۱۳۹۷/۰۱/۳۱
پست های اخیر
خانه / اخلاق / اخلاق در قرآن / اذکار و دعاها و جملات قرآنی

اذکار و دعاها و جملات قرآنی

اذکار و دعاها و جملات قرآنی

مقدمه :

خوب است بجای اینکه به دنبال اذکار و دعاهای بی سند باشیم دعاها و ذکرهای قرآنی را یاد بگیریم. باید ادبیات ما قرآنی باشد. در قرآن برای مواقع مختلف ، اذکاری بیان شده است که باید آنها را فرا گیریم و وظیفه‌ی علماء است که این اذکار را به مردم بیاموزند. متأسفانه بعضا دیده شده که برخی مردم فلان دعا که اصلا سندی ندارد را حفظ هستند ولی با دعاها و اذکار قرآنی آشنا نیستند و حتی برخی از اذکار و دعاهای قرآنی به گوششان هم نخورده است و این مایه‌ی تأسف است.

به طور کلی سعی کنیم بیشتر با قرآن تکلم کنیم. به نظر می رسد که تلاوت قرآن و استفاده از آیات قرآنی باید در تمام شئون زندگی ما وجود داشته باشد.

در آیه ۶۱ سوره یونس چنین آمده است :

وَ مَا تَکُونُ فىِ شَأْنٍ وَ مَا تَتْلُواْ مِنْهُ مِن قُرْءَانٍ وَ لَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا کُنَّا عَلَیْکمُ‏ْ شهُُودًا إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ‏

ترجمه : در هر کارى که باشى و از براى آن کار که قرآن را تلاوت کنى و در هر عملى که باشید ما د رآن هنگام که شما سرگرم آن هستید شاهد شما هستیم.

در این آیه بحثى مطرح است که آمدن قید (مِنْهُ) در عبارت وَ مَا تَتْلُواْ مِنْهُ مِن قُرْءَانٍ چه نکته اى دارد در حالى که اگر این قید نمى آمد مشکلى نبود؟

در جواب باید گفته شود که ضمیر در (مِنْهُ) به شأن در عبارت وَ مَا تَکُونُ فىِ شَأْنٍ برمی گردد و دلالت دارد که پیغمبر یا افرادی که تابع پیامبر هستند در تمام شئونی که هستند ، قرآن را تلاوت کرده و از آن استفاده می کنند. پس ما نیز باید چنین باشیم.

بد نیست در اینجا به داستان زنی که به قرآن تکلم می کرده است اشاره کنیم. البته این داستان یک نقل تاریخی است و ظاهرا سند قطعی ندارد ولی به هر حال نقل آن بد نیست.

در کتاب بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏۴۳ ؛ ص۸۶ آمده است :

أَبُو الْقَاسِمِ الْقُشَیْرِیُّ فِی کِتَابِهِ قَالَ بَعْضُهُمْ‏ انْقَطَعْتُ فِی الْبَادِیَهِ عَنِ الْقَافِلَهِ فَوَجَدْتُ امْرَأَهً فَقُلْتُ لَهَا مَنْ أَنْتِ فَقَالَتْ وَ قُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ‏[۱] فَسَلَّمْتُ عَلَیْهَا فَقُلْتُ مَا تَصْنَعِینَ هَاهُنَا قَالَتْ‏ مَنْ یَهْدِ اللَّهُ‏ فَلَا مُضِلَّ لَهُ‏[۲] فَقُلْتُ أَ مِنَ الْجِنِّ أَنْتِ أَمْ مِنَ الْإِنْسِ قَالَتْ‏ یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ‏[۳] فَقُلْتُ مِنْ أَیْنَ‏ أَقْبَلْتِ قَالَتْ‏ یُنادَوْنَ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ[۴] فَقُلْتُ أَیْنَ تَقْصِدِینَ قَالَتْ‏ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ‏[۵] فَقُلْتُ مَتَى انْقَطَعْتِ قَالَتْ‏ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ‏ … فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ‏[۶] فَقُلْتُ أَ تَشْتَهِینَ طَعَاماً فَقَالَتْ‏ وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا یَأْکُلُونَ الطَّعامَ‏[۷] فَأَطَعَمْتُهَا ثُمَّ قُلْتُ هَرْوِلِی وَ لَا تَعَجَّلِی قَالَتْ‏ لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها[۸] فَقُلْتُ أُرْدِفُکِ فَقَالَتْ‏ لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَهٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا[۹] فَنَزَلْتُ فَأَرْکَبْتُهَا فَقَالَتْ‏ سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا[۱۰] فَلَمَّا أَدْرَکْنَا الْقَافِلَهَ قُلْتُ أَ لَکِ أَحَدٌ فِیهَا قَالَتْ‏ یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ‏[۱۱] وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ‏[۱۲] یا یَحْیى‏ خُذِ الْکِتابَ‏[۱۳] یا مُوسى‏ إِنِّی أَنَا اللَّهُ‏[۱۴] فَصِحْتُ بِهَذِهِ الْأَسْمَاءِ فَإِذَا أَنَا بِأَرْبَعَهِ شَبَابٍ مُتَوَجِّهَیْنِ نَحْوَهَا فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ مِنْکِ قَالَتْ‏ الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیاهِ الدُّنْیا[۱۵] فَلَمَّا أَتَوْهَا قَالَتْ‏ یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ‏[۱۶] فَکَافُونِی بِأَشْیَاءَ فَقَالَتْ‏ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ[۱۷] فَزَادُوا عَلَیَّ فَسَأَلْتُهُمْ عَنْهَا فَقَالُوا هَذِهِ أُمُّنَا فِضَّهُ جَارِیَهُ الزَّهْرَاءِ ع مَا تَکَلَّمَتْ مُنْذُ عِشْرِینَ سَنَهً إِلَّا بِالْقُرْآنِ.[۱۸]

ترجمه : بوالقاسم قشیری در کتاب خود آورده که یکی از آشنایان گفت: در بیابانی می رفتم که زنی تنها را دیدم به او گفتم تو کیستی؟

زن گفت: “و بگو سلام پس بزودی خواهید دانست.”[۱]

پس بر او سلام کردم و گفتم :در این جا چه می کنی؟

زن جواب داد: “و کسی را که خدا او را هدایت کند گمراه نمی شود.”[۲]

گفتم: تو از جن هستی یا از انس؟

زن جواب داد: “ای بنی آدم زینت های خود را با خود بردارید…”[۳]

گفتم از کجا آمده ای؟

جواب داد: “از جای دور.”[۴]

گفتم: کجا می خواهی بروی؟

جواب داد: “و برای خداست برعهده مردمی که استطاعت دارند حج بجا آورند.”[۵]

گفتم: چند روز است که حرکت کرده اید؟

جواب داد: “ما آسمانها و زمین را در شش روز خلق کردیم.”[۶]

گفتم آیا غذایی میل داری؟

جواب داد: «ما آنها را جسدهایی قرار نداده ایم که غذا نخوررند.”[۷]

گفتم: تندتر بیا و عجله مکن؟

جواب داد: خداوند هر کس را به اندازه توانش تکلیف می کند.[۸]

گفتم: آیا پشت سر خود سوارت کنم؟

جواب داد: اگر در آسمان و زمین خدایی جز الله بود فاسد می شدند”[۹]

پس پیاده شدم و او را سوار کردم ، او گفت:” سپاس خدای را که این (چهار پا) را برای ما تسخیر کرد.”[۱۰]

پس به قافله رسیدیم گفتم آیا در بین قافله کسی را داری؟

جواب داد: “ای داوود ما ترا خلیفه روی زمین قرار دادیم”[۱۱]، “و محمد، تنها رسول خداست”[۱۲]

“ای یحیی کتاب را بگیر.”[۱۳] “ای موسی من خدا هستم”.[۱۴]

پس من این چهار نام را صدا زدم، در این موقع چهار جوان به سوی آن زن آمدند! گفتم: اینان با تو چه نسبتی دارند؟

جواب داد: “مال و فرزندان زینت زندگی دنیا هستند”.[۱۵]

پس وقتی جوانان به نزد آن زن آمدند به آن ها گفت: “ای پدر او را اجیر کن (استخدام کن) بدرستی که او بهترین کسی است که اجیر کرده ای و نیرومند و درستکار است.”[۱۶]

پس آنان چیزهایی به من دادند، زن گفت: “و خداوند چند برابر می کند برای کسی که بخواهد”.[۱۷]

پس آن جوانان بیشتر به من دادند! من از آنان پرسیدم این زن کیست؟ گفتند: این مادر ما فضه کنیز حضرت زهرا (ع) است که بیست سال است فقط با قرآن جواب می دهد.[۱۸]

اگر این نقل درست باشد می فهمیم که در خانه‌ی حضرت زهراء چه می گذشته است که کنیز حضرت زهراء این قدر به قرآن مسلط بوده است. این چیزها را باید از حضرت زهراء یاد گرفت نه اینکه ایشان را آن قدر بالا ببریم که غیر قابل دسترس باشد.

به هر حال به نظر می رسد که ما از قرآن خیلی فاصله داریم. آقای مطهری در بخشی از گفته هایشان آورده اند :

چقدر اسباب تأسف است که تدریجاً باسوادهاى ما هم که هرگونه کتاب علمى و غیر علمى و حتى کتابهایى را که به زبانهاى بیگانگان نوشته شده است مى‏توانند قرائت کنند ولى از قرائت- چه رسد به حفظ- کتاب مقدس‏ آسمانى‏ خودشان‏ ناتوانند. (مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى ج‏۲۵ ۱۶۶ تعظیم قرآن ….. ص : ۱۶۶)

سعی کنیم بیشتر با قرآن محشور باشیم و ادبیات ما ، بیشتر قرآنی باشد. سعی کنیم اذکار قرآنی را یاد بگیریم.

در این جزوه ، به تعدادی از اذکار و دعاها و جملات قرآنی که در مواقع مختلف می توان گفت اشاره می کنیم تا زبان ما بیشتر به این ذکرها و جملات قرآنی بچرخد. البته طبیعتا جملات قرآنی که ما می توانیم در مواقع مختلف بگوییم بسیار بیشتر از آن چیزی است که در اینجا آورده شده است. شما می توانید با رجوع به قرآن با دیگر جملات قرآنی که می توان از آنها نیز استفاده کرد آشنا شوید. کافی است که واژه‌ی (قُل) را در قرآن جستجو کنید. جملاتی که بعد از این واژه آمده است از جمله جملاتی هستند که می توان در گفتگوها مورد استفاده قرار داد. البته از همه‌ی آیات قرآن می توان در گفتگوها استفاده کرد. خوب است که به طور کلی آیات قرآن را به مخاطبین خود دائما تذکر دهیم و زبانمان دائما به قرآن بچرخد.

تذکر : در این جزوه ، برای ترجمه‌ی آیات ، بیشتر از ترجمه‌ی آقای حسین انصاریان استفاده شده است.

شروع بحث :

ذکر در زمانى که در راه خدا مصیبت و شکستى به ما برسد :

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرَافَنَا فىِ أَمْرِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصرُْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْکَفِرِینَ(آل عمران-۱۴۷)

ترجمه : پروردگارا! گناهان ما و زیاده‏روى در کارمان را بر ما ببخش و قدم‏هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یارى ده.

ذکر در هنگام ترس و گرسنگى و زمانى که مصیبتى به ما برسد ، چه مصیبت جانى یا مالى :

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ(بقره-۱۵۶)

ترجمه : ما مملوک خداییم و یقیناً به سوى او بازمى‏گردیم.

تذکر : معمولا این ذکر را هنگام مرگ افراد مى گویند در حالى که وقتى آیات ۱۵۵ و ۱۵۶ سوره بقره با هم خوانده شود متوجه مى شویم که این ذکر مخصوص ترس و گرسنگى و مصیبت هاى مالى نیز هست. پس اگر دزد به مال ما زد و یا ورشکست شدیم نیز باید همین ذکر را بگوییم.

ذکر در هنگام سوار شدن بر مرکب :

سُبْحَانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنَا هَاذَا وَ مَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ(۱۳) وَ إِنَّا إِلىَ‏ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ(زمر-۱۴)

ترجمه : منزّه [از هر عیب و نقصى‏] است کسى که این [وسایل سوارى‏] را براى ما مسخّر و رام کرد، در حالى که ما را قدرت مسخّر کردن آنها نبود (۱۳) و یقیناً ما به سوى پروردگارمان باز مى‏گردیم (۱۴)

ذکر در هنگام حرکت و توقف مرکب :

بِسْمِ اللَّهِ مجَْراهَا وَ مُرْسَاهَا  إِنَّ رَبىّ‏ِ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ(هود-۴۱)

ترجمه : رفتن و ایستادن آن به نام خداست، همانا پروردگار من آمرزنده بخشایشگر است.

ذکر در هنگام بلند شدن از خواب یا بلند شدن از یک مجلس یا بلند شدن براى انجام یک کار :

وَ سَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّکَ حِینَ تَقُومُ(طور-۴۸)

ترجمه : و هنگامى که برمى‏خیزى پروردگارت را تسبیح و حمد گوى!

ذکر مربوط به وقتى که انسان مى خواهد اعلام کند که من فلان کار را خواهم کرد:

وَ لَا تَقُولَنَّ لِشَاْىْ‏ءٍ إِنىّ‏ِ فَاعِلٌ ذَالِکَ غَدًا(۲۳) إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ …(کهف-۲۴)

ترجمه : و هرگز درباره چیزى مگو که: من فردا آن را انجام مى‏دهم، (۲۳) مگر اینکه [بگویى: اگر] خدا بخواهد.

تذکر : از این آیات مى فهمیم که در کارها باید (ان شاء الله) بگوییم. البته متأسفانه ان شاء الله هایى که ما مى گوییم معناى دیگرى پیدا کرده و عملا به معناى این است که کلا معلوم نیست من فلان کار را انجام بدهم یا نه و در واقع ان شاء الله هایى که ما مى گوییم بیشتر با مشیت بنده مربوط است ولى ان شاء الله هایى که قرآن توصیه کرده به این معناست که انجام فلان کار بستگى به مشیت خدا دارد اگر چه بنده مشیتش قطعى است.

ذکر در هنگامى که انسان راه خیر و راهى که هدایت است را طى کرده است :

عَسىَ أَن یهَْدِیَنِ رَبىّ‏ِ لِأَقْرَبَ مِنْ هَاذَا رَشَدًا(کهف-۲۴)

ترجمه : امید است پروردگارم مرا به چیزى که از این به صواب و مصلحت نزدیک‏تر باشد، راهنمایى کند.

تذکر : این ذکر دلالت بر این دارد که همیشه باید به دنبال کمال بالاتر بود و انسان وقتى کار خیرى مى کند یا به راه خوبى علم پیدا مى کند باز باید از خدا توفیقات بالاتر را بخواهد.

ذکر در هنگام مشاهده‏ى صحنه‏هاى با عظمت مادی :

مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ(کهف-۳۹)

ترجمه : آنچه خدا بخواهد [صورت مى‏پذیرد] و هیچ نیرویى جز به وسیله خدا نیست.

تذکر : این ذکر را مى توان در هنگام مشاهده‏ى صحنه هاى طبیعت یا حتى مشاهده‏ى یک ماشین یا خانه‏ى قیمتى بیان کرد. این ذکر براى این است که با مشاهده‏ى صحنه هاى با عظمت ، عظمت آن چیز ما را از یاد خدا غافل نکند.

جملاتى که در گفتگو با کسى که نسبت به خدا و معاد بى اعتقاد است باید گفته شود:

أَ کَفَرْتَ بِالَّذِى خَلَقَکَ مِن تُرَابٍ ثمُ‏َّ مِن نُّطْفَهٍ ثمُ‏َّ سَوَّئکَ رَجُلًا(۳۷) لَّاکِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبىّ‏ِ وَ لَا أُشرِْکُ بِرَبىّ‏ِ أَحَدًا(کهف-۳۸)

ترجمه : آیا به آنکه تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آن گاه تو را به صورت مردى درست و نیکو درآورد، کافر شده‏اى؟ (۳۷) من [اقرار قلبى دارم که:] اوست خدا پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمى‏گیرم (۳۸)

ذکر در هنگامى که شخصى ما را به گناه دعوت کند :

مَعَاذَ اللَّهِ  إِنَّهُ رَبىّ‏ِ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ  إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ(یوسف-۲۳)

ترجمه : پناه به خدا، او پروردگار من است، جایگاهم را نیکو داشت، [من هرگز به پروردگارم خیانت نمى‏کنم‏] به یقین ستمکاران رستگار نمى‏شوند.

ذکر در زمان مشکلات و تهدیدات و مواقعى که ممکن است دیگران نسبت به ما مکر و حیله کنند :

أُفَوِّضُ أَمْرِى إِلىَ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ بَصِیرُ  بِالْعِبَادِ(غافر-۴۴)

ترجمه : من کارم را به خدا وامى‏گذارم زیرا خدا به بندگان بیناست.

تذکر : البته این ذکر در هر زمان و شرائطى نیز مى تواند گفته شود.

ذکرى که در ابتداى نامه و ابتداى نوشته اى که براى دیگرى مى فرستیم باید آورده شود :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ(نمل-۳۰)

ترجمه : به نام خداى رحمان و رحیم.

تذکر : دقت کنید که این آیه مربوط به نامه‏ى حضرت سلیمان (ع) به ملکه‏ى سبأ است. جالب است با اینکه حضرت سلیمان براى شخصى که کافر است نامه مى نویسد ولى باز بسم الله الرحمان الرحیم را در ابتداى نامه اش آورده است. حال ما براى همدیگر که نامه مى نویسیم چه بسا از ترس اینکه زیر دست و پا نیفتد این جمله را نمى آوریم. این نکته نیز توجه شود که برخى افراد نوشته هایشان را به نام غیر خدا شروع مى کنند و مثلا مى نویسند (به نام خلق قهرمان ایران) یا (به نام دوست) یا امثال این جملات که به نظر مى رسد صحیح نمى باشد.

ذکر در هنگامى که انسان از شر ظالمین نجات پیدا کرد :

الحَْمْدُ لِلَّهِ الَّذِى نجََّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(مومنون-۲۸)

ترجمه : همه ستایش‏ها ویژه خداست که ما را از این گروه ستم‏پیشه نجات داد.

ذکر براى زمانى که انسان جایگاه مشخصى براى قرار گرفتن در آن ندارد و از خدا مى خواهد براى او جایگاه خوبى قرار دهد :

رَبّ‏ِ أَنزِلْنىِ مُنزَلًا مُّبَارَکاً وَ أَنتَ خَیرُْ الْمُنزِلِینَ(مومنون-۲۹)

ترجمه : پروردگارا! مرا در جایگاهى پرخیر و برکت فرود آور، که تو بهترین فرودآورندگانى.

تذکر : این ذکر را مسافرانى که به دنبال مکان مناسبى مى گردند نیز مى توانند بگویند. حتى به نظر مى رسد کسى که به دنبال جاى پارک مى گردد نیز مى تواند این ذکر را بگوید و از طریق آن از خدا بخواهد جایى برایش پیدا شود که پر برکت باشد.

ذکر مربوط به ورود و خروج در مکان یا در کارى :

وَ قُل رَّبّ‏ِ أَدْخِلْنىِ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنىِ مخُْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَل لىّ‏ِ مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا(اسراء-۸۰)

ترجمه : پروردگارا! مرا [در هر کار و شغلى‏] به نیکى وارد کن و به نیکى بیرون آور و برایم از نزد خود نیرویى یارى دهنده قرار ده.

تذکر : این ذکر را مى توان در ابتدا یا انتهاى یک بحث و مناظره نیز خواند و از خدا بخواهیم که در بحث با دیگران به ما سلطان نصیر بدهد تا بتوانیم استدلالات صحیح بیاوریم‏ و از لحاظ استدلال ، پیروز شویم. دقت کنید که مراد از سلطان در این آیه سلطه اى است که به ما کمک کند تا بتوانیم بر کارها چیره و پیروز شویم. حال برخى از سلطه ها ، نصیر نیست چرا که موجب غرور ما مى شود و در نتیجه به طور واقعى ما را کمک نمى کند. ما از خدا سلطه اى مى خواهیم که واقعا موجب یارى ما شود و ما را در اهداف الهى یارى کند نه سلطه ای که هدف از آن غلبه‏ى ظاهرى بر مردم باشد. این احتمال نیز هست که نصیر ، صفت توضیحى براى سلطان باشد و در نتیجه معناى عبارت این مى شود که خدایا به ما حجتى بده که ما را یارى کند.

ذکر مربوط به وقتى که حق روشن مى شود :

جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ  إِنَّ الْبَاطِلَ کاَنَ زَهُوقًا(اسراء-۸۱)

ترجمه : حق آمد و باطل نابود شد بى‏تردید باطل نابود شدنى است.

ذکر براى کسى که بخواهد کسى را چند روز جانشین خودش کند :

اخْلُفْنىِ فىِ قَوْمِى وَ أَصْلِحْ وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ(اعراف-۱۴۲)

ترجمه : در میان قومم جانشین من باش و به اصلاح برخیز و از راه و روش مفسدان پیروى مکن.

ذکر و دعاى مربوط به وقتى که انسان به چهل سالگى و رشد جسمى و روحى و عقلى مى رسد :

رَبّ‏ِ أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ عَلىَ‏َّ وَ عَلىَ‏ وَالِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لىِ فىِ ذُرِّیَّتىِ  إِنىّ‏ِ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنىّ‏ِ مِنَ الْمُسْلِمِینَ(احقاف-۱۵)

ترجمه : پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کرده‏اى سپاس گزارم، و کار شایسته‏اى که آن را مى‏پسندى انجام دهم و ذریه و نسل مرا براى من صالح و شایسته گردان که من به سوى تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمان‏ها و احکام‏] توام.

تذکر : در همین جا به این نکته اشاره کنیم که ظاهرا بسیارى از مردم وقتى به سن چهل سالگى مى رسند اصلا چنین ذکرى را نمى گویند و اصلا خبر ندارند که چنین ذکرى در قرآن آمده است و این به خاطر مهجوریت قرآن است که البته مبلغین دین نیز در این مهجوریت سهیم هستند. ما باید سعى کنیم با این اذکار آشنا شویم و در مواقع خودش آنها را بخوانیم. بسیارى از مردم اصلا نمى دانند در کجاى قرآن چنین اذکارى آمده است. آنها خوب مى دانند که براى فلان کار به کدام قسمت از موبایلشان باید بروند و اگر ندانند تلاش مى کنند که یاد بگیرند ولى نمى دانند که براى فلان ذکر به کجاى قرآن باید رجوع کنند و در این زمینه تلاش هم نمى کنند. کافى است شما از مردم بپرسید ذکر مربوط به ۴۰ سالگى در کجاى قرآن آمده است و سپس ببینید که آیا آنها جواب این سوال را مى دانند یا نه؟ این نکته نیز توجه شود که با خواندن دعاهاى قرآنى متوجه مى شویم که سطح دعاهاى ما خیلى پایین است و وقتى ادبیات دعایى خود را با ادبیات دعایى قرآن مقایسه مى کنیم تفاوت فاحشى در بین آنها مى یابیم.

گفتار پدر و مادر مومن به فرزندِ بى اعتقاد خود :

وَیْلَکَ ءَامِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ(احقاف-۱۷)

ترجمه : واى بر تو ایمان بیاور، بى‏تردید وعده خدا [درباره سعادت و رستگارى مؤمنان در قیامت و شقاوت و بدبختى کافران‏] حق است.

ذکر مربوط به وقتى که انسان نشانه هاى فضل خدا بر خودش را مشاهده مى کند :

هَاذَا مِن فَضْلِ رَبىّ‏ِ لِیَبْلُوَنىِ ءَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ  وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ  وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبىّ‏ِ غَنىِ‏ٌّ کَرِیمٌ(نمل-۴۰)

ترجمه : این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده‏اى ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزارى کند به سود خود سپاس گزارى مى‏کند و هر کس ناسپاسى ورزد [زیانى به خدا نمى‏رساند] زیرا پروردگارم بى‏نیاز و کریم است.

ذکر مخصوص به پشیمانى بعد از گناه و نجات از غم و اندوه آن :

لاَ إِلَاهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنىّ‏ِ کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ(انبیاء-۸۷)

ترجمه : معبودى جز تو نیست تو از هر عیب و نقصى منزّهى، همانا من از ستمکارانم.

ذکر براى کسى که بچه ندارد و از خدا مى خواهد که او را فرزند دار کند :

رَبّ‏ِ لَا تَذَرْنىِ فَرْدًا وَ أَنتَ خَیرُْ الْوَارِثِینَ(انبیاء-۸۹)

ترجمه : پروردگارا! مرا تنها [و بى‏فرزند] مگذار و تو بهترین وارثانى.

تذکر : البته توجه شود که این دعا ، دعای حضرت زکریا است و طبیعتا هدف ایشان از بچه دار شدن ادامه‌ی نسل نبوت بوده است. پس کسی که این دعا را می خواند باید در ذهنش این باشد که بچه ای پیدا کند که در پیشبرد دین خدا موثر باشد.

ذکر براى کسى که بچه‏ى پاک و صالح مى خواهد :

الف) رَبّ‏ِ هَبْ لىِ مِن لَّدُنکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً  إِنَّکَ سمَِیعُ الدُّعَاءِ(آل عمران-۳۸)

ترجمه : پروردگارا! مرا از سوى خود فرزندى پاک و پاکیزه عطا کن، یقیناً تو شنواى دعایى.

ب) رَبّ‏ِ هَبْ لىِ مِنَ الصَّالِحِینَ(صافات-۱۰۰)

ترجمه : پروردگارا! مرا فرزندى که از صالحان باشد عطا کن.

ذکر براى کسى که مى خواهد فرزندش وارث انبیاء باشد و خدا از او راضى باشد :

هَبْ لىِ مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا(۵) یَرِثُنىِ وَ یَرِثُ مِنْ ءَالِ یَعْقُوبَ  وَ اجْعَلْهُ رَبّ‏ِ رَضِیًّا(مریم-۶)

ترجمه : مرا از سوى خود فرزندى عطا کن. (۵) که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را پروردگارا! [از هر جهت‏] مورد رضایت [خود] قرار ده. (۶)

تذکر : دقت کنید که هدف از بچه دار شدن ، تنها نباید این باشد که بچه اى به دنیا بیاید تا سرگرم شویم بلکه هدف اصلى از بچه دار شدن براى یک انسان مومن و متقى این است که فردى متقى از نسل او متولد شود که راه و روش انبیاء را طى کند.

ذکر مربوط به نام گذارى فرزند :

إِنىّ‏ِ سَمَّیْتهَُا مَرْیَمَ وَ إِنىّ‏ِ أُعِیذُهَا بِکَ وَ ذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ(آل عمران-۳۶)

ترجمه : من نامش را «مریم» نهادم، و او و فرزندانش را از خطرات مهلک و وسوسه‏هاى بنیان برانداز شیطان رانده شده به پناه تو مى‏آورم.

ذکر براى مادرى که بخواهد فرزند درون شکمش را وقف خدا کند :

إِنىّ‏ِ نَذَرْتُ لَکَ مَا فىِ بَطْنىِ مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنىّ‏ِ  إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ(آل عمران-۳۵)

ترجمه : پروردگارا! براى تو نذر کردم که آنچه را در شکم خود دارم [براى خدمت خانه تو از ولایت و سرپرستى من‏] آزاد باشد، بنابراین از من بپذیر یقیناً تو شنوا و دانایى.

ذکری که مریض باید توسط آن ذکر با خدا صحبت کند :

أَنىّ‏ِ مَسَّنىِ‏َ الضُّرُّ وَ أَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحمِِینَ(انبیاء-۸۳)

ترجمه : پروردگارا ، مرا آسیب و سختى رسیده و تو مهربان‏ترین مهربانانى.

تذکر : این ذکر را مقایسه کنید با حرفهایى که ما در حین بیمارى مى زنیم. جالب است که حتى حضرت ایوب صراحتا به خدا نمى گوید من را شفا بده.

ذکر براى کسى که راجع به حکمت خدا ابهاماتى برایش پیش آمده است :

رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسئَلَکَ مَا لَیْسَ لىِ بِهِ عِلْمٌ  وَ إِلَّا تَغْفِرْ لىِ وَ تَرْحَمْنىِ أَکُن مِّنَ الْخَاسِرِینَ(هود-۴۷)

ترجمه : پروردگارا! من از اینکه چیزى را که به آن علم ندارم از تو بخواهم به تو پناه مى‏برم و اگر مرا نیامرزى و بر من رحم نکنى از زیانکاران خواهم بود.

تذکر : ممکن است براى کسى شبهاتى پیش آید که مثلا چرا خدا چنین کرده است و در نتیجه بخواهد بدون اینکه احاطه‏ى علمى داشته باشد از خدا تقاضایى کند که آن تقاضا صحیح نباشد. در چنین حالتى خوب است که این ذکر گفته شود.

ذکر مربوط به آخر یک گفتار :

وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الحَْمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعاَلَمِینَ(یونس-۱۰)

ترجمه : پایان‏بخشِ نیایش بهشتیان این است که: همه ستایش‏ها ویژه خداست که پروردگار جهانیان است.

ذکر و دعا براى زیاد شدن علم :

رَبّ‏ِ زِدْنىِ عِلْمًا(طه-۱۱۴)

ترجمه :  پروردگارا! دانش مرا بیفزاى.

ذکر مربوط به وقتى که به سمت حکم خدا و رسول دعوت مى شویم :

سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا(نور-۵۱)

ترجمه : شنیدیم و اطاعت کردیم.

ذکر مربوط به ورود به یک خانه :

فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُواْ عَلىَ أَنفُسِکُمْ تحَِیَّهً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُباَرَکَهً طَیِّبَهً(نور-۶۱)

ترجمه : پس هرگاه به خانه‏هایى وارد شدید، بر خودتان سلام کنید که درودى است از سوى خدا [درودى‏] پربرکت و پاکیزه.

تذکر : طبق این آیه می فهمیم که در سلام کردن رعایت کردن چند مطلب لازم است:

الف) استفاده از واژه‏ى سلام. (امروزه گروهى سعى مى کنند براى اینکه اسلامى صحبت نکنند به خصوص براى سلام کردن از الفاظ دیگرى استفاده کنند)

ب) ربط دادن سلام و احوال پرسی با خدا

ج) استفاده از واژه هایی که در آن بحث برکت و پاکی و حیات وجود دارد مثل اینکه خدا به شما برکت دهد، ان شاء الله حیات طیبه داشته باشید، سلام علیکم و رحمه الله و برکاته‏

ذکر مربوط به وقتى که انسان هاى ضعیف الایمان ، مومنین واقعى را از رسیدن به هدف و نجات از ظالمین ناامید مى کنند :

کلاََّ  إِنَّ مَعِىَ رَبىّ‏ِ سَیهَْدِینِ(شعراء-۶۲)

ترجمه : این چنین نیست، بى‏تردید پروردگارم با من است، و به زودى مرا هدایت خواهد کرد.

ذکر مربوط به وقتى که انسان احتیاجى دارد و مى خواهد فقر خود نسبت به نعمت هاى خدا را اعلام کند :

رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ لِمَا أَنزَلْتَ إِلىَ‏َّ مِنْ خَیرٍْ فَقِیرٌ(قصص-۲۴)

ترجمه : پروردگارا! به آنچه از خیر بر من نازل کردى، نیازمندم.

تذکر : دقت کنید که این جمله ، مربوط به حضرت موسى است. در ذیل این آیه در تفسیر نمونه آمده است : آرى او خسته و گرسنه بود، او در آن شهر غریب و تنها بود و پناهگاهى نداشت، اما در عین حال بیتابى نمى‏کند، آن قدر مؤدب است که حتى به هنگام دعا کردن صریحا نمى‏گوید خدایا چنین و چنان کن، بلکه مى‏گوید:” هر خیرى که بر من فرستى به آن نیازمندم” یعنى تنها احتیاج و نیاز خود را بازگو مى‏کند  و بقیه را به لطف پروردگار وامى‏گذارد.(تفسیر نمونه، ج‏۱۶، ص: ۵۷)

دقت شود که این نوع ادبیات برای ما الگوست. باید توجه داشت که هیچ آیه ای در قرآن وجود ندارد که اولیای الهی صراحتا از خدا تنها نعمت مادی خواسته باشند. حتی در این جمله که از حضرت موسی نقل شده است اولا ایشان صراحتا از خدا درخواست نکرده است و ثانیا با آوردن واژه‌ی (خیر) ، خود را فقیر آن چه که واقعا بهترین است دانسته است و بهترین چیزها آن است که در مسیر الهی باشد و اهداف و نتایج الهی به همراه داشته باشد. به هر حال حضرت موسی برای خدا ، از دست فرعون در حال فرار بود و معلوم است که اگر خود را فقیر خیری می داند در همان مسیر الهی اش است. به هر ترتیب شرائط حضرت موسی در زمانی که این جمله را گفته است شرائطی بوده که هر کسی به خودش اجازه می دهد که دعای مادی بکند ولی باز حضرت موسی درخواست نمی کند بلکه تنها فقر خود را به خدا اعمال می دارد. حضرت موسی در شهری غریب بدون مسکن و غذا تنها مانده است. در این شرائط باز به خدا نمی گوید که خدایا برای من مسکن تهیه کند بلکه تنها فقر خود را اعلام می دارد. ببینید ادبیات انسان های الهی چگونه است؟

توجه شود که دعاهای مورد تأیید قرآن یا در مسیر معنویت است و یا اگر هم مادی است ، اهداف معنوی به دنبال آن است. مواردی که در قرآن از زبان برخی افراد تنها درخواست مادی صورت گرفته است آن افراد مورد مدح نیستند و بلکه مورد مذمت اند که در این زمینه می توانید به آیه ۲۰۰ سوره بقره و همچنین آیه ۶۱ سوره بقره مراجعه کنید.

ذکر مربوط به کسى که قدرت بدنى یا مالى یا مقامى دارد :

رَبّ‏ِ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلىَ‏َّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیرًا لِّلْمُجْرِمِینَ(قصص-۱۷)

ترجمه : پروردگارا! به خاطر قدرت و نیرویى که به من عطا کردى، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.

جملاتى که باید به انسان هاى دنیا پرست گفت :

لَا تَفْرَحْ  إِنَّ اللَّهَ لَا یحُِبُّ الْفَرِحِینَ(۷۶) وَ ابْتَغِ فِیمَا ءَاتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الاَْخِرَهَ  وَ لَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا  وَ أَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ  وَ لَا تَبْغِ الْفَسَادَ فىِ الْأَرْضِ  إِنَّ اللَّهَ لَا یحُِبُّ الْمُفْسِدِینَ(۷۷) …. وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیرٌْ لِّمَنْ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا وَ لَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابرُِونَ(قصص-۸۰)

ترجمه : [متکبرانه و مغرورانه‏] شادى مکن، قطعاً خدا شادمانان [متکبر و مغرور] را دوست ندارد. (۷۶) در آنچه خدا به تو عطا کرده است سراى آخرت را بجوى، و سهم خود را از دنیا فراموش مکن، و نیکى کن همان گونه که خدا به تو نیکى کرده است، و در زمین خواهان فساد مباش، بى‏تردید خدا مفسدان را دوست ندارد. (۷۷) ….. واى بر شما پاداش خدا براى کسانى است که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‏اند [از آنچه او دارد] بهتر است. و [این حقیقت الهیه را] جز شکیبایان در نمى‏یابند. (۸۰)

ذکر در هنگام وسوسه هاى شیطانى :

وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ  إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(اعراف-۲۰۰)

ترجمه : و اگر [وسوسه‏اى از سوى‏] شیطان، تو را [به خشم بر مردم و ترکِ مهربانى و ملاطفت‏] تحریک کند، به خدا پناه جوى زیرا خدا شنوا و داناست.

تذکر : بر طبق این آیه در هنگام وسوسه هاى شیطانى باید (اعوذ بالله) بگوییم و البته عملا نیز به خدا پناه ببریم. البته این آیه صراحت در گفتن ذکرى ندارد. آن آیاتى که به خصوص در مورد ذکر مخصوص به پناه بردن به خدا در حین تحریکات شیطان است اذکار زیر مى باشد :

رَبّ‏ِ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ(۹۷) وَ أَعُوذُ بِکَ رَبّ‏ِ أَن یحَْضُرُونِ(مومنون-۹۸)

ترجمه : پروردگارا! از وسوسه‏هاى شیطان‏ها به تو پناه مى‏آورم، (۹۷) و پروردگارا! به تو پناه مى‏آورم از اینکه [شیطان‏ها] نزد من حاضر شوند. (۹۸)

ذکر مربوط به حین قرائت قرآن :

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ(نحل-۹۸)

ترجمه : پس هنگامى که قرآن مى‏خوانى از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.

تذکر : بر طبق این آیه در هنگام تلاوت قرآن باید عملا به خدا پناه ببریم و البته گفتن ذکر (اعوذ بالله) در ابتداى قرائت نیز مفید است.

دعا براى پدر و مادر :

رَبّ‏ِ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرًا(اسراء-۲۴)

ترجمه :  پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکى تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده.

دعا براى زن و فرزند و ذریه و نسل :

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّتِنَا قُرَّهَ أَعْینُ‏ٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا(فرقان-۷۴)

ترجمه : پروردگارا! ما را از سوى همسران و فرزندانمان خوشدلى و خوشحالى بخش، و ما را پیشواى پرهیزکاران قرار ده.

دعا براى دورى از آتش جهنم :

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا(۶۵) إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقَامًا(فرقان-۶۶)

ترجمه : پروردگارا! عذاب [دوزخ‏] را از ما بگردان که مسلماً عذاب آن پایدار و همیشگى است. (۶۵) قطعاً دوزخ چه بد قرارگاه و چه بد اقامت گاهى است. (۶۶)

جمله اى که وقتى انسان هاى جاهل ما را تهدید مى کنند باید به آنها گفته شود :

سَلَامٌ عَلَیْکَ سَأَسْتَغْفِرُ لَکَ رَبىّ‏ِ  إِنَّهُ کاَنَ بىِ حَفِیًّا(مریم-۴۷)

ترجمه : سلام بر تو، به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش مى‏خواهم زیرا او همواره نسبت به من بسیار نیکوکار و مهربان است.

جمله اى که باید به اهل شرک و خرافات که قصد انحراف ما را دارند گفته شود :

وَ أَعْتزَِلُکُمْ وَ مَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُواْ رَبىّ‏ِ عَسىَ أَلَّا أَکُونَ بِدُعَاءِ رَبىّ‏ِ شَقِیًّا(مریم-۴۸)

ترجمه : و من از شما و معبودانى که به جاى خدا مى‏خوانید، کناره مى‏گیرم و پروردگارم را مى‏خوانم، امید است در خواندن پروردگارم [از اجابت او] محروم و بى‏بهره نباشم.

نوع سلام به غریبه اى که به ما سلام کرده است :

وَ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِیمَ بِالْبُشْرَى‏ قَالُواْ سَلَامًا  قَالَ سَلَامٌ(هود-۶۹)

ترجمه : و به راستى فرستادگان ما ابراهیم را مژده آورده سلام گفتند، او هم گفت: سلام [بر شما].

تذکر : دقت کنید در این آیه ، سلام اول به صورت منصوب و سلام دوم به صورت مرفوع آمده است. از این تفاوت استفاده شده است که در سلام دوم تأکید بیشترى وجود دارد و در نتیجه حضرت ابراهیم به مهمانان غریبه اش سلام با تأکید فرستاده است. بنابراین طبق آیات قرآن وقتى حتى یک غریبه به ما سلام کرد ما باید خیلى خوب و بهتر از سلام او به او پاسخ دهیم. حال ، این را مقایسه کنید با رفتار ما که اگر غریبه اى به ما سلام کرد تعجب مى کنیم و یا با بدبینى جواب او را مى دهیم.

ذکر مربوط به هنگامى که انسان از نعمت هاى الهى که به او رسیده مسرور شده است :

رَبّ‏ِ أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ عَلىَ‏َّ وَ عَلىَ‏ وَالِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صاَلِحًا تَرْضَاهُ وَ أَدْخِلْنىِ بِرَحْمَتِکَ فىِ عِبَادِکَ الصَّلِحِینَ(نمل-۱۹)

ترجمه : پروردگارا! به من الهام کن تا شکر نعمتى را که به من و پدر و مادرم عطا کرده‏اى به جاى آورم، و اینکه کار شایسته‏اى که آن را بپسندى انجام دهم، و مرا به رحمتت در میان بندگان شایسته‏ات درآور.

دعا براى امنیت سرزمین مکه :

رَبّ‏ِ اجْعَلْ هَاذَا الْبَلَدَ ءَامِنًا(ابراهیم-۳۵)

ترجمه : پروردگارا! این شهر [مکه‏] را منطقه‏اى امن قرار ده.

دعا براى دورى خود و فرزندانمان از شرک و بت پرستى :

اجْنُبْنىِ وَ بَنىِ‏َّ أَن نَّعْبُدَ الْأَصْنَامَ(ابراهیم-۳۵)

ترجمه : من و فرزندانم را از پرستش بت‏ها دور بدار.

دعا براى اینکه خودمان و نسلمان ، جزو اقامه کنندگان نماز باشیم :

رَبّ‏ِ اجْعَلْنىِ مُقِیمَ الصَّلَوهِ وَ مِن ذُرِّیَّتىِ  رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ(ابراهیم-۴۰)

پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و نیز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده‏]. و پروردگارا! دعایم را بپذیر.

تذکر : افرادى که فرزندانشان اهل نماز نیستند باید این دعا را زیاد بگویند.

دعا براى غفران خود و پدر و مادر و مومنین :

رَبَّنَا اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ(ابراهیم-۴۱)

ترجمه : پروردگارا! روزى که حساب برپا مى‏شود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز.

درخواست مجموعه اى از نعمت هاى معنوى :

رَبّ‏ِ هَبْ لىِ حُکْمًا وَ أَلْحِقْنىِ بِالصَّالِحِینَ(۸۳) وَ اجْعَل لىّ‏ِ لِسَانَ صِدْقٍ فىِ الاَْخِرِینَ(۸۴) وَ اجْعَلْنىِ مِن وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ(۸۵) وَ اغْفِرْ لِأَبىِ إِنَّهُ کاَنَ مِنَ الضَّالِّینَ(۸۶) وَ لَا تخُْزِنىِ یَوْمَ یُبْعَثُونَ(۸۷) یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَ لَا بَنُونَ(۸۸) إِلَّا مَنْ أَتىَ اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ(شعراء-۸۹)

ترجمه : پروردگارا! به من حکمت بخش، و مرا به شایستگان ملحق کن. (۸۳) و براى من در آیندگان نامى نیک و ستایشى والا مرتبه قرار ده، (۸۴) و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان، (۸۵) و پدرم را بیامرز که او از گمراهان است، (۸۶) و روزى که [مردگان‏] برانگیخته مى‏شوند، رسوایم مکن (۸۷) روزى که هیچ مال و اولادى سود نمى‏دهد، (۸۸) مگر کسى که دلى سالم [از رذایل وخبایث‏] به پیشگاه خدا بیاورد، (۸۹)

تذکر : دعایى که در آیه ۸۴ آمده است دلالت دارد که انسان تنها نباید براى دوران حیاتش دعا کند بلکه باید دعا کند که مسیرش در بعد از حیاتش نیز ادامه پیدا کند. البته بحث در این آیات راجع به مسیر هدایتى است و حضرت ابراهیم دعا مى کند که خدایا کارى کن که بعد از من در بین نسل هاى آینده صحبت از من باشد و مسیر من ادامه پیدا کند.

ذکر مربوط به وقتى که انسان را از دشمن و مخالفین مى ترسانند :

حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ(آل عمران-۱۷۳)

ترجمه : خدا ما را بس است، و او نیکو وکیل و کارگزارى است.

ذکر مربوط به وقتى که انسان بخواهد در مقابل پیشنهاد مزدى که به او شده آنچه را که خدا به او داده است بهتر بداند :

مَا مَکَّنىّ‏ِ فِیهِ رَبىّ‏ِ خَیرٌْ(کهف-۹۵)

ترجمه : آنچه پروردگارم مرا در آن تمکّن و قدرت داده [از مزد شما] بهتر است.

ذکر مربوط به وقتى که عده‏اى با هدیه و رشوه دادن به انسان بخواهند اهداف خاصى را دنبال کنند :

أَ تُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا ءَاتَانِىَ اللَّهُ خَیرٌْ مِّمَّا ءَاتَاکُم بَلْ أَنتُم بهَِدِیَّتِکمُ‏ْ تَفْرَحُونَ(نمل-۳۶)

ترجمه : مى‏خواهید مرا با مال کمک کنید (و فریب دهید)؟! آنچه خدا به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده است بلکه شما هستید که به هدیه‏هایتان خوشحال مى‏شوید.

ذکر مربوط به وقتى که بخواهیم کسى را به راه راست هدایت کنیم :

 وَ السَّلَامُ عَلىَ‏ مَنِ اتَّبَعَ الهُْدَى(طه-۴۷)

ترجمه : و درود بر کسى باد که از هدایت [حق‏] پیروى کند.

ذکر مربوط به وقتى که عده اى که دشمن ما هستند منتظر رسیدن مصیبتى به ما هستند :

قُل لَّن یُصِیبَنَا إِلَّا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَ عَلىَ اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(۵۱) قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَیَینْ‏ِ  وَ نحَْنُ نَترََبَّصُ بِکُمْ أَن یُصِیبَکمُ‏ُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَیْدِینَا  فَترََبَّصُواْ إِنَّا مَعَکُم مُّترََبِّصُونَ(توبه-۵۲)

ترجمه : بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرّر کرده، نخواهید رسید، او سرپرست و یار ماست و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند. (۵۱) بگو: آیا درباره ما جز یکى از دو نیکى [پیروزى یا شهادت‏] را انتظار مى‏برید؟ در صورتى که ما درباره شما انتظار مى‏بریم که خدا از سوى خود یا به دست ما عذابى به شما برساند پس انتظار برید که ما هم با شما منتظریم. (۵۲)

جمله‌ی مربوط به وقتى که بخواهیم از طلاق جلوگیرى کنیم :

أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ(احزاب-۳۷)

ترجمه : همسرت را براى خود نگه دار و تقواى الهى پیشه کن.

تذکر : جالب است که چنین جمله‏اى که قصدش جلوگیرى از طلاق است در قرآن وجود دارد ولى جمله‏اى که صراحتا این مطلب را بگوید که وقتى به مرحله‏ى آخر رسیده‏اى همسرت را طلاق بده در قرآن وجود ندارد.

ذکر مربوط به حین ترس از ظالمین و و فرار از آنها :

رَبّ‏ِ نجَِّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(قصص-۲۱)

ترجمه : پروردگارا! مرا از این مردم ستمکار نجات بده.

ذکر مربوط به وقتى که انسان امیدى در طول مسیرش پیدا مى کند :

عَسىَ‏ رَبىّ‏ِ أَن یَهْدِیَنىِ سَوَاءَ السَّبِیلِ(قصص-۲۲)

ترجمه : امید است پروردگارم مرا به راه راست [که انسان را به نتیجه مطلوب مى‏رساند] راهنمایى کند.

دعا براى جدا شدن از فاسقین :

فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَ بَینْ‏َ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ(مائده-۲۵)

ترجمه : پس میان ما و این گروه نافرمان و بدکار جدایى انداز.

تذکر : مراد از جدایى در این آیه ممکن است جدایى مکانى یا جدایى فکرى باشد که انسان معلوم باشد که موضعش با موضع فاسقین متفاوت است.

دعا براى مومنین گذشته به خصوص مهاجرین و انصار و درخواست اینکه نسبت به مومنین کینه نداشته باشیم :

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِاخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْایمَانِ وَ لَا تجَْعَلْ فىِ قُلُوبِنَا غِلاًّ لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ(حشر-۱۰)

ترجمه : پروردگارا! ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز، و در دل‏هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده. پروردگارا! یقیناً تو رئوف و مهربانى.

جمله‏ى مربوط به وقتى که بخواهیم افراد را به شادى حقیقى که شادى توسط قرآن است ترغیب کنیم :

بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَالِکَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیرٌْ مِّمَّا یجَْمَعُونَ(یونس-۵۸)

ترجمه : به فضل و رحمت خدا یعنى قرآن ، باید خوشحال شوند که این، از تمام آنچه گردآورى کرده‏اند، بهتر است.

جمله اى که باید به کسانى که بدون دلیل به دین چیزى را نسبت مى دهند بگوییم :

ءَاللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ  أَمْ عَلىَ اللَّهِ تَفْترَُونَ(یونس-۵۹)

ترجمه : آیا خدا این حرام و حلال کردن را به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ مى‏بندید؟!

ذکر و دعاى راسخون در علم (ذکر و دعایى که در برخورد با آیات متشابه باید گفته شود) :

ءَامَنَّا بِهِ کلُ‏ٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا …. رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً  إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ(۸) رَبَّنَا إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لَّا رَیْبَ فِیهِ  إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ(آل‏عمران-۹)

ترجمه : ما به آن ایمان آوردیم، همه [چه محکم، چه متشابه‏] از سوى پروردگار ماست…. پروردگارا! دل‏هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودى منحرف مکن، و از سوى خود رحمتى برما ببخش زیرا تو بسیار بخشنده‏اى. (۸) پروردگارا! قطعاً تو در روزى که هیچ شکى در آن نیست، گردآورنده همه مردمى زیرا خدا وعده شکن نیست.(۹)

جمله اى که باید به کسانى که به خاطر سستى و ترس حاضر به انجام دستورات دینى نیستند گفت :

عَلىَ اللَّهِ فَتَوَکلَُّواْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ(مائده-۲۳)

ترجمه : اگر مؤمن هستید بر خدا توکل کنید.

دعا براى پیدا کردن راه حق :

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ(۶) صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیرِْ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ(فاتحه-۷)

ترجمه : ما را به راهِ راست هدایت کن. (۶) راه کسانى [چون پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان‏] که به آنان نعمتِ [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه‏] عطاکردى، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه‏اند. (۷)

تذکر : دقت شود که طبق این دعا ما از خدا مى خواهیم که دقیقا در راه مستقیم قرار بگیریم و حتى در راه گمراهانى که مورد غضب خدا نیستند نباشیم.

جمله اى که باید به کسانى که قائلند خدا فقط آنها را دوست دارد و دیگر مردم را دوست ندارند گفته شود :

إِن زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ المَْوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ(جمعه-۶)

ترجمه :  اگر گمان مى‏کنید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس آرزوى مرگ کنید اگر راستگویید [چون دوستان خدا براى رسیدن به لقاء او مشتاق مرگ هستند.]

دعاى اولو الالباب :

رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَاذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ(۱۹۱) رَبَّنَا إِنَّکَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ  وَ مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ(۱۹۲) رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِى لِلْایمَنِ أَنْ ءَامِنُواْ بِرَبِّکُمْ فََامَنَّا  رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیَِّاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ(۱۹۳) رَبَّنَا وَ ءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلىَ‏ رُسُلِکَ وَ لَا تخُْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ  إِنَّکَ لَا تخُْلِفُ المِْیعَادَ(آل عمران-۱۹۴)

ترجمه : پروردگارا! این [جهان با عظمت‏] را بیهوده نیافریدى، تو از هر عیب و نقصى منزّه و پاکى پس ما را از عذاب آتش نگاهدار. (۱۹۱) پروردگارا! بى‏تردید هر که را تو در آتش در آورى، مسلماً خوار و رسوایش کرده‏اى، و براى ستمکاران یاورانى نخواهد بود. (۱۹۲) پروردگارا! بى‏تردید ما [صداى‏] ندا دهنده‏اى را شنیدیم [که مردم را] به ایمان فرا مى‏خواند که به پروردگارتان ایمان آورید. پس [ما] ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و بدى‏هایمان را از ما محو کن، و ما را در زمره نیکوکاران بمیران. (۱۹۳) پروردگارا! آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده‏اى به ما عطا فرما و روز قیامت، ما را رسوا و خوار مکن زیرا تو وعده خلافى نمى‏کنى (۱۹۴)

ذکر و دعاى مومنین واقعى :

لَا نُفَرِّقُ بَینْ‏َ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ …. سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا  غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ(۲۸۵)….. رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا  رَبَّنَا وَ لَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا  رَبَّنَا وَ لَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَهَ لَنَا بِهِ  وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا  أَنتَ مَوْلَئنَا فَانصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْکَفِرِینَ(۲۸۶)

ترجمه : ما میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمى‏گذاریم…. شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارا! آمرزشت را خواهانیم و بازگشت به سوى توست. (۲۸۵) پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا مرتکب اشتباه شدیم، ما را مؤاخذه مکن. پروردگارا! تکالیف سنگینى برعهده ما مگذار، چنان که بر عهده کسانى که پیش از ما بودند گذاشتى. پروردگارا! و آنچه را به آن تاب و توان نداریم بر ما تحمیل مکن و از ما درگذر و ما را بیامرز و بر ما رحم کن تو سرپرست مایى پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما.

تذکر : براى تفسیر مفصلِ دعاها و اذکارى که در دو مورد اخیر از سوره بقره و آل عمران بیان شد مى توانید به تفسیرى که از همین قلم راجع به این آیات نوشته شده است رجوع کنید.

ذکر مخصوص به اعلام اینکه همه‏ى کارهاى ما براى خداست :

إِنَّ صَلَاتىِ وَ نُسُکِى وَ محَْیَاىَ وَ مَمَاتىِ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِینَ(انعام-۱۶۲)

ترجمه : مسلماً نماز و عبادتم و زندگى کردن و مرگم براى خدا پروردگار جهانیان است.

تذکر : خیلى جالب است که بر طبق این ذکر ، باید لحظه لحظه‏ى زندگى ما براى خدا باشد و حتى غذا خوردن ما نیز باید نیت الهى داشته باشد یعنى غذا مى خوریم تا قدرت پیدا کنیم و در نتیجه به هدف خلقت دست پیدا کنیم.

دعاى حاملین عرش (دعا براى پیروان دین حق و خانواده‏ى صالح آنها و حفظ شدن آنها از بدى ها) :

رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شىَ‏ْءٍ رَّحْمَهً وَ عِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُواْ وَ اتَّبَعُواْ سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذَابَ الجَْحِیمِ(۷) رَبَّنَا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتىِ وَعَدتَّهُمْ وَ مَن صَلَحَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ أَزْوَاجِهِمْ وَ ذُرِّیَّتِهِمْ  إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ(۸) وَ قِهِمُ السَّیَِّاتِ  وَ مَن تَقِ السَّیَِّاتِ یَوْمَئذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ  وَ ذَالِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ(غافر-۹)

ترجمه : پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است پس کسانى را که توبه کرده و راه تو را پیروى مى‏کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار! (۷) پروردگارا! آنها را در باغهاى جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده‏اى وارد کن، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمى! (۸) و آنان را از بدیها نگاه دار، و هر کس را که در آن روز از بدیها نگاه دارى، مشمول رحمتت ساخته‏اى و این است همان رستگارى عظیم! (۹)

ذکر مربوط به پناه بردن به خدا از جهل و کارهاى جاهلانه :

أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الجَْاهِلِینَ(بقره-۶۷)

ترجمه : به خدا پناه مى‏برم از اینکه از نادانان باشم.

دعا براى درخواست خیر دنیا و آخرت و دورى از آتش جهنم :

رَبَّنَا ءَاتِنَا فىِ الدُّنْیَا حَسَنَهً وَ فىِ الاَْخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ(بقره-۲۰۱)

ترجمه : پروردگارا! به ما در دنیا نیکى و در آخرت هم نیکى عطا کن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.

تذکر : دقت کنید که مراد از حسنه در این دعا ، حسنه‏ى واقعى است و الا ممکن است مادیات در واقع حسنه نباشد.

ذکر مربوط به وقتى که با نافرمانى خدا ، به خودمان ظلم کردیم :

رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَ إِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسرِِینَ(اعراف-۲۳)

ترجمه :  پروردگارا! ما بر خود ستم ورزیدیم، و اگر ما را نیامرزى و به ما رحم نکنى مسلماً از زیانکاران خواهیم بود.

جمله‏اى که در حین درخواست از استاد براى علم آموزى باید به او بگوییم :

هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلىَ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا(کهف-۶۶)

ترجمه : آیا از تو پیروى کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزى؟

تذکر : در مورد اینکه این جمله چه نکات اخلاقى زیبایى راجع به ادب شاگرد و استاد دارد مى توانید به کتاب تفسیر نمونه، ج‏۱۲، ص: ۵۲۱ مراجعه کنید.

جمله‏اى که دلالت بر جدایى دارد و جدایى دو فرد را مى رساند :

هَاذَا فِرَاقُ بَیْنىِ وَ بَیْنِکَ(کهف-۷۸)

ترجمه : اکنون زمان جدایى میان من و توست.

جمله‏اى که باید به مرد الهى که مى خواهیم از او تبعیت کنیم بگوییم :

سَتَجِدُنىِ إِن شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَ لَا أَعْصىِ لَکَ أَمْرًا(کهف-۶۹)

ترجمه : اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهى یافت، و هیچ فرمانى را از تو مخالفت نخواهم کرد.

دعا براى تقاضاى رحمت و رشد در کارى که مى خواهیم انجام دهیم :

رَبَّنَا ءَاتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً وَ هَیئّ‏ِْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا(کهف-۱۰)

ترجمه : پروردگارا! رحمتى از نزد خود به ما عطا کن، و براى ما در کارمان زمینه هدایتى فراهم آور.

ذکر براى اینکه به مقام رضا برسیم و راضى به رضاى خدا شویم :

وَ سَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبهَِا  وَ مِنْ ءَانَاى الَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرَافَ النهََّارِ لَعَلَّکَ تَرْضىَ‏(طه-۱۳۰)

ترجمه : و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوى، و [نیز] در بخشى از ساعات شب و اطراف روز تسبیح گوى تا [به سنت‏ها و تدبیرهاى او] خشنود شوى.

تذکر : طبق این آیه ، تسبیح و حمد می تواند ما را به مقام رضا برساند به گونه ای که در اتفاقات و ناگواری ها ، راضی به رضای خدا باشیم.

جمله‏اى که در هنگام فرستادن شخصى براى خرید از مغازه باید به او گفت :

فَلْیَنظُرْ أَیهَُّا أَزْکىَ‏ طَعَامًا فَلْیَأْتِکُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ(کهف-۱۹)

ترجمه : او باید با تأمل بنگرد کدام‏یک [از مغازه‏داران شهر] غذایش پاکیزه‏تر است؟ پس غذایى از آن برایتان بیاورد.

تذکر : مراد از پاکیزگى در این آیه ممکن است پاکیزگى ظاهرى یعنى بهداشتى بودن غذا باشد و مهمتر از آن پاکیزگى معنوى است یعنى حلال باشد ، خمس و زکاتش داده شده باشد و …. خیلى جالب است که طبق این آیه مى فهمیم که از هر مغازه اى نباید غذا بگیریم. آیا واقعا ما به این قانون ها توجه داریم؟

جمله اى که در هنگام اختلاف بر سر تعداد یک چیز باید گفته شود :

رَبىّ‏ِ أَعْلَمُ بِعِدَّتهِِم(کهف-۲۲)

ترجمه : پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است.

جملاتى که در هنگام مبارزه با شرک مردم باید گفته شود :

رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَاْ مِن دُونِهِ إِلَاهًا  لَّقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا(۱۴) هَؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتخََّذُواْ مِن دُونِهِ ءَالِهَهً  لَّوْ لَا یَأْتُونَ عَلَیْهِم بِسُلْطَنِ  بَینِ‏ٍّ  فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى‏ عَلىَ اللَّهِ کَذِبًا(کهف-۱۵)

ترجمه : پروردگار ما پروردگار آسمان‏ها و زمین است، هرگز جز او معبودى را نمى‏پرستیم که اگر بپرستیم سخنى گزاف و دور از حق گفته‏ایم: [که با خدا معبودى دیگر وجود دارد.] (۱۴) اینان قوم [نادان و بى‏منطق‏] ما هستند که به جاى خدا معبودانى برگرفتند، چرا بر حقّانیّت معبودانشان دلیلى روشن نمى‏آورند؟ پس ستمکارتر از کسى که بر خدا دروغ بندد [که خدا داراى شریک است‏] کیست؟ (۱۵)

جملاتى که باید به کسى که با مالش بر ما برترى جویى مى کند گفته شود :

إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنکَ مَالًا وَ وَلَدًا(۳۹) فَعَسىَ‏ رَبىّ‏ِ أَن یُؤْتِینَ‏ِ خَیرًْا مِّن جَنَّتِکَ وَ یُرْسِلَ عَلَیهَْا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِیدًا زَلَقًا(۴۰) أَوْ یُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِیعَ لَهُ طَلَبًا(کهف-۴۱)

ترجمه : اگر مرا از جهت ثروت و فرزند کمتر از خودت مى‏بینى. (۳۹) امید است پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا کند و از آسمان آسیبى دقیق و حساب شده بر باغ تو فرستد تا به صورت زمینى صاف و بى‏گیاه و لغزنده شود (۴۰) یا آب آن در زمین فرو رود که هرگز نتوانى آن را به دست آورى. (۴۱)

ذکر مربوط به وقتى که انسان راه هدایت را پیدا کرد :

الحَْمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَاذَا وَ مَا کُنَّا لِنهَْتَدِىَ لَوْ لَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ(اعراف-۴۳)

ترجمه : همه ستایش‏ها ویژه خداست که ما را به این [نعمت ها] هدایت کرد، و اگر خدا ما را هدایت نمى‏کرد هدایت نمى‏یافتیم.

ذکر مربوط به اقرار به توحید و اینکه همه چیز بدست خداست :

اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتىِ الْمُلْکَ مَن تَشَاءُ وَ تَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشَاءُ  بِیَدِکَ الْخَیرُْ  إِنَّکَ عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِیرٌ(۲۶) تُولِجُ الَّیْلَ فىِ النَّهَارِ وَ تُولِجُ النَّهَارَ فىِ الَّیْلِ  وَ تُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَىّ‏ِ  وَ تَرْزُقُ مَن تَشَاءُ بِغَیرِْ حِسَابٍ(آل‏عمران-۲۷)

ترجمه : خدایا! اى مالک همه موجودات! به هر که خواهى حکومت مى‏دهى و از هر که خواهى حکومت را مى‏ستانى، و هر که را خواهى عزت مى‏بخشى و هر که را خواهى خوار و بى‏مقدار مى‏کنى، هر خیرى به دست توست، یقیناً تو بر هر کارى توانایى. (۲۶) شب را در روز در مى‏آورى و روز را در شب در مى‏آورى، و زنده را از مرده بیرون مى‏آورى و مرده را از زنده بیرون مى‏آورى و هر که را بخواهى بى‏حساب روزى مى‏دهى. (۲۷)

اقرار بندگان خوب خدا به ایمان و طلب آمرزش از خدا :

الف) رَبَّنَا إِنَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ(آل‏عمران-۱۶)

ترجمه : پروردگارا! قطعاً ما ایمان آوردیم، پس گناهانمان را بیامرز وما را از عذاب آتش نگاه دار.

ب) رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحمَْنَا وَ أَنتَ خَیرُْ الرَّاحِمِینَ(مومنون-۱۰۹)

ترجمه : پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین رحم‏کنندگانى.

دعا براى طلب غفران و طلب رحمت الهى :

رَبّ‏ِ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنتَ خَیرُْ الرَّاحِمِینَ(مومنون-۱۱۸)

ترجمه : پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من‏] رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانى.

دعا در هنگام مقابله با دشمن :

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبرًْا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْکاَفِرِینَ(بقره-۲۵۰)

ترجمه : پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایى فرو ریز، و گام‏هایمان را استوار ساز، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.

تذکر : جالب است که طبق این آیه انسان هاى مومن در حین مقابله با دشمن نیز از خدا با ادبیات مرگ ، نابودى دشمن را نمى خواهند بلکه از ادبیات نصرت استفاده مى کنند. بهتر است ما نیز ادبیات خود را اصلاح کنیم. بسیارى از مبلغین در دعاهایشان مى گویند خدایا فلان گروه را نابود و ریشه کَن کُن. بهتر است بجاى این ادبیات بگوییم خدایا ما را بر آن گروه ها یارى بفرما.

ذکر و دعاى مربوط به وقتى که به خاطر قرار گرفتن در مسیر حق ، تهدید مى شویم:

الف) إِنَّا إِلىَ‏ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ(۱۲۵) وَ مَا تَنقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ ءَامَنَّا بَِایَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبرًْا وَ تَوَفَّنَا مُسْلِمِینَ(اعراف-۱۲۶)

ترجمه : ما به سوى پروردگارمان بازمى‏گردیم [بنابراین ترسى از مجازات تو نداریم.] (۱۲۵) و تو ما را جز به این سبب به کیفر نمى‏رسانى که ما به آیات پروردگارمان هنگامى که به سوى ما آمد، ایمان آوردیم. [آن گاه به دعا روى آوردند و گفتند:] پروردگارا! صبر و شکیبایى بر ما فرو ریز و ما را در حالى که تسلیم [فرمان‏ها و احکامت‏] باشیم، بمیران.

ب) لَا ضَیرَْ إِنَّا إِلىَ‏ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ(۵۰) إِنَّا نَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَایَانَا ….(شعراء-۵۱)

ترجمه : [در این شکنجه و عذاب‏] هیچ زیان و باکى [بر ما] نیست، یقیناً ما به سوى پروردگارمان باز مى‏گردیم، (۵۰) قطعاً ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهاى ما را بیامرزد.

دعاى مربوط به اینکه مایه‏ى فتنه براى کفار و ظالمین قرار نگیریم :

رَبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکلَّْنَا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنَا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ(۴) رَبَّنَا لَا تجَْعَلْنَا فِتْنَهً لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ وَ اغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا  إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الحَْکِیمُ(ممتحنه-۵)

ترجمه : پروردگارا! بر تو توکل کردیم، و به سوى تو بازگشتیم، و بازگشت به سوى توست. (۴) پروردگارا! ما را وسیله آزمایش [و هدف آزار، چیرگى و سلطه‏] براى کافران قرار مده، و ما را بیامرز که همانا تو تواناى شکست‏ناپذیر و حکیمى.(۵)

عَلىَ اللَّهِ تَوَکلَّْنَا رَبَّنَا لَا تجَْعَلْنَا فِتْنَهً لِّلْقَوْمِ الظَّلِمِینَ(۸۵) وَ نجَِّنَا بِرَحْمَتِکَ مِنَ الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ(یونس-۸۶)

ترجمه : ما فقط بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! ما را دستخوش شکنجه و عذاب ستمکاران قرار مده. (۸۵) و ما را به رحمتت از گروه کافران رهایى ده. (۸۶)

تذکر : اینکه مایه‏ى فتنه‏ى کفار قرار نگرفتن به چه معنا است در آن چند احتمال است :

الف) یعنى هدف آزار آنها قرار نگیریم.

ب) یعنى اشتباهى نکنیم که کفار از آن سوء استفاده کنند و اشتباه ما به نفع کفار تمام شود.

ج) یعنى کارى نکنیم که کفار فکر کنند بر حق هستند.

د) یعنى کارى نکنیم که موجب شود کفار نسبت به دین نفرت پیدا کنند.

ه) یعنی تهدیدات و تبلیغات کفار بر روی ما اثر نگذارد و ما را به فتنه که همان کفر است نکشاند.

طبق برخى از معانى گفته شده این دعا ، به نفع کفار است و ما دعا مى کنیم که مایه‏ى گمراهى کفار نشویم به این صورت که مثلا عمل ما را ببینند و بگویند اسلام ، چقدر بد است.

ذکر مربوط به اقرار به ایمان و درخواست از خدا براى اینکه جزو شاهدین نوشته شویم :

رَبَّنَا ءَامَنَّا بِمَا أَنزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ(آل‏عمران-۵۳)

ترجمه : پروردگارا به آنچه فرستاده‏اى ایمان آورده‏ایم و پیامبر را پیروى کرده‏ایم پس ما را جزو کسانى مکتوب کن که به حق شهادت دادند.

دعا براى شرح صدر و آمادگى براى تبلیغ دین :

رَبّ‏ِ اشْرَحْ لىِ صَدْرِى(۲۵) وَ یَسِّرْ لىِ أَمْرِى(۲۶) وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانىِ(۲۷) یَفْقَهُواْ قَوْلىِ(طه-۲۸)

ترجمه : پروردگارا! سینه‏ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین‏] گشاده گردان، (۲۵) و کارم را برایم آسان ساز، (۲۶) و گِرِهى را [که مانع روان سخن گفتن من است‏] از زبانم بگشاى، (۲۷)  [تا] سخنم را بفهمند(۲۸)

دعا براى درخواست شریک از خدا :

وَ اجْعَل لىّ‏ِ وَزِیرًا مِّنْ أَهْلىِ(۲۹) هَارُونَ أَخِى(۳۰) اشْدُدْ بِهِ أَزْرِى(۳۱) وَ أَشْرِکْهُ فىِ أَمْرِى(۳۲) کىَ‏ْ نُسَبِّحَکَ کَثِیرًا(۳۳) وَ نَذْکُرَکَ کَثِیرًا(۳۴) إِنَّکَ کُنتَ بِنَا بَصِیرًا(طه-۳۵)

ترجمه : و وزیرى از خاندانم براى من قرار ده … (۲۹) برادرم هارون را! (۳۰) با او پشتم را محکم کن (۳۱) و او را در کارم شریک ساز (۳۲) تا تو را بسیار تسبیح گوییم (۳۳) و تو را بسیار یاد کنیم (۳۴) چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بوده‏اى!» (۳۵)

تذکر : البته طبیعتا این دعا بیشتر در مورد شریک خواستن در تبلیغ دین و امر الهى است و به تناسب افراد ، مى تواند برخى از واژه هایش تغییر کند.

دعاى بعد از انجام گناه :

رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ ظَلَمْتُ نَفْسىِ فَاغْفِرْ لىِ(قصص-۱۶)

ترجمه : پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم مرا ببخش.

دعا براى درخواست خانه‏ى بهشتى و نجات از ظالمین و عمل آنها :

رَبّ‏ِ ابْنِ لىِ عِندَکَ بَیْتًا فىِ الْجَنَّهِ وَ نجَِّنىِ مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نجَِّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(تحریم-۱۱)

ترجمه : پروردگارا! براى من نزد خودت خانه‏اى در بهشت بنا کن ومرا از فرعون وکردارش رهایى بخش ومرا از مردم ستمکار نجات ده.

جمله اى که باید به کسى که دیگران مى خواهند نسبت به او کید کنند گفته شود تا او حواسش جمع باشد که بهانه دست آنها ندهد :

…. فَیَکِیدُواْ لَکَ کَیْدًا  إِنَّ الشَّیْطَنَ لِلْانسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ(یوسف-۵)

ترجمه : فلان کار را نکن چرا که نقشه‏اى خطرناک بر ضد تو به کار مى‏بندند، بدون شک شیطان براى انسان دشمنى آشکار است.

جمله‏ى مربوط به وقتى که عده‏اى با تصمیمات شیطانى براى ما مصیبتى ایجاد کرده اند و با دروغ مى خواهند خود را تبرئه کنند :

بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرًا  فَصَبرٌْ جَمِیلٌ  وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلىَ‏ مَا تَصِفُونَ(یوسف-۱۸)

ترجمه : بلکه نفس شما کارى [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] در این حال صبرى نیکو [مناسب‏تر است‏] و خداست که بر آنچه شما شرح مى‏دهید از او یارى خواسته مى‏شود.

ذکر مربوط به وقتى که انسان را بین گناه و شکنجه مخیر مى کنند :

رَبّ‏ِ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلىَ‏َّ مِمَّا یَدْعُونَنىِ إِلَیْهِ  وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنىّ‏ِ کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیهِْنَّ وَ أَکُن مِّنَ الجَْاهِلِینَ(یوسف-۳۳)

ترجمه : پروردگارا! زندان نزد من محبوب‏تر است از عملى که مرا به آن مى‏خوانند، و اگر نیرنگشان را از من نگردانى به آنان رغبت مى‏کنم و از نادانان مى‏شوم.

تذکر : البته طبیعتا در موارد مختلف ، برخى از واژه‏ها و ضمایر این جملات تغییر مى‏کند.

ادبیات مربوط به وقتى که انسان بخواهد پاک بودنش را توفیق الهى بداند و نه خواست خودش (مى توان این ذکر را در مواردى که از پاکى ما تعریف و تمجید مى کنند بگوییم) :

وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسىِ  إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهُ  بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبىّ‏ِ  إِنَّ رَبىّ‏ِ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(یوسف-۵۳)

ترجمه : من خود را از گناه تبرئه نمى‏کنم زیرا نفس طغیان گر بسیار به بدى فرمان مى‏دهد مگر زمانى که پروردگارم رحم کند زیرا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.

ادبیات مربوط به وقتى که انسان بخواهد به کسى پیشنهاد دهد که من را مسئول فلان کار قرار ده :

اجْعَلْنىِ عَلىَ‏ خَزَائنِ الْأَرْضِ  إِنىّ‏ِ حَفِیظٌ عَلِیمٌ(یوسف-۵۵)

ترجمه : مرا سرپرست خزانه‏هاى این سرزمین قرار ده زیرا من نگهبان دانایى هستم.

ادبیات مربوط به وقتى که بخواهیم در مقابل کسانى که خود را بهترین حافظ معرفى مى کنند بگوییم خدا بهترین حافظ است :

فَاللَّهُ خَیرٌْ حَافِظًا  وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ(یوسف-۶۴)

ترجمه : پس خدا بهترین نگهبان است و او مهربان‏ترین مهربانان است.

ذکر مربوط به بعد از عهد و پیمان بستن :

اللَّهُ عَلىَ‏ مَا نَقُولُ وَکِیلٌ(یوسف-۶۶)

ترجمه : خدا بر آنچه مى‏گوییم، وکیل و نگهبان و ناظر است.

تذکر : در آیه ۲۸ سوره قصص نیز دقیقا همین ذکر از زبان حضرت موسى بعد از عهدش با حضرت شعیب آمده است. بنابراین سعى کنیم بعد از عهد و قراردادهایمان از این جمله استفاده کنیم. مثلا وقتى پیمان ازدواج بسته شد یا وقتى با کسى قرار داد اجازه امضاء کردیم همین جمله را بگوییم و بنویسیم.

جمله‏ى مربوط به بعد از برنامه ریزى طبق معیارهاى مادى :

وَ مَا أُغْنىِ عَنکُم مِّنَ اللَّهِ مِن شىَ‏ْءٍ  إِنِ الحُْکْمُ إِلَّا لِلَّهِ  عَلَیْهِ تَوَکلَّْتُ  وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکلَ‏ِ الْمُتَوَکِّلُونَ(یوسف-۶۷)

ترجمه : من [با این تدبیر] نمى‏توانم هیچ حادثه‏اى را که از سوى خدا براى شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کرده‏ام، و [همه‏] توکل‏کنندگان باید به خدا توکل کنند.

جمله اى که انسان باید به کسانى که به دروغ اتهام خلاف واقع مى زنند گفته شود :

أَنتُمْ شَرٌّ مَّکَانًا  وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَصِفُونَ(یوسف-۷۷)

ترجمه : منزلت شما بدتر [و دامنتان آلوده‏تر از این‏] است [که ظاهرتان نشان مى‏دهد] و خدا به آنچه بیان مى‏کنید، داناتر است.

ذکر مربوط به وقتى که به ما پیشنهاد ظلم مى دهند که مثلا بى گناهى را مجازات کنیم :

مَعَاذَ اللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّا إِذًا لَّظاَلِمُونَ(یوسف-۷۹)

ترجمه : پناه بر خدا از اینکه بازداشت کنیم مگر کسى را که متاع خود را نزد وى یافته‏ایم، که در این صورت ستمکار خواهیم بود.

تذکر : البته طبیعتا وقتى ما بخواهیم در مواردى که براى ما پیش آمده از این ذکر استفاده کنیم برخى از جملات آیه‏ى فوق با توجه به مصادیق مختلف ، مى تواند عوض شود.

به این نکته نیز توجه شود که تعبیر مَعَاذَ اللَّهِ تأکید بیشترى را از تعبیر اعوذ بالله مى رساند. انگار که پیشنهاد ظلم آنقدر بد است که یک دفعه انسان جا مى خورد و در نتیجه بجاى اینکه جمله را به صورت کامل بیاورد به صورت مصدر میمى آورده است همچنانکه خود ما در فارسى در مواقع حساس به حداقل ها اکتفا مى کنیم و مثلا کسى که نزدیک است تصادف کند به او مى گوییم (ماشین رو)

ذکر مربوط به وقتى که انسان چیزى مثل فرزندش را گم کرده است :

فَصَبرٌْ جَمِیلٌ  عَسىَ اللَّهُ أَن یَأْتِیَنىِ بِهِمْ جَمِیعًا  إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ(۸۳)

ترجمه : پس یعقوب گفت من بدون جزع و بیتابى شکیبایى مى‏ورزم، امید است خدا همه آنان را پیش من آرد زیرا او بى‏تردید، دانا و حکیم است.

تذکر : باز در این مورد نیز بسته به چیزى که گم کرده ایم برخى از واژه هاى آیه براى ما عوض مى شود.

ذکر در هنگام حزن و اندوه :

إِنَّمَا أَشْکُواْ بَثىّ‏ِ وَ حُزْنىِ إِلىَ اللَّهِ(یوسف-۸۶)

ترجمه :  شکوه اندوه شدید و غم و غصه‏ام را فقط به خدا مى‏برم.

تذکر : شکایت در بین عرف مردم به معنای ناراضی بودن از امری و اعتراض به آن است ولی باید دقت شود که شکایت در چنین عباراتی به معنی ناراضی بودن از قضا و قدر الهی و اعتراض به فعل خدا نیست. بنابراین باید معنیِ صحیح شکایت در چنین عباراتی مشخص شود. شکایت در اصلِ لغت به معنیِ اظهار درد و اندوه است. حال اگر اظهار درد و اندوه به خدا با اعتراض همراه باشد چیز مذمومی است ولی در صورتی که این اظهار درد و اندوه به درگاه خدا برای نشان دادن ضعف خود و درخواست برطرف شدن آن باشد نه تنها مذموم نیست بلکه همچنانکه از آیه ۸۶ سوره یوسف بدست می آید فعل انبیاء هم بوده است. به هر حال سعى کنیم در سختى ها بجاى اینکه درد و اندوه خود را به مردم بگوییم تا خالى شویم به خدا بگوییم.

جمله اى که در هنگام ناامیدى دیگران باید به آنها گفته شود :

لَا تَاْیَْسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ  إِنَّهُ لَا یَاْیَْسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ(یوسف-۸۷)

ترجمه : از رحمت خدا مأیوس نباشید زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمى‏شوند.

جمله اى که در هنگام درخواست کمک از شخصى باید به او گفته شود :

تَصَدَّقْ عَلَیْنَا  إِنَّ اللَّهَ یجَْزِى الْمُتَصَدِّقِینَ(یوسف-۸۸)

ترجمه : بر ما تصدّق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش مى‏دهد.

جمله اى که به خاطر به دست آوردن نعمت‏هاى الهى پس از تحمل سختى ها باید گفته شود :

قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا  إِنَّهُ مَن یَتَّقِ وَ یَصْبرِْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ(یوسف-۹۰)

ترجمه : خداوند بر ما منّت گذارد. هر کس تقوا پیشه کند، و شکیبایى و استقامت نماید، (سرانجام پیروز مى‏شود) چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‏کند.

جمله اى که باید به کسانى گفت که به ما بدى کرده اند ولى پشیمان شده و عذر خواهى مى کنند :

لَا تَثرِْیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ  یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ  وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ(یوسف-۹۲)

ترجمه : امروز هیچ ملامت و سرزنشى بر شما نیست، خدا شما را مى‏آمرزد و او مهربان‏ترین مهربانان است.

جمله‏اى که باید به اهل فساد و اختلاس و ظلم و زور و دیکتاتورها تذکر دهیم :

إِنَّ اللَّهَ لَا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ(یونس-۸۱)

ترجمه : خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمى‏کند!

دعاى شخصى که در مقام حاکم و پادشاه قرار دارد :

رَبّ‏ِ قَدْ ءَاتَیْتَنىِ مِنَ الْمُلْکِ ….. فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَنتَ وَلىِ‏ِّ فىِ الدُّنْیَا وَ الاَْخِرَهِ  تَوَفَّنىِ مُسْلِمًا وَ أَلْحِقْنىِ بِالصَّالِحِینَ(یوسف-۱۰۱)

ترجمه : پروردگارا! تو بخشى از فرمانروایى را به من عطا کردى …. اى پدید آورنده آسمان‏ها و زمین! تو در دنیا و آخرت سرپرست و یار منى در حالى که تسلیم [فرمان‏هاى تو] باشم جانم را بگیر، و به شایستگان مُلحقم کن.

جمله اى که در هنگام شنیدن حرف لغو باید به افرادى که مشغول لغو هستند گفته شود :

لَنَا أَعْمَلُنَا وَ لَکُمْ أَعْمَلُکمُ‏ْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِى الْجَاهِلِینَ(قصص-۵۵)

ترجمه : اعمال ما براى ما و اعمال شما براى شما سلام بر شما ، ما خواستار [همنشینى و معاشرت با] نادانان نیستیم.

جمله اى که باید در هنگامى بگوییم که ناخواسته کارى اشتباه انجام مى دهیم که موجب دردسر می شود :

هَاذَا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ  إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِینٌ(۱۵) قَالَ رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ ظَلَمْتُ نَفْسىِ فَاغْفِرْ لىِ ….(قصص-۱۶)

ترجمه : این کار شیطان است، چرا که او دشمنى گمراه‏کننده [و] آشکار است. (۱۵) گفت: پروردگارا، من بر خویشتن ستم کردم، مرا ببخش.

ذکر صاحبان علم وقتى که آیات الهى بر آنها تلاوت مى شود :

سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن کاَنَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا(اسراء-۱۰۸)

ترجمه : منزّه و پاک است پروردگارمان بى‏تردید وعده پروردگارمان [به پاداش مؤمنان و کیفر مجرمان‏] قطعاً انجام شدنى است.

ذکر مربوط به اقرار به توحید و نفى هرگونه شرک از خداوند متعال :

وَ قُلِ الحَْمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَدًا وَ لَمْ یَکُن لَّهُ شَرِیکٌ فىِ الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُن لَّهُ وَلىِ‏ٌّ مِّنَ الذُّلّ‏ِ  وَ کَبرِّْهُ تَکْبِیرَا(اسراء-۱۱۱)

ترجمه : و بگو: همه ستایش‏ها ویژه خداست که نه فرزندى گرفته و نه در فرمانروایى شریکى دارد و نه او را به سبب ناتوانى و ذلت یار و یاورى است. و او را بسیار بزرگ شمار.

ذکر مربوط به پناه بردن به خدا از شرور :

قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ‏ِ الْفَلَقِ(۱) مِن شَرِّ مَا خَلَقَ(۲) وَ مِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ(۳) وَ مِن شَرِّ النَّفَّثَاتِ فىِ الْعُقَدِ(۴) وَ مِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ(فلق-۵)

ترجمه : بگو: به پروردگار سپیده‏دم پناه مى‏برم، (۱) از زیان آنچه آفرید، (۲) و از زیان شب هنگامى که با تاریکى‏اش درآید [که در آن تاریکى انواع حیوانات موذى و انسان‏هاى فاسق و فاجر براى ضربه زدن به انسان در کمین‏اند] (۳) و از زیان زنان دمنده [که افسون و جادو] در گره‏ها [مى‏دمند و با این کار شیطانى در زندگى فرد، خانواده و جامعه خسارت به بار مى‏آورند] (۴) و از زیان حسود، زمانى که حسد مى‏ورزد. (۵)

ذکر مربوط به پناه بردن به خدا از وسوسه هاى درونى و پنهانی:

قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ‏ِ النَّاسِ(۱) مَلِکِ النَّاسِ(۲) إِلَهِ النَّاسِ(۳) مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخَْنَّاسِ(۴) الَّذِى یُوَسْوِسُ فىِ صُدُورِ النَّاسِ(۵) مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ(ناس-۶)

ترجمه : بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم (۱) [به‏] پادشاه مردم (۲) [به‏] معبود مردم (۳) از زیان وسوسه‏گر کمین گرفته و پنهان، (۴) آنکه همواره در سینه‏هاى مردم وسوسه مى‏کند (۵) از جنّیان و آدمیان. (۶)

جملاتى که باید به کافرانى که هیچ گاه پیرو حق نخواهند شد گفت :

قُلْ یَأَیهَُّا الْکَافِرُونَ(۱) لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ(۲) وَ لَا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ(۳) وَ لَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتمُ‏ْ(۴) وَ لَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ(۵) لَکمُ‏ْ دِینُکُمْ وَ لىِ‏َ دِینِ(کافرون-۶)

ترجمه : بگو: اى کافران! (۱) آنچه را شما مى‏پرستید، من نمى‏پرستم، (۲) و نه شما آنچه را من مى‏پرستم، مى‏پرستید، (۳) و نه من آنچه را شما پرستیده‏اید، مى‏پرستم، (۴) و نه شما آنچه را که من مى‏پرستم، مى‏پرستید. (۵) دین شما براى خودتان، و دین من براى خودم. (۶)

ذکر مربوط به اقرار به توحید ناب :

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(۱) اللَّهُ الصَّمَدُ(۲) لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ(۳) وَ لَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدُ (۴)

ترجمه : بگو او اللَّه یگانه است (۱) که همه نیازمندان قصد او مى‏کنند (۲) نزاده و زاییده نشده (۳) و هیچ کس همتاى او نیست (۴)

ذکر مربوط به هنگام شنیدن آیات الهى :

رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ(۸۳) وَ مَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ مَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقّ‏ِ وَ نَطْمَعُ أَن یُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِینَ(مائده-۸۴)

ترجمه : پروردگارا! ایمان آوردیم، پس ما را در زمره گواهان [که به حقّانیّت پیامبر و قرآن گواهى مى‏دهند] بنویس. (۸۳) و بر پایه چه عذر و بهانه‏اى به خدا و آنچه از حق براى ما آمده ایمان نیاوریم؟ و حال آنکه امید داریم که پروردگارمان ما را در زمره شایستگان درآورد. (۸۴)

جمله اى که باید به اهل ایمان وقتى که بر ما وارد مى شوند گفته شود :

سَلَامٌ عَلَیْکُمْ  کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلىَ‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ  أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنکُمْ سُوءَ ا بجَِهَلَهٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(انعام-۵۴)

ترجمه : سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود لازم و مقرّر کرده بنابراین هر کس از شما به نادانى کار زشتى مرتکب شود، سپس بعد از آن توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید [مشمول آمرزش و رحمت خدا شود] زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

جمله اى که باید به کسانى که حق را تکذیب مى کنند گفته شود :

الف) رَبُّکُمْ ذُو رَحْمَهٍ وَاسِعَهٍ وَ لَا یُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ(انعام-۱۴۷)

ترجمه : پروردگارتان صاحب رحمتى گسترده است، ولى عذاب او هم از گروه مجرمان بازگردانده نخواهد شد.

ب) لىّ‏ِ عَمَلىِ وَ لَکُمْ عَمَلُکُمْ أَنتُم بَرِیئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِى‏ءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ(یونس-۴۱)

ترجمه : عمل من براى من و عمل شما براى شماست، شما از آنچه من انجام مى‏دهم، بیزارید، ومن از آنچه شما انجام مى‏دهید، بیزارم.

جمله اى که در هنگام پشت کردن کفار نسبت به حق باید به آنها گفته شود :

حَسْبىِ‏َ اللَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ  عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ  وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ(توبه-۱۲۹)

ترجمه : خدا مرا بس است، هیچ معبودى جز او نیست، فقط بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است.

جمله اى که باید به کسانى که غیر خدا را بجاى خدا صدا مى زنند گفته شود :

أَ فَرَءَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنىِ‏َ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنىِ بِرَحْمَهٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ  قُلْ حَسْبىِ‏َ اللَّهُ  عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکلُِّونَ(زمر-۳۸)

ترجمه : آیا هیچ درباره معبودانى که غیر از خدا مى‏خوانید اندیشه مى‏کنید که اگر خدا زیانى براى من بخواهد، آیا آنها مى‏توانند گزند او را برطرف سازند؟! و یا اگر رحمتى براى من بخواهد، آیا آنها مى‏توانند جلو رحمت او را بگیرند؟!» بگو: «خدا مرا کافى است و همه متوکّلان تنها بر او توکّل مى‏کنند!»

جمله اى که در هنگام مبارزه‏ى فرهنگى با قوم خودمان که اهل شرک هستند باید به آنها گفته شود :

الف) یَاقَوْمِ اعْمَلُواْ عَلىَ‏ مَکاَنَتِکُمْ إِنىّ‏ِ عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن یَأْتِیهِ عَذَابٌ یخُْزِیهِ وَ مَنْ هُوَ کَاذِبٌ  وَ ارْتَقِبُواْ إِنىّ‏ِ مَعَکُمْ رَقِیبٌ(هود-۹۳)

ترجمه : اى قوم من! به اندازه‏اى که در قدرت و توان شماست، عمل کنید، من [هم‏] بى‏تردید [به وظیفه الهى خود] عمل مى‏کنم به زودى خواهید دانست، چه کسى را عذاب رسوا کننده خواهد آمد و دروغگو کیست؟! و منتظر بمانید که من هم با شما منتظرم.

ب) اعْمَلُواْ عَلىَ‏ مَکاَنَتِکُمْ إِنَّا عَامِلُونَ(۱۲۱) وَ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ(هود-۱۲۲)

ترجمه : هر چه در قدرت دارید، انجام دهید! ما هم انجام مى‏دهیم! (۱۲۱) و انتظار بکشید! ما هم منتظریم! (۱۲۲)

ذکر مربوط به حین مجادله با افرادى که حق پذیر نیستند :

اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ(۶۸) اللَّهُ یحَْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فِیمَا کُنتُمْ فِیهِ تخَْتَلِفُونَ(حج-۶۹)

ترجمه : خدا به آنچه انجام مى‏دهید، داناتر است. (۶۸) خدا روز قیامت درباره آنچه با یکدیگر در آن اختلاف مى‏کردید، داورى خواهد کرد(۶۹)

جملاتى که یک مصلح دینى و اجتماعى باید به مردم بگوید :

ءَامَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن کِتَابٍ  وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ  اللَّهُ رَبُّنَا وَ رَبُّکُمْ  لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَکُمْ أَعْمَالُکُمْ  لَا حُجَّهَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمُ  اللَّهُ یجَْمَعُ بَیْنَنَا  وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ(شورى-۱۵)

ترجمه : من به کتابى که خدا فرستاد (قرآن) ایمان آورده‏ام و مأمورم که میان شما به عدالت حکم کنم، خداى یگانه پروردگار همه ما و شماست، (پاداش) عمل ما بر ما و عمل شما بر شماست (و پس از تبلیغ رسالت) دیگر هیچ حجت و گفت و گویى بین ما و شما باقى نیست (و هر چه باید گفته می شد گفته شد). خدا (روز جزا براى حکم حق) میان ما جمع مى‏کند و بازگشت همه به سوى اوست.

جمله اى که باید به عصیان گران گفته شود :

إِنىّ‏ِ بَرِى‏ءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ(شعراء-۲۱۶)

ترجمه : من از آنچه انجام مى‏دهید، بیزارم.

جمله‏ى مربوط به ترساندن کسانى که از حق اعراض مى کنند :

أَنذَرْتُکمُ‏ْ صَاعِقَهً مِّثْلَ صَاعِقَهِ عَادٍ وَ ثَمُودَ(فصلت-۱۳)

ترجمه : من شما را از صاعقه‏اى [مرگبار] چون صاعقه عاد و ثمود بیم مى‏دهم.

جملاتى که یک هدایت گر باید به طغیان گر گفته شود :

هَل لَّکَ إِلىَ أَن تَزَکىَ‏(۱۸) وَ أَهْدِیَکَ إِلىَ‏ رَبِّکَ فَتَخْشىَ‏(نازعات-۱۹)

ترجمه : مى‏خواهى [از آلودگى شرک و طغیان‏] پاک و پاکیزه شوى؟ (۱۸) من تو را به سوى پروردگارت راهنمایى مى‏کنم تا از او بترسى [و از طغیان دست بردارى.] (۱۹)

جمله اى که باید به کسانى که آیات الهى را به تمسخر مى گیرند گفته شود :

أَ بِاللَّهِ وَ ءَایَتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنتُمْ تَسْتهَْزِءُونَ(توبه-۶۵)

ترجمه : آیا خدا وآیات او و پیامبرش را مسخره مى‏کردید؟!

تذکر : گاهی اوقات خود مومنین برخی آیات قرآن را به شکل طنز در می آورند. به نظر می رسد که می توان این آیه را برای آنها نیز خواند.

جمله اى که یک مبلغ دین در زمانى که به او پیشنهاد تغییر دین را مى دهد باید به آنها بگوید :

مَا یَکُونُ لىِ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاى نَفْسىِ  إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یُوحَى إِلىَ‏َّ  إِنىّ‏ِ أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبىّ‏ِ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ(یونس-۱۵)

ترجمه : من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم فقط از چیزى که بر من وحى مى‏شود، پیروى مى‏کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) مى‏ترسم.

جمله اى که در جواب کسانی که حرف های بی سند می زنند باید به آنها گفته شود:

هَاتُواْ بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ(بقره-۱۱۱)

ترجمه : اگر راستگویید دلیل و برهان خود را بیاورید.

جمله اى که باید به کسانى که تنها هدف آنها دنیا است گفته شود :

تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِیرَکُمْ إِلىَ النَّارِ(ابراهیم-۳۰)

ترجمه : [چند روزى از زندگى زودگذر دنیا] برخوردار شوید، ولى یقیناً بازگشت شما به سوى آتش است.

جمله اى که باید به زنان مومن در مورد حجاب گفته شود :

یُدْنِینَ عَلَیهِْنَّ مِن جَلاَبِیبِهِنَّ  ذَالِکَ أَدْنىَ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ  وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا(احزاب-۵۹)

ترجمه : پوششهاى خود را بر خود نزدیک کنند. این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است، و خدا آمرزنده مهربان است.

ذکر مربوط به بعد از بحث با مشرکین :

اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عاَلِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ أَنتَ تحَْکمُ‏ُ بَینْ‏َ عِبَادِکَ فىِ مَا کاَنُواْ فِیهِ یخَْتَلِفُونَ(زمر-۴۶)

ترجمه : خدایا! اى آفریننده آسمان‏ها و زمین! [اى‏] داناى نهان و آشکار! تو خود در میان بندگانت بر سر آنچه [از عقاید و عبادات‏] اختلاف مى‏کردند، داورى خواهى کرد.

جمله اى که باید به مومنین در رابطه‏ى با نحوه‏ى برخوردشان با بى‏اعتقادان گفته شود :

یَغْفِرُواْ لِلَّذِینَ لَا یَرْجُونَ أَیَّامَ اللَّهِ لِیَجْزِىَ قَوْمَا بِمَا کاَنُواْ یَکْسِبُونَ(جاثیه-۱۴)

ترجمه : از کسانى که به روزهاى خدا [چون روز آزمایش بندگان، روز پیروزى اهل ایمان، شکست دشمنان و روز قیامت‏] امید ندارند، گذشت کنند، تا [خدا] مردمى را [که تهیدست از عقاید پاک و کردار شایسته هستند، در روزى از روزهایش‏] به خاطر گناهانى که همواره مرتکب مى‏شوند، کیفر دهد.

جمله اى که باید به افرادى که لهو و دنیا را بر انجام دستورات خدا مقدم مى دارند گفته شود :

مَا عِندَ اللَّهِ خَیرٌْ مِّنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَهِ  وَ اللَّهُ خَیرُْ الرَّازِقِینَ(جمعه-۱۱)

ترجمه : پاداش و ثوابى که نزد خداست از سرگرمى و تجارت بهتر است، و خدا بهترین روزى دهندگان است.

تذکر : ظاهرا می توان و بلکه باید این جمله ، به کسانی که در هنگام ظهر بجای رفتن به نماز مشغول کسب و کار هستند گفته شود.

جمله اى که باید به منکران قیامت گفته شود :

بَلىَ‏ وَ رَبىّ‏ِ لَتُبْعَثُنَّ ثمُ‏َّ لَتُنَبَّئُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ  وَ ذَالِکَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرٌ(تغابن-۷)

ترجمه : آرى سوگند به پروردگارم مسلماً برانگیخته خواهید شد، سپس شما را به آنچه انجام داده‏اید، خبر خواهند داد، و این بر خدا آسان است.

جمله اى که یک مبلغ دین باید در جواب کسانى که از او درخواست مى کنند که دین را تغییر بده بگوید :

مَا یَکُونُ لىِ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاى نَفْسىِ ….. إِنىّ‏ِ أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبىّ‏ِ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ‏(یونس-۱۵)

ترجمه : من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم. من اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) مى‏ترسم.

جمله ای که باید به کسانی که شفاعت را اشتباه فهمیده اند و به غیر خدا بیشتر از خدا توجه دارند گفته شود :

أَ وَ لَوْ کَانُواْ لَا یَمْلِکُونَ شَیئا وَ لَا یَعْقِلُونَ(۴۳) ….  لِّلَّهِ الشَّفَاعَهُ جَمِیعًا لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ(زمر-۴۴)

ترجمه : آیا [از آنها شفاعت مى‏خواهید] هر چند مالک چیزى [و اختیاردار شفاعتى‏] نباشند و علم و عقلى نداشته باشند [و پرستندگان خود را نشناسند؟] (۴۳) شفاعت، یکسره ویژه خداست، فرمانروایى آسمان‏ها و زمین در سیطره اوست، سپس به سوى او بازگردانده مى‏شوید (۴۴)

جمله‏ى مربوط به دعوت فرقه هاى دیگر به اتحاد :

یَأَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلىَ‏ کَلِمَهٍ سَوَاءِ  بَیْنَنَا وَ بَیْنَکمُ‏ْ(آل عمران-۶۴)

ترجمه : اى اهل کتاب! به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است بیایید.

دعا براى غفران خود و پدر و مادر و مومنین و مومنات و هر مومنی که وارد خانه‌ی ما می شود :

ربّ‏ِ اغْفِرْ لىِ وَ لِوَالِدَىَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَیْتىِ‏َ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ(نوح-۲۸)

ترجمه : پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه‏ام درآید و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز.

ذکر مربوط به وقتى که انسان از مادیات استفاده مى کند :

إِنىّ‏ِ أَحْبَبْتُ حُبَّ الخَْیرِْ عَن ذِکْرِ رَبىّ‏ِ(ص-۳۲)

ترجمه : من خیرات دنیوى را بخاطر پروردگارم دوست دارم.

تذکر : از این ذکر بدست مى آید که انسان باید مادیات را براى خدا دوست داشته باشد نه براى مادیات.

ذکر مربوط به اقرار به تسلیم در برابر خدا :

أَسْلَمْتُ لِرَبّ‏ِ الْعَالَمِینَ(بقره-۱۳۱)

ترجمه : در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شدم.

جمله اى که باید به روحانیون و مداحانی گفت که بدون دلیل در دین خرافات و بدعت وارد می کنند :

أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا یَعْلَمُ فىِ السَّمَاوَاتِ وَ لَا فىِ الْأَرْضِ(یونس-۱۸)

ترجمه : آیا خدا را به چیزى خبر مى‏دهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟

ذکر مربوط به زمانی که نصر خدا و فتح فرا می رسد و افراد ، وارد دین حق می شوند :

إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ(۱) وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فىِ دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(۲) فَسَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ  إِنَّهُ کَانَ تَوَّابَا(نصر-۳)

ترجمه : هنگامى که یارى خدا و [آن‏] پیروزى فرا رسد، (۱) و مردم را ببینى که گروه گروه در دین خدا درآیند، (۲) پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوى، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه‏پذیر است. (۳)

دعاى بعد از انجام یک عمل دینى و همچنین درخواست از خدا برای یادگرفتن سبک عبادات :

رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا  إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ(۱۲۷) رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَینْ‏ِ لَکَ وَ مِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّهً مُّسْلِمَهً لَّکَ وَ أَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَ تُبْ عَلَیْنَا  إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ(بقره-۱۲۸)

ترجمه : پروردگارا! [این عمل را] از ما بپذیر که تو شنوا و دانایى، (۱۲۷) پروردگارا! ما را [با همه وجود] تسلیم خود قرار ده، و نیز از دودمان ما امتى که تسلیم تو باشند پدید آر، و راه و رسم عبادتمان را به ما نشان ده، و توبه ما را بپذیر، که تو بسیار توبه‏پذیر و مهربانى، (۱۲۸)

دعا در هنگامی که چشممان به بدکاران و ظالمین می خورد :

وَ إِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصحَْابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لَا تجَْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(اعراف-۴۷)

ترجمه : و چون ، چشمانشان ناخواسته به سوى دوزخیان گردانده شود، گویند: پروردگارا! ما را با گروه ستمکاران قرار مده.

ذکر مربوط به وقتى که براى اهل حق ناگهانى اتفاقى مى‏افتد که چه بسا در ظاهر به ضرر آنها و به نفع اهل باطل است :

إِنْ هِىَ إِلَّا فِتْنَتُکَ تُضِلُّ بهَِا مَن تَشَاءُ وَ تهَْدِى مَن تَشَاءُ  أَنتَ وَلِیُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا  وَ أَنتَ خَیرُْ الْغَافِرِینَ‏

ترجمه :  این [حادثه‏] چیزى جز آزمایش تو نیست، هر که را بخواهى [به آزمایشت‏] گمراه مى‏کنى، و هر که را بخواهى هدایت مى‏نمایى، تو سرپرست و یاور مایى، ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین آمرزندگانى.

دعایى براى درخواست خیر دنیا و آخرت پس از توبه و بازگشت :

وَ اکْتُبْ لَنَا فىِ هَاذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَهً وَ فىِ الاَْخِرَهِ إِنَّا هُدْنَا إِلَیْکَ(اعراف-۱۵۶)

ترجمه : و براى ما در این دنیا و آخرت، نیکى مقرّر کن که ما به سوى تو بازگشته‏ایم.

ذکر  مربوط به وقتى که مردم از ما رو برمى گردانند و تنها مى شویم :

حَسْبىِ‏َ اللَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ  عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ  وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ(۱۲۹)

خدا مرا بس است، هیچ معبودى جز او نیست، فقط بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است.

و اما در آخر به چند دعا و جمله‌ی سوال برانگیز اشاره می کنیم :

مورد اول : رَبّ‏ِ اغْفِرْ لىِ وَ هَبْ لىِ مُلْکاً لَّا یَنبَغِى لِأَحَدٍ مِّن بَعْدِى  إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ(ص-۳۵)

ترجمه : سلیمان دعا کرد که پروردگارا! مرا بیامرز و حکومتى به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نمی باشد. یقیناً تو بسیار بخشنده‏اى.

توضیح : ممکن است از این دعا بوی بخل برداشت شود. در این زمینه باید گفته شود که این دعا با شرائط خاص حضرت سلیمان مربوط است. زمان حضرت سلیمان زمان خاصی بوده و در آن زمان نیاز به حکومتی بوده که امکاناتی بر خلاف امور طبیعی داشته باشد. حال ، حضرت سلیمان چنین حکومتی را از خدا می خواهد ولی می داند که بعد از او قرار است که امور به صورت طبیعی پیش رود و اصلا حکومت غیر طبیعی شایسته‌ی بشر نیست و به همین خاطر حضرت سلیمان با توجه به شرائطی که دارد از خدا حکومتی می خواهد خلاف امور طبیعی باشد ولی اعلام می کند که چنین حکومتی برای انسان های پس از من شایسته نیست چون حکومت آنها باید طبق جریانات طبیعی پیش رود. پس این گونه نیست که حضرت سلیمان بخل داشته باشد و به خدا بگوید حکومتی به من بده و به هیچ کس دیگر چنین حکومتی را نده.

به این نکته نیز اشاره شود که همچنانکه قبلا گفتیم دعاهای مورد تأیید قرآن هیچ یک دعا برای صرف مادیات نیست. حال باید توجه شود که این دعای سلیمان نیز برای صرف مادیات نیست بلکه ایشان برای پیشبرد اهداف الهی خود از خدا چنین درخواستی کرده است. ایشان برای اینکه بتواند اهداف الهی را پیش ببرد نیاز به چنین حکومتی داشته است. مویدی که بر این مطلب وجود دارد جمله‏ى إِنىّ‏ِ أَحْبَبْتُ حُبَّ الخَْیرِْ عَن ذِکْرِ رَبىّ‏ِ در آیه ۳۲ سوره ص است که دلالت دارد حضرت سلیمان حکومتش را به خاطر ذکر خدا دوست داشته است.

مورد دوم : وَ قَالَ مُوسىَ‏ رَبَّنَا إِنَّکَ ءَاتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَهً وَ أَمْوَالًا فىِ الحَْیَوهِ الدُّنْیَا رَبَّنَا لِیُضِلُّواْ عَن سَبِیلِکَ  رَبَّنَا اطْمِسْ عَلىَ أَمْوَالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُواْ حَتىَ‏ یَرَوُاْ الْعَذَابَ الْأَلِیمَ(یونس-۸۸)

ترجمه : و موسى گفت: پروردگارا! فرعون و اشراف و سرانش را در زندگى دنیا زیور و زینت [بسیار] و اموال [فراوان‏] داده‏اى که [نهایتاً مردم را] از راه تو گمراه کنند، پروردگارا! اموالشان را نابود کن و دل‏هایشان را سخت گردان که ایمان نیاورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند. (۸۸)

توضیح : در ذیل این آیه این سوال مطرح است که چگونه یک پیامبر دعا می کند که گمراهان ، گمراه تر شوند؟ ولی اگر در این آیه دقت بیشتری کنیم این شبهه برطرف می شود و مشخص می شود که ظاهرا معنایی که اکثر مفسرین و مترجمین از این آیه کرده اند اشتباه است.

باید دقت کرد که به نظر می رسد این دعاهای موسی نیز دعاهای هدایتی است یعنی چون هدف هدایت دارد چنین دعا کرده است. دقت شود که حضرت موسی ابتدا می گوید که فرعونیان با زینت و اموالشان مردم را گمراه می کنند.

حال به نظر می رسد که دعای رَبَّنَا اطْمِسْ عَلىَ أَمْوَالِهِمْ دعا برای از بین رفتن عامل مادی فرعونیان برای گمراهی مردم است و دعای وَ اشْدُدْ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ دعا برای از بین رفتن عامل معنوی فرعونیان برای گمراهی مردم است.

دقت شود که برای گمراهی مردم و حتی هدایت مردم دو عامل نیاز است : یکی بودجه‌ی مادی و دیگری بودجه‌ی معنوی. هم باید پول باشد و هم اخلاق خوب و وحدت بین افراد.

حال به نظر می رسد که منظور از دعای حضرت موسی این است که این دو عامل از بین برود.

حضرت موسی می گوید خدایا فرعونیان با اموالشان مردم را گمراه می کنند ، حال تو ، اموالشان را نابود کن. همچنین خدایا در قلب های آنها شدتی بینداز که قلب هایشان مشغول و درگیر باشد و در نتیجه آزاد نباشد تا بتوانند به راحتی مردم را گمراه کنند و اتفاقا همین اتفاق ها افتاد و طبق آیات ۱۳۳ و ۱۳۴ سوره اعراف مشکلاتی برای آل فرعون پیش آمد.

این احتمال نیز هست که شدت قلب داشتن نقطۀ مقابل رقت قلب نیز باشد. طبق آیۀ ۱۵۹ سوره آل عمران اگر کسی غلیظ القلب باشد مردم از او پراکنده می شود و در مقابل اگر کسی قلب نرمی داشته باشد افراد به او جذب می شوند. حال ممکن است مراد موسی از دعای وَ اشْدُدْ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ این باشد که آنها را افراد عصبانی و غلیظ القلب قرار بده که نتوانند افراد را به سمت خود جذب کنند.

همچنین ممکن است مراد از وَ اشْدُدْ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ این باشد که خدایا بین آنها تفرقه بینداز. ممکن هم هست مراد از این دعا این باشد که خدایا چون می دانم اینها ایمان نمی آورند پس تو آنها را متعصب تر کن چون تعصب بیشتر یک حکومت موجبات سقوط آن حکومت بیشتر فراهم می کند.

به هر حال طبق این معنا جمله فَلَا یُؤْمِنُواْ حَتىَ‏ یَرَوُاْ الْعَذَابَ الْأَلِیمَ در انتهاى آیه علت دعاى موسى است و موسى مى خواهد بگوید اگر من چنین دعایى مى کنم براى این است که از ایمان آوردن آنها ناامید هستم و الا اگر ناامید نبودم چنین دعایی نمی کردم بلکه برای هدایت آنها دعا می کردم. (برای توضیح بیشتر در رابطۀ با این معنا می توانید به تفسیر التحریر و التنویر مراجعه کنید)

مورد سوم : وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا ضَلَالًا(نوح-۲۴)

ترجمه : [پروردگارا!] ستمکاران را جز گمراهى میفزا.

توضیح : با خواندن این آیه با ترجمه ای که از آن شده این سوال پیش مى آید که چرا یک پیامبر دعا مى کند که قومش بیشتر گمراه شوند؟ ولی وقتی آیات قبل از این آیه را از آیۀ ۲۱ تا آیه ۲۴ دقیقا بخوانیم متوجه می شویم که مراد از ضلال در این تعبیر نه گمراهی دینی بلکه گمراهی در اهداف شیطانی آنهاست و نوح دعا می کند که خدایا کاری کن که آنها در اهداف و مکرهای شیطانی خود و در گمراه کردن مردم ، راه را گم کنند و کارشان به نتیجه نرسد. جالب است که در همین آیه ۲۴ آمده است : وَ قَدْ أَضَلُّواْ کَثِیرًا یعنى آنها کثیرى را گمراه کرده اند. حال چطور ممکن است خود نوح که از گمراهى مردم ناراحت است از خدا بخواهد که ظالمین را بیشتر گمراه کن؟ اصلا از خود واژۀ ظالمین در تعبیر وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا ضَلَالًا می توان بدست آورد که منظور از این دعا این است که ظالمین را در ظلمشان گمراه کن که ظلمشان به نتیجه نرسد.

توجه شود که معمولا با خواندن واژه‏ى ضلالت ، گمراهى دینى به ذهن مى آید در حالى که همیشه اینگونه نیست همچنانکه معمولا با خواندن واژه‌ی ید ، دست جسمی به ذهن می آید در حالی که همیشه ید ، به معنای دست جسمانی نیست.

ضلالت در آیه‏ى مورد بحث به معناى  این است که در مکر کردن گمراه شوند و مکرشان به نتیجه نرسد. در برخى دیگر از آیات قرآن نیز ضلالت به معناى گمراهى دینى نیست که در این زمینه مى توانید به این آیات مراجعه کنید : بقره-۲۸۲ ، انعام-۲۴ ، یوسف-۸ و ۹۵ ، رعد-۱۴ ، اسراء-۶۷ ، سجده-۱۰ ، محمد-۱ ، فیل-۲

مورد چهارم : وَ قَالَ نُوحٌ رَّبّ‏ِ لَا تَذَرْ عَلىَ الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا(۲۶) إِنَّکَ إِن تَذَرْهُمْ یُضِلُّواْ عِبَادَکَ وَ لَا یَلِدُواْ إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًا(۲۷) … وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارَا(نوح-۲۸)

ترجمه : و نوح گفت: پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روى زمین باقى مگذار (۲۶) که اگر آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه مى‏کنند و جز نسلى بدکار و ناسپاس زاد و ولد نمى‏کنند. (۲۷) و ستمکاران را جز هلاکت میفزاى. (۲۸)

توضیح : تنها پیامبری که هلاکت قومش را از خدا خواست حضرت نوح است که ایشان نیز طبق آیۀ ۲۷ سوره نوح و همچنین آیه ۳۶ سره هود احتمالا به وحی الهی یا از طریق دیگری مطلع شده بودند که اولا قومش اصلا هدایت نمی شوند و ثانیا دیگران را نیز گمراه می کنند و ثالثا از نسل آنها جز انسان های بد به وجود نمی آید که در چنین فرضی دعا برای هلاکت قابل توجیه است و چه بسا به نفع خود آنها و فرزندان آنها نیز هست یعنی می توانیم از این دید نیز نگاه کنیم که این دعای حضرت نوح واقعا به نفع آنها بوده است چون عاملی است برای اینکه کمتر عذاب بشوند. به هر حال از سبک دعای حضرت نوح می فهمیم که اگر احتمال می دهیم از نسل ظالمین، شخصی خوب به وجود آید یا اینکه احتمال توبه و هدایت ظالمین باشد نمی توانیم برای مرگ آنها دعا کنیم. این نکته نیز قابل تأمل است که این دعای نوح به احتمال قوی با ۹۵۰ سال تبلیغ او نیز بی ارتباط نیست. توجه داشته باشید که ۹۵۰ سال تبلیغ کار بسیار مشکلی است و در این زمان طولانی حضرت نوح از کنه و بنه قوم خود مطلع شده است و به همین خاطر چنین دعایی برای آنها کرده است. بنابراین کسی که حتی ۱۰۰ سال تبلیغ کرده است نمی تواند به استناد دعای حضرت نوح برای قوم خود از خدا طلب مرگ کند چون حضرت نوح پس از ۹۵۰ سال چنین دعایی کرده است و شاید به همین خاطر باشد که از هیچ پیامبر دیگری چنین دعایی در قرآن دیده نمی شود.

جالب است کسانی که به دعای حضرت نوح برای توجیه کارهای خودشان استناد می کنند چرا بقیۀ پیامبران را الگوی خود قرار نمی دهند مثلا طبق آیات ۷۴ تا ۷۶ سوره هود حضرت ابراهیم دوست دارد که قوم لوط عذاب نشوند. همچنین طبق آیۀ ۸۸ سوره یونس حضرت موسی دعا می کند که اموال فرعونیان نابود شود ولی برای هلاکت آنها دعا نمی کند با اینکه می داند آنها حتما ایمان نمی آورند. همچنین طبق آیات ۲۵۰ سوره بقره و ۱۷۴ سوره آل عمران انسانهاى مومن و مبارز حتى در میدان جنگ که بهترین زمان براى طلب مرگ از خدا براى ظالمین و کفار است باز به طور صریح مرگ آنها را در دعاهایشان از خدا نمى خواهند بلکه با عبارت های دیگری دعاهای خود را بیان می کنند که می توانید به آدرس های گفته شده مراجعه کنید. خوب است ما نیز از همان ادبیات استفاده کنیم.

مورد پنجم : قُلْ مُوتُواْ بِغَیْظِکُمْ(آل عمران-۱۱۹)

ترجمه : بگو: به خشمتان بمیرید.

توضیح : در رابطۀ با این تعبیر اولا باید دقت شود که هیچ درخواستی از خدا برای مرگ این گروه وجود ندارد یعنی اینطور نیست که خدا دستور داده باشد که برای مرگ آنها دعا کنید. علاوه بر این اگر آیات ۱۱۸ و ۱۱۹ و ۱۲۰ را با دقت بخوانید متوجه خواهید شد که این گروه کسانی هستند که اصلا دوست ندارند اسلام پیشرفت کند و وقتی پیشرفت اسلام را می بینند عصبانی می شوند. حال ، در چنین حالتی است که خدا می گوید به آنها بگویید مُوتُواْ بِغَیْظِکُمْ یعنی شما که از پیشرفت اسلام عصبانی هستید با همین عصبانیت بمیرید چون اسلام پیشرفت خواهد کرد. پس باید دقت کرد که این جمله دعا برای نابودی نیست بلکه این جمله می خواهد بگوید که شما که از پیشرفت حق عصبانی هستند با همین عصبانیت بمیرید چون به خواستۀ خود که توقف حق است نخواهید رسید. پس اصلا این تعبیر در مقام بیان طلب نابودی آنها از خدا نیست بلکه در مقام بیان این است که اگر شما از پیشرفت اسلام عصبانی هستید در همین عصبانیت بمانید و با همان بمیرید. توجه شود که اگر کسی مرگ دیگری را بخواهد به خدا می گوید نه به خود او. پس باید توجه داشته باشیم که وقتی به کسی می گوییم (بمیر) دقیقا به چه معناست. اگر در این تعبیر مشاهده می کنیم که به خود آنها گفته شده است که مُوتُواْ ، منظور طلب مرگ آنها از خدا نیست بلکه منظور همان است که گفتیم یعنی بیشتر می خواهد به آنها بگوید با خشمتان بمیرید و این خشم تا مرگ با شما همراه خواهد بود.

این نکته نیز توجه شود که با اینکه این آیات خطابش به مومنان است می توانست بگوید: قُولُوا مُوتُواْ بِغَیْظِکُمْ ولی می گوید : قُلْ مُوتُواْ بِغَیْظِکُمْ. پس از این تعبیر نمی توان استفاده کرد که خدا به همه دستور داده است که چنین بگویید بلکه شاید بیشتر به مسئول جامعه چنین دستوری داده شده است.

و اما می توان از برخی آیات قرآن اگر چه دعایی نیستند ولی خود ما آنها را دعایی کنیم و بخوانیم مثل این دعا که خود بنده آن را تنظیم کرده ام : اللهم اجعَلنی مُبَارَکا اینَ ما کُنت و ابعَثنِی مَقَامَا مَحمودا و ثَبِّتنِی بِالقول الثَّابتِ فِی الحَیاهِ الدنیا و فی الآخره و اجعَلنی مِنَ المُقَرَّبین و مِنَ الخاشعین و مِنَ التَوَّابین و مِنَ المُخلَصِین و اجعَلنی مِنَ الصَّابرین و الصَّادقین و القانِتِین و المُنفِقِینَ و المُستَغفِرِین بِالاَسحَار و اجعَلنی مِنَ الَّذین تَرزُقُهُم بِغَیرِ حِساب و اجعَلنِی مِن اولیائِکَ الَّذینَ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یحَْزَنُونَ

ترجمه : خدایا مرا در هرجا که هستم دارای برکت قرار ده و مرا به مقام محمود برسان و مرا با گفتار ثابت در دنیا و آخرت ثابت قدم کن و مرا جزو مقربین و خاشعین و توبه کنندگان و مخلَصین قرار ده و مرا جزو صابرین و راستگویان و متواضعان و انفاق کنندگان و کسانی که در سحرها استغفار می کنند قرار ده و همچنین مرا جزو کسانی قرار ده که آنها را به غیر حساب روزی می دهی و مرا از اولیاء خودت قرار ده ، همان ها که نه خوفی بر آنها مستولی می شود و نه محزون می شوند.

خوب است بجای اینکه به دنبال اذکار و دعاهای بی سند باشیم دعاها و ذکرهای قرآنی را یاد بگیریم. سعی کنیم ادبیات ما قرآنی باشد. در قرآن برای مواقع مختلف ، اذکاری بیان شده است که باید آنها را فرا گیریم و وظیفه‌ی علماء است که این اذکار را به مردم بیاموزند. متأسفانه بعضا دیده شده که برخی مردم فلان دعا که اصلا سندی ندارد را حفظ هستند ولی با دعاها و اذکار قرآنی آشنا نیستند و حتی برخی از اذکار و دعاهای قرآنی به گوششان هم نخورده است و این مایه‌ی تأسف است. در این جزوه ، به تعدادی از اذکار و دعاها و جملات قرآنی که در مواقع مختلف می توان گفت اشاره می کنیم تا زبان ما بیشتر به این ذکرها و جملات قرآنی بچرخد.

[۱] ( ۲) الزخرف: ۸۹٫

[۲] ( ۳) لم نجد بهذا اللفظ آیه فی القرآن و الموجود فیه: الزمر: ۳۸\i وَ مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍ‏\E.

[۳] ( ۴) الأعراف: ۳۱٫

[۴] ( ۱) فصّلت: ۴۴٫

[۵] ( ۲) آل عمران: ۹۱٫

[۶] ( ۳) ق: ۳۷ بزیاده:\i وَ ما بَیْنَهُما\E. بعد\i الْأَرْضَ‏\E.

[۷] ( ۴) الأنبیاء: ۸٫

[۸] ( ۵) البقره: ۲۸۶٫

[۹] ( ۶) الأنبیاء: ۲۲٫

[۱۰] ( ۷) الزخرف: ۱۲٫

[۱۱] ( ۸) ص: ۲۵٫

[۱۲] ( ۹) آل عمران: ۱۳۸٫

[۱۳] ( ۱۰) مریم: ۱۳٫

[۱۴] ( ۱۱) طه: ۱۱ و ۱۳٫

[۱۵] ( ۱۲) الکهف: ۴۴٫

[۱۶] ( ۱۳) القصص: ۲۶٫

[۱۷] ( ۱۴) البقره: ۲۶۳٫

[۱۸] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط – بیروت)، ۱۱۱جلد، دار إحیاء التراث العربی – بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*