خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / توصیه هایی برای ایام نوروز و سال جدید

توصیه هایی برای ایام نوروز و سال جدید

سوال : شما در ایام نوروز چه توصیه هایی به مردم دارید؟

جواب : به نظر بنده در این ایام چند نکته را باید به خود و دیگران متذکر شویم :

نکته ۱) در سال جدید باید برای رشد علمی و روحی خود برنامه ریزی داشته باشیم. در این زمینه انجام چند کار پیشنهاد می شود :

الف) مطالعه و تدبر صفحه به صفحۀ قرآن کریم به این صورت که قرآن با یک ترجمۀ روان ، مطالعه شود و سوالاتی که در طول مطالعه برای ما پیش می آید در یک دفتر قرآنی یادداشت شود و سپس راجع به آنها تحقیق انجام گیرد.

ب) سعی کنیم رذائل اخلاقی خود را بشناسیم و در سال جدید برای از بین بردن آنها تلاش کنیم.

ج) بیاییم فرهنگ نقادی را در بین خود بیشتر رشد دهیم و در ابتدای سال که موقع هدیه دادن است عیوب همدیگر را به خود هدیه دهیم تا در از بین بردن رذائل اخلاقی به یکدیگر کمک کرده باشیم.

د) سعی کنیم در کنار هدیه های مادی ، هدیه هایی علمی نیز به یکدیگر بدهیم و مثلا از کتاب برای هدیه دادن استفاده کنیم.

نکته ۲) تعطیلات نوروز نباید زمانی برای وقت تلف کردن و دوری از علم و تلاش باشد. متأسفانه برخی افراد فکر می کنند این ایام که به تعطیلات مشهور است زمانی است برای دوری از تلاش در حالی که به نظر می رسد هیچ گاه نباید تلاش تعطیل شود. بله ممکن است مصداق تلاش ها عوض شود ولی اصل تلاش تعطیلی بردار نیست. حتی از نظر قرآن در روز جمعه نیز پس از نماز جمعه توصیه به تلاش و طلب فضل خدا شده است. اینکه گاهی اوقات ما فکر می کنیم در ایام تعطیلات فقط باید تلویزیون دید و خوابید و تلاش را کنار گذاشت صحیح نیست. اصلا به نظر می رسد اینکه حدود دو هفته عملا مراکز آموزشی تعطیل است و مراکز دیگر نیز نیمه تعطیل است کار جالبی نیست. به نظر می رسد تعطیلی هفتۀ دوم فروردین کار جالبی نیست. افراط در تعطیلی موجب می شود که روزهای بعد از تعطیلات کسالت وجود داشته باشد و کار و تلاش به خوبی شروع نشود. به هر حال باید کاری کنیم که اگر کشور تعطیل است ما تعطیل نباشیم.

نکته ۳) در رابطۀ با دید و بازدیدهای عید باید اصلاحاتی صورت گیرد. مثلا اینکه ما صبح به خانۀ فامیل می رویم و عصر همان روز آنها به خانۀ ما می آیند چندان منطقی به نظر نمی رسد بلکه چه بسا غیر منطقی و خنده دار هم هست. در این زمینه باید اصلاحاتی صورت گیرد و مثلا بازدیدها با فاصلۀ بیشتری از هم قرار داشته باشند. در این زمینه می توانید به جزوۀ (آداب میهمانی و صلۀ رحم) از همین قلم مراجعه کنید.

نکته ۴) همچنانکه در ایام عزاداری ، ما به نقد عزاداری می پردازیم این حق را نیز داریم که در ایام شادی به نقد شادی ها نیز بپردازیم. به نظر می رسد همچنانکه ما در عزا افراط می کنیم در شادی نیز افراط می کنیم. اگر ما به عزاداری خیابانیِ بدون نظم اشکال داریم به شادی خیابانی بدون نظم نیز اشکال داریم. اگر ما به عزاداری های افراطی که از حد خود خارج شود اشکال داریم به شادی های افراطی نیز اشکال داریم. واقعا باید شادی واقعی را تعریف کنیم. آیا شادی های زودگذر شادی حقیقی است؟ همچنانکه ما به آن جوانی که در هیأت های مذهبی شرکت می کند و بالا و پایین می پرد و این کار را عزاداری حساب می کند انتقاد می کنیم به جوانی که شادی را در جلسات رقص و آواز خلاصه می داند نیز اشکال داریم.

قبل از اینکه بحث را ادامه دهیم بد نیست ابتدا به آیاتی که در آن از شادی صحبت شده است اشاره ای داشته باشیم تا بفهمیم ملاک قرآن برای شادی چیست. در این زمینه می توانید واژه های فرح ، سرور ، ضحک و … را در قرآن جستجو کنید.

آیه اول : یَأَیهَُّا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُم مَّوْعِظَهٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَ شِفَاءٌ لِّمَا فىِ الصُّدُورِ وَ هُدًى وَ رَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ(۵۷) قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَالِکَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیرٌْ مِّمَّا یجَْمَعُونَ(۵۸) سوره یونس

ترجمه : اى مردم! یقیناً از سوى پروردگارتان براى شما پند وموعظه‏اى آمده، و شفا است براى آنچه [ازبیمارى‏هاى اعتقادى و اخلاقى‏] در سینه‏هاست، و سراسر هدایت و رحمتى است براى مؤمنان. (۵۷) بگو: [این موعظه، دارو، هدایت و رحمت‏] به فضل و رحمت خداست، پس باید مؤمنان به آن شاد شوند که آن از همه ثروتى که جمع مى‏کنند، بهتر است. (۵۸)

آیه دوم : وَ إِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَهٌ فَمِنْهُم مَّن یَقُولُ أَیُّکُمْ زَادَتْهُ هَاذِهِ إِیمَانًا  فَأَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَزَادَتهُْمْ إِیمَانًا وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ(توبه-۱۲۴)

ترجمه : و چون سوره‏اى نازل شود، از میان آنان کسى است که مى‏گوید: «این [سوره‏] ایمان کدام یک از شما را افزود؟» امّا کسانى که ایمان آورده‏اند بر ایمانشان مى‏افزاید و آنان شادمانى مى‏کنند.

آیه سوم : فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلىَ‏ عَن ذِکْرِنَا وَ لَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَوهَ الدُّنْیَا(۲۹) ذَالِکَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ…. سوره نجم

ترجمه : بنابراین از کسانى که از یاد ما روى گردانده‏اند و جز زندگى دنیا را نخواسته‏اند، روى بگردان. (۲۹) این [دنیا خواهى‏] آخرین مرز دانش و معرفت آنان است…

آیه چهارم : وَ فَرِحُواْ بِالحَْیَوهِ الدُّنْیَا وَ مَا الحَْیَوهُ الدُّنْیَا فىِ الاَْخِرَهِ إِلَّا مَتَاعٌ‏(رعد-۲۶)

ترجمه : و [آنان که از حیات جاوید و پرنعمت آخرت بى‏خبرند] به زندگى زودگذر دنیا شادمان شدند، در حالى که زندگى دنیا در برابر آخرت جز متاعى اندک و ناچیز نیست.

آیه پنجم : مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَهٍ فىِ الْأَرْضِ وَ لَا فىِ أَنفُسِکُمْ إِلَّا فىِ کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبرَْأَهَا  إِنَّ ذَالِکَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرٌ(۲۲) لِّکَیْلَا تَأْسَوْاْ عَلىَ‏ مَا فَاتَکُمْ وَ لَا تَفْرَحُواْ بِمَا ءَاتَاکُمْ  وَ اللَّهُ لَا یحُِبُّ کلُ‏َّ مخُْتَالٍ فَخُورٍ(۲۳) سوره حدید

ترجمه : هیچ مصیبتى (ناخواسته) در زمین و نه در وجود شما روى نمى‏دهد مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است و این امر براى خدا آسان است! (۲۲) این بخاطر آن است که براى آنچه از دست داده‏اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبّر فخرفروشى را دوست ندارد! (۲۳)

آیه ششم : إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسىَ‏ فَبَغَى‏ عَلَیْهِمْ  وَ ءَاتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتحَِهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُوْلىِ الْقُوَّهِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ  إِنَّ اللَّهَ لَا یحُِبُّ الْفَرِحِینَ(۷۶) وَ ابْتَغِ فِیمَا ءَاتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الاَْخِرَهَ  وَ لَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا  وَ أَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ  وَ لَا تَبْغِ الْفَسَادَ فىِ الْأَرْضِ  إِنَّ اللَّهَ لَا یحُِبُّ الْمُفْسِدِینَ(۷۷) سوره قصص‏

ترجمه : قارون از قوم موسى بود، اما بر آنان ستم کرد ما آن قدر از گنجها به او داده بودیم که حمل کلیدهاى آن براى یک گروه زورمند مشکل بود! (به خاطر آورید) هنگامى را که قومش به او گفتند: «این همه شادى مغرورانه مکن، که خداوند شادى‏کنندگان مغرور را دوست نمى‏دارد! (۷۶) و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره‏ات را از دنیا فراموش مکن و همان‏گونه که خدا به تو نیکى کرده نیکى کن و هرگز در زمین در جستجوى فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد! (۷۷)

آیه هفتم : إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُواْ کاَنُواْ مِنَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ یَضْحَکُونَ(۲۹) وَ إِذَا مَرُّواْ بهِِمْ یَتَغَامَزُونَ(۳۰) وَ إِذَا انقَلَبُواْ إِلىَ أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَکِهِینَ(۳۱) سوره مطففین‏

ترجمه : بدکاران (در دنیا) پیوسته به مؤمنان مى‏خندیدند، (۲۹) و هنگامى که از کنارشان مى‏گذشتند آنان را با اشاره تمسخر مى‏کردند، (۳۰) و چون به سوى خانواده خود بازمى‏گشتند مسرور و خندان بودند، (۳۱)

آیه هشتم : وَ أَمَّا مَنْ أُوتىِ‏َ کِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ(۱۰) فَسَوْفَ یَدْعُواْ ثُبُورًا(۱۱) وَ یَصْلىَ‏ سَعِیرًا(۱۲) إِنَّهُ کاَنَ فىِ أَهْلِهِ مَسْرُورًا(۱۳) إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن یحَُورَ(۱۴) سوره انشقاق‏

ترجمه : و اما کسى که نامه اعمالش را از پشت سرش دهند، (۱۰) به زودى با فریادى حسرت بار، هلاکت و نابودى خود را خواهد، (۱۱) و در آتش افروخته در آید. (۱۲) او همواره در میان خانواده‏اش [به ثروت و مال و مقام‏] خوشحال و شادمان بود. (۱۳) او مى‏پنداشت که هرگز پس از مرگ [به حیات دوباره‏] باز نخواهد گشت.

آیه نهم : أَ فَمِنْ هَاذَا الحَْدِیثِ تَعْجَبُونَ(۵۹) وَ تَضْحَکُونَ وَ لَا تَبْکُونَ(۶۰) وَ أَنتُمْ سَامِدُونَ(۶۱) سوره نجم‏

ترجمه : آیا از این سخن تعجب مى‏کنید؟ (۵۹) و [با چنین وضعى که دارید هنوز] مى‏خندید و نمى‏گریید؟! (۶۰) و همواره سرکشى مى‏کنید و غافلانه به خوشى و خوشگذرانى مشغول هستید؟! (۶۱)

آیه دهم : وَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَهِ  وَ إِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ(زمر-۴۵)

ترجمه : و چون خدا به تنهایى یاد شود، دلهاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند، منزجر مى‏گردد، و چون کسانى غیر از او یاد شوند، بناگاه آنان شادمانى مى‏کنند.

آیه یازدهم : وَ الْعَصْرِ(۱) إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ(۲) إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ‏ِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ(۳) سوره عصر

ترجمه : به عصر سوگند، (۱) که انسانها همه در زیانند (۲) مگر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایى و استقامت توصیه نموده‏اند! (۳)

آیه دوازدهم : قُلْ إِنَّ صَلَاتىِ وَ نُسُکِى وَ محَْیَاىَ وَ مَمَاتىِ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِینَ(انعام-۱۶۲)

ترجمه : بگو: «در حقیقت، نماز من و [سایر] عبادات من و زندگى و مرگ من، براى خدا، پروردگار جهانیان است.

از مجموع این آیات می توان برداشت کرد که شادی واقعی آن نیست که در جلسات رقص و پایکوبی و کف به صورت لحظه ای برای انسان رخ می دهد اگر چه این نوع شادی البته با رعایت حد و حدودش مورد مذمت هم نیست و بلکه با رعایت شرائطش می تواند وسیله ای برای رسیدن به شادی حقیقی باشد.

این شادی ها اگر چه می تواند خوب باشد ولی باید به این مطلب توجه داشته باشیم که آنها را شادی حقیقی ندانیم بلکه آنها را عاملی بدانیم که می تواند ما را در رسیدن به شادی حقیقی کمک دهد. شادی ای که موجب شود انسان ، آخرت را فراموش کند و همه چیز را در دنیا خلاصه ببیند شادی خوبی نیست.

شادی حقیقی ، شادی روحانی است. شادی حقیقی آن است که با کسب علم یا کسب معنویت برای انسان حاصل می شود.

به نظر شما چرا در آمار گرفته شده ، مردم برنامه هایی مثل خندوانه را بیشتر می پسندند تا برنامه هایی مثل مشاعره را؟

ما باید شادی حقیقی را به مردم بیاموزیم تا بیشتر به سمت شادی های حقیقی روند.

آمار خرید و مطالعۀ کتاب در جامعۀ ما چقدر است؟ حال ، این آمار را مقایسه کنید با آمار خرید وسائل آرایشی یا خرید فست فود.

واقعا خود ما چقدر برای کسب شادی های از نوع خنده و امثال آن وقت می گذاریم و چقدر برای کسب شادی های حقیقی وقت می گذاریم؟

اگر کسی به ما پول عیدی دهد بیشتر خوشحال می شویم یا کتاب؟ اگر کسی ما را شام به جوجه کباب دعوت کند بیشتر خوشحال می شویم یا اینکه ما را به یک سخنرانی خیلی خوب دعوت کند؟ آیا واقعا هریک از ما بیشتر به زیبایی ظاهری خود اهمیت می دهیم یا زیبایی باطنی و روحی؟

به این نکته نیز توجه شود که افرادی که خود را تنها به شادی های ظاهری مشغول می کنند معمولا انسان های هستند که از لحاظ روحی ضعیف اند و قدرت ایستادگی در برابر مشکلات را ندارند. شادی واقعی حتما باید دارای ثمراتی برای ما باشد ولی شادی های که معمولا مردم با آن خودشان را مشغول می کنند چنین نیست.

به نظر شما چند درصد مردم در روز بعد از سیزدهم فروردین دارای روحیۀ شاد و چند درصد دارای روحیۀ کِسِل هستند؟

آیا سیزده روز شادی نباید موجب ایجاد جامعه ای شاد شود؟ چرا روزهای بعد از تعطیلی ، روزهای شادی برای برخی از ما نیست؟

به هر حال شادى ها نباید در مادیات خلاصه شود به گونه ای که همۀ فکر و ذکر ما شادی های مادی باشد یا موجب فراموشی یاد آخرت شود.

البته با این صحبت ها نمی خواهیم شادی مادی را نفی کنیم چرا که شادی های مادی می تواند عاملی برای رسیدن به شادی های حقیقی باشد. در واقع آنچه که مهم است این است که از شادی مادی عبور کنیم و به شادی حقیقی برسیم ولی متأسفانه ما در شادی مادی توقف کرده ایم همچنانکه در بحث عزاداری نیز باید از عزاداری به عمل رسید ولی ما در همان عزاداری توقف کرده ایم. در واقع همچنانکه عزاداری برای ما هدف شده است در حالی که وسیله است شادی های مادی نیز برای ما هدف شده است در حالی که وسیله است.

واقعا ما بیشتر برای شادی های مادی سرمایه گذاری می کنیم یا شادی های معنوی و روحی؟ متأسفانه در برخی موارد در تعارض بین شادی های مادی و روحی ، شادی مادی را انتخاب می کنیم در حالی که اگر لذت شادی روحی را می دانستیم حتما شادی روحی را انتخاب می کردیم. اگر کسی لذت بیدار شدن برای نماز شب یا نماز صبح را بچشد هیچ گاه خواب را بر شب زنده داری ترجیح نمی دهد. اگر کسی لذت انجام دستور خدا را بچشد هیچ گاه گناه را که دارای لذت است بر انجام دستور خدا ترجیح نمی دهد. حضرت یوسف لذت ترک لذت را چشیده بود که از لذت جنسی که بالاترین لذت های مادی است صرف نظر کرد و حتی طبق آیۀ ۳۳ سوره یوسف زندانی شدن را بر گناه ترجیح داد و آن را محبوب خود دانست.

همچنین ببینید

شادی و غم از دیدگاه قرآن

 شادی و غم از دیدگاه قرآن  مقدمه : در ایام نوروز سال ۱۳۹۵ به ذهنم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *