۱۳۹۷/۰۱/۳۱
پست های اخیر
خانه / اعتقادات / شیعه شناسی / آسیب شناسی شیعه / ویژه نامه ی مربوط به شب قدر

ویژه نامه ی مربوط به شب قدر

 ویژه نامه ی مربوط به شب قدر (خرداد ماه سال ۱۳۹۶)

 بحث اول : لیله القدر و استفاده از پتانسیل های دین اسلام

لیله القدر به معنای (شب اندازه گیری یا شب برنامه ریزی) می باشد. جالب است که ما در قرآن (لیله العباده) یا (لیله الاستغفار) نداریم. ولی لیله القدر داریم. خدا می توانست اسم شب قدر را شب عبادت یا شب استغفار و آمرزش خواهی بنامد ولی شب قدر نامید.

حال ، ما مسلمانان می توانیم از شب قدر برای تبلیغ اسلام استفاده کنیم و به دیگران بگوییم که ما در دینمان شبی داریم که در آن خودمان را حساب و کتاب می کنیم و اندازۀ خود را می سنجیم و برای زندگیِ دینی ، برنامه ریزی می کنیم. حتی می توان نام این شب را شب نظم یا شب مدیریت نامید.

حال سوال این است که چند درصد مردمی که شب ها برای اعمال شب قدر به مسجد می آیند در آن شب خود را اندازه گیری می کنند. جالب است که ما فکر می کنیم بهترین اعمال شب قدر دعا و استغفار یا خواندن فلان زیارت است ولی از خودِ عنوان لیله القدر می فهمیم که این شب ، شب اندازه گیری است. تنها عملی که از خود آیات قرآن بدست می آید که باید در شب قدر انجام داد ، اندازه گیری کردنِ خود است. حال طبیعتا برای اندازه گیری ، مکانی خلوت نیاز است همچنانکه وقتی ما می خواهیم حساب و کتاب های دنیوی خود را انجام دهیم به مکانی آرام می رویم. حال من نمی دانم چگونه در مکان های شلوغ که در شب قدر در مساجد و جاهای دیگر دیده می شود می توان حساب و کتاب اعمال خود را بکنیم؟ اصلا باید تحقیق کرد که آیا توصیه ای دینی داریم که شب قدر باید اینگونه برگزار شود که ما برگزار می کنیم؟ به هر ترتیب متأسفانه در شب قدر در بین ما از برنامه ریزی چندان خبری نیست. انگار که اصلا ما به خودِ عنوان های دینی نیز بی توجه شده ایم. آن شب ، شب اندازه گیری است ولی کاری که برخی از ما در این شب انجام نمی دهیم اندازه گیری است. در این شب باید ببینیم که چه کرده ایم و چه باید بکنیم نه اینکه تنها به خواندن ذکرهایی مشغول شویم که از آن چیزی نفهمیم.

من نمی دانم که چرا دین داری ما این گونه شده است که حتی به خود عنوان هم بی توجهیم؟ دین ، نام شبی را لیله القدر نامیده است ولی ما بدون توجه به این عنوان به کارهای دیگر می پردازیم و خود را حساب و کتاب نمی کنیم. از عنوان شب قدر می فهمیم که بهترین کار در این شب برنامه ریزی و مدیریت زندگی دینی است نه پرداختن به عباداتی ظاهری. جالب است که در برخی از فرهنگ های لغت ، شب قدر به شب عبادت و احیاء معنا شده است در حالی که این ترجمه ها صحیح نیست.

به هر حال باید قدر این شب را دانست و بیشتر بر روی آن تبلیغ کرد. اگر غربی ها چنین چیزی داشتند خیلی بر روی آن تبلیغ می کردند. به نظر بنده می رسد که ما در دین اسلام پتانسیل های زیادی داریم ولی خوب روی آن تبلیغ نمی کنیم بر عکس غربی ها که اگر چیز ضعیفی هم داشته باشند بر روی آن خوب تبلیغ می کنند.

جالب است که عنوان لیله القدر در سه آیۀ اول سوره قدر سه بار تکرار شده است در حالی که می توانست یک بار بیاید و در بارهای بعدی بجای آن ، ضمیر بکار رود ولی سه بار تکرار شد تا اهمیت این شب را از لحاظ برنامه ریزی برساند ولی ما سه بار در ابتدای سوره قدر این عنوان را می خوانیم ولی باز به آن بی توجهیم. خدا در ابتدای سوره قدر سه بار گفته است : (شب برنامه ریزی ، شب اندازه گیری ، شب اندازه گیری)

ما نیز سه بار این عنوان را تکرار می کنیم ولی به آن بی توجهیم. من نمی دانم که خدا چگونه باید بگوید تا ما متوجه شویم؟ بد نیست فکر کنیم که چه اتفاقی افتاده است که ما اینقدر نسبت به دین و حقایق آن بی توجه شده ایم.

و اما حال که بحث به اینجا کشید خوب است در همین جا به برخی از پتانسیل ها و نمادهایی که در اسلام وجود دارد و ما باید بیشتر بر روی آن تبلیغ کنیم اشاره کنیم :

شب قدر که شب برنامه ریزی و نظم است – ماه های حرام که عامل جلوگیری از جنگ است – حج که برگزاری سازمان ملل اسلامی در هر سال است – نماز ۵ وقت که تلقین بارهای مثبت در هر روز است – چندیدن بار وضوء در هر روز و شستن صورت و دست ها و سر و پاها که نماد بهداشت است – غسل کردن پس از جنابت که نماد دیگری از پاکیزگی است – در ابتدای نزول قرآن در آیات ۴ و ۵ سوره مدثر به پیامبر دستور پاکیزگی لباس و دوری از پلیدی داده می شود – عید قربان که نمادی از قربانی کردن خواسته های نفسانی و بدی ها است – نماز صبح که نماد سحر خیزی است – معجزۀ پیامبر اسلام (قرآن) که نماد علم و تعقل است بر خلاف معجزات بقیۀ پیامبران که حسی بوده است – لا اکراه فی الدین که نماد آزادی دینی است – کعبه و قبله که نشان دهندۀ اتحاد و نظم در عبادت است – توصیه به رفتن به مسجد و نماز جماعت که نماد ارتباط با یکدیگر است – سورۀ مجادله که نماد بحث و گفتگو حتی با شخص اول اسلام است – بکار رفتن هر روزه ده ها بار لفظ رحمت در زبان هر مسلمانی که دلالت بر رحمت و مهربانی دارد – آیۀ اول سوره تحریم که دلالت بر کسب رضایت همسر توسط شخص اول اسلام دارد – آیۀ ۸ سوره ممتحنه که دلالت بر ارتباط و حقوق شهروندان غیر مسلمان دارد – درخواست روزانه حداقل ۱۰ مرتبه اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ که دلالت می کند هر مسلمانی هر روز و هر لحظه ، باید به دنبال راه حق باشد – ابتدایی ترین مطالبی که بر پیامبر اسلام وحی می شود مربوط به خواندن و علم و قلم است

تازه ما تعداد بسیاری از نمادها را داریم که از روایات صحیح بدست می آید و ما به آن اشاره نکردیم مثل نماز میت که دلالت بر احترام اموات دارد یا غسل میت که دلالت بر پاکیزگی دارد یا استنشاق که دلالت بر پاکیزگی بینی دارد و بسیاری موارد دیگر.

خلاصه اینکه ما باید با حقایق دین خود آشنا شویم تا متوجه شویم چه دین زیبایی داریم ولی قدر آن را نداریم.

بحث دوم : چگونه قرآن را یاد بگیریم؟

برای یادگیری قرآن دو سیر پیشنهاد می شود :

الف) از ابتداء تا انتهای قرآن یک دور قرآن را خودتان مطالعه کنید و خوب روی ترجمه ی آیات فکر کنید. سعی کنید از ترجمه هایی که روان است استفاده کنید. در این زمینه ، ترجمه ی آقای حسین انصاریان پیشنهاد می شود. البته ترجمه های دیگر نیز خوب است مثل ترجمه ی آقای مکارم یا ترجمه ی آقای فولادوند یا ترجمه ی آقای بهرام پور یا ترجمه ی فیض الاسلام ولی برای ابتدای کار ترجمه ی آقای حسین انصاریان بهتر است. البته ترجمه ی فیض الاسلام هم از لحاظ روان بودن خوب است.

شما می توانید دفتری مجزا برای این کار بردارید و در طول مطالعه ، هر سوالی که برایتان پیش آمد در آن یادداشت کنید و برای جواب آن مقداری فضا رها کنید و هر موقع توانستید ، سوالات خود را از متخصصین قرآنی بپرسید و جواب آن را یادداشت کنید.

اگر شما یک دور قرآن را این گونه مطالعه کردید مطالب بسیار زیادی راجع به دین یاد خواهید گرفت و قدرت اندیشیدن راجع به قرآن پیدا خواهید کرد.

باز اشاره می کنم که منظور ما مطالعه ی قرآن است نه قرائت قرآن.

این سیر یک سیر کوتاه مدت است. مثلا اگر شما هر روز سه صفحه از قرآن را مطالعه کنید پس از حدود هفت ماه یک دور قرآن را کامل خوانده اید.

ب) سیر دوم یک سیر بلند مدت است که باید برنامه ریزی کنید تا یک دور قرآن را از روی تفسیر کار کنید.

خودِ این سیر دوم می تواند دارای چند مرحله باشد : مرحله ی مقدماتی – مرحله ی متوسطه – مرحله ی پیشرفته

برای هریک از این مراحل باید به تفسیر خاصی مراجعه کنید. برخی تفاسیر برای عموم مردم نوشته شده است تا همه بتوانند از آن استفاده کنند ولی برخی تفاسیر تخصصی هستند. پس هر کس باید از سطح خود آگاه باشد و طبق آن ، تفسیر مورد نیاز خود را انتخاب کند. (در این زمینه مشاوره گرفتن از متخصصین پیشنهاد می شود) حال برای اینکه با مجموعه ای از تفاسیر شیعه و سنی آشنا شویم در ادامه به معرفی نام مهمترین تفاسیر می پردازیم :

مهمترین تفاسیر شیعه :

تفسیر نمونه از آقای مکارم شیرازی – تفسیر نور از آقای قرائتی – تفسیر المیزان از آقای طباطبایی – تفسیر کوثر از یعقوب جعفری – تفسیر روشن از حسن مصطفوی – تفسیر (من هدی القرآن) از سید محمد تقی مدرسی – تفسیر (من وحی القرآن) از محمد حسین فضل الله – تفسیر کاشف از محمد جواد مغنیه – تفسیر الفرقان از آقای صادقی تهرانی – تفسیر مجمع البیان از طبرسی – تفسیر تسنیم از آقای جوادی آملی – تفسیر اطیب البیان از آقای طیب – تفسیر مخزن العرفان از بانو امین – تفسیر تبیان از شیخ طوسی – تفسیر آسان از محمد جواد نجفی – تفسیر القرآن الکریم از مصطفی خمینی – تفسیر پرتوی از قرآن از آقای طالقانی

مهمترین تفاسیر اهل سنت :

تفسیر مفاتیح الغیب معروف به تفسیر کبیر از فخر رازی – تفسیر التحریر و التنویر از ابن عاشور – تفسیر الوسیط از طنطاوی – تفسیر روح المعانی از آلوسی – تفسیر المنار از سید محمد رشید رضا

از بین این تفاسیر می توان برخی تفاسیر را برای عموم مردم و برای ابتدای کار معرفی کرد که در ادامه به آنها اشاره می شود : تفسیر نمونه ، تفسیر نور ، تفسیر کوثر ، تفسیر آسان ، تفسیر روشن ، تفسیر (من هدی القرآن) ، تفسیر کاشف ، تفسیر اطیب البیان ، تفسیر مخزن العرفان

غیر از این موارد ، تفاسیر دیگر تخصصی هستند و مربوط به مرحله ی متوسط و مرحله ی پیشرفته می باشند. با خواندن هریک از این تفاسیر می توان با سبک هر مفسر برای تفسیر قرآن آگاهی پیدا کرد.

البته برای مرحله ی متوسط و مرحله ی پیشرفته دانستن زبان عربی نیز لازم است. در تفاسیر تخصصی مشاهده خواهید کرد که هر مفسر به نقد نظر مفسر دیگر پرداخته و به صورت اجتهادی ادله ی خود را می آورد مثلا تفسیر (من وحی القرآن) می تواند به عنوان حاشیه ی بر المیزان حساب شود چرا که نویسنده ی این تفسیر در موارد متعددی نظر المیزان را می آورد و آن را نقد می کند.

پیشنهاد می شود که نرم افزار جامع التفاسیر را تهیه کنید و از آن استفاده کنید چرا که اکثر تفاسیری که نام برده شد در این نرم افزار موجود است.

بحث سوم : چرا قرآن تأکید زیادی راجع به نماز دارد؟

سوال : قرآن ، هم راجع به مسائل اعتقادی تأکید زیادی دارد و هم مسائل عملی. بیشترین تأکید قرآن در زمینۀ مسائل عملی ، پیرامون نماز است. این همه تأکید راجع به نماز این سوال را ایجاد می کند که نماز چه ثمره ای دارد؟ چرا قرآن آنقدر که راجع به نماز تأکید دارد راجع به عدالت ، راستگویی ، امانت داری ، نظم و …. تأکید ندارد؟ آیا بهتر نبود که قرآن بیشتر راجع به این امور تأکید داشته باشد؟ امروزه مسلمانان با این همه نماز که می خوانند به چه ثمره ای رسیده اند؟ آیا جز این بوده است که گروه داعش و … از همین نماز خوان ها ایجاد شده است؟

جواب : به نظر می رسد که تعریف ما از نماز صحیح نبوده است و همین موجب شده است که این سوال پیش آید. بله ، اگر نماز تنها به همین حرکات ظاهری و الفاظی تکراری و بدون معنا تعریف شود این اشکالِ مطرح شده کاملا بجا و منطقی است ولی به نظر می رسد که آنچه که از نماز مورد تأکید قرآن است تعریف خاصی دارد و طبق این تعریف اصلا تصور ما نسبت به نماز تغییر می کند.

به نظر می رسد که نماز مثل یک کلاس درس است. در کلاس درس ، دانش آموزان مختلفی شرکت می کنند ولی برخی چون کلاس را جدی نمی گیرند طبیعتا کلاس برای آنها ثمره ندارد ولی این بدین معنا نیست که اصل کلاس هم بد است.

حال ، نماز یک کلاس انسان سازی است ولی بستگی دارد که ما چگونه شاگردی برای این کلاس باشیم. در آیه ۴۵ سوره عنکبوت آمده است که نماز ، انسان را از بدی‌ها نهی می کند. پس در کلاس نماز ، ما عملا از بدی‌ها نهی می شویم. حال اینکه چقدر این نهی ها را جدی بگیریم بحث دیگری است. اتفاقا در قرآن به برخی از نمازگزاران در سوره ماعون (ویل) فرستاده شده است همچنانکه به برخی از دانش آموزان کلاس که کلاس را جدی نمی گیرند نیز باید (ویل) فرستاد. از همین (ویل) می فهمیم که منظور قرآن از نماز که اینقدر راجع به آن تأکید دارد هر نمازی نیست. در آیات ۱۹ تا ۳۵ سوره معارج صفات نمازگزاران واقعی آمده است که با رجوع به این آیات می توانید متوجه شوید که منظور قرآن از نماز که این همه نسبت به آن تأکید دارد چیست؟

بیاییم یک دور ، نکاتی که در نماز برای ما تدریس می شود را مرور کنیم تا ببینیم چه کلاس خوبی داریم ولی آن را جدی نگرفته ایم.

نکته ۱ : اولین نکته ای که از نماز یاد می گیریم از جملۀ (الله اکبر) است. با این جمله یاد می گیریم که خدا بزرگ تر از آن چیزی است که در ذهن ماست. پس می فهمیم که نباید خدا را با آنچه که در ذهن ماست قیاس کنیم. گاهی اوقات ما خدا را با آنچه که در ذهن خودمان است قیاس می کنیم و مثلا او را مثل پادشاهان دنیوی فرض می کنیم. همچنین از این جمله یاد می گیریم که خدا بزرگ تر و با عظمت تر از هر چیز دیگری است. پس نباید غیر خدا برای ما عظمت بیشتری داشته باشد. گاهی اوقات عظمت مخلوقات خدا آنچنان ما را به خود مشغول می سازد که عظمت خدا را از یاد می بریم. به هر ترتیب اگر خدا نزد ما عظیم بود ، غیر خدا مثل مال و مقام و … و حتی اولیای الهی نسبت به خدا صغیر خواهند بود. بد نیست در اینجا به خطبه ی ۲۱۶ نهج البلاغه اشاره کنیم که پس از سخنان امام یکى از یاران به پاخاست و با سخنى طولانى امام را ستود، حرف شنوایى و اطاعت از امام را اعلام داشت. آنگاه امام فرمود : کسى که عظمت خدا در جانش بزرگ، و منزلت او در قلبش والاست، سزاوار است که هر چه جز خدا را کوچک شمارد.

نکته ۲ : با تکرار مکرر صفات رحمان و رحیم در نماز می فهمیم که در اسلام ، اصل بر رحمت و مهربانی است و خدای ما خدایی مهربان است. پس دین او و پیامبر او نیز دین و پیامبر رحمت است. پس ما نیز باید در زندگی خود ، رحمت را سرلوحۀ کارهای خود قرار دهیم. حتی در سوره حمد که در یک مورد از غضب صحبت شده است غضب ، صراحتا به خدا نسبت داده نشده است بر خلاف عبارت قبلی اش که در آن ، نعمت صراحتا به خدا نسبت داده شده است.

نکته ۳ : با گفتن جملۀ (ربّ العالمین) می فهمیم که خدا ، پروردگار همۀ موجودات است نه اینکه فقط پروردگار ما است. بنابراین با این جمله یاد می گیریم که ذهنمان را از محدودیت خارج کنیم و از این طریق خدا و جهان را وسیع تر ببینیم.

نکته ۴ : وقتی به این عبارت می رسیم که خدا مالک روز جزاست یاد می گیریم که همواره در طول زندگی متوجه اعمالمان باشیم و بدانیم که اعمال ما دارای جزا خواهد بود.

نکته ۵ : از کلاس نماز ، درس عبودیت می گیریم به این صورت که فقط خدا را بپرستیم و فقط از او یاری بخواهیم. این نکته به ما یاد می دهد که عبد پول و مقام و افراد نباشیم و هیچ گاه غیر خدا را در جایگاه خدا قرار ندهیم.

نکته ۶ : در کلاس نماز همواره از خدا می خواهیم که ما را به راه مستقیم هدایت کند. راه مستقیم یعنی راه خوبان. کسی که واقعا چنین دعایی بکند در طول زندگی سعی می کند که در راه خوبان حرکت کند همچنانکه اگر کسی از استاد بخواهد که به من علم یاد بده حتما خودش باید در همین مسیر حرکت کند. با این توضیح می فهمیم که واقعا نمازهای ما نماز واقعی نیست چون درخواست ما از خدا درخواستی ظاهری است و در لفظ خلاصه شده است و درطول زندگی به دنبال راه مستقیم نیستیم و به همین دلیل است که نمازهای ما برای ما ثمره ای ندارد. ما اینقدر که برای رسیدن به غذای خوب و خوشمزه تلاش می کنیم برای پیدا کردن راه مستقیم تلاش نمی کنیم. به این نکته نیز توجه شود که نماز اصلا تکرار نیست چون انسان هر لحظه برایش اتفاقاتی می افتد که در آن باید راه مستقیم را انتخاب کند. پس اگر ما هر روز تکرار می کنیم که خدایا ما را به راه راست هدایت کن به این خاطر است که هر لحظه در زندگی باید راه مستقیم را انتخاب کنیم.

نکته ۷ : با خواندن سوره ها و آیات مختلف ، بعد از سوره حمد با دستورات دیگر دین نیز آشنا می شویم و خود این کار موجب می شود که کلاس نماز از لحاظ علمی ، پربارتر شود.

نکته ۸ : با رکوع و خضوع در مقابل خدا یاد می گیریم که همواره در مقابل حق تسلیم باشیم. بسیاری از اوقات در طول زندگی ، در مقابل حق تعظیم نمی کنیم و در واقع درسی که در کلاس نماز به ما آموزش داده می شود را عملی نمی کنیم.

نکته ۹ : در نماز ، تسبیح و حمد ، یک درس بسیار مهم است و به ما یاد می دهد که در طول زندگی ، خدا را عملا حمد و تسبیح کنیم ولی متأسفانه ما فقط تسبیح و حمد لفظی می گوییم. حمد و تسبیح یعنی اینکه خدا هیچ نقصی ندارد و بلکه تمام صفات کمال را دارد. حال آیا واقعا ما در طول زندگی چنین تصوری از خدا داریم یا اینکه دائما به خدا ایراد می گیریم و وقتی مشکلی برای ما پیش آمد خدا را مقصر می دانیم؟ همچنین با حمد و تسبیح می فهمیم که خدا از صفاتی که بعضا ما برای او در نظر می گیریم و او را ناقص یا ضعیف فرض می کنیم منزه است. خلاصه اینکه با حمد و تسبیح واقعی ، دید ما نسبت به جهان عوض می شود و جهان را با همۀ ناملایماتش زیبا می بینیم.

نکته ۱۰ : با شهادت به رسالت پیامبر اسلام می آموزیم که باید ما نیز پیرو این پیامبر باشیم. پس نباید فقط ادعای مسلمانی کنیم بلکه واقعا باید پیرو باشیم.

نکته ۱۱ : با سلام هایی که در آخر نماز می دهیم یاد می گیریم که برای همه سلامتی بخواهیم. با سلام به پیامبر با عنوان (نبی) یاد می گیریم که نبوت و دین ایشان باید از ناحیۀ ما در سلامت باشد. پس نباید کاری کنیم که دین اسلام با کارهای ما ضربه بخورد مثلا نباید دین اسلام را خشن جلوه دهیم یا به آن چیزی اضافه یا کم کنیم. با سلام بر بندگان صالح خدا یاد می گیریم که نباید موجبات ناراحتی انسان های خوب را فراهم کنیم و بالاخره با جملۀ (السلام علیکم و رحمه الله و برکاته) بر همه چیز که بتواند مخاطب این سلام واقع شود سلام می فرستیم.

با توجه به همۀ این توضیحات آیا وجود چنین کلاس درسی در طول روز بد است؟ اگر حقیقت این کلاسِ درس را درک کنیم نه تنها یک جلسه هم سر این کلاس غیبت نمی کنیم بلکه تمام توجه خود را به این کلاس جلب می کنیم.

نکته ۱۲ : حال که بحث نماز بیان شد بد نیست به انفاق نیز اشاره شود. معمولا در قرآن بحث نماز و انفاق در کنار یکدیگر آمده اند. پس مومن واقعی باید به بحث انفاق نیز توجه اساسی داشته باشد. ما باید علاوه بر اینکه به دنبال برطرف کردن نیازهای خانواده‌ی خود هستیم حتما به فکر بر طرف کردن نیازهای مالی و فرهنگی جامعه نیز باشیم و در این راه باید بخشی از مالمان را کنار بگذاریم. متأسفانه بعضا افراد به دنبال فرار از انفاق هستند و می خواهند کاری کنند که کمتر خمس یا زکات فطره یا کفاره بدهند. در اموال ما باید همیشه مقدار معلومی برای انفاق کنار گذاشته شود. برای توضیح بیشتر در این زمینه می توانید به جزوه‌ی (انفاق) از همین قلم مراجعه کنید.

بحث چهارم : برنامه ریزی معنوی و دینی در شب قدر

در انتهای هر سال ، خانواده ها به خانه تکانی می پردازد و بعضا دیده می شود نسبت به اینکه فرش خانه چند سانتیمتر باید جا به جا شود یا اینکه وسایل خانه از لحاظ رنگ با یکدیگر هماهنگ باشند حساسیت نشان می دهند.

حال ، آیا ما این حساسیت را نسبت به مسائل روحی نیز داریم؟ آیا ما برای سال جدید دینی که از شب قدر شروع می شود خانه تکانی روحی نیز می کنیم؟ آیا گرد و غباری که در طول یک سال بر قلب ما نشسته است را تمیز می کنیم؟ آیا اصلا دقت می کنیم که بر قلب ما گرد و غبار نشسته است یا نسبت به آن بی توجهیم؟ آیا تلاش می کنیم رنگ کارهایمان با هم هماهنگ باشد و همگی رنگ الهی داشته باشد یا اینکه تنها نسبت به هم رنگ بودن وسائل خانه دقت داریم؟

به نظر می رسد بعضی از ما آنقدر که به تمیز کردن ظاهر خود دقت می کنیم به تمیز کردن روح خود توجه نداریم؟ آنقدر که در آخر سال شمسی به حساب و کتاب مالی توجه داریم در آخر سال دینی به حساب و کتاب دینی و روحی خود توجه نداریم؟ اینقدر که برای اصلاح موی سر و از بین بردن تک تک موهای زائد سر و صورت و گردن دغدغه داریم برای از بین بردن تاریکی هایی که بر قلبمان نشسته است تلاش نمی کنیم.

جالب است که در آیات ۶ تا ۸ سوره عادیات به همین مطلب اشاره شده است ، آنجا که می فرماید : قطعاً انسان نسبت به پروردگارش کُندى مى کند (۶) و بى‏تردید خودِ او بر این کند بودن گواه است، (۷) و همانا او نسبت به ثروت و مال ، سخت علاقه‏مند است(۸)

در این جا می خواهیم به خواننده این تذکر را دهیم که باید در مورد خانه تکانی روح نیز حساس باشیم و سعی کنیم خود را محاسبه کنیم که در سالی که گذشت چه اشتباهاتی داشته ایم و چه گناهانی را مرتکب شده ایم و سعی کنیم برای اینکه بهتر شویم از شب قدر برنامه ریزی کنیم.

ما باید سعی کنیم همانطور که برایمان از بین بردن یک موی کوچک صورت و گردن مهم است مباحث روحی نیز برایمان مهم باشد و بر روی کوچکترین نقاط سیاهی که بر روی روح ما نشسته است نیز حساس باشیم و سعی کنیم آن را از بین ببریم ولی متأسفانه بعضا نه تنها راجع به نقاط سیاه کوچک بلکه راجع به بزرگترین نقاط سیاهی که بر روی روح ما نشسته است نیز بی تفاوتیم.

به هر حال ممکن است هریک از ما در سالی که گذشت برخی گناهان را زیاد انجام داده باشیم. یکی بیشتر غیبت کرده است. دیگری چشم خود را کنترل نکرده است. برخی افراد الفاظ بد به زبان می آورده اند. برخی دیگر نمازهایشان قضا شده است. دیگری در نمازهایش حضور قلب نداشته است ، شخص دیگر قضاوت بی جا کرده است و حرفهای بدون سند زده است و …

خلاصه اینکه هریک مشکلی داشته ایم. بیاییم این مشکلات را در این شب قدر بفهمیم و برای درمان آن برنامه ریزی کنیم تا سالی بهتر از لحاظ روحی را تجربه کنیم. نباید تمام همّ ما دنیا باشد بلکه باید برای آخرت ، بیشتر تلاش کنیم. اتفاقا در ادامه‌ی آیات سوره عادیات که به آن اشاره شد برای اینکه انسان را متذکر کند که نباید تنها به فکر دنیا باشی او را متوجه آخرت می کند و می فرماید :

آیا آدمى نمى‏داند که روزى آنچه در دل قبرهاست همه بیرون ریخته مى‏شود؟ (آیه ۹ سوره عادیات)

به هر حال ما در اینجا دو پیشنهاد برای سال جدیدی که از شب قدر شروع می شود در مورد رشد روحی و دینی افراد جامعه داریم :

الف) سعی کنیم در سال جدید هر روز خود را محاسبه کنیم.

تا وقتی محسابه‌ی نفس نداشته باشیم نمی توانیم به خوبی رشد کنیم. بنابراین هر شب به اندازه‌ی پنج دقیقه کارهای طول روز خود را بررسی کنیم و در صورت امکان ، اشتباهات خود را یادداشت کنیم و مواظب باشیم که در روزهای بعدی آن اشتباه را تکرار نکنیم. خلاصه اینکه دائما متوجه اعمال و رفتار خود باشیم.

ب) یک دور قرآن را با دقت مطالعه کنیم. اگر هر روز ، دو صفحه قرآن مطالعه کنیم در کمتر از یک سال ، یک دور قرآن را مطالعه کرده ایم و حدود ۶۰ روز نیز زیاد می آید که این ۶۰ روز مربوط به مواقع خاص مثل بیماری یا … است که فرصت نمی کنیم مطالعه کنیم.

سعی کنیم با یک ترجمه‌ی روان مثل ترجمه‌ی آقای حسین انصاریان یک دور قرآن را مطالعه کنیم. این ، یک کار علمی در سال جدید دینی است. البته طبیعتا در طول مطالعه‌ی قرآن سوالاتی پیش خواهد آمد که باید آن سوالات را یادداشت کنیم و از متخصصین سوال کنیم. به هر حال سعی کنیم راجع به منبع اصلی دین یعنی قرآن وقت بگذاریم و یک دور با دقت ، آن را مطالعه کنیم تا بتوانیم با دین خود بهتر آشنا شویم. رفتن سراغ سرچشمه ، خیلی می تواند ما را در شناخت دین کمک کند.

پیشنهاد می شود یک سر رسید تهیه کنیم و در صفحه‌ی هر روز دو مطلب را یادداشت کنیم :

یکی سوالات قرآنی که در مطالعه‌ی آن روز برایمان پیش آمده است را در آن صفحه بنویسیم. دیگر اینکه وقتی هر روز محاسبه‌ی نفس می کنیم اشکالات و اشتباهات آن روزمان را در صفحه‌ی همان روز بنویسیم تا بتوانیم نامه‌ی عملی برای خود تهیه کرده باشیم و از این طریق بهتر بتوانیم خود را اصلاح کنیم.

به هر حال اگر می خواهیم خدا حال ما را به بهترین حال ها تغییر دهد فقط دعا کردن فایده ای ندارد بلکه باید در کنار دعا خودمان نیز فعال باشیم و برای رشد خود تلاش کنیم. به امید اینکه از این شب قدر به بعد انسان بهتری شویم.

بحث پنجم : نکاتی پیرامون توصیه ی اسلام در مورد فکر و تحقیق و مطالعه و اندیشیدن

امروزه معمولا دین دار بودن ، تنها به ذکر گفتن و انجام اعمال ظاهری معرفی می گردد و دین داران ، کمتر اهل تحقیق و مطالعه هستند به صورتی که مثلا فرد ، حاضر است ساعت ها برای انجام یک کار ظاهری وقت بگذارد در حالی که یک کتاب راجع به دینش مطالعه نکرده است. حال در اینجا می خواهیم به نکاتی اشاره کنیم تا تأکید اسلام راجع به مطالعه و تحقیق و اندیشیدن روشن گردد :

نکته ۱ : فکر می کنید اولین دستور دین اسلام به پیامبر چه بود؟

آیا نماز بود؟ آیا روزه بود؟ آیا حج بود؟ آیا ….

باید گفته شود که اولین دستور دین اسلام به پیامبر (اقْرَأْ یعنی بخوان) بود.(سوره علق ، آیه ۱)

حال فکر می کنید دومین دستور دین اسلام به پیامبر چه بود؟

جالب است بدانید که دومین دستور نیز (اقْرَأْ یعنی بخوان) بود.(سوره علق ، آیه ۳)

به طور کلی اولین آیاتی که بر پیامبر نازل شد بحث علم و علم آموزی را به همراه دارد و این نشان دهنده ی اهمیت یادگیری و کسب علم در دین اسلام است. (به آیات اولیه ی سوره ی علق مراجعه کنید)

نکته ۲ : آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا معجزه ی پیامبر اسلام کتاب است؟ چرا معجزه ی پیامبر خاتم با بقیه ی پیامبران متفاوت است؟ بقیه ی پیامبران معجزات حسی داشتند ولی معجزه ی حضرت محمد(ص) حسی نیست بلکه از نوع نوشتار و علم و خواندن است و خودِ این مطلب اهمیت علم و یادگیری را در دین اسلام می رساند که مردم باید فکر خود را بکار بیندازند و نباید آنقدر سطح پایینی داشته باشند که خدا بخواهد با چیزهای عجیب و غریب آنها را مسلمان کند. زمان ، زمان تعقل است و مردم باید با فکر و منطق مسائل را دنبال کنند.

نکته ۳ : در حکمت ۱۴۵ نهج البلاغه آمده است : بسا روزه‏دارى که بهره‏اى جز گرسنگى و تشنگى از روزه‏دارى خود ندارد، و بسا شب زنده‏دارى که از شب زنده‏دارى چیزى جز رنج و بى‏خوابى به دست نیاورد. خوشا خواب زیرکان، و افطارشان.

نکته ۴ : در جلد اول کتاب اصول کافى صفحه ۱۲ از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم به سند موثق آمده است : اگر حُسن حال مردى به گوش شما رسید در حسن عقلش ملاحظه کنید، همانا به اندازه عقلش پاداش دارد.

نکته ۵ : در حکمت ۱۴۷ نهج البلاغه آمده است : مردم سه دسته‏اند، دانشمند الهى، و آموزنده‏اى بر راه رستگارى، و پشّه‏هاى دست خوش باد و طوفان و همیشه سرگردان، که به دنبال هر سر و صدایى مى‏روند، و با وزش هر بادى حرکت مى‏کنند، نه از روشنایى دانش نور گرفتند، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند.

نکته ۶ : در آیه ۳۶ سوره اسراء آمده است : و از چیزى که به آن علم ندارى [بلکه برگرفته از شنیده‏ها، ساده‏نگرى‏ها، خیالات و اوهام است‏] پیروى مکن زیرا گوش و چشم و دل [که ابزار علم و شناخت واقعى‏اند] موردِ بازخواست اند.

نکته ۷ : در حکمت ۲۸۸ نهج البلاغه آمده است : هر گاه خدا بخواهد بنده‏اى را خوار کند، دانش را از او دور سازد.

نکته ۸ : در آیه ۷۳ سوره فرقان در صفات بندگان خوب خداى رحمان چنین آمده است :

وَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُواْ بَِایَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یخَِرُّواْ عَلَیْهَا صُمًّا وَ عُمْیَانًا

ترجمه : پو آنان که وقتى به آیات پروردگارشان پندشان دهند، در برابر آن با حالت کرى و کورى نمى‏افتند، [بلکه با گوش شنوا و چشم بصیرت به آن دل مى‏دهند.]

نکته ۹ : در زیارت اربعین راجع به اینکه چرا امام حسین خون خود را داد آمده است : لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ یعنى هدفش این بود که مردم را از جهالت نجات دهد.

حال سوال این است که ما چقدر براى از بین بردن جهل تلاش مى کنیم؟

نکته ۱۰ : در این نکته به جملاتی زیبا راجع به موضوع مورد بحث اشاره می کنیم :

الف) هر جور فکر کنی همانجور حرف می زنی. هر جور که حرف بزنی همانجور عمل می کنی. هر جور که عمل بکنی همانجور عادت پیدا می کنی. هر جور عادت پیدا کنی همانجور شخصیتت شکل می گیرد. هر جور شخصیتت شکل بگیرد همانجور سرنوشتت ایجاد می شود. پس اول فکرت را درست کن.

ب) بهترین استاد کسی نیست که فقط اندیشه ها را به ما یاد دهد بلکه بهترین استاد کسی است که علاوه بر اندیشه ها ، اندیشیدن را نیز به ما یاد دهد.

ج) دین داران ناآگاه و بی دینان ناآگاه هستند که دنیا را از مسیر عقلایی خود خارج می کنند و الا دین داران آگاه می توانند با بی دینان آگاه به صورت مسالمت آمیز زندگی کنند.

د) وظیفه ی ترک ناشدنی هر محقق حق طلب ، حل کردن مستمر جدول حقائق و موزون کردن دائمی هندسه ی معرفت است نه دل خوش داشتن جاودانه به حق مزعوم خود و فارغ نشستن و از دیگران خبر نگرفتن.

ه) تقوای‌ علمی‌ آن‌ است‌ که‌ انسان‌ نه‌ مطلبی‌ را بدون‌ برهان‌ بپذیرد و نه‌ رأیی‌ را بدون‌ دلیل‌ تکذیب‌ کند ، زیرا تصدیق‌ بی‌تحقیق‌ و تکذیب‌ بی‌دلیل‌ هر دو ناروا است‌.

و) هم فکران ما موجب آرامش ما هستند و مخالفان ما موجب دانش ما.

ز) برای وصول به حقیقت باید یک بار در زندگی خود ، خویشتن را از همه ی عقایدی که پذیرفته ایم اخلاص کنیم و از نو و از پایه ، همه ی دستگاه های معارف خود را بنیاد نهیم.

ح) واقعیت دنیا این است که نادانان به خود یقین کامل دارند در حالی که دانایان سرشار از شک و تردیداند.

بحث ششم : چند درصد مردم در انتخاب دین تحقیق کرده اند؟

دقت شود که در اصول دین باید اهل تحقیق بود ولی متأسفانه بسیاری از ما دینمان را از پدر و مادران بدست آورده ایم به صورتی که اگر جای دیگری به دنیا آمده بودیم به احتمال زیاد دین دیگری داشتیم.

سعی کنیم از این شب قدر به بعد سعی کنیم دین داری خود را تحقیقی کنیم تا بدانیم چرا مسلمان هستیم؟ سعی کنیم با افکار و ادیان مختلف بیشتر آشنا شویم.

به نظر بنده با تحقیق راجع به ادیان ، به حقانیت اسلام بیشتر پی خواهیم برد. در این زمینه می توانید به کتاب (آموزش نوین عقاید) از همین قلم مراجعه کنید.

بحث هفتم : توحید و توجه به خدا ملاک اصلی در رستگاری انسان

سوال : آیا جامعه‌ ای که از لحاظ مادی پیشرفته است و در آن حقوق بشر رعایت می شود و در آن نظم و انضباط به بهترین وجه بر قرار است ولی از توحید و توجه به خدا در آن خبری نیست آیا چنین جامعه ای از لحاظ قرآن جامعه ای مطلوب است؟

جواب : اولا برای اینکه خوانندگان اشتباه برداشت نکنند این نکته را تذکر دهم که جامعه ای که در آن توحید به ظاهر رعایت می شود ولی اهل نظم و انضباط نیست و افراد آن جامعه به هم ظلم می کنند چنین جامعه ای هم مطلوب شرع نیست ولی فعلا بحث ما بر سر چنین جامعه ای نیست. بنابراین در این مقاله نمی خواهیم بی عدالتی های جوامع به ظاهر اسلامی را توجیه کنیم. فعلا بحث بر سر جامعه ای است که در آن عدالت اجتماعی و حقوق بشر و حقوق حیوان و حتی حقوق گیاهان و جمادات رعایت می شود ولی در آن جامعه خبری از خدا و توحید نیست.

در این زمینه باید گفته شود که اصل اساسی در دین اسلام توحید است و آنقدر که در قرآن راجع به توحید سفارش شده راجع به چیز دیگری سفارش نشده است. هدف اصلی پیامبران الهی نیز تبلیغ توحید بوده است. به عنوان مثال حضرت ابراهیم طبق آیات قرآن با شرک جامعه‌ی خود مبارزه می کرده است.

پس اگر در جامعه ای شرک وجود داشته باشد آن جامعه از نگرش دین اصلا جامعه‌ی مطلوبی نیست حتی اگر در آن جامعه نظم و انضباط اجتماعی در حدّ اعلا باشد.

دقت کنید امت هایی که طبق آیات قرآن به عذاب گرفتار شده اند اتفاقا در حد خود پیشرفته بوده اند ولی چون با توحید مبارزه کردند به عذاب الهی گرفتار شدند. پس اینکه جامعه ای به خدا بی توجه باشد از نظر قرآن مشکل بسیار اساسی دارد.

یک جامعه‌ی مطلوب را نباید تنها در نظم و انضباط و عدالت اجتماعی دید. بله چنین جامعه ای از نگرش انسان محوری شاید جامعه‌ی خوبی باشد ولی از نگرش خدا محوری تنها عدالت اجتماعی و نظم و انضباط برای یک جامعه‌ی مطلوب کفایت نمی کند.

ملاک خوب بودن از دیدگاه قرآن فقط به رعایت نظم و انضباط نیست بلکه خداشناسی و توحید مهمترین ملاک خوب بودن است.

ما بعضا ملاک های دینی و قرآنی را متوجه نشده ایم و به خاطر تبلیغات گروه های غیر دینی ملاک های ما عوض شده است به گونه ای که بی توجهی به خدا را مشکل به حساب نمی آوریم. بله تبلیغات بد دین داران در چنین نگرشی موثر بوده است ولی به هر حال ما باید ملاک هایمان صحیح باشد.

در اسلام ، خدامحوری وجود دارد بر عکس برخی جوامع که در آنها انسان ، محور است و این دو نگرش خیلی با هم فرق دارند.

تبلیغات بی دین ها آنقدر بر روی دین داران اثر گذار بوده است که حتی در مواردی جای معروف و منکر نیز بین خود دین داران عوض شده است به گونه ای که مثلا اگر کسی دستورات صریح قرآن را انجام ندهد او را انسان خوبی می دانند ولی اگر کسی بخواهد متعبد به دستورات قرآن باشد به او با نگرش منفی نگاه می کنند.

در همین بحث ، اگر کسی بگوید جامعه‌ی ژاپن با وجود پیشرفت و نظم و انضباط ، در صورتی که توجهی به خدا نداشته باشد جامعه‌ی مطلوبی از نظر شرع نیست ممکن است بسیاری از افراد این حرف را نپذیرند در حالی که از آیات قرآن به صراحت بدست می آید که توحید اصل مهمی در رستگاری است.

باید سعی کنیم از نو معیارهای دینی خود را بچینیم. توحید و توجه به خدا اصل مهمی از نظر قرآن است و اگر کسی آن را رعایت نکند مشکل اساسی دارد. آنقدر که در قرآن بر روی توحید تأکید شده است بر روی نظم تأکید نشده است. نه اینکه نباید نظم داشت بلکه منظور این است که اصل ، توحید است و توحید صحیح ، نظم را نیز به همراه دارد ولی اگر کسی در دنیایش منظم است ولی توحید ندارد چنین فردی نمره‌ی قبولی از نظر شرع نیاورده است.

یک مسلمان نباید تنها با دید مادی ، برای خود معیار درست کند. توجه به خدا اصلی مهم در دین ماست. حال چطور است که گروهی به این اصل توجه ندارند و عامل رستگاری را پیشرفت های ظاهری و نظم و انضباط دنیوی قلمداد می کنند؟

در آیه ۳۳ سوره فصلت آمده است :

وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلىَ اللَّهِ وَ عَمِلَ صَالِحًا وَ قَالَ إِنَّنىِ مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏

ترجمه : و خوش گفتارتر از کسى که به سوى خدا دعوت کند و کار شایسته انجام دهد و گوید: من از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‏ها و احکام خدا] هستم، کیست؟

در این آیه می توانست بگوید بهترین گفتار ، گفتار کسی است که دیگران را به نظم و انضباط دعوت می کند ولی گفته است بهترین گفتار ، گفتار کسی است که به سمت خدا دعوت می کند. دقت کنید اینکه ما در ابتدای کارها بسم الله می گوییم این نکته را دارد که ما در همه‌ی کارها به یاد خدا هستیم و او برای ما اصل است. البته متأسفانه ما بیشتر برای کارهای خطرناک متوجه گفتن بسم الله هستیم و در واقع در این مورد نیز معیارمان اشتباه است. ما باید در ابتدای هر کاری بسم الله بگوییم تا اعلام کنیم ما همیشه خدا محور هستیم ولی بسم الله های ما بیشتر برای خودمان است و از آن ، انسان محوری بدست می آید.

حتی اگر قرآن نبود عقل نیز این مطلب را تأیید می کرد که خدا باید اصل همه‌ی امور قرار گرید. اگر فرزندی که پدر و مادرش زحمات زیادی برای او کشیده اند و در پیشرفت او خیلی موثر بوده اند اگر آن فرزند نسبت به پدر و مادرش بی تفاوت باشد آیا انسان خوبی است یا انسان بدی است؟ آیا تنها باید به پیشرفت های او نگاه کرد و گفت او انسان خوبی است؟

حال خدایی که تمام وجود ما انسان ها از اوست اگر ما به او بی توجه باشیم آیا انسان خوبی هستیم یا انسان بدی هستیم؟

جامعه ای که پیشرفته است ولی هیچ توجهی به خالق خود ندارد آیا عقلا جامعه‌ی مطلوبی است؟ آیا یک ژاپنی که خیلی منظم است ولی بجای خدا در مقابل یک گربه تعظیم می کند آیا از لحاظ انسانیت ، انسان مطلوبی است؟ آیا مسیحیانی که کشور خود را با رعایت حقوق بشر اداره می کنند ولی یک انسان را بجای خدا می پرستند آیا چنین افرادی مشکلی ندارند و نباید به آنها ایراد گرفت؟

بی توجهی به خالق بزرگترین مشکل از دیدگاه قرآن است و نباید آن را دست کم گرفت.

چه طور برخی از افراد و برخی کشورها در ریزترین امور مادی نظم را رعایت می کنند ولی به خدا که می رسند نسبت به خدا بی توجه اند؟ آیا این مشکلی ندارد؟ چه طور در مورد مادیات آنقدر تجربه و خطا می کنند تا به بهترین نتیجه برسند ولی به خدا و دین و قیامت که می رسند بی توجهی می کنند؟ آیا چنین رویکردی مشکل ندارد؟

پس ملاک های ما به عنوان یک مسلمان نباید تنها مادیات و پیشرفت های مادی باشد. ما به عنوان یک مسلمان ملاک های دیگری برای حقانیت و مطلوب بودن داریم که باید به آنها نیز توجه کنیم. اگر کسی مسلمان نیست بحثش جداست ولی اگر کسی مسلمان است و قرآن را به عنوان کتاب آسمانی پذیرفته باید ملاک هایش ، ملاک های قرآنی باشد. در آیات ۱۵ و ۱۶ سوره هود چنین آمده است :

مَن کاَنَ یُرِیدُ الْحَیَوهَ الدُّنْیَا وَ زِینَتهََا نُوَفّ‏ِ إِلَیهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَ هُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ(۱۵) أُوْلَئکَ الَّذِینَ لَیْسَ لهَُمْ فىِ الاَْخِرَهِ إِلَّا النَّارُ  وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ(۱۶)

ترجمه : کسانى که زندگى دنیا و زینت آن را بخواهند، (نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها مى‏دهیم و چیزى کم و کاست از آنها نخواهد شد! (۱۵)  (ولى) آنها در آخرت، جز آتش، (سهمى) نخواهند داشت و آنچه را در دنیا (براى غیر خدا) انجام دادند، بر باد مى‏رود و آنچه را عمل مى‏کردند، باطل و بى‏اثر مى‏شود! (۱۶)

حال ، سوال این است که کسانی که کارهای خوبی را که انجام می دهند تنها برای دنیا باشد و اصلا توجه به خدا و قیامت نداشته باشند آیا چنین افرادی جزو کسانی نیستند که تنها دنیا را می طلبند؟

البته توجه شود که ما در اینجا نمی خواهیم مصداق شناسی کنیم. چه بسا کسانی که ما آنها را مصداق این آیه می دانیم خداشناس باشند.

به هر حال طبق معیارهای دینی تنها پیشرفت های مادی و رعایت حقوق بشر ملاک قبولی فرد نیست بلکه اینها شرط مهم دیگری را نیز لازم دارد و آن توجه به خدا است. این ، فهم بنده از آیات قرآن است. شما خود می توانید در این زمینه ، بیشتر تحقیق کنید.

بی توجهی به خدا اگر هیچ ثمره‌ی محسوسی در زندگی اجتماعی فرد نداشته باشد خودش مشکل بزرگی است ولی این بی توجهی البته لوازمی هم به دنباش دارد مثل عذاب های روحی. در آیه ۱۲۴ سوره طه آمده است :

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکاً وَ نحَْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَمَهِ أَعْمَى‏

ترجمه : و هر کس از یاد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور مى‏کنیم.

علاوه بر این ، کسی که معیارهایش الهی نیست و تنها با دید دنیوی به امور می نگرد اعمال و رفتارش با کسی که می خواهد الهی زندگی کند بسیار متفاوت است. کسی که تمام فکر و ذکرش موفقیت در فوتبال یا موفقیت در تجارت است و اصلا به خدا و معنویات توجه ندارد مسلما زندگی اش با کسی که می خواهد طبق ملاک های الهی زندگی کند متفاوت است. کسی که توحید و خداشناسی را قبول دارد در طول روز به یاد خدا نیز هست و دیگران را نیز به توحید دعوت می کند و خود این ، یک اثر خارجی است ولی کسی که اصلا کاری به این کارها ندارد ذکر و فکرش دنیاست.

این نکته نیز حتما باید مورد تحقیق قرار گیرد که اگر نظم و عدالت در برخی جوامع رعایت می شود آیا به دلیل ترس از قوانین سفت و سختی است که گذاشته اند یا اینکه واقعا برای آنها نوعی فرهنگ شده است؟ واقعا اگر آن قوانین برداشته شود باز نظم را رعایت می کنند یا خیر؟

نکته‌ی دیگر که توجه به آن اساسی است این است که ما نباید فریب برخی تبلیغات را بخوریم و فکر کنیم فلان کشور هیچ مشکلی در نظم و انضباط و عدالت ندارد. نباید فقط آب و رنگ آنها را دید بلکه باید زیر پوست آنها را هم دید. از مناظرات ریاست جمهوری که اخیرا در آمریکا نشان داده شد فهمیدیم که آنجا نیز خیلی چیزها مطلوب نیست.

این نکته نیز توجه شود که بنده تا بحال نشنیده ام که کسی به این حرفی که منسوب به سید جمال الدین اسد آبادی است اشکال بگیرد که گفته است در غرب رفتم و اسلام دیدم و مسلمانان ندیدم ولی در ….

بنده به این حرف هم اشکال دارد. باید دید مراد ایشان از اسلام چیست؟ اگر مراد از اسلام ، تنها قوانین اجتماعی اسلام است شاید حرفش درست باشد ولی باید دقت داشت که اصل در اسلام ، توحید است و قوانین اجتماعی اسلام ، لوازم توحید هستند. حال آیا واقعا در غرب توحید در روزگاری که ایشان به غرب رفته ، رعایت می شده است؟ نباید اسلام را تنها در قوانین اجتماعی خلاصه کرد. امروزه معروف شده است که مردم می گویند غیر مسلمانان بیشتر از مسلمانان به اسلام عمل می کنند. در این چنین صحبت هایی اسلام تنها به قوانین اجتماعی معرفی می شود در حالی که اصل اسلام توحید است که غیر مسلمانان نیز در بحث توحید نمره‌ی خوبی نمی گیرند.

به هر حال توجه به خدا و توحید ملاک اصلی در اسلام است و برخی از افراد و جوامعی که از لحاظ مادی پیشرفت کرده اند از لحاظ خدایی صفر و بلکه زیر صفر هستند.

به هر حال چرا ما به جایی رسیده ایم که اگر در برخی جلسات و نشست ها از حقوق بشر و حتی حقوق حیوانات و گیاهان صحبت شود مورد استقبال قرار گیرد ولی اگر از حقوق الله و قیامت صحبت شود عده ای مشمئز می شوند؟ چرا به جایی رسیده ایم که عده ای رعایت حقوق انسان ها را بالاتر و مهم تر از رعایت حقوق الله می دانند؟

از آیات قرآن بدست می آید آنقدر که رعایت نکردن حق الله بر عالم هستی اثر می گذارد رعایت نکردن حق الناس آنقدر اثر نمی گذارد. در آیاتی از سوره مریم چنین آمده است :

تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنشَقُّ الْأَرْضُ وَ تخَِرُّ الجِْبَالُ هَدًّا(۹۰) أَن دَعَوْاْ لِلرَّحْمَانِ وَلَدًا(۹۱)

ترجمه : نزدیک است آسمان‏ها از این [ادعاى بى‏اصل و سخن ناروا] پاره پاره شوند، و زمین بشکافد، و کوه‏ها به شدت در هم بشکنند و فرو ریزند!! (۹۰) به خاطر آنکه براى [خداى‏] رحمان فرزندى ادعا کرده‏اند. (۹۱)

طبق این آیات ، شاید مسیحیانی که حضرت عیسی را پسر خدا می دانند بیشتر از مسلمانانی که آدم می کشند در از بین بردن عالم موثراند. بماند که به نظر می رسد همان کشورهایی که ما آنها را متمدن می دانیم در مجموع بیشتر از مسلمانان ، دنیا را به نابودی کشیده اند. آیا مسلمانان از بمب اتم استفاده کرده اند یا دیگران؟ آیا کشورهای مسلمان ، بیشتر گازهای گلخانه ای تولید کرده اند یا کشورهای دیگر؟ آیا مسلمانان بیشتر در کشورهای دیگر دخالت کرده اند و به آنها حمله کرده اند یا دیگران؟ آیا منشأ ایجاد گروه های افراطی اسلامی ، بیشتر خود مسلمانان بوده اند یا غیر مسلمانان؟ آیا مجموع کشته های جنگ های مربوط به کشورهای اسلامی بیشتر بوده است یا غیر اسلامی؟

به هر حال به خاطر تبلیغات ، ما فکر می کنیم کسی که به خدا کاری ندارد و یا برای خدا شریک قائل می شود مشکلی ندارد.

به نظر می رسد که اینها همه از انسان محوری نشأت گرفته است و جامعه های انسان محور با تبلیغاتشان از یک طرف و جامعه های خدا محور با عمل بدشان از طرف دیگر عامل بروز چنین نتیجه ای شده اند.

ما باید سعی کنیم در اصلاح این تفکر تلاش کنیم و به مردم بفهمانیم که اولا در دین اسلام خدا محوری ملاک است و نباید انسان محوریِ برخی جوامع بر زندگی ما اثر بگذارد و ثانیا سعی کنیم با رعایت توحید واقعی اصول اجتماعی اسلام را نیز عمل کنیم.

در آخر به این مطلب اشاره شود که در قرآن کریم اگر چه تأکید اصلی بر روی توحید است ولی بر روی قوانین اجتماعی نیز تأکید زیادی شده است. پس کسی فکر نکند قرآن به نظم و انضباط اجتماعی دستور نداده است. در این زمینه می توانید به این آیات مراجعه کنید :

نحل-۹۰ ، فصلت-۳۴ ، مائده-۸، نساء-۳۶ ، بقره-۱۸۸ و بسیاری آیات دیگر.

این نکته نیز توجه شود که مسلمانان اگر به دستورات اجتماعی اسلام عمل نکنند چه بسا توحید آنها نیز توحید واقعی نباشد. بنابراین مسلمانان باید توجه داشته باشند که اگر بی دین ها که کاری به توحید ندارند آخرت را از دست داده اند ممکن است مسلمانان با عمل نکردن به دستورات قرآن ، هم آخرت را از دست دهند و هم دنیا را.

بحث هشتم : دو مسیر اشتباه در دین داری

به نظر می رسد که ما دو طرز تفکر اشتباه در دین داری داریم. یکی تفکر سنتی که ما بارها راجع به آن صحبت کرده ایم. دیگر طرز تفکر روشنفکری. البته هریک از این دو عنوان دارای معنای مثبت نیز هستند ولی فعلا معنای منفی این دو واژه مدّ نظر ماست که در اینجا به صفات این دو طرز تفکر اشاره خواهیم کرد.

به نظر می رسد که هریک از این دو طرز تفکر راه افراط و تفریط را می پیمایند.

صفات دین داری سنتی به معنای مذموم :

جایگاه تحقیق در این سبک از دین داری دقیقا روشن نیست و به افراد اجازه‌ی تحقیق داده نمی شود.

عوام گرایی در این سبک از دین داری کاملا ملموس است.

به روایات بدون بررسی سندی تمسک می شود.

نسبت به قرآن بی توجهی می شود.

نسبت به ائمه و جایگاه آنها غلو می شود.

نقد برخی از مبانی مشهور دینی در این سبک از دین داری با برخورد شدید رو به رو می شود.

بیان نظرات جدید در این سبک از دین داری مشکل است.

چون ما در این زمینه بارها مفصلا بحث کرده ایم در این جا بیشتر به نقد دین داری روشنفکرانه می پردازیم.

صفات دین داری روشنفکرانه به معنای مذموم :

انسان محوری در این سبک از دین داری بر خدا محوری ترجیح دارد و مثلا رعایت حقوق مردم حتی بدون رعایت حقوق الله ، ملاک برای رستگاری دانسته می شود.

به راحتی برخی آیات قرآن که با نظرات انسان قرن ۲۱ سازگار نباشد کنار گذاشته می شود.

در این سبک از دین داری ایمان به غیب جایگاه والایی ندارد به گونه ای که دین نباید چیزهایی داشته باشد که عقل نفهمد.

در این نوع از دین داری اطمینان به وعده های الهی کم است و توکل ، جایگاه اندکی دارد و قواعد مادی بر قواعد دینی و معنوی اولویت دارد.

در این نوع از دین داری اگر چه به سنتی ها اشکال می گیرند که چرا روایات بی سند می خوانند ولی خودشان روایات بدون سندی که مطابق افکارشان است را زیاد می خوانند.

طرفداران این سبک از دین داری باور ندارند که قرآن می تواند اصلاح گر جامعه باشد.

در این سبک از دین داری عقل بشری که معمولا تک بعدی به امور می نگرد بر وحی الهی که همه جانبه نگر است برتری دارد.

در این سبک از دین داری به سنتی ها اشکال می گیرند که چرا روایات را بجای قرآن منبع اصلی قرار داده اند ولی خودشان نیز عقل بشری یا فلان دانشمند را بجای قرآن منبع اصلی قرار می دهند.

وقتی آیات قرآن بر طرفداران این سبک از دین داری خوانده شود که با فکر آنها سازگار نیست مشمئز می شوند مثل آیات مربوط به حقوق زن یا آیات مربوط به حجاب یا آیات مربوط به جنگ.

اشکال به قرآن نزد کسانی که این سبک از دین داری را دارند آسان تر از اشکال به فلان دانشمند است.

آیاتی که ظاهری خشن دارد یا آیاتی که در رابطه‌ی با حقوق زن صحبت کرده است برای این گروه مورد قبول نیست.

قصد آنها این است که به نحوی آیات قرآن را با آنچه که بشر امروز می فهمد تطبیق کنند و در این راه گاهی تفسیری از آیه ارائه می دهند که واقعا خلاف ظاهر است.

دین و آیات قرآن ، با گذشته بسیار مرتبط است.

آیاتی که در آنها دستور جنگ یا مجازات آمده است را تهدیدی معنا می کنند و خلاصه می گویند نباید این آیات عمل شود.

به طور کلی روشنفکران در برابر اشکالاتی که به دین وارد می شود ازخودشان ضعف نشان می دهند و زود تسلیم می شوند در حالی که بی دین ها در بی دینی خود محکم اند. خلاصه اینکه آنها خود را در موضع ضعف می بینند.

این دسته از روشنفکران با تعبد و عبودیت سر سازگاری ندارند.

آیاتی که می توان در مورد این سبک از دین داری به آن اشاره کرد عبارتند از :

آیات ۱۵۰ تا ۱۵۲ سوره نساء

آیات ۴۷ تا ۵۱ سوره نور

آیات ۶۰ تا ۶۵ سوره نساء

به هر ترتیب این سبک از دین داری نیز بسیار مذموم است و امروزه بسیاری از افراد به این نوع دین داری رو آورده اند. آنها بیشتر می خواهند دین را با نظرات جدید سازگار کنند و دینی ارائه دهند که با نظرت بشر قرن ۲۱ سازگار باشد.

بد نیست به این دسته از دین داران آیات ۴۱ و ۴۲ سوره فصلت را متذکر شویم که مى فرماید :

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِالذِّکْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ  وَ إِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِیزٌ(۴۱) لَّا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَینْ‏ِ یَدَیْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ  تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ(۴۲)

ترجمه : کسانى که به این قرآن هنگامى که به سویشان آمد کافر شدند [به عذابى سخت دچار مى‏شوند] بى‏تردید قرآن کتابى است شکست‏ناپذیر، (۴۱) که هیچ باطلى از پیش رو و پشت سرش به سویش نمى‏آید، نازل شده از سوى حکیم و ستوده است. (۴۲)

باید توجه داشت که از آیه ۴۲ بدست می آید که زمان آینده نمی تواند موجب بطلان قرآن شود. پس پیشرفت بشر نمی تواند بطلان قرآن را ثابت کند. ما نباید تفکرات بشری را بر قرآن تحمیل کنیم یا فکر کنیم حالا که بشر پیشرفت کرده است آیات قرآن دیگر نمی تواند موجب رشد ما باشد. به عبارت دیگر این آیات سوره فصلت ردی بر عقیده‌ی روشنفکری به معنای مذموم است.

ما باید با دین ، طبق آنچه که هست رو به رو شویم نه اینکه بخواهیم دینی داشته باشیم که خودمان دوست داریم. خوب است تکلیف خود را در این شب قدر روشن کنیم که چکار می خواهیم بکنیم؟ برخی افراد زمانی دین داری سنتی داشته اند و به دلایلی از آن دوری کرده و به دین داری روشنفکرانه از نوع مذموم رو آورده اند و نسبت به مبانی دینی بی اعتقاد شده اند. باید بدانیم که هر دو مسیر اشتباه است.

بحث نهم : قوانین قرآن مطابق عقل قرن ۲۱ و فراتر از آن :

قوانینی در هزار و اندی سال پیش در دوران جاهلیت در قرآن آمده است که ما در این قرن ۲۱ با عقل خود، تازه آن را یاد گرفته ایم و یا حتی نسبت به رسیدن به آن فاصلۀ زیادی داریم. آیا این مطلب دلالت بر عظمت قرآن ندارد؟ در ادامه به برخی از این قوانین اشاره می کنیم :

قانون اسلام نسبت به برخورد با اُسراء: برخورد اسلام با اسرا برخوردی است که در این قرن ۲۱ از هیچ نهادی دیده نمی شود. به نظر شما کدام کشور دموکراتیک است که در مورد اسراء قانون فَإِمَّا مَنَّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً (محمد-۴) را داشته باشد. اسیری که تا یک ساعت قبل قصد کشتن ما را داشته از لحاظ اسلام باید این گونه با او برخورد کرد که یا مجانا او را آزاد کرد و یا از او فدیه گرفت و او را رها کرد.

کدام گروه است که اطعام دادن به اسیری که قبلا قصد کشتن ما را داشته است را جزو امور اخلاقی حساب کند و برای آن اجر و پاداش قرار دهد؟ در آیه ۸ سوره انسان آمده است: وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا

انسان هاى خوب کسانى هستند که غذا را در عین دوست داشتنش به مسکین و یتیم و اسیر انفاق مى‏کنند یعنى حاضرند مقدارى از سهم خود را به اسرا دهند.

آیا چنین نگرشى را در بقیۀ مکاتب یا تفکرات مشاهده مى کنید که شخصى اسیرش را که در جنگ، قصد کشتن او را داشته است حال که اسیر شده بر خودش ترجیح دهد و مقداری از غذای مورد احتیاج خود را به او بدهد؟ جالب است که ما بعضا حاضر نیستیم حتی با خویشاوندان خود چنین برخوردی را داشته باشیم چه برسد به اسرای جنگی. کدام گروه است که حاضر است از اموال گروه خودشان مقداری را برای آزادی اسیران اختصاص دهند؟ همچنانکه طبق آیه ۶۰ سوره توبه یکی از مصارف زکات رقاب می باشد و یکی از مصادیق رقاب همین اسیران است که برای آزادی خود می توانند از زکات استفاده کنند.

مشورت با خطا کاران: در آیه ۱۵۹ سوره آل عمران آمده است که خداوند راجع به تخلف کنندگان در جنگ احد می فرماید:

فَاعْفُ عَنهْمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فىِ الْأَمْرِ

بنابراین از آنان گذشت کن، و براى آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن.

معمولا قسمت وَ شَاوِرْهُمْ فىِ الْأَمْرِ براى ما خوانده مى شود و قبل آن را نمى خوانند در حالى که وقتى این قسمت را با جملات قبل معنا کنیم متوجه مى شویم که ضمیر (هُم) در وَ شَاوِرْهُمْ به همان کسانى مى خورد که در جنگ احد تخلف کرده اند یعنى پیامبر موظف است با همان افرادى که اشتباه کرده اند و مورد عفو قرار گرفته اند مشورت کند. آیا ما حاضریم امروزه چنین عملکردى داشته باشیم یعنى با کسى که اشتباهى در حق ما مرتکب شده و مورد بخشش ما قرار گرفته مشورت کنیم؟

شما کدام گروه را در این قرن ۲۱ سراغ دارید که نسبت به عده ای که موجب شکست در جنگ شده اند اولا عفو داشته باشند و سپس تازه با آنها مشورت کنند. آیا حقوق بشر در این حکم به عالی ترین وجه رعایت نشده است؟ آیا کشورهای حامی حقوق بشر چنین می کنند؟ واقعا گاهی اوقات انسان از دستورات قرآن تعجب می کند که چگونه در ۱۴۰۰ سال پیش دستوری داده است که آنقدر از نظر اخلاقی سطحش بالا است که در این قرن ۲۱ هم کسی آنها را رعایت نمی کند؟

کرامت انسان و حیوان و گیاه در قرآن : در آیه ۷ سوره شعراء و ۱۰ سوره لقمان از کرامت انسان و حیوان و گیاه صحبت شده است. اگر امروزه از کرامت انسانى صحبت مى شود قرآن در هزار و اندى سال پیش از گرامت گیاه نیز صحبت کرده است.

نسبت به دشمن نباید بی عدالتی کرد : یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلَّهِ شهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَ لَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَئانُ قَوْمٍ عَلىَ أَلَّا تَعْدِلُواْ  اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى‏(مائده-۸)

ترجمه: اى اهل ایمان! همواره [در همه امور] قیام کننده براى خدا و گواهان به عدل و داد باشید. و نباید دشمنى با گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نورزید عدالت کنید که آن به پرهیزکارى نزدیک‏تر است.

آیا واقعا امروزه کشورهایى که دم از حقوق بشر مى زنند حاضرند نسبت به دشمنى که با او کینه دارند عدالت بورزند یا اینکه فقط به فکر منافع خود هستند؟

حتی در برابر آیات خدا نباید کورکورانه تسلیم شد: وَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُواْ بَایَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یخَرُّواْ عَلَیْهَا صُمًّا وَ عُمْیَانًا(فرقان۷۳)

ترجمه: بندگان خوب خدا کسانى هستند که وقتى به آیات پروردگارشان پندشان دهند، در برابر آن با حالت کرى و کورى نمى‏افتند، [بلکه با گوش شنوا و چشم بصیرت به آن دل مى‏دهند.]

طبق این آیه قرآن اجازه نمى دهد که حتى آیات الهى کورکورانه قبول شود، این در حالى است که بسیارى از افراد وگروه ها تا رسیدن به چنین درجه اى فاصله‌ی زیادى دارند.

بحث دهم : جایگاه زن در قرآن

یکی از بحث هایی که عده ای فکر می کنند می توان از آن طریق به قرآن و اسلام اشکال گرفت بحث جایگاه زن است. این در حالی است که این بحث که برای عده ای نقطه‌ی ضعف اسلام است به نظر می رسدکه نقطه‌ی قوت اسلام می باشد. اتفاقا اگر بحث جایگاه زن در اسلام دقیقا مورد بررسی قرار گیرد متوجه می شویم که جایگاه زن در زندگی اسلامی به مراتب بهتر از جایگاه زن در زندگی غربی است.

اسلام به تفاوت جسمی زن و مرد دقت کرده است و طبق این تفاوت طبیعی مسئولیت های متفاوتی برای زن و مرد قرار داده است و طبیعتا طبق این مسئولیت های متفاوت ، حقوق متفاوت نیز برای آنها قرار داده است.

اگر طبق آیات قرآن ارث زن در برخی موارد نصف ارث مرد است دلیلش این است که زن از نظر اسلام ، بدهکاری مالی ندارد بر خلاف مرد. در واقع اگر ارث زن نصف است در جای دیگر از طریق مهریه و نفقه برای او  جبران شده است.

اینکه اسلام اقتصاد خانواده را بر دوش مرد قرار داده است آیا به نفع زن نیست؟ آیا کرامت زن این است که هر روز صبح به سر کار رود و با استرس و اضطراب مربوط به کار رو به رو شود؟

آیا اینکه اسلام راجع به زن سفارش به پوشش کرده است تا از چشم بیمار دلان در امان بماند به نفع زن نیست؟

برای آشنایی با بحث پوشش و حجاب در قرآن می توانید به آیات ۳۱ و ۶۰ سوره نور و همچنین آیات ۳۲ و ۳۳ و ۵۳ و ۵۹ سوره احزاب.

بحث در مورد جایگاه زن در قرآن و اسلام مفصل است و علاقه مندان می توانند به تفسیر آیات مربوط به جایگاه زن از همین قلم مراجعه کنند.

بحث یازدهم : جایگاه جنگ در قرآن

اسلام مثل گل سرخی است که بسیار زیبا است ولی همچنانکه گل سرخ برای دفاع از خود تیغ دارد اسلام نیز برای دفاع از خود شمشیر را قرار داده است. پس همچنانکه تیغِ گل ، زیبایی گل را از بین نمی برد و دلالت بر تجاوز ندارد و فقط برای دفاع است آیات جنگ در اسلام نیز برای تجاوز نیست و نباید به گونه ای بیان شود که زیبایی اسلام را تحت الشعاع قرار دهد. برای توضیح بیشتر در این زمینه می توانید به جزوه‌ی (جنگ در اسلام) از همین قلم مراجعه کنید.

بحث دوازدهم : فهرست مقالات و جزوات قرآنیِ تهیه شده توسط گروه قرآنی مسجد محمدیه

تفسیر قرآن :

تفسیر جزء ۱ تا ۶ قرآن شامل سوره های حمد ، بقره ، آل عمران ، نساء ، مائده ، تفسیر سوره مبارکه احزاب ، تفسیر سوره مرسلات ، تفسیر سوره سبأ ، تفسیر سوره صافات ، تفسیر سوره طور ، تفسیر سوره فاطر ، تفسیر سوره یس ، تفسیر تعدادی از سوره های جزء سی ام شامل سوره های نازعات ، بروج ، فجر ، بلد ، توحید ، تکویر ، طارق ، شمس ، عادیات ، تین ، قدر ، لیل ، ضحی ، انشراح و عصر ، آیات الاخلاق در سه جلد ، تفسیر آیات کلیدی سوره یوسف ، تفسیر آیات کلیدی سوره توبه ، تفسیر سوره سجده ، تفسیر داستان اصحاب کهف ، تفسیر داستان ذو القرنین ، تفسیر داستان موسی و خضر ، تفسیر سوره نور ، کتاب زندگی برتر در تفسیر آیات ۲۲ تا ۳۹ سوره اسراء ، تفسیر سوره ص

مقالات متفرقه‌ی قرآنی : شادی و غم از دیدگاه قرآن ، تحقیقی پیرامون اکراه در دین ، توحید ملاک اصلی رستگاری ، لیله القدر و استفاده از پتانسیل های دین اسلام ، آزادی یکی از اهداف بعثت پیامبر ، عذاب امت های پیشین ، قوانین حقوق بشری قرآن ، اهداف بعثت پیامبر ، برده داری و برده گیری ، تحقیقی مفصل پیرامون حجاب ، تحقیقی پیرامون عبادت زنان حائض ، چرا قرآن تأکید زیادی راجع به نماز دارد؟ ، آیا فرزند خوانده بر ناپدری و نامادری محرم است؟ ، نگاهی نو به بحث تقلید ، مقایسه‌س قانون غرب و اسلام پیرامون قصاص، آداب مهمانی و صله‌ی رحم ، تحقیقی پیرامون غیبت ، زنی که به قرآن تکلم می کرد ، آیا دین داری و کفر قابل جمع هستند؟ ، پاسخ به شبهه‌ی کشتار بنی قریظه ، تفسیر آیات ۲۸۲ و ۲۸۳ سوره بقره به سبک پرسش و پاسخ ، تأملی دوباره راجع به ربا در ضمن تفسیر آیات ۲۷۵ تا ۲۸۰ سوره بقره ، حقیقت داستان غرانیق ، قرآن و مهدویت ، جنگ در اسلام ، معنای خلود در جهنم ، ارتباط آیات و جملات در قرآن ، مرز بین شرک و توحید ، انسان در قرآن ، نکات کلیدی پیرامون انفاق و خمس ، قرآن و قوانین الهی درباره‌ی خوشی ها و ناخوشی های انسان ، صفات ناپسند برخی از اهل کتاب از دیدگاه قرآن ، سازمان ملل از دیدگاه قرآن ، چگونه از قرآن استنباط کنیم ، اذکار و دعاها و جملات قرآنی ، نقش و وظیفه‌ی انسان در خانواده از دیدگاه آیات قرآن ، تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء پیرامون بحث قوامیت مرد بر زن ، توکل و معنای آن ، قرآن و توصیه‌ی به آگاهی ، اعجاز علمی قرآن ، نکاتی آموزنده از داستان طالوت و جالوت ، معنای اختلاف السنه و الوان ، چرا در حین خواندن قرآن باید به خدا پناه برد؟ ، اوج آزادی بیان و آزادی رفتار در زمان پیامبر ، آیا می توان برای پیشبرد مقاصد از رذائل اخلاقی استفاه کرد؟ ، انواع گفتارهای نیک در قرآن ، تحقیقی پیرامون ایمان و عمل صالح ، آیا خدا فرزند دارد؟ ، تحقیقی پیرامون حقیقت عالم برزخ ، نکاتی قابل تأمل راجع به آیه ۴۱ سوره حج ، بررسی معنای اسوه بودن پیامبر ، بیانی نو از داستان آدم و حوا ، توصیه های قرآن پیرامون پیوند زناشویی ، تطابق لفظ و معنا در قرآن ، توضیحاتی پیرامون اعجاز متنی قرآن ، آیا قرآن کتابی مربوط به زمان های قدیم است؟ ، اعمال زندگان برای مردگان ، در محضر قرآن ، گفتگوی پیامبران الهی و مردم ، تأملی پیرامون آیات مربوط به روزه ، دفاع از قرآن (پاسخ به کتاب نقد قرآن) ، شفاعت ابراهیم برای قوم لوط ، اسامی و اوصاف قرآن در قرآن ، چرا قرآن معجزه است؟ ، برداشت هایی از آیات ۵۸ و ۵۹ سوره نور ، پاسخ به شبهه‌ی مربوط به بت شکنی حضرت ابراهیم ، تحقیقی پیرامون معنای آیه تطهیر ، معنای تغییر خلق خدا ، تفاوت ادبیات انسانهای متقی و غیر متقی در قرآن ، تفاوت دو گفتمان در دو اجتماع ، معنای سیر فی الارض ، صفات فقرای واقعی از دیدگاه قرآن ، گمان های اشتباه مردم بر طبق آیات قرآن ، ناگفته هایی از داستان حضرت موسی ، آیا قرآن مجوز انجام رذیله‌ی اخلاقی را صادر کرده است؟ ، انواع شرک در قرآن ، مراحل شرح صدر و مراحل قساوت قلب در قرآن ، تعبد و عقلانیت در قرآن ، آشنایی با قواعد تفسیر ، از تو می پرسند (پاسخ به سوالاتی پیرامون آیات قرآن)

تذکر : برای دریافت مقالات و جزوات قرآنیِ معرفی شده می توانید به وب سایت بازاندیش مراجعه فرمایید.

شب قدر شبی است که هریک از ما باید تکلیف خود را روشن کنیم و راه صحیح را یاد بگیریم. در این شب باید خود را محاسبه کنیم که چه کرده ایم و چه باید بکنیم؟

به نظر می رسد که در شب قدر ، بیشتر باید در این زمینه وقت بگذاریم. اینکه در سوره قدر آمده است که شب قدر بهتر از ۱۰۰۰ ماه است ظاهرا به این دلیل است که با برنامه ریزی صحیح در این شب می توانیم مسیر صحیح یک عمر را پیدا کنیم.

در جزوه ای که پیش رو دارید نکاتی آورده شده است که می تواند در این زمینه به ما کمک کند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*