خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / کفر و شکر (اختلاف جوامع مسلمان و غرب)

کفر و شکر (اختلاف جوامع مسلمان و غرب)

جواب به سوالی مهم که برای بسیاری از افراد مطرح است

سوال : طبق آیات سورۀ سبأ که از قوم سبأ صحبت کرده است بدست می آید که کفران نعمت موجب از دست دادن نعمت است. از آن طرف از آیات دیگر قرآن مثل آیۀ ۷ سوره ابراهیم بدست می آید که شکر نعمت موجب ازدیاد نعمت است. حال ، سوال این است که پس چرا خلاف این را نیز مشاهده می کنیم مثلا گروه های مومن را مشاهده می کنیم که با سختی زندگی می کنند و از آن طرف کشورهای کافر را می بینیم که در خوشی زندگی می کنند؟

جواب : در جواب این سوال باید به چند نکته توجه داشت :

نکته ۱ : اولا اینکه ما کشورهای دیگر را کشور کفر و کشور خود را کشور مومن حساب می کنیم صحیح نیست. نباید فقط اسم را دید. ممکن است اسم ما مسلمان باشد ولی در عمل ناشُکری کنیم. پس قوانین خدا بر روی واقعیت ها بار می شود نه بر روی اسم و رسم. خیلی اوقات خود ما درست عمل نمی کنیم و بعد می گوییم چرا وعده های خدا برای ما عملی نمی شود. از آن طرف ممکن است اسم کسی را کافر بگذاریم و بگوییم چرا بر او عذاب نازل نمی شود در حالی که او اصلا کافر نیست.

نکته ۲ : به زمان عملی شدن وعده ها باید توجه داشت. چه بسا باید زمان بگذرد تا وعدۀ الهی عملی شود. در این زمینه می توان به آیات ۵۱ تا ۵۵ سوره غافر رجوع کرد. در آیۀ ۵۱ این سوره با اینکه وعده ای داده شده است ولی در آیه ۵۵ خداوند به پیامبرش دستور به صبر می دهد. معلوم است که باید صبر کرد تا آن وعده محقق شود.

اتفاقا همین قوم سبأ نیز زمانی در ناز و نعمت زندگی می کردند و بعد از گذشت مدت زمان ، نعمت هایشان به نقمت تبدیل شد. پس وعده های الهی بعد از گذشت زمان و مهلت دادن به انسان ها انجام خواهد شد.

علاوه بر این برخی وعده های خدا روی مجموع افراد یک گروه رفته است نه تک تک افراد آن گروه. مثلا ممکن است تا وعدۀ خدا بر روی متقین عملی شود برخی از متقین در این بین به دلایل مختلف از دنیا بروند ولی مجموع گروه متقین به آن وعده خواهند رسید. پس باید دقیقا دقت داشت که وعدۀ خدا چه بوده است. گاهی اوقات ما وعده های خدا را درست نفهمیده ایم.

نکته ۳ : نعمت را نباید تنها در نعمت های مادی خلاصه کرد بلکه چه بسا ازدیاد یا نقص نعمت ها ، مصداقش نعمت های روحی و معنوی باشد. ممکن است فردی کفران نعمت کند و این کفران نعمت موجب شود که نتواند نمازهایش را سر وقت بخواند یا حتی نتواند نمازش را با حضور قلب بخواند. از طرف دیگر نباید ظاهر بین باشیم. چه بسا کفاری که در ظاهر ، آنها را در ناز و نعمت می بینیم ولی در باطنِ زندگی آنها مشکلات زیادی وجود دارد و از آن طرف چه بسا کسی که زندگی ساده ای دارد ولی از زندگی واقعا لذت می برد.

نکته ۴ : مهمترین مسأله ای که باید به آن دقت داشت این است که باید به مجموع قوانین دقت شود نه اینکه فقط به یک قانون توجه کنیم.

برای توضیح این نکته ابتدا مثالی بزنیم : قانون داریم که پشت چراغ قرمز باید توقف کرد. این یک قانون است. این در حالی است که مشاهده می کنیم آمبولانس ، ماشین آتش نشانی و ماشین پلیس از چراغ قرمز عبور میکنند. حال آیا این تعارض نیست؟

جواب این است که خیر چون همان قانون گذاری که گفته است باید پشت چراغ قرمز توقف کرد در جای دیگر گفته است که ماشین آتش نشانی می تواند از چراغ قرمز عبور کند.

حال ، در عالم هستی نیز قوانین متعددی حاکم است که در حین تعارض مهم ترین آنها اجراء می شود. اگر شما داستان خضر و موسی را در سوره کهف مطالعه کنید متوجه خواهید شد که یک قانون می گوید کشتی باید سوراخ شود و قانون دیگر می گوید کشتی نباید سوراخ شود. یک قانون می گوید آن بچه باید کشته شود و قانون دیگر می گوید نباید کشته شود. در بقیۀ قوانین دین نیز همین تعدد قوانین را مشاهده می کنیم مثلا یک قانون می گوید بدی را با خوبی پاسخ بده ولی قانون جنگ نیز در دین داریم. هریک از این قوانین در جایگاه خود باید اجراء شود. حال در مورد سوال مطرح شده باید مجموع قوانین دیده شود. آیات مربوط به داستان قوم سبأ این قانون را به ما متذکر می شود که اگر کفران نعمت کردیم نعمت از ما گرفته می شود ولی با توجه به آیات دیگر می فهمیم این قانون در صورتی اجراء می شود که قوانین دیگر اولویت نداشته باشد. به عنوان مثال به این قوانین دقت کنید :

الف) فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ حَتىَّ إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَهً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ(انعام-۴۴)

ترجمه :  (آرى،) هنگامى که (اندرزها سودى نبخشید، و) آنچه را به آنها یادآورى شده بود فراموش کردند، درهاى همه چیز (از نعمتها) را به روى آنها گشودیم تا (کاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند) ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم) در این هنگام، همگى مأیوس شدند (و درهاى امید به روى آنها بسته شد).

ب) أَ یحَْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَ بَنِینَ(۵۵) نُسَارِعُ لهَُمْ فىِ الخَْیرَْاتِ  بَل لَّا یَشْعُرُونَ(۵۶) مومنون‏

ترجمه : آنها گمان مى‏کنند اموال و فرزندانى که بعنوان کمک به آنان مى‏دهیم … (۵۵) براى این است که درهاى خیرات را با شتاب به روى آنها بگشاییم!! (چنین نیست) بلکه آنها نمى‏فهمند (که این وسیله امتحانشان است). (۵۶)

ج) وَ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بَِایَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ(۱۸۲) وَ أُمْلىِ لَهُمْ  إِنَّ کَیْدِى مَتِینٌ(۱۸۳) اعراف‏

ترجمه : و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جایى که نمى‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد. (۱۸۲) و به آنها مهلت مى‏دهم (تا مجازاتشان دردناکتر باشد) زیرا طرح و نقشه من، قوى (و حساب شده) است. (و هیچ کس را قدرت فرار از آن نیست.) (۱۸۳)

د) وَ لَنَبْلُوَنَّکُم بِشىَ‏ْءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ  وَ بَشِّرِ الصَّابرِِینَ(بقره-۱۵۵)

ترجمه : قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و کاهش در مالها و جانها و میوه‏ها، آزمایش مى‏کنیم و بشارت ده به استقامت‏کنندگان!

ه) وَ اتَّقُواْ فِتْنَهً لَّا تُصِیبنَ‏َّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَاصَّهً(انفال-۲۵)

ترجمه : و از فتنه‏اى بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمى‏رسد.

همچنین ما قانون آزادی و ارادۀ انسان را داریم که می تواند بر برخی از قوانین خدا اولویت داشته باشد. به هر حال می خواهیم بگوییم باید مجموع قوانین الهی را با هم دید نه تک تک. حتی قانون طبیعت را نیز نباید کنار گذاشت. ممکن است برخی اتفاقات طبیعی باشد مثلا اگر کسی در آخر عمر مریض شده چه بسا بیماری اش طبیعی و به خاطر کهولت سن باشد نه اینکه ضرورتا گناهی کرده که به این درد مبتلا شده است. کسی می تواند در مورد اتفاقاتی که می افتد نظر دهد که به همه‌ی قوانین عالم هستی احاطه داشته باشد همچنانکه وقتی ما به مجموع قوانین راهنمایی و رانندگی احاطه داریم می فهمیم که عبور برخی ماشین ها از چراغ قرمز اشکالی ندارد و بلکه ضروری است. حال کسی که از قوانین خبر ندارد با خود می گوید رانندۀ آمبولانس چه آدم بدی است که از چراغ قرمز رد می شود در حالی که ما که از قوانین خبر داریم اتفاقا رانندۀ آمبولانس را انسان خوبی می دانیم. حال در قوانین عالم هستی نیز همین گونه است. چه بسا ما وقتی می بینیم شخصی به سختی مبتلا شده می گوییم آدم بدی است و اگر خدا او را دوست داشت به سختی مبتلا نمی کرد ولی کسی که به قوانین عالم هستی احاطه دارد چه بسا همین فرد را انسان بسیار خوبی بداند.

مشکل اینجاست که برخی از سخنرانان بدون دقت به مجموع قوانین حرف می زنند و این صحبت هایشان مایۀ اشکال به دین می شود و حتی موجب می شود که قوانین دین به طنز گرفته شود.

مثلا گفته می شود که اگر باران نمی بارد به خاطر بدحجابی است. این در حالی است که برای باران نیامدن ممکن است علت های مختلفی وجود داشته باشد :

الف) ممکن است باران نیامدن کاری به گناه نداشته باشد بلکه به خاطر دستبرد انسان در طبیعت بوده باشد.

ب) ممکن است باران نیامدن به خاطر شرائط اقلیمی بوده باشد و مسأله ای طبیعی باشد.

ج) ممکن است علت باران نیامدن گناه باشد ولی نه بد حجابی بلکه دزدی.

د) ممکن است باران نیامدن به خاطر این است که خدا می خواهد مردم را امتحان کند که چقدر اهل صبراند.

از آن طرف می گویند چرا در اروپا که اینقدر گناه می شود و بدحجابی وجود دارد اینقدر باران می بارد. در این باره نیز چند احتمال وجود دارد :

الف) ممکن است شرائط اقلیمی اروپا موجب نزول باران بیشتر در آن منطقه است.

ب) چه بسا آنها رعایت برخی مسائل را نسبت به طبیعت کرده اند که در آنجا باران ، بیشتر می بارد.

ج) چه بسا بارانی که آنجا می بارد نتیجه این است که آنها کارهای مثبتی نیز داشته اند.

د) اصلا چه بسا آن باران از باب سنت استدراج باشد.

اصلا توجه شود که باران آمدن یا نیامدن نسبت به مناطق مختلف متفاوت است مثلا در شمال ایران باران آمدن طبیعی است و اگر بخواهیم آن را دلیل بر خوب بودن مردم شمال بدانیم باید نشانه ای خاص داشته باشیم یا در برخی مناطق ، به طور طبیعی باران کمتر می آید و نمی توان زود تصمیم گرفت که مردم آن منطقه بد هستند. خلاصه اینکه باید بیشتر دقت کنیم.

به هر حال کسی می تواند در این زمینه ها نظر بدهد که به مجموع قوانین احاطه داشته باشد. به نظر می رسد که خداوند متعال در قرآن مجموع قوانینش را برای ما گفته است تا بدانیم در عالم هستی چنین قوانینی جاری است ولی اینکه دقیقا در فلان مصداق کدام یک اجراء می شود هرکسی به آن علم ندارد. باید سخنرانان همین مطلب را به مردم بگویند تا این شبهه که امروزه در جامعه و شبکه های اجتماعی ، زیاد مطرح می شود حل شود.

اصلا به نظر بنده این ابهام در تشخیص اینکه در فلان مصداق کدام قانون جاری است اثر تربیتی دارد. وقتی اتفاقی می افتد ما می توانیم تمام احتمالات ممکن را مدّ نظر قرار بدهیم و از همگی استفاده کنیم مثلا وقتی مریض می شویم احتمال دهیم که شاید رعایت بهداشت را نکرده ایم و در نتیجه بیشتر رعایت کنیم. همچنین احتمال دهیم که شاید اشتباه و خطایی کرده ایم و این بیماری جزای آن است و در نتیجه کمتر گناه کنیم. از طرف دیگر احتمال دهیم که شاید خدا می خواهد ما را امتحان کند و در نتیجه صبوری کنیم. از طرف دیگر احتمال دهیم که طبیعی است و برای مرگ آماده شویم.

این مثال سختی بود. و اما در مثال نعمت اگر در بانک ، ۳۰ میلیون برنده شدیم احتمالات مختلف وجود دارد. ممکن است شخصی بلافاصله این برنده شدن را دلیل بر رضایت خدا از خودش بداند همچنانکه در آیۀ ۱۵ سورۀ فجر به این مطلب اشاره شده است که برخی انسان ها چنین اند. بله این احتمال ، امکان دارد و طبق آیات ۲ و ۳  سوره طلاق کسی که تقوا پیشه کند رزقی از جایی که گمان ندارد به او می رسد. ولی این یک قانون است و ما نمی توانیم صد درصد بگوییم که ۳۰ میلیون برنده شدن از تقوای ما نشأت گرفته است. از آن طرف ممکن است خدا از این طریق می خواسته ما را امتحان کند. از آن طرف چه بسا عذاب استدراج باشد. خلاصه اینکه در این زمینه نیز احتمالات مختلف وجود دارد و اثر تربیتی اش به این است که دقیقا علت ، معلوم نباشد. از طرفی احتمال دهیم که شاید انسان خوبی بوده ایم که چنین شده است و در نتیجه در بهتر شدن تلاش کنیم. از طرف دیگر احتمال دهیم که امتحان الهی باشد و در نتیجه از خود بی خود نشویم.

به این نکته نیز توجه شود که بحث تعارض قوانین مربوط به دنیا و مربوط به قوانین مادی است چون در این قسمت است که تعارض پیش می آید چرا که به هر حال دنیا دار تعارض است و الا قوانین اخروی خدا و همچنین قوانین معنوی حتما اجراء خواهد شد مثلا اگر خدا وعده داده که اگر خوب بودید به بهشت می روید یا معنویت پیدا می کنید این وعده حتما انجام خواهد گرفت.

همچنین ببینید

شادی و غم از دیدگاه قرآن

 شادی و غم از دیدگاه قرآن  مقدمه : در ایام نوروز سال ۱۳۹۵ به ذهنم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *