئکَ الَّذِینَ لَیْسَ لهَُمْ فىِ الاَْخِرَهِ إِلَّا النَّارُ  وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ(۱۶)

ترجمه : کسانى که زندگى دنیا و زینت آن را بخواهند، (نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها مى‏دهیم و چیزى کم و کاست از آنها نخواهد شد! (۱۵)  (ولى) آنها در آخرت، جز آتش، (سهمى) نخواهند داشت و آنچه را در دنیا (براى غیر خدا) انجام دادند، بر باد مى‏رود و آنچه را عمل مى‏کردند، باطل و بى‏اثر مى‏شود! (۱۶)

حال ، سوال این است که کسانی که کارهای خوبی را که انجام می دهند تنها برای دنیا باشد و اصلا توجه به خدا و قیامت نداشته باشند آیا چنین افرادی جزو کسانی نیستند که تنها دنیا را می طلبند؟

البته توجه شود که ما در اینجا نمی خواهیم مصداق شناسی کنیم. چه بسا کسانی که ما آنها را مصداق این آیه می دانیم خداشناس باشند.

به هر حال طبق معیارهای دینی تنها پیشرفت های مادی و رعایت حقوق بشر ملاک قبولی فرد نیست بلکه اینها شرط مهم دیگری را نیز لازم دارد و آن توجه به خدا است. این ، فهم بنده از آیات قرآن است. شما خود می توانید در این زمینه ، بیشتر تحقیق کنید.

بی توجهی به خدا اگر هیچ ثمره‌ی محسوسی در زندگی اجتماعی فرد نداشته باشد خودش مشکل بزرگی است ولی این بی توجهی البته لوازمی هم به دنباش دارد مثل عذاب های روحی. در آیه ۱۲۴ سوره طه آمده است :

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکاً وَ نحَْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَمَهِ أَعْمَى‏

ترجمه : و هر کس از یاد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور مى‏کنیم.

علاوه بر این ، کسی که معیارهایش الهی نیست و تنها با دید دنیوی به امور می نگرد اعمال و رفتارش با کسی که می خواهد الهی زندگی کند بسیار متفاوت است. کسی که تمام فکر و ذکرش موفقیت در فوتبال یا موفقیت در تجارت است و اصلا به خدا و معنویات توجه ندارد مسلما زندگی اش با کسی که می خواهد طبق ملاک های الهی زندگی کند متفاوت است. کسی که توحید و خداشناسی را قبول دارد در طول روز به یاد خدا نیز هست و دیگران را نیز به توحید دعوت می کند و خود این ، یک اثر خارجی است ولی کسی که اصلا کاری به این کارها ندارد ذکر و فکرش دنیاست.

این نکته نیز حتما باید مورد تحقیق قرار گیرد که اگر نظم و عدالت در برخی جوامع رعایت می شود آیا به دلیل ترس از قوانین سفت و سختی است که گذاشته اند یا اینکه واقعا برای آنها نوعی فرهنگ شده است؟ واقعا اگر آن قوانین برداشته شود باز نظم را رعایت می کنند یا خیر؟

نکته‌ی دیگر که توجه به آن اساسی است این است که ما نباید فریب برخی تبلیغات را بخوریم و فکر کنیم فلان کشور هیچ مشکلی در نظم و انضباط و عدالت ندارد. نباید فقط آب و رنگ آنها را دید بلکه باید زیر پوست آنها را هم دید. از مناظرات ریاست جمهوری که اخیرا در آمریکا نشان داده شد فهمیدیم که آنجا نیز خیلی چیزها مطلوب نیست.

این نکته نیز توجه شود که بنده تا بحال نشنیده ام که کسی به این حرفی که منسوب به سید جمال الدین اسد آبادی است اشکال بگیرد که گفته است در غرب رفتم و اسلام دیدم و مسلمانان ندیدم ولی در ….

بنده به این حرف هم اشکال دارد. باید دید مراد ایشان از اسلام چیست؟ اگر مراد از اسلام ، تنها قوانین اجتماعی اسلام است شاید حرفش درست باشد ولی باید دقت داشت که اصل در اسلام ، توحید است و قوانین اجتماعی اسلام ، لوازم توحید هستند. حال آیا واقعا در غرب توحید در روزگاری که ایشان به غرب رفته ، رعایت می شده است؟ نباید اسلام را تنها در قوانین اجتماعی خلاصه کرد. امروزه معروف شده است که مردم می گویند غیر مسلمانان بیشتر از مسلمانان به اسلام عمل می کنند. در این چنین صحبت هایی اسلام تنها به قوانین اجتماعی معرفی می شود در حالی که اصل اسلام توحید است که غیر مسلمانان نیز در بحث توحید نمره‌ی خوبی نمی گیرند.

به هر حال توجه به خدا و توحید ملاک اصلی در اسلام است و برخی از افراد و جوامعی که از لحاظ مادی پیشرفت کرده اند از لحاظ خدایی صفر و بلکه زیر صفر هستند.

به هر حال چرا ما به جایی رسیده ایم که اگر در برخی جلسات و نشست ها از حقوق بشر و حتی حقوق حیوانات و گیاهان صحبت شود مورد استقبال قرار گیرد ولی اگر از حقوق الله و قیامت صحبت شود عده ای مشمئز می شوند؟ چرا به جایی رسیده ایم که عده ای رعایت حقوق انسان ها را بالاتر و مهم تر از رعایت حقوق الله می دانند؟

از آیات قرآن بدست می آید آنقدر که رعایت نکردن حق الله بر عالم هستی اثر می گذارد رعایت نکردن حق الناس آنقدر اثر نمی گذارد. در آیاتی از سوره مریم چنین آمده است :

تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنشَقُّ الْأَرْضُ وَ تخَِرُّ الجِْبَالُ هَدًّا(۹۰) أَن دَعَوْاْ لِلرَّحْمَانِ وَلَدًا(۹۱)

ترجمه : نزدیک است آسمان‏ها از این [ادعاى بى‏اصل و سخن ناروا] پاره پاره شوند، و زمین بشکافد، و کوه‏ها به شدت در هم بشکنند و فرو ریزند!! (۹۰) به خاطر آنکه براى [خداى‏] رحمان فرزندى ادعا کرده‏اند. (۹۱)

طبق این آیات ، شاید مسیحیانی که حضرت عیسی را پسر خدا می دانند بیشتر از مسلمانانی که آدم می کشند در از بین بردن عالم موثراند. بماند که به نظر می رسد همان کشورهایی که ما آنها را متمدن می دانیم در مجموع بیشتر از مسلمانان ، دنیا را به نابودی کشیده اند. آیا مسلمانان از بمب اتم استفاده کرده اند یا دیگران؟ آیا کشورهای مسلمان ، بیشتر گازهای گلخانه ای تولید کرده اند یا کشورهای دیگر؟ آیا مسلمانان بیشتر در کشورهای دیگر دخالت کرده اند و به آنها حمله کرده اند یا دیگران؟ آیا منشأ ایجاد گروه های اسلامی ، بیشتر خود مسلمانان بوده اند یا غیر مسلمانان؟ آیا در این قرن ۲۱ مسلمانان بیشتر به اشغال سرزمین مشغول اند یا غیر مسلمانان؟ چطور برخی افراد از اسرائیل که سرزمینی را اشغال کرده است دفاع می کنند ولی دائما می گویند چرا داعش فلان سرزمین را تصرف کرده است؟

به هر حال می خواهم بگویم اتفاقا غیر مسلمانان بیشتر از مسلمانان در خراب کردن عالم نقش داشته و دارند ولی به خاطر تبلیغات ، ما فکر می کنیم آنها خیلی خوب هستند و کسی که به خدا کاری ندارد و یا برای خدا شریک قائل می شود مشکلی ندارد.

به نظر می رسد که اینها همه از انسان محوری نشأت گرفته است و جامعه های انسان محور با تبلیغاتشان از یک طرف و جامعه های خدا محور با عمل بدشان از طرف دیگر عامل بروز چنین نتیجه ای شده اند.

ما باید سعی کنیم در اصلاح این تفکر تلاش کنیم و به مردم بفهمانیم که اولا در دین اسلام خدا محوری ملاک است و نباید انسان محوریِ برخی جوامع بر زندگی ما اثر بگذارد و ثانیا سعی کنیم با رعایت توحید واقعی اصول اجتماعی اسلام را نیز عمل کنیم.

در آخر به این مطلب اشاره شود که در قرآن کریم اگر چه تأکید اصلی بر روی توحید است ولی بر روی قوانین اجتماعی نیز تأکید زیادی شده است. پس کسی فکر نکند قرآن به نظم و انضباط اجتماعی دستور نداده است. در این زمینه می توانید به این آیات مراجعه کنید :

نحل-۹۰ ، فصلت-۳۴ ، مائده-۸، نساء-۳۶ ، بقره-۱۸۸ و بسیاری آیات دیگر.

این نکته نیز توجه شود که مسلمانان اگر به دستورات اجتماعی اسلام عمل نکنند چه بسا توحید آنها نیز توحید واقعی نباشد. بنابراین مسلمانان باید توجه داشته باشند که اگر بی دین ها که کاری به توحید ندارند آخرت را از دست داده اند ممکن است مسلمانان با عمل نکردن به دستورات قرآن ، هم آخرت را از دست دهند و هم دنیا را.

همچنین ببینید

شادی و غم از دیدگاه قرآن

 شادی و غم از دیدگاه قرآن  مقدمه : در ایام نوروز سال ۱۳۹۵ به ذهنم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *