خانه / تفسیر / تفسیر آیات ۲۵ تا ۳۷ سوره حج

تفسیر آیات ۲۵ تا ۳۷ سوره حج

تفسیر آیات ۲۵ تا ۳۷ سوره حج

نکته ۱ : بازداشتن از مسجد الحرام که در آیه ۲۵ بیان شده است مصادیق متعددی می تواند داشته باشد از جمله :

الف) مشرکینی که در صدر اسلام اجازه‌ی ورود مسلمانان به مسجد الحرام را نمی دادند.

ب) کسانی که در ایران به سفارت عربستان حمله کردند و مانع رفتن مردم به حج شدند.

ج) کسانی که با تبلیغات منفی مردم را از رفتن به حج منع می کنند.

د) کسانی که در عربستان کارهایی می کنند که در تعطیلی حج نقش پیدا می کنند.

نکته ۲ : از تعبیر جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاکِفُ فِیهِ وَ الْبَادِ در آیه ۲۵ بدست مى آید که همه نسبت به مسجد الحرام مساوى هستند و کسى ملکیت بر روى مسجد الحرام ندارد. ساکنین مکه نمى توانند بگویند ما در مسجد الحرام اولویت داریم.

این از زیبایی های اسلام است که یک منطقه‌ی بین المللی دارد که همه در آن مساوی اند. خیلی شبیه سازمان ملل که اگر چه در آمریکا قرار دارد ولی همه در آن حق دارند.

حتی از این تعبیر بدست می آید که تولیت مسجد الحرام ضرورتا لازم نیست دست دولت عربستان باشد بلکه چه بسا مثل سازمان ملل که رئیس آن غیر آمریکایی است مسجد الحرام نیز می تواند مسئولی غیر از دولت عربستان داشته باشد.

البته از آیات بعدی بدست می آید که حضرت ابراهیم مسئول تطهیر مسجد الحرام بوده است. پس خدا برای مسجد الحرام مسئول خاصی معین کرده است که اتفاقا رعایت شرائط توحید را نیز بکند.

بنابراین به خصوص با توجه به شرائط حال حاضر مسلمین چه بسا گفته شود که اگر یک گروه که به خصوص توحید را رعایت می کنند مسئول مسجد الحرام باشند بهتر است.

به هر حال باید آیات دیگر را نیز مشاهده کرد. در آیه ۲۸ سوره توبه آمده است که مشرکین نباید نزدیک مسجد الحرام شوند. پس فرقه هایی از مسلمین که مظاهر شرک را دارند نمی توانند مسئول مسجد الحرام شوند.

به هر حال در این زمینه باید عاقلانه و طبق ادله‌ی قرآنی رفتار کرد و در مجموع یادمان باشد که کسی ملکیت شخصی بر روی مسجد الحرام ندارد. پس ممکن است مثل سازمان ملل گفته شود که هر چند سال یک بار مسئول مسجد الحرام عوض شود. ممکن هم هست که کشورهای اسلامی ، یک گروه را مسئول اداره‌ی مسجد الحرام کنند. اینکه کدام یک از این فروض باید انتخاب شود بستگی به شرائط دارد.

مهم این است که کسی بر دیگری اولویت نداشته باشد.

حتی می توان از تعبیر مورد بحث استفاده کرد که دولت عربستان نمی تواند علاوه بر خدمات ، برای ورود زائر نیز پول بگیرد یعنی بگوید کسانی که می خواهند وارد مسجد الحرام شوند باید علاوه بر پول خدمات رسانی پولی به عنوان سود به من بدهند.

البته فعلا بحث ما راجع به مطالبی است که از آیه بدست می آید و اما اینکه عربستان این را عمل می کند یا نه بنده از جزئیات این امور آگاه نیستم و باید در اینکه در عمل چه می شود بیشتر تحقیق کرد. شخصی می گوید دولت عربستان مدعی است که چنین پولی نمی گیرد.

نکته ۳ : طبق آیه ۲۶ خداوند متعال یک پیامبر را مأمور به تطهیر مسجد الحرام کرده است. بنابراین افراد نباید کسر شأن خود بدانند که مسجد خدا را تطهیر کنند.

نکته ۴ : مراد از تطهیر بیت الله الحرام که در آیه ۲۶ گفته شده است علاوه بر تطهیر ظاهری و تمیز کردن مسجد الحرام می تواند تطهیر مسجد الحرام از شرک و مظاهر شرک باشد.

واقعا گاهی اوقات بنده فکر می کنم که خوب است مسجد الحرام دست برخی از گروه های شیعه نیست و الا در آنجا مظاهر شرکِ زیادی دیده می شد.

نکته ۵ : ممکن است کسى با خواندن تعبیر یَأْتُوکَ در آیه ۲۷ این سوال برایش پیش آید که چرا حاجى ها باید به سوى ابراهیم بیایند در حالى که باید به سوى کعبه و خدا بیایند؟

در جواب باید گفته شود که وجه آوردن یَأْتُوکَ ممکن است دو چیز باشد :

الف) بالاخره مردم ابتدا باید احکام و مناسک حج را یاد بگیرند و به همین خاطر ابتدا باید نزد ابراهیم بیایند. به هر حال بسیاری از خرافیون مشکلشان این است که نزد استاد نمی روند. این خیلی مهم است که ما به کسی مراجعه کنیم که راه بلد است.

ب) بالاخره مسئول مسجد الحرام بودن یک افتخار است و مردم وقتی به حج می آیند عملا نزد مسئول مسجد الحرام نیز آمده اند و او برای آنها خدمت می کند و حتی سعی می کند فکر خود را برای آنها بازگو کند همچنانکه همین امروزه وقتی مردم به مکه می روند عملا نزد مسئولین آنجا نیز حضور پیدا می کنند. یادم هست در تلویزیون عربستان می دیدم که یکی از مسئولین حج عربستان در یک کنفرانس خبری که بعد از حج برگزار می شد از تعبیر یَأْتُونَا برای آمدن حاجی ها استفاده می کرد.

با توجه به توضیحات داده شده اینکه عده ای در معنا کردن یَأْتُوکَ افراط می کنند و به گونه ای این تعبیر را معنا می کنند که هدف اصلی یَأْتُوکَ است اشتباه است. یادمان باشد که هدف اصلی ، قرب الی الله و انجام مناسک حج برای رسیدن به خداست.

به این نکته نیز توجه شود که ضمیر در یَأْتِینَ در آیه ۲۷ به کُلّ‏ِ ضَامِرٍ برمى گردد و اگر ضمیر کاف در اینجا بر خلاف تعبیر یَأْتُوکَ نیامده است شاید برای احترام باشد یعنی نمی خواسته بگوید که شتران به سوی تو می آیند.

نکته ۶ : از تعبیر رِجَالًا در آیه ۲۷ بدست مى آید که پیاده نیز مى توان به حج رفت. بنابراین چه بسا اگر فردى بتواند پیاده به حج برود بر او واجب است که به حج برود. به هر ترتیب حج جزو واجباتى است که نمى توان به راحتى آن را ترک کرد.

نکته ۷ : ضامر در آیه ۲۷ به معنای شتر لاغر است. اینکه در این آیه به شتر لاغر اشاره شده دو وجه می تواند داشته باشد :

الف) حتی اگر کسی شتر فربه ندارد و شترش لاغر است باز باید به حج بیاید و حج از او ساقط نمی شود.

ب) حج راهی است که به خاطر سختی اش شتران در آن لاغر می شوند.

نکته ۸ : در تفسیر التحریر و التنویر راجع به معناى واژه‏ى فج که در آیه ۲۷ آمده است چنین نوشته شده است :

و الفجّ: الشقّ بین جبلین تسیر فیه الرکاب، فغلب الفجّ على الطریق لأن أکثر الطرق المؤدیه إلى مکه تسلک بین الجبال.

ترجمه : فج به شکاف بین دو کوه گفته مى شود ولى به خاطر اینکه اکثر راه هایى که به مکه مى رسد از بین کوه ها مى رسد فج به طریق گفته مى شود.

در تفسیر نمونه نیز راجع به این لغت چنین آمده است :

” فج” در اصل به معنى فاصله میان دو کوه و سپس به جاده‏هاى وسیع اطلاق شده است.(تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص: ۶۹)

نکته ۹ : بجاى تعبیر لِّیَشْهَدُواْ مَنَافِعَ لَهُمْ در آیه ۲۸ مى توانست بگوید لِّیَشْهَدُواْ مَنَافِعَهُم یا بگوید لِّیَشْهَدُواْ المَنَافِعَ. به نظر می رسد تعبیر استفاده شده در آیه تأکید بیشتری را می رساند و حتی به منفعت هایی که برای ما قبل از رفتن به حج ، شناخته شده نیست نیز اشاره دارد.

نکته ۱۰ : حج واقعا دارای منفعت های بسیاری است از جمله :

الف) اتحاد مسلمین

ب) کسب معنویت

ج) آشنایی با مذاهب و افکار مختلف (همین که درآنجا می فهمیم که برخی دیگر از گروه های اسلامی ، اسلام را به گونه‌ی دیگری فهمیده اند خودش منفعت است و چه بسا موجب شود که افراد به اشتباهات عقاید خود پی ببرند.)

نکته ۱۱ : مراد از ایام معلومات در آیه ۲۸ ایامى است که در آن قربانى انجام مى شود و گفته شده که زمان قربانى از عید قربان شروع مى شود و تا روزهاى بعدى نیز ادامه دارد. پس وقت قربانى تنها محدود به عید قربان نیست.

نکته ۱۲ : تعبیر الْبَائسَ الْفَقِیرَ در انتهاى آیه ۲۸ این گونه باید ترجمه شود : دربدرِ فقیر(بائس به کسى گفته مى شود که به سختى افتاده است.)

استفاده از این تعبیر شاید این نکته را در بر داشته باشد که گوشت قربانى به خصوص باید به کسى داده شود که خیلى به مشکل بر خورده است.

عنوان فقیر آنقدر متداول شده است که ممکن است وقتى گفته شود به فقیر کمک کنید براى ما عادى باشد ولى وقتى گفته شود به دربدرِ فقیر کمک کنید احساسات ما را بیشتر برمى انگیزاند. در مورد این نکته‌ی اخیر مى توانید به تفسیر التحریر و التنویر مراجعه کنید.

نکته ۱۳ : بد نیست در اینجا به این نکته اشاره کنم که بنده تفسیر آیات مختلف قرآن را کار کرده ام ولی حس می کنم تفسیر آیات مربوط به حج ویژگی خاصی دارد. در واقع همچنانکه حج راز آلود است آیات مربوط به حج نیز به نظر می رسد که همین گونه است یعنی نسبت به آیات دیگر قرآن ، تفسیرش سخت تر است. آیات مربوط به حج واقعا دارای نکات ظریفی است. در واقع همچنانکه شعائر الله دارای ظرافت است آیات مربوط به حج نیز ظرائف زیادی دارد. این ، همان تطابق لفظ و معنا است که در قرآن به بهترین وجه رعایت شده است یعنی وقتی معنا ظریف است الفاظ نیز با ظرائف خاصی بیان شده است.

نکته ۱۴ : برخى گفته اند که امر فَکلُُواْ مِنهَْا در آیه ۲۸ امر وجوبى نیست بلکه براى رفع این توهم است که گروهى فکر مى کرده اند خوردن از گوشت قربانى اشکال دارد. حال خدا مى گوید از گوشت قربانى بخورید یعنى خوردن از گوشت قربانى حلال است. ممکن هم هست گفته شود که واقعا خدا به دلایلى اصرار دارد که خود شخص نیز از گوشت قربانى بخورد.

نکته ۱۵ : در معناى ثُمَّ لْیَقْضُواْ تَفَثَهُمْ در آیه ۲۹ چند وجه گفته شده است :

الف) تفث به معناى چرک است و مراد از این تعبیر حلق و تقصیر است.

ب) تفث به معناى چرک است و مراد از این تعبیر این است که حالا که به اینجا رسیدید بدى هاى اخلاقى خود را دور بیندازید.

ج) تفث به معناى چرک است و مراد از این تعبیر این است که حالا که پس از انجام اعمال ، محرمات احرام بر شما حلال شد عرق و چرک هایى که در طول انجام اعمال بر شما نشسته است را با حمام کردن از خود زائل کنید.

د) در تفسیر التحریر و التنویر توضیحات جالبى راجع به این تعبیر داده شده است و از جمله گفته شده است که مراد از این تعبیر این است که اعمال حج را به پایان برسانید. ایشان گفته است تفث به معناى اعمال حج است.

نکته ۱۶ : مراد از وَ لْیُوفُواْ نُذُورَهُمْ در آیه ۲۹ ظاهرا این است که اگر کسى نذرى کرده باشد باید به نذرش هم وفا کند. و اما اینکه آیا این تعبیر مى تواند به کفاره‏ى محرمات احرام نیز اشاره داشته باشد یا نه بستگى دارد که بتوان به کفارات ، نذر اطلاق کرد یا نه؟

نکته ۱۷ : در رابطه‏ى با تعبیر وَ لْیَطَّوَّفُواْ بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ در آیه ۲۹ چند نکته قابل ذکر است :

الف) باء در این عبارت شاید باء الصاق باشد و این نکته را در بر داشته باشد که تا جایى که ممکن است طواف باید به خود کعبه نزدیک باشد.

ب) استفاده از باب تفعل در این تعبیر شاید سختی را برساند یعنی سختی طواف را بر خود حمل کنید و طواف را انجام دهید. به هر حال به خصوص امروزه اگر کسی بخواهد نزدیک به کعبه طواف را انجام دهد کار سختی است ولی اتفاقا خدا بر روی این کار سخت تأکید دارد.

ج) این طواف ممکن است اشاره به طواف نساء در شیعه و طواف افاضه و وداع در اهل سنت داشته باشد.

د) در اینکه چرا به کعبه بیت عتیق گفته می شود چند احتمال وجود دارد :

احتمال اول : عتیق به معنای گران بهاست همچنانکه به اشیاء گران بها عتیقه گفته می شود و با توجه به عظمت کعبه به آن بیت عتیق گفته شده است.

احتمال دوم : عتیق به معنای قدیمی است همچنانکه به اشیاء قدیمی عتیقه گفته می شود و با توجه به قدیمی بودن خانه‌ی کعبه به آن بیت عتیق گفته شده است. جالب است که خدا کعبه را بیت عتیق نامیده است ولی برخی شیعیان جاهای دیگر را با عظمت تر و قدیمی تر از کعبه می دانند.

نکته ۱۸ : قول زور که در آیه ۳۰ به آن اشاره شده است به معنای گفتاری است که دارای تزویر است و زینت داده شده است ولی در واقع ، گفتار باطلی است. و اما اینکه در ضمن بحث حج ازقول زور نهی شده است نکته اش شاید این باشد که مشرکین شرک خود را با گفتارهای مزورانه توجیه می کردند و به همین خاطر خدا در ضمن این بحث آنها را نهی کرده یعنی توجیهات باطل برای شرک خود نیاورید.

در تفسیر نمونه راجع به قول زور چنین آمده است :

بعضى از مفسران این را اشاره به کیفیت” لبیک” گفتن مشرکان در مراسم حج در جاهلیت دانسته‏اند، زیرا آنها” لبیک” را که آئینه تمام‏نماى توحید و یگانه پرستى است آن چنان تحریف کرده بودند که مشتمل بر زننده‏ترین تعبیرات شرک آلود شده بود، مى‏گفتند: لبیک لا شریک لک، الا شریکا هو لک! تملکه و ما ملک:” دعوتت را اجابت کردیم و به سویت آمدیم، اى خدایى که شریکى ندارى، جز شریکى که مخصوص تو است، تو مالک او و هر چه او در اختیار دارد هستى”. این جمله مسلما سخنى باطل و بیهوده بوده، و مصداق قول زور است که در اصل به معنى سخن دروغ و باطل و خارج از حد اعتدال مى‏باشد.(تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص: ۹۱)

می توانید فکر کنید که آیا برخی از صحبت های شیعیان غالی و افراطی شبیه این لبیک مشرکین نیست؟ آیا اینکه در ایام حج برخی از شیعیان لبیک یا حسین می گویند شبهه‌ی شرک ندارد؟

نکته ۱۹ : معنای آیه ۳۱ شاید این باشد که شخص مشرک اتصال خود را از منبع اصلی قطع کرده است و مثل کسی می ماند که از آسمان سقوط می کند و به این طرف و آن طرف پرت می شود.

نکته ۲۰ : ضمیر در فَإِنَّهَا در آیه ۳۲ به تعظیم شعائر برمى گردد.

نکته ۲۱ : تعبیر لَکمُ‏ْ فِیهَا مَنَافِعُ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى در آیه ۳۳ به دو نحو ممکن است معنا شود :

الف) در انعام براى شما تا وقتى که قربانى شوند منافعى است یعنى تا وقتى زمان قربانى آنها فرا مى رسد مى توانید از شیر یا سوارى آنها استفاده کنید.

ب) در شعائر الهى تا وقتى که به اجل خود برسند و ایام حج تمام شود منفعت وجود دارد.

ج) در شعائر الهى تا وقتى که مرگتان فرا رسد یا تا وقت قیامت منفعت وجود دارد. پس آنها را تا دم مرگ و قیامت تعظیم کنید.

نکته ۲۲ : تعبیر ثُمَّ محَِلُّهَا إِلىَ الْبَیْتِ الْعَتِیقِ در آیه ۳۳ چند معنا مى تواند داشته باشد :

الف) محلى که قربانى حج در آن براى قربانى شدن حلول مى کند به سوى کعبه است یعنى به سوى کعبه و رو به قبله قرار مى گیرند و ذبح مى شوند.

ب) محل حلول شعائر الهى که حج در آن پایان مى پذیرد کعبه است چرا که احکام حج با طواف به دور کعبه تمام مى شود.

دقت شود که در تفسیر التحریر و التنویر آمده است که مَحِل مصدر میمى است که کنایه از نهایت امر است.

نکته ۲۳ : شاید جمله‌ی ابتدایی آیه ۳۴ ارتباطش با بحث حج این باشد که خدا می خواهد بگوید بحث قربانی برای خدا در همه‌ی امت ها وجود داشته است. چرا شما مشرکین آن را عوض کرده اید و به کاری مشرکانه بدل کرده اید؟

این مطلبی که گفته شد در تفسیر التحریر و التنویر آمده است.

و اما شاید اینکه امروزه در حین قربانی کردن گوسفند و شتر (یا حسین) گفته می شود نیز اعمالی شرک آمیز باشد و باید اصلاح شود.

نکته ۲۴ : مخبت که در آیه ۳۴ به آن اشاره شده است به نهایت خضوع گفته می شود.

نکته ۲۵ : اگر کسى بپرسد آیا بین تعبیر إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ در آیه ۳۵ سوره حج با تعبیر أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئنِ‏ُّ الْقُلُوبُ در آیه ۲۸ سوره رعد تعارض وجود دارد یا ندارد چند جواب مى توان داد :

الف) بر طبق آیه ۲۳ سوره زمر حالت اضطراب و حالت طمأنینه مربوط به دو زمان است. با یاد خدا ابتدا حالت ترس و اضطراب براى بنده ایجاد مى شود و سپس این حالت به حالت آرامش تبدیل مى شود.

ب) این تعارض به خاطر حالات متعارض انسان در قبال خدا است. با یاد خدا از یک باب براى انسان حالت اضطراب ایجاد مى شود و از باب دیگر حالت اطمینان. از این باب که خدا بهترین تکیه گاه است موجب ایجاد حالت طمأنینه می شود و از این باب که ما در مقابل این خدا مسئولیم حالت اضطراب ایجاد می شود.

نکته ۲۶ : در این زمینه که چرا نون در تعبیر الْمُقِیمِى الصَّلَوهِ در آیه ۳۵ بر خلاف آیه ۱۶۲ سوره نساء افتاده است بحث هایى مطرح است. در تفسیر روح المعانی گفته شده است که این نون به خاطر تحفیف افتاده است. نظر بنده این است که این افتادگی به خاطر قانون تطابق لفظ و معنا است.

در آیه ۳۵ سوره حج صفات متواضعان و کسانی که افرادی افتاده هستند بیان گردیده است. در این آیه به جای تعبیر وَ الْمُقِیمِى الصَّلَوهِ که در آن (نون) افتاده است می توانست تعبیر وَ الْمُقیمینَ الصَّلاهَ که اتفاقا در آیه ۱۶۲ سوره نساء آمده است را بکار ببرد ولی می توان گفت که بخاطر تطابق لفظ و معنا (نون) افتاده است و همچنانکه بحث ، راجع به متواضعین و افتادگان است لفظ نیز به گونه ای آمده است که در آن افتادگی وجود دارد. از آن طرف در آیه ۱۶۲ سوره نساء بحث پیرامون راسخین در علم و مومنین است و راسخین و مومنین کسانی هستند که در علم و ایمان کوچکترین نقصی ندارند و در نتیجه لفظ نیز هیچ گونه افتادگی ندارد و کاملِ کامل است.

برای توضیح بیشتر در این باره می توانید به مقاله‌ی (تطابق لفظ و معنا) از همین قلم مراجعه کنید.

نکته ۲۷ : در تفسیر روشن راجع به لغت بُدن در آیه ۳۶ چنین آمده است :

و بدن: جمع بادن و بدین، بمعنى آنکه تنش چاق باشد.(تفسیر روشن، ج‏۱۴، ص: ۴۱)

مفسرین معمولا گفته اند که مراد از بُدن ، شتران چاق می باشد.

جالب است که خدا قربانی کردن شتر را در بحث حج مورد تأکید قرار داده است در حالی که در جامعه‌ی ما قربانی شتر ، بیشتر در محرم انجام می شود.

نکته ۲۸ : طبق تعبیر فَاذْکُرُواْ اسْمَ اللَّهِ عَلَیهَْا صَوَافَّ در آیه ۳۶ ، که گفته شده است که شتران را در حالى که در صف هستند قربانى کنید این سوال پیش مى آید که آیا اشکال ندارد شتران در مقابل هم قربانى شوند؟

در این زمینه باید گفته شود که شاید واقعا آنها چیزى نمى فهمند. ممکن هم هست گفته شود که هر یک از شتران یک ذابح دارد و در یک لحظه ذبح مى شوند.

البته در تفسیر المیزان این تعبیر این گونه توضیح داده شده است :

کلمه” صواف” جمع” صافه” است. و معناى صافه بودن آن این است که ایستاده باشد دستها و پاهایش برابر هم و دستهایش بسته باشد.(ترجمه المیزان، ج‏۱۴، ص: ۵۲۹)

در تفسیر نمونه نیز در این باره چنین آمده است :

واژه” صواف” جمع” صافه” به معنى” صف کشیده” است و به طورى که در روایات وارد شده منظور این است که دو دست شتر قربانى را از مچ تا زانو در حالى که ایستاده باشد با هم ببندند تا به هنگام نحر زیاد تکان به خود ندهد و فرار نکند.(تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص: ۱۰۷)

برای توضیح بیشتر در مورد معنای صواف و چگونگی نحر شتر می توانید به تفسیر روح المعانی در ذیل همین آیه مراجعه کنید.

نکته ۲۹ : واژه‏ى وَجَبَتْ در آیه ۳۶ به معناى سقطت است یعنی بر روی زمین سقوط کرد.

نکته ۳۰ : در تفسیر نمونه در ذیل آیه ۳۶ در مورد تعبیر ” فَکُلُوا مِنْها” چنین آمده است :

این نکته نیز قابل توجه است که جمله” فَکُلُوا مِنْها” (از آن بخورید) ظاهر در این است که واجب است” حجاج” چیزى از قربانى خود را نیز بخورند، و شاید این براى رعایت مساوات میان آنها و مستمندان است.(تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص: ۱۰۸)

نکته ۳۱ : در مورد معنای قانع و معتر که در آیه ۳۶ آمده است می توانید به تفاسیر قران از جمله تفسیر نمونه مراجعه کنید.

نکته ۳۲ : در انتهای آیه ۳۶ از مسخر شدن شتر برای انسان سخن به میان آمده است. واقعا این خیلی مهم است که یک گربه‌ی کوچک مسخر انسان نیست و با انسان کنار نمی آید ولی شتر به این بزرگی کاملا مسخر انسان است.

نکته ۳۳ : تعبیر لَن یَنَالَ اللَّهَ لحُُومُهَا وَ لَا دِمَاؤُهَا وَ لَاکِن یَنَالُهُ التَّقْوَى‏ مِنکُمْ در آیه ۳۷ به معیار و فرمول مهمى اشاره دارد و آن این است که ما باید به اهداف شریعت توجه اساسى داشته باشیم و توجه به ظاهر شریعت نباید ما را از توجه به باطن شریعت دور بدارد. گاهى اوقات ما آنقدر در ظاهر شریعت گیر مى کنیم که به حقیقت شریعت نمى رسیم. پس ظاهر شریعت را باید رعایت کنیم ولى توجه داشته باشیم که از این ظاهر قرار است به تقوا برسیم. در بسیاری از اوقات ما در همین ظاهر متوقف می شویم و به اهداف عالیه‌ی دین نمی رسیم.

نکته ۳۴ : در تفسیر نمونه ذیل آیه ۳۷ سوره حج چنین آمده است :

این تعبیر که خون آنها نیز به خدا نمى‏رسد با اینکه خون قابل استفاده نیست ظاهرا اشاره به اعمال زشت اعراب جاهلى است که هر گاه حیوانى را قربانى مى‏کردند خون آن را بر سر بتها و گاه بر در و دیوار کعبه مى‏پاشیدند، و بعضى از مسلمانان ناآگاه بى میل نبودند که در این برنامه خرافى از آنها تبعیت کنند، آیه فوق نازل شد و آنها را نهى کرد.

متاسفانه هنوز این رسم جاهلى در بعضى از مناطق وجود دارد که هر گاه قربانى به خاطر ساختن خانه‏اى مى‏کنند خون آن را بر سقف و دیوار آن خانه مى‏پاشند، و حتى در ساختمان بعضى از مساجد نیز این عمل زشت و خرافى را که مایه آلودگى مسجد است انجام مى‏دهند که باید مسلمانان بیدار شدیدا با آن مبارزه کنند.(تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص: ۱۰۹)

اتفاقا در محرم ها نیز دیده شده است که افراد خون قربانی ها را برای تبرک بر می دارند.

نکته ۳۵ : تعبیر لِتُکَبرُِّواْ اللَّهَ عَلىَ‏ مَا هَدَاکُم‏ْ که در آیه ۳۷ آمده است در دو جاى قرآن وجود دارد : یکى در همین سوره‏ى حج مربوط به بحث قربانى و دیگرى در آیه ۱۸۵ سوره بقره در بحث ماه رمضان. به هر ترتیب بحث تکبیر عملى و لفظى در قرآن یکى با حج و عید قربان مرتبط شده و دیگرى با ماه رمضان و عید فطر. این دو عید ، دو عید اصلى مسلمین است که اتفاقا قرائنى بر عظمت آنها در قرآن وجود دارد. پس مى توان منشأهایى براى این دو واقعه در قرآن پیدا کرد.

نکته ۳۶ : مراد از هدایت در تعبیر کَذَالِکَ سَخَّرَهَا لَکمُ‏ْ لِتُکَبرُِّواْ اللَّهَ عَلىَ‏ مَا هَدَاکُمْ ممکن است هدایت به سمت تسخیر شتر باشد. ممکن هم هست که مراد از هدایت در این تعبیر هدایت معنوى باشد یعنى شما باید خدا را بزرگ بدارید چون شتر را برای قربانی شدن مسخر شما گردانید.

نکته ۳۷ : در مجموع آیات حج در قرآن تنها در آیات ۳۴ و ۳۷ سوره حج بحث بشارت با لفظ (بَشِّر) وجود دارد. برای توضیح بیشتر در این زمینه به تفسیر آیات ۱۹۶ تا ۲۰۳ سوره بقره مراجعه کنید. در تفسیر این آیات مقاله ای آورده ایم با نام (تفاوت دو گفتمان در دو اجتماع‏) که خوب است آن مقاله را مطالعه بفرمایید.

همچنین ببینید

نکات تفسیری آیات مربوط به جنگ احد

نکات تفسیری آیات مربوط به جنگ احد (تفسیر آیات ۱۲۱ تا ۱۸۰ سوره آل عمران) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *