۱۳۹۶/۱۲/۰۱
پست های اخیر
خانه / تفسیر / تفسیر آیه ۹۲ سوره نساء

تفسیر آیه ۹۲ سوره نساء

عنوان موضوعاتی که در تفسیر آیه ۹۲ سوره نساء باید مورد توجه قرار گیرد

در این مقاله موضوعات مختلفی که پیرامون آیه ۹۲ سوره نساء می توان مطرح کرد بیان شده است و به مواردی از آن که جوابش را می دانم اشاره شده است. مواردی که جواب آن داده نشده است جای تأمل بیشتر دارد :

موضوع اول : ارتباط این آیه با آیات قبل که مربوط به قتل منافقان بود چیست؟

می خواهد بگوید مواظب باشید به بهانه‌ی کشتن منافق ، مومن را نکشید. پس زود برجسب منافق به کسی نزنید و بخواهید او را بکشید.

موضوع دوم : آیا از تعبیر وَ مَا کاَنَ لِمُؤْمِنٍ أَن یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطًَا بدست مى آید که قتل خطایى جایز است؟

خیر ، این تعبیر نمی خواهد جواز قتل خطئی بدهد بلکه می خواهد بگوید قتل خطئی ممکن است اتفاق بیفتد.

موضوع سوم : آیا مراد از خطا در این آیه قتل خطاییِ محض است یا شبه خطا را نیز شامل می شود؟

موضوع چهارم : اینکه بحث در این آیه روی مومن رفته است آیا از باب (تعلیق الحکم علی الوصف مشعر بالعلیه) دلالت دارد که بحث آیه راجع به قتل مومن به خاطر ایمانش است؟

موضوع پنجم : مراد از مومن در این آیه چه کسى است؟ آیا فقط مسلمان را شامل مى شود یا می تواند یهودی یا مسیحی معتقد را نیز که اسلام را نفهمیده است شامل شود؟

موضوع ششم : آیا مراد از مومن ، شخص مکلف است یا اینکه شخص نابالغ را نیز شامل می شود؟

موضوع هفتم : مراد از فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُّؤْمِنَهٍ چیست؟ آیا امروزه مصداق دارد یا نه؟ چرا در این آیه از واژه ى عبد استفاده نشده است بلکه از واژه ی رقبه که عنوانى عام است استفاده شده است؟

شاید اسرای فکری یا زندانیان را نیز شامل شود.

موضوع هشتم : مراد از آزادى در تعبیر فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُّؤْمِنَهٍ آیا آزادى جسم است یا اینکه مى تواند آزادى از قید هر نوع بردگى را نیز شامل شود حتى بردگى فکرى؟ و اگر بردگى فکرى را نیز شامل مى شود معیار اینکه چگونه چنین آزادى براى بردگان فکرى ایجاد شود چیست؟

بله ممکن است اسرای فکری را نیز شامل شود.

موضوع نهم : قید (مُسَلَّمَهٌ) در تعبیر دِیَهٌ مُّسَلَّمَهٌ چه نکته اى را مى رساند؟

یعنی باید دو دستی تسلیم خانواده‌ی مقتول شود.

موضوع دهم : آیا اهل در تعبیر وَ دِیَهٌ مُّسَلَّمَهٌ إِلىَ أَهْلِهِ حتى اهل غیر مسلمان را نیز شامل مى شود؟

موضوع یازدهم : نکره بودن واژه ى دِیَهٌ چه نکته اى را مى رساند؟

شاید دلالت کند که دیه ممکن است در زمان ها و مکان های مختلف متفاوت باشد.

موضوع دوازدهم : تحریر رقبه و پرداخت دیه از باب حق الله است یا حق الناس و آیا این قانون ، قانونى تعبدى است یا عقلایى؟ در واقع آیا مى توان براى علت هریک از تحریر رقبه و پرداخت دیه وجهى عقلایى بیان کرد؟

پرداخت دیه نوعی جبران خسارت برای خانواده است. و اما آزاد کردن برده یا برای حق الله است و یا جبران خسارتی است که به جامعه خورده است. کسی که یک مومن از جامعه کم کرده باید یک مومن اضافه کند.

موضوع سیزدهم : اگر هریک از تحریر رقبه و پرداخت دیه وجه عقلایى داشت آیا مى توان از آن تنقیح مناط کرد؟ مثلا اگر فهمیدیم که تحریر رقبه براى جبران خسارت اجتماع است آیا مى توان گفت که در موارد مشابه ، مجرم باید علاوه بر پرداخت حق فرد ، حق اجتماع را نیز جبران کند؟

موضوع چهاردهم : آیا از آیه بدست مى آید که تحریر رقبه و پرداخت دیه بر عهده ى خود قاتل است یا اینکه مى توان این دو کار را بر عهده ى دیگران مثل عاقله یا بیمه گذاشت؟

آیه صراحت ندارد که قاتل باید این دیه را بدهد بلکه چه بسا باید به شرائط و فرهنگ های مختلف نگاه کرد.

موضوع  پانزدهم : اینکه گفته شده است که دیه ، صد شتر است آیا قانونى عام براى تمام زمان ها است یا اینکه مى توان امروزه مقدار آن را به توافق هر جامعه اى متفاوت قرار داد؟

ممکن است کسی بگوید این حکم جزو متغیرات است به خصوص اینکه بحث صد شتر در قرآن نیامده است.

موضوع شانزدهم : آیا قرار دادن صد شتر بر عهده ی قاتلی که خطائا کسی را کشته است و مثلا یک کارمند ساده است غیر عقلایی نیست و از آن طرف قرار دادن دیه بر عهده ی بیمه به گونه ای که قاتل هیچ وظیفه ای در پرداخت نداشته باشد غیر عقلایی نیست؟

موضوع هفدهم : تعبیر إِلَّا أَن یَصَّدَّقُواْ در واقع نوعى تشویق به بخشش دیه است.

موضوع هجدهم : چرا اگر مقتول از قومى بود که با آن قوم دشمن بودیم لازم نیست به آنها دیه بپردازیم؟ آیا نمى توان از باب  ادْفَعْ بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلىِ‏ٌّ حَمِیمٌ(فصلت-۳۴) به آنها دیه پرداخت کرد؟ آیا آیه پرداخت دیه به آنها را نفی کرده است یا نسبت به آن سکوت کرده است؟

به هر حال بحث بر سر دشمن است که با ما در جنگ است و غیر عقلایی است که به این گروه ، پولی داده شود.

موضوع نوزدهم : در آیه ى مورد بحث در فرض سوم یعنى وقتى مقتول از گروهى باشد که بین ما و آنها عهد و پیمان بسته شده است اشاره نکرده است که مقتول باید مومن باشد بر خلاف فرض دوم که به خصوص با آوردن تعبیر وَ هُوَ مُؤْمِنٌ به مومن بودن مقتول اشاره شد. از این مطلب مى فهمیم که حتى مقتول غیر مومن نیز باید دیه اش پرداخت شود. اتفاقا در بین مفسرین نیز این نظر وجود دارد که دراین زمینه می توانید به تفسیر الوسیط مراجعه کنید.

موضوع بیستم : اگر اولیاى مقتول از گروهى بودند که بین ما و آنها عهد و پیمان بسته شده است دقیقا حکمش مثل وقتى است که اولیاى مقتول مومن باشند. از این حکم استفاده مى شود که اسلام براى غیر مومنین نیز در صورتى که قصد تعرض به ما نداشته باشند احترام قائل است و جان و مال آنها مورد احترام است. به عبارت دیگر قرآن حقوق شهروندى را مورد توجه قرار داده است.

موضوع بیست و یکم : در فرضى که اولیاى مقتول مومن باشند ابتدا اشاره به تحریر رقبه شده و بعد اشاره به پرداخت دیه ولى در فرضى که اولیاى مقتول از قومى باشند که با ما عهد و پیمان بسته اند ابتدا به پرداخت دیه اشاره شده و بعد به تحریر رقبه. علت این تفاوت چیست؟

در تفسیر نمونه در این زمینه آمده است : شاید این تفاوت تعبیر اشاره  به آن باشد که در مورد مسلمانان تاخیر در دیه عکس العمل نامطلوبى غالبا ندارد، در حالى که در مورد غیر مسلمانان باید قبل از هر چیز دیه پرداخته شود تا آتش نزاع خاموش گردد، و دشمنان آن را بر پیمان شکنى حمل نکنند.(تفسیر نمونه، ج‏۴، ص: ۶۵)

پس این تفاوت ، اهمیت وفای به عهد نزد اسلام را می رساند که نسبت به کسانی که فاصله‌ی بیشتری از خودی ها دارند بیشتر باید حواسمان جمع باشد.

موضوع بیست و دوم : در این آیه سه فرض براى مقتول و اولیاء مقتول بیان شده است :

الف) اولیاء مقتول مومن هستند و خود مقتول هم مومن است

ب) اولیاى مقتول دشمن هستند و خود مقتول مومن است

ج) اولیاى مقتول از گروهى هستند که بین ما و آنها عهد و پیمان بسته شده است‏ و مقتول ممکن است مومن باشد و ممکن است مومن نباشد

فروض دیگرى نیز براى مقتول و اولیاى مقتول قابل تصور است ولی به آنها اشاره نشده است از جمله :

الف) اولیاى مقتول از گروهى هستند که نه مومن اند و نه دشمن ما هستند و نه بین ما و آنها عهد و پیمانى بسته شده است. چرا این فرض بیان نشده است و حکم پرداخت دیه در این فرض چیست؟

ب) ممکن است اولیاء مقتول دشمن باشند و مقتول مومن نباشد. این فرض هم مطرح نشده است.

اصلا حکم افراد عادی که کاری به ایمان ندارند و نه دشمن مومنین هستند و نه دوست آنها و اصلا نسبت به دین بی تفاوت اند حکم این گونه افراد چیست؟ اصلا آیا مراد از مومن در این آیه مومن به ایمان تقلیدی است یا ایمان تحقیقی؟

موضوع بیست و سوم : در فرض سوم که مقتول از قومى باشد که بین ما و آنها عهد و پیمان است وقتى اشاره به دیه کرد با توجه به اینکه بحث دیه در فرض اول آمده بود مى توانست از تعبیر الدیه المسلمه استفاده کند که در این صورت با آوردن الف و لام به همان دیه اى اشاره داشت که در فرض اول بیان شده بود ولى وقتى از تعبیر فَدِیَهٌ مُّسَلَّمَهٌ استفاده کرده است دلالت دارد که دیه مى تواند در بین اقوام مختلف و برای افراد مختلف ، متفاوت باشد.

موضوع بیست و چهارم : چرا در تعبیر فَإِن کاَنَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّکُمْ و همچنین تعبیر وَ إِن کَانَ مِن قَوْمِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُم مِّیثَاقٌ ضمیر جمعِ مخاطب بکار رفته است در حالى که مى توانست بجاى ضمیر جمعِ مخاطب از واژه ى مومن یا مومنین استفاده کند؟

موضوع بیست و پنجم : بجای تعبیر (مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّکُمْ) چرا نگفت (مِن القَومِ العَدُوّ) یا (مِن عَدُوِّکُم)؟

موضوع بیست و ششم : مراد از تعبیر فَمَن لَّمْ یَجِدْ … چیست و دو ماه روزه دارى براى چیست و جبران کننده ى چه چیزى است؟

بسیاری گفته اند مربوط به کسی است که نمی تواند تحریر رقبه را عمل کند. همچنین از دو ماه روزه داری برخی استفاده کرده اند که قتل خطائی علاوه بر حق الناس ، حق الله نیز هست و باید حق الله را نیز جبران کرد. جبران حق الله به آزاد کردن برده یا دو ماه روزه داری است.

مشاهده می شود که قتل خطایی چقدر بد است که قاتل را به چنین سختی می اندازد.

موضوع بیست و هفتم : در آیه چهارم سوره مجادله در رابطه ی با کفاره ی ظهار آمده است که اگر کسی نتوانست دو ماه روزه بگیرد بجای آن ، ۶۰ مسکین را طعام دهد ولی در اینجا چنین چیزی ندارد. چرا؟

موضوع بیست و هشتم : تعبیر (تَوْبَهً مِّنَ اللَّهِ) که در قرآن تنها در همین آیه بکار رفته است به چه معناست و فرق آن با (تَوْبَهً اِلَی اللَّهِ) و (تَوْبَهً عَلَی اللَّهِ) چیست؟ و آیا فقط مربوط به صیام شهرین متتابعین است یا مربوط به کل دستورات آیه است؟

هر دو احتمال وجود دارد که هم مربوط به کل دستورات است و هم به همین مورد اخیر برگردد. به هر حال در قتل خطایی ، قاتل به صورت عمدی مقتول را نکشته ولی همین موجب دوری خدا می شود. حال تعبیر (تَوْبَهً مِّنَ اللَّهِ) می خواهد بگوید این کارها رجوعی است از سوی خدا به قاتل.

موضوع بیست و نهم : این آیه دارای خصوصیات جالب و منحصر به فردی است مثلا واژه ی دیه در قرآن تنها در همین آیه بکار رفته است. همچنین در این آیه فروض مختلف به صورت جدا جدا بیان گردیده است. همچنین تعبیر رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ نیز تنها در همین آیه بکار رفته است.

موضوع سی ام : چرا در آیه مورد بحث در تعبیر وَ مَن قَتَلَ مُؤْمِنًا فعل ، به صورت ماضى آمده ولى در آیه بعدى در تعبیر وَ مَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا فعل ، به صورت مضارع آمده است؟

موضوع سی و یکم : قاتل در قتل عمد در صورت بخشیده شدن از طرف اولیای مقتول چرا فقط دیه بدهکار است ولی چرا قاتل در قتل خطایی هم دیه بدهکار است و هم تحریر رقبه؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*