۱۳۹۷/۰۴/۲۵
پست های اخیر
خانه / از تو می پرسند؟ / عزاسازی یا عزاداری؟!

عزاسازی یا عزاداری؟!

عزاسازی یا عزاداری؟!

نظر شما راجع به سبک های مختلف عزاداری مثل زنجیر زنی یا قمه زنی یا …. چیست؟

جواب: بنده در این زمینه مقاله ای نوشته ام که در اینجا به عین این مقاله اشاره می کنم:

سبک های عزاداری، بدعت یا سنت؟

به نظر شما کدامیک از سبک های عزاداری که در زیر نام می بریم صحیح است و کدامیک اشتباه؟

زنجیر زدن – بر سر و سینه زدن – هیأت راه انداختن در خیابان ها – گل مالیدن به سر و صورت – قمه زدن – جلسات شیرخواران – سیاه پوشیدن – به دور ضریح امام حسین تابیدن – تبل زدن – بالا و پایین پریدن – سیاه کردن مساجد – صورت خود را بر زمین کشیدن – پیاده رفتن به سمت کربلا – غذا دادن به عزاداران

ممکن است هر کدام از ما برخی از این عزاداری ها را صحیح بشماریم و برخی را اشتباه ولی سوال این است که معیار صحت یا خطای این عزاداری ها چیست؟

اگر کسی به قمه زنی اشکال بگیرد و بگوید قمه زنی عزاداری حساب نمی شود، به او می توان گفت که اتفاقا در عراق، قمه زنی عزاداری حساب می شود.

اگر کسی بگوید قمه زنی وهن دین است می توان به او گفت که گل مالیدن نیز می تواند همین گونه باشد.

اگر کسی بگوید بالا و پایین پریدن کاری خلاف عقل است می توان گفت که از دید شخص دیگری، زنجیر زدن و اینکه انسان وقت خودش را برای زنجیر زدن در خیابان ها تلف کند و راه را بر ماشین ها ببندد این کار نیز خلاف عقل است.

اگر کسی بگوید به دور ضریح تابیدن بدعت است می توان گفت که سیاه پوش کردن مساجد نیز بدعت است.

همچنانکه مشاهده می کنیم معیار مشخصی برای صحت یا عدم صحت سبک های عزاداری وجود ندارد و هر کسی با توجه به ذهنیت خود ممکن است نوعی از سبک های عزاداری را خطا بداند و نوعی دیگر را صحیح.

ما باید معیار مشخصی داشته باشیم تا بتوانیم به صورت علمی تکلیف این امور را مشخص کنیم.

جالب است که بنده مشاهده کرده ام که شخصی می گوید برپایی جلسات شیرخوارگان صحیح نیست ولی خود این شخص با زنجیر زنی موافق است. حال سوال این است که چرا جلسات شیرخورگان اشکال دارد ولی زنجیر زنی اشکال ندارد؟ معیار چیست؟

همچنین کسانی که با قمه زنی مخالف اند دلایلی می آورند که این دلایل ممکن است نسبت به کارها و عملکرد خودشان نیز وجود داشته باشد.

جالب است که برخی قمه زنان به مکاشفاتی که در این زمینه اتفاق افتاده تمسک می کنند. حال شما مشاهده می کنید کسانی که با قمه زنی مخالف اند، خود برای اثبات برخی از کارهای خودشان به مکاشفات تمسک می کنند.

خلاصه در این زمینه مطالب یک بام و دو هوا، زیاد مشاهده می شود.

ما باید معیاری مشخص کنیم تا تکلیف خود را در این زمینه بدانیم.

اولا باید امور اجتماعی که ارتباطی با دین ندارد را از بحث جدا کنیم. چنین اموری چون ارتباطی با دین ندارد مورد بحث ما نیست و بستگی به قوانین اجتماعی دارد و صحیح یا اشتباه بودن آن را باید در جای دیگری بحث کرد. به عنوان مثال سیاه پوشیدن در سالگرد فوت یک پادشاه ممکن است بستگی به فرهنگ یک کشور داشته باشد و چون ارتباطی با دین ندارد چندان اشکالی به آن نیست الا اشکالات عقلی و اجتماعی که در جای دیگر باید بررسی گردد.

و اما بحث ما پیرامون اموری است که با دین مرتبط است. در چنین اموری لازم است که احتیاط کافی به عمل آید چرا که یک خطا ممکن است چیزهایی به دین بچسباند که آرام آرام موجب ایجاد بدعت در دین شود. پس سیاه پوشیدن برای پادشاه با سیاه پوشیدن برای یک رهبر دینی متفاوت است.

در یکی از کتاب هایی که در رد قمه زنی دلیل آورده است آمده است:

برخى قمه زنى را با آداب و رسوم اقوام و ملل دیگر مقایسه کرده‌اند و گفته‌اند همانطور که هر قومى به آداب و سنن ویژه خود پایبند است و اقوام دیگر حق اعتراض و استهزاى آن قوم را به واسطه عمل به آن سنّت ندارند، ملّت‌هاى دیگر هم حق ندارند شیعیان را به جهت قمه زنى مسخره یا مذمّت کنند.

در پاسخ باید گفت‌ آداب و رسوم غلط بسیارى از ملّت‌ها به دین آنها مستند نیست تا منجر به وهن دین آنان شود. بسیارى از سنت‌هاى ملى و قومى نادرست صرفاً براى تفریح و خوش گذرانى است. اگر کسانى که قمه مى‌زنند قبول کنند که صرفاً مى‌خواهند خوش باشند مشکلى نیست، اما مشکل از آنجا شروع مى‌شود که کارشان را مستند به دین مى‌کنند. (مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسى)؛ ج‌۴۸، ص: ۲۲۴)

همین حرفی که نویسنده ی این کتاب در رد قمه زنی آورده است در بحث زنجیر زنی و دیگر نحوه های عزاداری نیز هست. جالب است که افراد وقتی به قمه زنی می رسند این گونه اشکال می گیرند در حالی که این اشکال به کارهای خودشان نیز وارد است. حال اگر خودشان به نحوی کارشان را توجیه کنند قمه زنان نیز می توانند چنین کنند و توجیهاتی برای کارهای خود بیاورند.

به هر حال آنچه که به نظر می رسد این است که آن دسته از مراجع شیعه که با امثال قمه زنی مخالف اند بیشتر به خاطر مباحث سیاسیِ آن و بد جلوه داده شدن تشیع در جهان است و الا به نظر می رسد به عنوان حکم اولی مشکلی در انجام آن ندارند. در زیر به دو نمونه فتوا از علمای معاصر اشاره می کنیم:

مورد اول: در مورد زنجیر زنى که منجرّ به سیاه شدن و یا مجروح شدن بدن مى‌شود، و همچنین غالبا پشت پیراهن افراد باز است و بیشتر در خیابان و معابر عمومى ظاهر مى‌شوند، نظر شریف شما چیست؟

ج‌ – مانعى ندارد، مگر اینکه موجب ضرر فاحش بر بدن شود. (استفتاءات (آقای خمینى)؛ ج‌۳، ص: ۵۸۰)

مورد دوم: گاهى در سینه‌زنى یا زنجیر زنى، افراد بخشى از بدن را برهنه مى‌کنند، در حالى که زنان نیز حضور دارند. آیا اشکال دارد؟

ج. تا هنگامى که علم به تعمّد نظر با ریبه از دیگران ندارند، اشکال ندارد. (استفتاءات (بهجت)؛ ج‌۴، ص: ۵۴۲ س ۳۴‌)

به هر حال مراجع شیعه معمولا در بحث امام حسین کوتاه آمده و حکم به جواز سبک های مختلف عزاداری داده اند و اگر در جایی مخالفت کرده اند بیشتر به خاطر مباحث سیاسی است. شما ببینید که اگر سوالی که از آقای بهجت شده در یکی از امور اجتماعی شده بود آیا ایشان واقعا چنین جوابی می داد؟

و اما ما می خواهیم با بیان چند مطلب به این نتیجه برسیم که انجام ندادن چنین سبک هایی از عزاداری بهتر و حتی ممکن است در مواردی اصلا صحیح نباشد. البته قرائنی که برای اثبات این حرف می آوریم مجموعش می تواند چنین نتیجه ای به ما بدهد و نه تک تک قرائن.

 اولا وقتی پای دین به میان آمد باید احتیاط کرد چرا که ممکن است عملکردی آرام آرام به دین منسوب شود و جزو دین حساب گردد به صورتی که دیگر نتوان آن را مورد نقد قرار داد به خصوص در مورد عزاداری که با شور و احساس نیز همراه است و این شور و احساس عاملی می شود برای اینکه نتوان آن را مورد نقد قرار داد.

یادمان نرود که ما اضافه شدن برخی چیزها در دین را مشاهده کرده و می کنیم که با اینکه جزو دین نیست ولی دیگر نمی توان حتی به راحتی اعلام کرد که فلان چیز جزو دین نیست مثلا جمله ی اشهد ان علیا ولی الله جزو اذان نیست ولی به سختی می توان چنین مطلبی را برای مردم اعلام کرد. پس ما باید همواره آگاه باشیم. چه بسا اگر جلو برخی کارها گرفته نشود کم کم به عنوان دین معرفی می گردد. پس باید مرز بدعت و سنت کاملا مشخص باشد.

ثانیا هیچ یک از مصادیقی که مثال زده شد مورد دستور دین نمی باشد یعنی مثلا روایت نداریم که دین دستور به انجام چنین کارهایی داده باشد مثلا دین دستور نداده است که زنجیر بزنید یا قمه بزنید یا در خیابان ها راه بیفتید و دسته های عزاداری راه بیندازید.

ثالثا آنچه که از عملکرد ائمه اطلاع داریم انجام چنین کارهایی نبوده است. بد نیست که ما همان کارهایی که ائمه در عزاداری ها، انجام می دادند را انجام دهیم.

رابعا اگر کسی بخواهد این سبک از عزاداری ها را با مفاهیم کلی دین تطبیق دهد باید همه ی آن سبک ها را بپذیرد چون همگی را می توان با مفاهیم کلی دین به نحوی تطبیق داد. پس اینکه یکی را قبول کند و دیگری را رد کند صحیح نیست.

خامسا مواردی که عرف در تعیین مصادیقِ مفاهیم دینی دخالت دارد و بحث دین و عقلا مطرح نیست در چنین مواردی ممکن است آن مصداق کم کم خودش عبادت محسوب شود و بالاخره اموری عرفی به نام اسلام انجام شود و این مطلب مهمی است. آیا شما قبول دارید که چنین کارهایی به نام اسلام انجام می گیرد و به نام دین تمام می شود؟ جالب است بدانید که چنین کارهایی بعضا با نماز و حج مقایسه می شود.

به هر حال اگر مصادیق مفاهیم دینی را عقل معین کند با وقتی که عرف تعیین کند متفاوت است. به خصوص اینکه عرف بر خلاف عقل، حجت شرعی نیست. عزاداری عرفی غیر از عزاداری عقلی است.

سادسا ما مصادیقی را می توانیم قطعا مصداق مفاهیم کلی دین بدانیم که کاملا مصداق بر مفهوم تطبیق داشته باشد و همه ی عقلاء به تطبیق آن اذعان داشته باشند ولی مواردی که مشکوک است مثل سبک های عزاداری احتیاط این اقتضا را دارد که به قدر متیقن از آن اکتفا شود و به مصادیقی که کاملا بر عنوان کلی تطبیق دارد محدود شود.

سابعا به نظر می رسد عزاداری های عرفی که امروزه به سبک های مختلف انجام می گیرد دارای ثمره ی چندانی نیست و حتی بعضا با بدی هایی همراه است.

به هر حال به نظر بنده اگر قرار است برای امام حسین عزاداری شود بهترین نوع آن این است که جلساتی گرفته شود و در آن جلسات راجع به راه و روش امام حسین صحبت شود و در کنارش از مظلومیت ایشان نیز گفته شود.

دکمه2

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*