خانه / تفسیر / نکاتی از آیات ۱۹ و ۲۰ سوره آل عمران

نکاتی از آیات ۱۹ و ۲۰ سوره آل عمران

نکاتی از آیات ۱۹ و ۲۰ سوره آل عمران

نکته ۱) واژۀ اسلام از ریشۀ سِلم است و سلم نقطۀ مقابل خشونت می باشد. بر عکس اینکه اسلام را دین خشونت معرفی می کنند نام اسلام دلالت بر دوستی دارد. اسلام یعنی دوستی داشتن با همه. اسلام یعنی من با هیچ کسی دشمن نیستم و همه از دست من در سلامتند چه انسان و چه حیوان و چه گیاه و حتی جمادات. مسلمان ، بی دلیل بر دیوار هم خش نمی اندازد. پس مسلمان کسی است که با همه دوست است و با هیچ کس دشمن نیست الا کسی که او دشمنی را شروع کند. حتی یک مسلمان واقعی باید با دشمنش نیز با سلامتی رفتار کند به این معنا که دشمن از تجاوز بیش از حد ما در سلامت است. وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا(فرقان-۶۳)

ای کاش آنها که می گویند اسلام دین خشونت است می فهمیدند که در کلامشان نوعی تناقض گویی وجود دارد. اسلام یعنی دوستی ، حال ، دین دوستی چگونه می تواند دین خشونت باشد؟ سعی کنیم در این زمینه بیشتر تبلیغ کنیم تا ادبیات ها تغییر کند و مثلا گفته شود داعش ، دین خشونت است نه اینکه اسلام دین خشونت است. پس اصلا مسلمان خشن نداریم و اگر کسی خشن است اصلا مسلمان نیست. اسلام از سِلم می آید و سلم نقطۀ مقابل خصومت و دشمنی است. بنابراین اسلام نقطۀ مقابل خصومت و دشمنی است. ببینید که چقدر عنوان اسلام تغییر کرده است که امروزه از معنای اصلی اش خارج شده است. باید سعی کنیم اسلام را به معنای اصلی اش برگردانیم.

پس مسلمان با همه دوست است. حال ، یکی از مصادیق دوستی ، دوستی با حق است. اینکه اسلام به معنای تسلیم در برابر حق می آید می تواند از همان دوستی گرفته شده باشد چون تسلیم در برابر حق یعنی دشمنی نداشتن با حق و دوست بودن با آن.

نکته ۲) اسلام و تسلیم هر دو به یک معنا هستند با این تفاوت که یکی از باب افعال و دیگری از باب تفعیل است و بین این دو باب تفاوت ریزی وجود دارد همچنانکه مفسرین بحث کرده اند که تفاوت انزال و تنزیل چیست؟ شاید تفاوت اسلام و تسلیم این باشد که تسلیم نوع خاصی از اسلام است و به اسلام در حد بالا ، تسلیم گفته می شود. در تفسیر التحریر و التنویر ، ذیل آیۀ سوم سورۀ آل عمران گفته است که در باب تفعیل ، قوت بیشتری وجود دارد.

نکته ۳) اسلام در تعبیر إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْاسْلَامُ هم مى تواند اسلام به معناى لغوى باشد و هم اسلام به معناى اصطلاحى. اگر برای کسی اسلام اصطلاحی ثابت شود طبیعتا باید با آن دوستی کند و تسلیم آن شود ولی اگر برای کسی این اسلام ثابت نشود باید در برابر هر حقی که به آن می رسد تسلیم شود. به هر حال طبق آیۀ ۶۲ سوره بقره می توان برای غیر مسلمانان نیز حقانیتی قائل شد و آنها را مسلمان به معنای لغوی دانست همچنانکه در آیات قرآن بدست می آید که دیگر پیامبران الهی در زمانی که هنوز دین اسلام وجود نداشته است مسلمان بوده اند که این نشان از آن دارد که اسلام یک عنوان عام برای تمام ادیان است.

با این توضیح می توان نتیجه گرفت که ممکن است شخصی در ظاهر دین اسلام را داشته باشد ولی واقعا مسلمان نباشد. پس شخصی که ظاهرا مسلمان است ولی در برابر حقی که به او عرضه می شود تسلیم نیست او نیز در واقع مسلمان نیست.

با توضیحات بیان شده می فهمیم اینکه برخی خواسته اند از آیۀ ۱۹ و ۸۵ سوره آل عمران نتیجه بگیرند که هرکسی دین اسلام یعنی همان اسلام اصطلاحی را نپذیرد جهنمی است حرف صحیحی نمی باشد چرا که اسلام در این دو آیه می تواند به معنای لغوی اش باشد. اتفاقا برخی مفسرین معروف نیز اسلام را در این آیات به معنای لغوی گرفته اند. در تفسیر المیزان در ذیل آیۀ ۱۹ سوره آل عمران آمده است :

در سابق معناى اسلام از نظر لغت بیان شد، و گویا همان معناى لغوى در اینجا مراد باشد، به قرینه اینکه اختلاف اهل کتاب را نقل مى‏کند، که بعد از علم به حقانیت اسلام و تنها به خاطر دشمنى‏اى که با یکدیگر داشتند آن را نپذیرفتند.

در نتیجه معناى جمله مورد بحث چنین مى‏شود که:” دین نزد خداى سبحان یکى است و اختلافى در آن نیست و بندگان خود را امر نکرده مگر به پیروى از همان دین و بر انبیاى خود هیچ کتابى نازل ننموده مگر در باره همان دین، و هیچ آیت و معجزه‏اى به پا نکرده مگر  براى همان دین که آن دین عبارت است از اسلام، یعنى تسلیم حق شدن، و بعقیده‏هاى حق معتقد گشتن، و اعمال حق انجام دادن” و به عبارتى دیگر:” آن دین واحد عبارت است از تسلیم شدن در برابر بیانى که از مقام ربوبى در مورد عقائد و اعمال و یا در مورد معارف و احکام صادر مى‏شود”.

و این بیان هر چند به طورى که در قرآن حکایت شده در شرایع رسولان و انبیاى او از نظر مقدار و کیفیت مختلف است، لیکن در عین حال از نظر حقیقت چیزى به جز همان امر واحد نیست، اختلافى که در شریعت‏ها هست از نظر کمال و نقص است، نه اینکه اختلاف ذاتى و تضاد و تنافى اساسى بین آنها باشد، و معناى جامعى که در همه آنها هست عبارت است از تسلیم شدن به خدا در انجام شرایعش، و اطاعت او در آنچه که در هر عصرى با زبان پیامبرش از بندگانش مى‏خواهد.

پس دین همین اطاعتى است که خدا از بندگان خود مى‏خواهد، و آن را براى آنان بیان مى‏کند، و لازمه مطیع خدا بودن این است که آدمى آنچه از معارف را که به تمام معنا برایش روشن و مسلم شده اخذ کند، و در آنچه برایش مشتبه است توقف کند، بدون اینکه کمترین تصرفى از پیش خود در آنها بکند.(ترجمه المیزان، ج‏۳، ص: ۱۸۸)

نکته ۴) در تعبیر إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْاسْلَامُ باید به قید عِندَ اللَّهِ خوب دقت داشت. این عِندَ اللَّهِ می تواند در برابر عِندَ النَّاس باشد. دین نزد مردم عبارت است از تعصب ، تقلید ، تکبر در برابر حق ، دشمن داشتن عقیدۀ مخالف ، مقدم داشتن مصالح مادی بر دین و … ولی دین نزد خدا تسلیم است.

نکته ۵) در تفسیر نمونه ذیل آیۀ ۱۹ آمده است :

سرچشمه اختلافها و کشمکشهاى مذهبى، معمولا از جهل و بى‏خبرى نیست، بلکه بیشتر به خاطر بغى و ظلم و انحراف از حق و اعمال نظرهاى شخصى است اگر مردم مخصوصا طبقه دانشمندان تعصب و کینه‏توزى و تنگ نظریها و منافع شخصى و تجاوز از حدود و حقوق خود را کنار بگذارند و با واقع‏بینى و روح عدالتخواهى احکام خدا را بررسى نمایند جاده حق بسیار روشن خواهد بود و اختلافات به سرعت حل مى‏شود.

این آیه در واقع پاسخ دندان شکنى است به آنها که مى‏گویند:” مذهب در میان بشر ایجاد اختلاف کرده است و خونریزیهاى فراوانى در طول تاریخ به بار  آورد” این ایراد کنندگان” مذهب” را با” تعصبات مذهبى” و افکار انحرافى اشتباه کرده‏اند.(تفسیر نمونه، ج‏۲، ص: ۴۷۳)

یکی از انواع اختلافات که امروزه مشاهده می کنیم و از نوع مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیَا بَیْنَهُمْ مى‏باشد این است که مبلغین دین با اینکه می دانند نباید روایتی را بدون بررسی سند برای مردم بخوانند زحمت بررسی سند را به خود نمی دهند و در نتیجه هر روایتی را برای مردم می خوانند. این کار موجب ایجاد اختلاف است چون این روایات بعضا با عقاید صحیح در تعارض است و وقتی این روایات ، مورد استناد قرار گیرد موجب ایجاد زاویه در اعتقاد و افکار مردم نسبت به مذهب صحیح می شود و جالب است که اگر کسی از این مبلغین ، سند بخواهد بعضا آنها ناراحت شده و با اینکه می دانند روایت سند می خواهد از بررسی سند خودداری می کنند و این می تواند مصداقی از بَغْیَا بَیْنَهُمْ باشد یعنی به خاطر تکبری که دارند خود را حق جلوه می دهند. وقتی که خود را حق جلوه دادند مردم نیز که اهل تحقیق نیستند متوجه نمی شوند که آیا آنها حق می گویند یا کسانی که به آنها ایراد می گیرند و از آنها سند می خواهند؟

ما باید در مقابل کسانی که بی دلیل و بدون سند حرف می زنند از خود خشم نشان دهیم چون چنین کاری است که موجب اختلاف در دین می شود. در آیۀ ۳۵ سوره غافر آمده است : الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فىِ ءَایَاتِ اللَّهِ بِغَیرِْ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ  کَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَ عِندَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ  کَذَالِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلىَ‏ کُلّ‏ِ قَلْبِ مُتَکَبرٍِّ جَبَّارٍ

ترجمه : همانها که در آیات خدا بى‏آنکه دلیلى برایشان آمده باشد به مجادله برمى‏خیزند (این کارشان) خشم عظیمى نزد خداوند و نزد آنان که ایمان آورده‏اند به بار مى‏آورد این گونه خداوند بر دل هر متکبّر جبّارى مُهر مى‏نهد!»

از این آیه بدست مى آید که مومنین باید در مقابل افرادى که بدون دلیل و بدون سند در مورد آیات الهى جدال مى کنند خشم نشان دهند. جالب است که ما معمولا در مقابل گناهان دیگر از خود خشم نشان مى دهیم ولى در مقابل کسى که بدون دلیل در آیات خدا جدال مى کند آرام هستیم در حالى که اتفاقا در اینجا بیشتر باید از خود خشم نشان دهیم. دقت شود که مقت به خشم شدید گفته می شود.

مشاهده می کنیم که آنقدر ما از فرهنگ قرآنی به دوریم که اگر کسی مطلبی بدون سند به دین نسبت داد نه تنها ما از او خشمناک نمی شویم بلکه اگر از او سند بخواهیم او از ما عصبانی می شود.

نکته ۶) در آیۀ ۱۹ و ۲۰ از تعبیر اوتوا الکتاب بجای اهل کتاب استفاده شده است. شاید تعبیر اوتوا الکتاب اشاره به علمای اهل کتاب داشته باشد بر خلاف تعبیر اهل کتاب که به کل اهل کتاب اطلاق می شود. این معنا با سیاق آیات که مربوط به اختلاف بعد از علم است نیز سازگار است. البته استفاده از عنوان اوتوا الکتاب می تواند دلیل فصاحت و بلاغت نیز داشته باشد.

نکته ۷) در آخر آیۀ ۱۹ از صفت سریع الحساب برای خدا استفاده شده است. حساب در این تعبیر می تواند به معنای خودش یعنی حساب و کتاب باشد و می تواند کنایه از عقاب نیز باشد. البته در آیۀ ۱۶۵ سوره انعام از صفت سریع العقاب برای خدا استفاده شده است. پس شاید بتوان گفت که سریع الحساب با سریع العقاب فرق دارد و سریع الحساب بیشتر اشاره به همان حساب سریع داشته باشد که حساب و کتاب خدا سریع است و در یک لحظه حساب انسان ها را انجام می دهد نه مثل دادگاه های دنیا که حساب و کتاب هایش به خاطر نقص در علم ، طولانی می شود. حال ، سریع الحساب بودن خدا ممکن است مربوط به قیامت باشد یعنی خدا در قیامت به سرعت به حساب انسان ها می رسد و ممکن است مربوط به همین دنیا باشد یعنی در همین دنیا ، خداوند به سرعت حساب بندگانش را انجام می دهد. البته اینکه خدا واقعا چگونه سریع الحساب است ، شاید علمش فقط مخصوص او باشد و در این زمینه باید بگوییم : وَ مَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ

البته سریع الحساب بودن خدا که در انتهای آیۀ ۱۹ به آن اشاره شده است با معنا خود آیه نیز بی ارتباط نیست. شاید بتوان گفت ارتباط این صفت با معنای آیه این است که وقتی کسانی با کفر ورزیدن ، تسلیم شدن در برابر حق را تأخیر می اندازند خدا ، حساب آنها را تأخیر نمی اندازد بلکه سریع به حساب آنها رسیدگی می کند.

بد نیست در همینجا به این نکته نیز اشاره شود که صفت سریع الحساب در ۸ مورد در آیات قرآن آمده است در حالی که سریع العقاب تنها در یک مورد آمده و در همان مورد نیز بلافاصله در کنار آن به غفور و رحیم بودن خدا اشاره شده است. اینکه در قرآن بیشتر به سریع الحساب بودن خدا اشاره شده شاید دلالت بر سبقت رحمت خدا بر غضب او داشته باشد که اگر چه سریع محاسبه می کند ولی محاسبه کردن به هر حال غیر از مجازات است.

نکته ۸) واژۀ اسلام ، هم متعدی استعمال می شود و هم لازم یعنی هم به معنای تسلیم کردن می آید و هم تسلیم شدن. حال اگر اسلام به صورت متعدی معنا شد و به معنای (تسلیم کردن) گرفته شد از این معنا اجبار بدست نمی آید و اتفاقا از آیۀ ۲۰ که در آن واژۀ اسلام به صورت متعدی بکار رفته است بدست می آید که مراد از تسلیم کردن ، تسلیم کردن به اجبار نیست چون در خود این آیه آمده است که اگر کسانی از تسلیم شدن رو بر گرداندند وظیفۀ تو ، تنها ابلاغ پیام است. از اینجا روشن می شود که اگر ما می خواهیم دیگران را در برابر حق تسلیم کنیم باید بر روی آنها کار فرهنگی کنیم نه اینکه به اجبار آنها را تسلیم کنیم.

نکته ۹) تعبیر أَسْلَمْتُ وَجْهِىَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ به چند صورت مى تواند معنا شود :

۱) من در برابر خدا تسلیم شده ام و پیروانم نیز همین گونه در برابر خدا تسلیم شده اند.(در این صورت مَنِ اتَّبَعَنِ عطف بر تُ در أَسْلَمْتُ است)

۲) من ، خودم و تابعینم را در برابر خدا تسلیم کردم.(در این صورت مَنِ اتَّبَعَنِ عطف بر وجهى است)

۳) من خودم را در برابر خدا تسلیم کردم و در برابر تابعینم نیز خودم را تسلیم کردم یعنى در برابر آنها خاضعم.(در این صورت مَنِ اتَّبَعَنِ عطف بر الله است)

۴) من وجه خودم را در برابر خدا تسلیم کردم و همچنین وجه تابعینم را نیز در برابر خدا تسلیم کردم.(در این صورت مَنِ اتَّبَعَنِ عطف بر (ى) در وجهى است)

از بین مجموع این معانى ، معناى اول ظاهرتر است.

نکته ۱۰) محاجه در ابتدای آیۀ ۲۰ به معنای مجادله است. بنده در کتبی که جستجو کردم تفاوت بین مجادله و محاجه را نیافتم. تنها در تفسیر التحریر و التنویر آمده بود که طبق استعمالات قرآنی محاجه مربوط به مجادله ای است که اهل باطل یک طرف آن هستند و همان ها شروع به آوردن حجت به نفع خود می کنند. در مورد استعمال محاجه در قرآن می توانید به این آیات مراجعه کنید :

بقره -۲۸۵ ، آل عمران-۶۱ ، انعام-۸۰

در همۀ این موارد طرفی که شروع به آوردن حجت می کند اهل باطل هستند.

نکته ۱۱) برخى فکر مى کنند تعابیرى مثل تعبیر فَإِنَّمَا عَلَیْکَ الْبَلَاغُ که دلالت بر آزادى در انتخاب فکر دارد تنها در سوره هاى مکى آمده است در حالى که سوره آل عمران یک سوره مدنى است و حتى امثال این تعبیر در دیگر سوره هاى مدنى نیز آمده است مثل آیات ۹۲ و ۹۹ سوره مائده. پس به هر حال نمی توان افراد را به اجبار به پذیرش یک عقیده وادار کرد.

نکته ۱۲) مراد از امّیّین در تعبیر وَ قُل لِّلَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ وَ الْأُمِّیِّنَ ءَ أَسْلَمْتُمْ ممکن است مشرکین مکه باشد که اصلا کتابى آسمانى نداشته اند و ممکن است مراد از آن بى سوادان اهل کتاب باشد چرا که در آیات دیگر قرآن به آنها امى گفته شده است مثل آیه ۷۸ سوره بقره.

نکته ۱۳) تعبیر وَ اللَّهُ بَصِیرُ  بِالْعِبَادِ در انتهاى آیه ۲۰ ممکن است دو معنا داشته باشد :

الف) خدا به احوال بندگانش بصیر است و می داند چه کسی اهل تسلیم و چه کسی اهل رو گرداندن از حق است. پس تو ای پیامبر نگران نباش ، ما دقیقا می دانیم که هر کسی چه می کند و در نتیجه حساب هر کس را به او می دهیم.

ب) خدا نسبت به بندگانش بصیر است و می داند که با آنها چگونه باید رفتار کند. پس تو ای پیامبر مواظب باش که آنها را به اجبار نکشانی. خدایی که به احوال بندگانش بینا است می داند که چگونه باید با آنها رفتار کند و خود او به آنها آزادی داده است.

همچنین ببینید

نکات تفسیری آیات مربوط به جنگ احد

نکات تفسیری آیات مربوط به جنگ احد (تفسیر آیات ۱۲۱ تا ۱۸۰ سوره آل عمران) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *