خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / الگوی خانواده از مَنظر قرآن

الگوی خانواده از مَنظر قرآن

(به شیوه‌ی تدبر بر روی آیات مربوط به خانواده)

سخنی با خواننده :
قرآن آمده تا برای افراد زنده هشدار باشد ولی در بسیاری از مواقع در قبرستان برای مردگان خوانده می شود. به عنوان مثال سورۀ یس برای چه آمد و چه شد؟ واقعا جای تعجب است. بله، اگر قرآن همان گونه که خدا آن را قرار داده است قرار داده می شد و حرکات و سکنات جامعه را تنظیم می کرد اوضاع دیگری داشتیم. امروز قرآن خوانده می شود، با خط زیبا نوشته می شود، ختم قرآن و ختم انعام و یاسین گرفته می شود ولی معمولا سوره انعام و سوره یس فهمیده نمی شود. روح قرآن که تعقل و عمل گرایی است در بسیاری از مواقع تعطیل شده است. اگر شما از برخی از کسانی که در ماه رمضان یا در وقت های دیگر قرآن را ختم می کنند راجع به آیاتی که خوانده اند سوال کنید شاید ترجمۀ آن را هم نفهمیده باشند. به هر ترتیب باید کاری کنیم که تفکر و تعقل و عمل گرایی راجع به قرآن در جامعه زنده شود و کتاب حاضر تلاشی است برای رسیدن به این هدف. با خواندن این کتاب متوجه خواهید شد که قرآن برای رفتارهای اجتماعی ما قوانین زیادی ارائه داده است و از این امور غفلت نکرده است. این ما هستیم که باید قرآن را بخوانیم و راجع به آن تدبر کنیم و نهایتا به آن عمل کنیم. در این کتاب قوانینی از قرآن در امور خانواده بیان شده است که شاید عده ای فکرش را نکنند که چنین قوانینی در قرآن بیان شده است. ان شاء الله بتوانیم با تدبر هر چه بیشتر راجع به قرآن از حقایق و ظرائف این کتاب آسمانی بهره مند شویم.

مقدمه: طبق قوانین قرآن خانواده نهاد بسیار مهمی است و به آن توجه اساسی شده است. خانواده به عنوان اولین اجتماع کوچک و به عنوان یکی از اجزاء جامعه‌ی بزرگ تر نقش مهمی در اصلاح اجتماع دارد. به همین خاطر قرآن به نقش انسان در خانواده توجه اساسی کرده است. احکام صادر شده در قرآن برای خانواده، همه در مسیر محکم کردن نقش این نهاد است. نگاه به خانواده در زندگی اسلامی و زندگی غربی با هم تفاوت اساسی دارد. به نظر می رسد که اسلام، نقش این نهاد را بسیار مهم می داند و احکام صادر شده در قرآن همگی در مسیر محکم نگه داشتن نقش این نهاد است. اگر اسلام راجع به زن و نقش او، نگاهی متفاوت از نگاه غربی دارد به خاطر نوع نگرش اسلام به بحث خانواده است. اگر نقش خانواده را بسیار مهم بدانیم طبیعتا متوجه خواهیم شد که احکام قرآنی در مورد خانواده بهترین و منطقی ترین احکام است. به نظر می رسد قوانین غربی معمولا نقش خانواده را ضعیف می کند و به طبع، ضررش به جامعه خواهد رسید. امروزه بحث خانواده ، از طرف مخالفین اسلام مورد هدف قرار گرفته است و متفکرین دینی باید سعی کنند خیلی خوب از قوانین قرآن در رابطه‌ی با خانواده دفاع کنند و پاسخ به شبهات مطرح شده را بدهند. اگر به خوبی بر روی قوانین قرآن در مورد خانواده کار کنیم متوجه می شویم که ما حتی می توانیم این قوانین را به مبارزه طلبی بگذاریم و اعلام کنیم که اگر کسی می تواند بهتر از این قوانین را بیاورد. بر عکس اینکه امروزه تبلیغ می شود که قوانین قرآن در مورد خانواده قدیمی شده باید گفته شود که اتفاقا همین قوانین با فطرت و عقل بشری سازگارتر است. مهم این است که مبلغین دینی بتوانند بر روی این قوانین کار کنند و پاسخ شبهات مطرح شده در این زمینه را به بهترین وجه بدهند.
در کتابی که پیش رو دارید به آیاتی که نقش و وظایف انسان در خانواده را بیان کرده است اشاره می کنیم. از نقش پدر و مادر قبل از تولد فرزند گرفته تا نقش انسان در نوجوانی و جوانی و همچنین وظیفه‌ی انسان بعد از ازدواج و در قبال همسر و فرزند و خویشاوندان. حتی در قرآن راجع به وظایف زوجین بعد از طلاق صحبت به میان آمده است. خلاصه اینکه در قرآن به نقش انسان در خانواده توجه اساسی شده و در این کتاب سعی بر این بوده که با سبکی جدید و ترتیب منظمی به این نقش ها از ابتدا تا انتها اشاره شود. سعی ما بر این بوده که هر آیه ای از قرآن که به نحوی با بحث خانواده مرتبت است را بیاوریم تا خوانندگان به صورت تفسیر موضوعی ، یک دور به صورت اجمالی با آیات مربوط به خانواده آشنا شوند.
جالب است که عنوان (حدود الهی) که معمولا ما برای مجازات ها بکار می بریم، در قرآن هر جا بکار رفته است راجع به همین مباحث خانواده است.
جالب تر اینکه در ضمن آیاتى که مباحث خانوادگى در آنها مطرح شده است جملات قابل تأملى دیده مى شود از جمله:
در آیه ۲۳۱ سوره بقره آمده است:
وَ لَا تَتَّخِذُواْ ءَایَاتِ اللَّهِ هُزُوًا: آیات خدا را به مسخره نگیرید.
همچنین در آیه ۲ سوره طلاق آمده است:
ذَالِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَن کاَنَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ: این چیزى است که مؤمنان به خدا و روز قیامت به آن اندرز داده مى‏شوند!
بکار بردن این جملات در ضمن مباحث خانواده دلالت بر اهمیت فوق العادۀ این مباحث نزد خدا دارد. در واقع طبق این تعابیر اگر کسی ادعای مسلمانی دارد ولی این نکات را رعایت نمی کند ایمان صحیحی به خدا و قیامت ندارد و آیات الهی را به تمسخر گرفته است.
به این نکته نیز توجه کنید که این کتاب در قالب ۳۰ درس تنظیم شده است و خوب است که جسات منظمی توسط مربیان قرآنی گذاشته شود و این کتاب مورد تدریس قرار گیرد. همچنین می توان از این کتاب برای سخنرانی در ۳۰ روز ماه رمضان استفاده کرد. حتی به نظر ما می توان از این کتاب برای یک ترم تدریس در کلاس های دانشجویان در دانشگاه استفاده کرد. به هر ترتیب هدف ما این بوده است که آیات قرآن بیشتر از آنچه که هست مورد توجه مبلغین و مردم قرار گیرد و آنها بتوانند نیازهای زندگی خود را از این کتاب آسمانی ، به خوبی بدست آورند.
به این نکته نیز توجه شود که سعی ما در تنظیم این کتاب بر این بوده که مخاطبین را به فکر و تحقیق بکشانیم نه اینکه تمام مطالب را برای آنها بیاوریم. به همین خاطر تنها به آیات مربوطه و ترجمه‌ی آن و توضیح مختصری از آن اشاره کرده ایم و بحث مفصل آن را به استاد راهنما و خود مخاطبین واگذار کرده ایم. در برخی از موارد نیز در ذیل آیات ، مخاطب به کتاب ها و مقالات تفسیری رجوع داده شده است. حتی در برخی موارد سوالی به عنوان مسابقه مطرح شده است. در واقع روش ما در این کتاب ، روش تدبری است نه روش تفسیری و قصد ما این است که مخاطب ، بیشتر بر روی آیات تدبر کند و خودش نیز برای فهم آیات زحمت بکشد و تحقیق کند. به عبارت دیگر قصد ما این نبوده که تنها اندیشه به مخاطب منتقل کنیم بلکه می خواهیم باب اندیشیدن راجع به آیات قرآن را باز کنیم. در این مسیر حتی بعضا مطالب جدیدی بیان شده است که می تواند جرقه ای در ذهن مخاطب ایجاد کند تا او بتواند با تحلیل های نو نیز آشنا شود.
و اما برای هر آیه ای یک عنوان انتخاب شده تا مخاطب، سریع به مضمون آیه منتقل شود. همچنین در ذیل برخی آیات نکات جدیدی گفته شده است که معمولا در تفاسیر یافت نمی شود تا مخاطب بتواند با نکات جدید تفسیری نیز آشنا شود.
استاد راهنما باید آیات هر درس را برای مخاطبین بخواند و مفصلا توضیح دهد و از آنها بخواهد که برای تحقیق بیشتر به منابع تفسیری رجوع کنند.
این کتاب می تواند برای مبلغین دین نیز مفید باشد تا آنها بتوانند چکیده‌ی مطالبی که می خواهند برای مردم بگویند را به صورت آماده داشته باشند. خوب است منبرها به سمت منبرهای قرآنی برود و در سخنرانی ها از آیات قرآن ، بیشتر استفاده شود و کتاب حاضر می تواند در این زمینه قدم مثبتی باشد.
ان شاء الله اگر خدا توفیق داد در آینده کتاب راهنمایی نیز برای این مجموعه تهیه خواهد شد و هریک از آیات مفصلا توضیح داده خواهد شد.
به هر حال با توجه به اینکه برخی از آیات نیاز به موشکافی دارد حتما استاد راهنما باید قبل از هر درس، راجع به آیات آن درس خوب تحقیق و مطالعه کرده باشد و تفاسیر مختلف را دیده باشد. شرکت کنندگان در جلسات تفسیر نیز باید قبل از شروع جلسه با در اختیار داشتن این کتاب، درس جدید را مطالعه کرده باشند تا ذهنیتی از مطالب آن درس داشته باشند و بتوانند در خود جلسات، مطالب را بهتر بفهمند و بهتر سوال کنند.
در مجموع ، این اثر خصوصیاتی دارد که آن را از دیگر اثرها متمایز کرده است :
الف) به شیوه‌ی تدبری تنظیم شده است نه تفسیری.
ب) بیش از ۲۵۰ آیه که مربوط به خانواده است در این مجموعه ، ترتیب بندی شده است و به صورت منظم و مرحله به مرحله با توجه به مراحل مختلف زندگی انسان ، نظم داده شده است. خواننده با دقت بر روی این مجموعه از آیات می تواند اطلاعات وسیعی در باب خانواده در قرآن پیدا کند.
ج) این مجموعه به صورت کلاسیک در قالب ۳۰ درس آماده شده است و این امکان را فراهم کرده است که در مراکز علمی مورد تدریس قرار گیرد.
د) مخاطب این کتاب می تواند با خواندن مطالب آن ، عنوان های بسیار زیادی در باب مباحث خانواده در قرآن بیاموزد و بر روی هریک از این عناوین مفصلا بحث و تحقیق کند.
البته ما ادعا نداریم که تمام آیات مربوط به خانواده در این مجموعه جمع آوری شده است. به هر حال قرآن دریایی بی انتها است. طبیعتا می توان آیات دیگری غیر از آنچه در این کتاب آورده شده است را نیز پیدا کرد و از آن الگوی خانواده را کشف کرد.
تذکر : در ترجمه‌ی آیاتی که در این جزوه آمده است معمولا از ترجمه‌ی آقای حسین انصاریان و ترجمه‌ی آقای مکارم استفاده شده است.

 

درس اول؛
باید دقت داشت که همه‏ى بشریت مثل یک خانواده هستند و منشأ همه به یک نفس برمى گردد:
یَأَیهَُّا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکمُ مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنهَْا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنهُْمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَ نِسَاءً(نساء-۱)
ترجمه : اى مردم! از [مخالفت با فرمان‏هاىِ‏] پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس‏] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیارى را پراکنده و منتشر ساخت.
تذکر ۱: از این آیه و دیگر آیات قرآن مثل آیات مربوط به آدم و حوا بدست مى آید که از ابتداى خلقت ، خانواده وجود داشته است. پس خانواده نهاد مهم و با سابقه ای است که باید به آن توجه اساسى شود و قوانین آن به خوبى مورد شناخت و عمل قرار گیرد.
تذکر ۲: این آیه داراى ظرائف و نکات زیادى است که براى آگاهى از آن مى توانید به تفاسیر قرآن از جمله تفسیرى که از همین قلم راجع به این آیه نوشته شده است مراجعه کنید.

انسان از موقعى که از صلب پدر و رحم مادر خارج مى شود با فطرت خداشناسى و توحیدى بیرون مى آید :
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنىِ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتهَُمْ وَ أَشهَْدَهُمْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلىَ‏ شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَاذَا غَفِلِینَ(۱۷۲) أَوْ تَقُولُواْ إِنمََّا أَشْرَکَ ءَابَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَ کُنَّا ذُرِّیَّهً مِّن بَعْدِهِمْ أَ فَتهُْلِکُنَا بمَِا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ(۱۷۳) سوره اعراف‏
ترجمه : و [یاد کنید] هنگامى را که پروردگارت از صلب بنى‏آدم نسلشان را پدید آورد، و آنان را [در ارتباط با پروردگاریش‏] بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ [انسان‏ها با توجه به وابستگى وجودشان و وجود همه موجودات به پروردگارى و ربوبیّت حق‏] گفتند: آرى، گواهى دادیم. [پس اقرار به پروردگارى خود را در این دنیا از شما گرفتیم‏] تا روز قیامت نگویید: ما از این [حقیقت آشکار و روشن‏] بى‏خبر بودیم. (۱۷۲) یا نگویید: پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، و ما فرزندانى پس از آنان بودیم [و راهى جز تقلید از آنان نداشتیم‏] آیا ما را به خاطر آنچه باطل‏گرایان انجام دادند، هلاک مى‏کنى؟ (۱۷۳)
تذکر : در محیط خانواده و اجتماع باید به گونه ای رفتار شود که فطرت توحیدی فرزندان به خوبی رشد کند نه اینکه شرک و گناه روی آن را بپوشاند.

از آیات قرآن بدست می آید که منشأ همه‌ی ما به خانواده ای انسانی یعنی آدم و حوا برمی گردد نه اینکه ما از نسل میمون باشیم:
إِنَّ مَثَلَ عِیسىَ‏ عِندَ اللَّهِ کَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ(آل‏عمران-۵۹)
ترجمه : قطعاً داستان عیسى نزد خدا [از نظر چگونگى آفرینش‏] مانند داستان آدم است، که [پیکر] او را از خاک آفرید، سپس به او فرمود: [موجود زنده‏] باش پس بى‏درنگ [موجود زنده‏] شد.
تذکر : اگر آدم از میمون باشد چگونه می توان خلقت عیسی را به آن تشبیه کرد. اگر خلقت آدم طبق سیر تکاملی بوده باشد و واقعا پدر و مادر داشته است اگر چه پدر و مادرش با او در دو درجه بوده اند در چنین صورتی خلقت او نمی تواند مَثَل خلقت عیسی باشد. به هر حال وقتی خلقت عجیب و غیر طبیعیِ حضرت عیسی با خلقت آدم مقایسه می شود می فهمیم که در خلقت حضرت آدم نیز امری غیر طبیعی وجود داشته است و آن این بوده است که آدم بدون پدر و مادر به وجود آمده است.

نقش و وظیفه‌ی کودکان و نوجوانان در خانواده:
آیه اول: یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِیَسْتَئْذِنکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمَانُکمُ‏ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُواْ الحُلُمَ مِنکمُ‏ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِّن قَبْلِ صَلَوهِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِّنَ الظَّهِیرَهِ وَ مِن بَعْدِ صَلَوهِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّکُمْ لَیْسَ عَلَیْکمُ‏ وَ لَا عَلَیْهِمْ جُنَاحُ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْکمُ بَعْضُکُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ کَذَالِکَ یُبَینِ‏ اللَّهُ لَکُمُ الاَیَاتِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ(۵۸) وَ إِذَا بَلَغَ الْأَطْفَلُ مِنکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَْذِنُواْ کَمَا اسْتَْذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَذَالِکَ یُبَینِ‏ُّ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَتِهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ(نور-۵۹)
ترجمه: اى اهل ایمان! باید بردگانتان و کسانى از شما که به مرز بلوغ نرسیده‏اند [هنگام ورود به خلوت خانه شخصى شما] سه بار [در سه زمان‏] از شما اجازه بگیرند، پیش از نماز صبح، و هنگام [استراحت‏] نیم روز که جامه‏هایتان را کنار مى‏نهید، و پس از نماز عشا [این زمان‏ها] سه زمان خلوت شماست، بعد از این سه زمان بر شما و آنان گناهى نیست [که بدون اجازه وارد شوند زیرا آنان‏] همواره نزد شما در رفت و آمدند و با یکدیگر نشست و برخاست دارید. این‏گونه خدا آیاتش را براى شما بیان مى‏کند، و خدا دانا و حکیم است.(۵۸) ترجمه : و هنگامى که کودکان شما به مرز بلوغ رسیدند، باید [براى ورود به خلوت خانه شخصى شما] اجازه بگیرند، همان گونه که کسانى که پیش از آنان [به مرز بلوغ رسیده بودند] اجازه مى‏گرفتند. خدا این‏گونه آیاتش را براى شما بیان مى‏کند و خدا دانا و حکیم است.(۵۹)
تذکر۱: از این آیه می فهمیم که فرزندان باید نیاز پدر و مادر را درک کنند همچنانکه از آیات دیگر قرآن بدست می آید که پدر و مادر نیز باید نیازهای فرزند خود را درک کنند و مثلا برای ازدواج آنها تلاش کنند. البته از این آیه این نکته نیز بدست می آید که پدر و مادر برای رابطه‌ها و خلوتهای خود باید وقت منظم داشته باشند.
به هر ترتیب می توان از این آیه برداشت کرد که فرزندان باید آرام آرام تربیت جنسی بشوند.
تذکر ۲: از واژه‌ی جناح در آیه ۵۸ می توان بدست آورد که بچه های نابالغ نیز در حد خود مکلف اند. پس سن بلوغ می تواند برای تکالیف مختلف ، متغیر باشد. به طور کلی در قرآن از بلوغ های مختلف صحبت شده است. خوب است این سوال به مسابقه گذاشته شود که آیات مربوط به بلوغ های مختلف در قرآن توسط اعضای جلسه پیدا شود و در جلسه‌ی بعدی بر روی آن بحث شود.
آیه دوم: وَ ابْتَلُواْ الْیَتَامَى‏ حَتىَّ إِذَا بَلَغُواْ النِّکاَحَ فَإِنْ ءَانَسْتُم مِّنهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَیهِمْ أَمْوَالَهُمْ(نساء-۶)
ترجمه: و یتیمان را [نسبت به امور زندگى‏] بیازمایید تا زمانى که به حدّ ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را یافتید اموالشان را به خودشان بدهید.
تذکر: طبق این آیه نوجوانان یتیم باید آرام آرام خود را برای مباحث اقتصادی آماده کنند.
آیه سوم: فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ قَالَ یَابُنىَّ إِنىِّ أَرَى‏ فىِ الْمَنَامِ أَنىّ‏ أَذْبحُکَ فَانظُرْ مَا ذَا تَرَى‏ قَالَ یَأَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنىِ إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابرِینَ(صافات-۱۰۲)
ترجمه: هنگامى که اسماعیل با پدرش ابراهیم به مقام سعى و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى‏کنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور دارى اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت!»
تذکر: از این آیه بدست مى آید که نوجوانان و جوانان باید براى کار و همچنین آشنا شدن با خدا و دین تلاش کنند. متأسفانه امروزه فرزندان، مصرف کننده هستند و نیروی کار برای خانواده به حساب نمی آیند.
آیه چهارم : وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَابُنىَ‏َّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ ….(لقمان-۱۳)
ترجمه : و [یاد کن‏] هنگامى که لقمان به پسرش در حالى که او را موعظه مى‏کرد، گفت: پسرم! به خدا شرک نورز …
تذکر : گروهی از تعبیر یَابُنىَ استفاده کرده اند که فرزند لقمان کوچک بوده است. حال وقتی مجموع توصیه های لقمان را در سوره لقمان مشاهده کنیم متوجه می شویم که یک نوجوان نیز می تواند این توصیه ها را بفهمد و به آن عمل کند. پس نوجوانان باید در فهم حقایق ، زود خودشان را رشد دهند.
پیشنهاد می شود که پدران و مادران توصیه های لقمان به فرزندش را برای فرزندان خود بگویند.

بچه‏ها باید به گونه اى تربیت شوند که از همان آغاز سنین کودکى توحید و اخلاق ، جزو سرشت آنها شود:
آیه اول : یَایَحْیىَ‏ خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّهٍ وَ ءَاتَیْنَهُ الحُْکْمَ صَبِیًّا(۱۲) وَ حَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَ زَکَوهً وَ کاَنَ تَقِیًّا(۱۳) وَ بَرَّا بِوَالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُن جَبَّارًا عَصِیًّا(۱۴)سوره مریم‏
ترجمه : اى یحیى! کتاب را به قوت و نیرومندى بگیر و به او در حالى که کودک بود، حکمت دادیم. (۱۲) و از سوى خود مهرورزى [به همه مردم‏] و پاکى و شایستگى [به او عطا کردیم‏] و او همواره پرهیزکار بود. (۱۳) و به پدر و مادرش نیکوکار بود و سرکش و نافرمان نبود. (۱۴)
آیه دوم : قَالَ إِنىّ‏ِ عَبْدُ اللَّهِ ءَاتَئنىِ‏َ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِیًّا(۳۰) وَ جَعَلَنىِ مُبَارَکا أَیْنَ مَا کُنتُ وَ أَوْصَانىِ بِالصَّلَوهِ وَ الزَّکَوهِ مَا دُمْتُ حَیًّا(۳۱) وَ بَرَّا بِوَالِدَتىِ وَ لَمْ یجَْعَلْنىِ جَبَّارًا شَقِیًّا(۳۲) سوره مریم‏
ترجمه : نوزاد [از میان گهواره‏] گفت: بى‏تردید من بنده خدایم، به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است. (۳۰) و هر جا که باشم بسیار بابرکت و سودمندم ساخته، و مرا تا زنده‏ام به نماز و زکات سفارش کرده است. (۳۱) و مرا نسبت به مادرم نیکوکار [و خوش‏رفتار] گردانیده و گردنکش و تیره‏بختم قرار نداده است. (۳۲)
تذکر: امروزه از لحاظ علمی ثابت شده است که قسمت اعظم شخصیت انسان در همان سالهای ابتدایی زندگی شکل می گیرد. پس والدین باید دقت کنند که در این سال ها چگونه فرزندانشان را تربیت می کنند و مثلا به آنها مهربانی یاد می دهند یا بخل ورزی؟ سعی کنیم همین صفاتی که در آیات فوق برای حضرت یحیی و حضرت عیسی علیهما السلام بیان شد را به فرندانمان یاد دهیم.

درس دوم؛
فرزندان باید وظایف خود را نسبت به پدر و مادر به بهترین وجه انجام دهند و کوچکترین بی احترامی نسبت به آنها نکنند:
آیه اول: وَ قَضىَ‏ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لهُّمَا أُفٍّ وَ لَا تَنهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا(۲۳) وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرًا(اسراء-۲۴)
ترجمه: و پروردگارت فرمان قاطع داده است که: جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکى کنید هرگاه یکى از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیرى رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اف مگوى و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنى نرم و شایسته [و بزرگوارانه‏] بگو. (۲۳) و براى هر دو از روى مهر و محبت، بال فروتنى فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکى تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده. (۲۴)
آیه دوم: وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلىَ‏ وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فىِ عَامَینْ‏ أَنِ اشْکُرْ لىِ وَ لِوَالِدَیْکَ إِلىَّ الْمَصِیرُ(لقمان-۱۴)
ترجمه: و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش به او حامله شد [در حالى که‏] سستى به روى سستى [به او دست مى‏داد] و باز گرفتنش [از شیر] در دو سال است [و سفارش کردیم‏] که براى من و پدر و مادرت سپاس گزارى کن بازگشت [همه‏] فقط به سوى من است.
آیه سوم: وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلىَ الْعَرْشِ(یوسف-۱۰۰)
ترجمه: یوسف، پدر و مادرش را بر تخت بالا برد.
تذکر : متأسفانه برخی افراد از نشان دادن پدر و مادر خود به دوستانشان خجالت می کشند. این در حالی است که آنها باید با افتخار تمام پدر و مادر خود را معرفی کنند مثل حضرت یوسف.
اطاعت از پدر و مادر در انجام گناه صحیح نیست:
وَ إِن جَاهَدَاکَ عَلىَ أَن تُشْرِکَ بىِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فىِ الدُّنْیَا مَعْرُوفًا(لقمان-۱۵)
ترجمه: و اگر [آن دو] تلاش کنند که تو [را وادار نمایند] بر [اینکه‏] چیزى را که هیچ علمى به [خدا بودن و ربوبیت‏] آن ندارى شریک من قرار دهى، از آنان اطاعت مکن ولى در دنیا با آن دو نفر به شیوه‏اى پسندیده معاشرت کن.
فرزندان وظیفه دارند که تهدیدات پدر و مادر را با خوبی پاسخ دهند :
قَالَ أَ رَاغِبٌ أَنتَ عَنْ ءَالِهَتىِ یَإِبْرَاهِیمُ لَئنِ لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّکَ وَ اهْجُرْنىِ مَلِیًّا(۴۶) قَالَ سَلَامٌ عَلَیْکَ سَأَسْتَغْفِرُ لَکَ رَبىّ‏ِ إِنَّهُ کاَنَ بىِ حَفِیًّا(مریم-۴۷)
ترجمه : پدر ابراهیم به او گفت: «اى ابراهیم! آیا تو از خدایان من رو گردانى؟ اگر باز نایستى، سنگسارت مى‏کنم و روزگارى دراز از من دور باش.» ابراهیم‏] گفت: «بر تو سلام بادا، از پروردگارم براى تو آمرزش خواهم خواست، به راستى او براى من مهربان است.»
برای پدر و مادری که گمراه هستند مادامی که یقین نداریم که آنها جهنمی هستند باید دعا کرد :
وَ اغْفِرْ لِأَبىِ إِنَّهُ کاَنَ مِنَ الضَّالِّینَ(شعراء-۸۶)
ترجمه : ابراهیم براى پدر گمراهش چنین دعا مى کند : و پدرم را بیامرز که او از گمراهان است.
تذکر : باید توجه داشت که وظایف انسان نسبت به پدر و مادر تنها مربوط به دوران حیات آنها نمی باشد بلکه بعد از مرگ نیز وظیفه داریم برای آنها دعا و طلب غفران کنیم و به وصایای آنها عمل کنیم و باقیات الصالحات خوبی برای آنها باشیم.

فرزندان باید با انجام دستور پدر و مادر موجبات تسلى خاطر آنها را فراهم کنند حتى اگر انجام آن دستورات به نتیجه‏ى مطلوب نرسد:
وَ لَمَّا دَخَلُواْ مِنْ حَیْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا کَانَ یُغْنىِ عَنْهُم مِّنَ اللَّهِ مِن شىَ‏ْءٍ إِلَّا حَاجَهً فىِ نَفْسِ یَعْقُوبَ قَضَئهَا وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَ لَاکِنَّ أَکْثرََ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ(یوسف-۶۸)
ترجمه : و هنگامى که فرزندان یعقوب از همان طریق که پدر به آنها دستور داده بود وارد شدند، این کار هیچ حادثه حتمى الهى را نمى‏توانست از آنها دور سازد، جز حاجتى در دل یعقوب (که از این طریق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت) و او به خاطر تعلیمى که ما به او دادیم، علم فراوانى داشت ولى بیشتر مردم نمى‏دانند!
تذکر : طبق این آیه انجام دستور یعقوب توسط فرزندانش تنها فایده‌اى که داشت این بود که دل او را آرام مى کرد. بنابراین فرزندان باید سعى کنند با انجام دستورات پدر و مادر دل آنها را آرام کنند حتى اگر احتمال می دهند که انجام آن دستورات ممکن است به نتیجه نرسد. این نکته ، بسیار ظریف است و باید خوب روی آن تأمل شود.

درس سوم؛
وظیفه‌ی افراد مجرد که هنوز موفق به ازدواج نشده اند:
وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یجَدُونَ نِکاَحًا حَتىَ‏ یُغْنِیهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ(نور-۳۳)
ترجمه: و کسانى که [وسیله‏] ازدواجى نمى‏یابند باید خواستار پاکدامنى باشند تا خدا آنان را از فضل خود توانگرشان سازد.
تذکر : در ذیل این آیه باید روش های کنترل شهوت جنسیِ افراد مجرد گفته شود و افراد باید فکر کنند و راه هایی که به ذهنشان می رسد را پیشنهاد دهند.

تجرد خلاف طبیعت فطری و دینی انسان است:
وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا(روم-۲۱)
ترجمه : و از نشانه‏هاى [قدرت و ربوبیت‏] او این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى آفرید تا در کنارشان آرامش یابید.
تذکر : اشاره به این آیه برای این است که امروزه عده ای زندگی مجردی را انتخاب می کنند و حاضر به ازدواج نمی شوند. بله تنها در آیه ۳۹ سوره آل عمران آن هم طبق یک دیدگاه تفسیری ، اشاره شده است که یک پیامبر ، مجرد بوده است. در صورتی که این تفسیر صحیح باشد اصل قاعده را زیر سوال نمی برد چرا که یک استثناء است.

راه های صحیح ارضای جنسی از دیدگاه قرآن:
وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ(۵) إِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانهُمْ فَإِنهُّمْ غَیرُ مَلُومِینَ(۶) فَمَنِ ابْتَغَى‏ وَرَاءَ ذَالِکَ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْعَادُونَ(مومنون-۷)
ترجمه: و مومنین کسانی هستند که نگه دارنده دامنشان [از شهوت‏هاى حرام‏] اند، (۵) مگر در [کام جویى از] همسران یا کنیزانشان، که آنان [در این زمینه‏] مورد سرزنش نیستند. (۶) پس کسانى [که در بهره‏گیرى جنسى، راهى‏] غیر از این جویند، تجاوزکار [از حدود حق‏] هستند. (۷)
تذکر: از ظاهر این آیات بدست می آید که ارضای جنسی از طریق زنا و هم جنس بازی و استمناء اشکال دارد. این نکته نیز اشاره شود که برای آگاهی از اینکه کنیزان چه کسانی بوده اند که رابطه‌ی جنسی با آنها حلال بوده است و برای پاسخ به سوالاتی که در این زمینه وجود دارد می توانید به جزوه‌ی (برده داری و برده گیری در اسلام) از همین قلم مراجعه کنید.

ارضای جنسی از طریقی که موجب قطع نسل شود اشکال دارد:
أَ ئنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ(عنکبوت-۲۹)
لوط به قومش گفت : آیا شما با مردان آمیزش مى‏کنید و راه [توالد و تناسل‏] را قطع مى‏نمایید.
تذکر: از این آیه بدست می آید که هر کاری که موجب شود راه توالد و تناسل قطع شود اشکال دارد. باید دقت داشت که کنترل جمعیت یک بحث است و بسته شدن راه توالد بحث دیگری است. نباید کنترل جمعیت و استفاده از روش های جلوگیری از بارداری به جایی برسد که موجب شود راه تناسل بسته شود.

نقش و وظیفه‌ی پدر و مادر و افراد جامعه برای به ازدواج در آوردن جوانان:
وَ أَنکِحُواْ الْأَیَامَى‏ مِنکمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکمْ وَ إِمَائکُمْ إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ(نور-۳۲)
ترجمه: [مردان و زنان‏] بى‏همسرتان و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید اگر تهیدست‏اند، خدا آنان را از فضل خود بى‏نیاز مى‏کند و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
تذکر: دقت کنید که این توصیه مربوط به بی همسرها است. بنابراین قرآن توصیه می کند که حتی افرادی که با طلاق از همسر خود جدا شده اند یا همسر آنها فوت کرده است نیز به ازدواج در آورده شوند. به هر حال افراد جامعه باید سعی کنند با عمل به دستور این آیه کاری کنند که سن ازدواج پایین بیاید و ازدواج ها ، آسان شود. باید به موضوع شهوت جنسی به عنوان یک واقعیت نگریست و این نیاز را درک کرد.
پیشنهاد ما این است که باید دختر و پسر ، زیر نظر والدین و با کمک آنها ، با یکدیگر ازدواج کنند (یا دائم یا موقت) و چند سالی به همین منوال بگذرد تا هم از لحاظ عاطفی ارضاء شوند و هم از لحاظ جنسی و اگر شرائط خوب بود همین مسیر را ادامه دهند. به هر حال با توجه به اینکه امروزه بلوغ جنسی و بلوغ اقتصادی و فکری فاصله‌ی زیادی از یکدیگر پیدا کرده اند مشکلاتی به بار آمده است. ما باید فاصله‌ی بلوغ ها را به یکدیگر نزدیک کنیم یا اینکه چاره ای برای این فاصله بیندیشیم.
به هر حال از مجموع آیات قرآن بدست می آید که هم پدر و مادر باید مشکل جنسی فرزندان را درک کنند و هم فرزندان باید نیاز جنسی والدین را درک نمایند.

افراد جامعه و به خصوص مسئولین و مبلغین دین برای اینکه فساد جنسی از بین برود باید تمام تلاش خود را برای ازدواج بکنند و حتی از خانواده‌ی خود در این زمینه مایه بگذارند:
وَ جَاءَهُ قَوْمُهُ یهُْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِن قَبْلُ کاَنُواْ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ قَالَ یَاقَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتىِ هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ(هود-۷۸)
ترجمه : و قوم لوط شتابان به سویش آمدند [تا به خیال خود به مهمانانش دست‏درازى کنند، آن قومى‏] که پیش از آن کارهاى زشت و ناپسند مرتکب مى‏شدند، گفت: اى قوم من! اینان دختران من هستند، اینان [از نظر ازدواج‏] براى شما پاکیزه‏ترند.
تذکر : در این آیه مشاهده می کنید که حضرت لوط برای اینکه قومش از فساد جنسی نجات پیدا کنند حاضر می شود دختران خودش را به ازدواج عده ای که هم جنس باز هستند در آورد تا آنها دست از این فساد بردارند. پس بزرگان یک قوم تا این حد وظیفه دارند که از خود و خانواده‌ی خود مایه بگذارند تا فساد جنسی از بین برود. حال واقعا چقدر مردم و مسئولین و مبلغین در این امر مثل حضرت لوط رفتار می کنند؟
همچنین از این آیه بدست می آید که برای از بین رفتن فساد باید ازدواج را آسان گرفت و حتی در مواردی به ازدواج درجه‌ی چندم تن داد. شما ببینید طبق این آیه طبیعتا ازدواج دختران لوط با افراد قوم لوط ازدواجی نیست که درجه‌ی یک باشد و طرف مقابل از هر لحاظ کامل باشد ولی برای از بین رفتن فساد چنین ازدواجی اولویت دارد. حال در جامعه‌ی ما سن ازدواج بالا رفته و فساد زیاد شده است ولی افراد می خواهند ازدواجی داشته باشند که طرف مقابلشان از هر لحاظ تمام باشد. این اشتباه است. باید برای رهایی از فساد ، ازدواج ها آسان شود و دو طرف ، توقعاتشان را از یکدیگر پایین بیاورند.

انسان در برابر شهوت جنسی ضعیف است و در نتیجه باید با انجام دستورات قرآن در امر ازدواج جلو لغزش انسان گرفته شود و الا به سمت شهوات حرام گرایش پیدا می کند:
وَ اللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَ یُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشهََّوَاتِ أَن تمَِیلُواْ مَیْلاً عَظِیمًا(۲۷) یُرِیدُ اللَّهُ أَن یخَُفِّفَ عَنکُمْ وَ خُلِقَ الْانسَنُ ضَعِیفًا(۲۸) سوره نساء
ترجمه : و خدا مى‏خواهد با رحمت و لطفش به شما توجه کند و آنان که از شهوات پیروى مى‏کنند مى‏خواهند شما [در روابط جنسى از حدود و مقرّرات حق‏] به انحراف بزرگى دچار شوید. (۲۷) خدا مى‏خواهد [با تشریع ازدواج با زنان مؤمن، و ازدواج با کنیزان مؤمن، و ازدواج موقت، بار مشکلات زندگى و مشقت‏هاى روابط نامشروع جنسى را] بر شما سبک کند و انسان [در برابر مشکلات و شهوات جنسى‏] ناتوان آفریده شده است. (۲۸)
تذکر : توجه شود که در انتهای آیه ۲۸ از ضعف در خلقت انسان صحبت شده است که با توجه به سیاق آیات ، مراد از این ضعف ، ضعیف بودن انسان در برابر مشکلات و شهوات جنسی است.

درس چهارم؛
در انتخاب همسر باید معیار ایمان و عمل صالح، حتما مدّ نظر باشد:
آیه اول: وَ لَا تَنکِحُواْ الْمُشْرِکَاتِ حَتىَ‏ یُؤْمِنَّ وَ لَأَمَهٌ مُّؤْمِنَهٌ خَیرٌْ مِّن مُّشْرِکَهٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَ لَا تُنکِحُواْ الْمُشْرِکِینَ حَتىَ‏ یُؤْمِنُواْ وَ لَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَیرٌْ مِّن مُّشْرِکٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ أُوْلَئکَ یَدْعُونَ إِلىَ النَّارِ وَ اللَّهُ یَدْعُواْ إِلىَ الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ وَ یُبَینِ‏ُّ ءَایَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ(بقره-۲۲۱)
ترجمه : و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا زمانى که ایمان بیاورند. قطعاً کنیز با ایمان از زن آزاد مشرک بهتر است، هر چند [زیبایى، مال و موقعیت او] شما را خوش آید. و زنان با ایمان را به ازدواج مردان مشرک در نیاورید تا زمانى که ایمان بیاورند. مسلماً برده با ایمان از مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند [جمال، مال و منال او] شما را خوش آید. اینان [که مشرکند، نه تنها مردم، بلکه بى‏رحمانه زن و فرزند خود را] به سوى آتش مى‏خوانند، و خدا به توفیق خود به سوى بهشت و آمرزش دعوت مى‏کند، و آیاتش را براى مردم بیان مى‏فرماید تا متذکّر شوند.
تذکر: خوب است استاد راهنما در توضیح این آیه تفاوت تَنکِحُواْ که مربوط به ازدواج آقایان است را با تُنکِحُواْ که مربوط به ازدواج خانم ها است را بیان کند. عبارت اول به خود مردها می گوید که با زنان مشرک ازدواج نکنید و عبارت دوم باز به مردان می گوید که زنان را به ازدواج مردان مشرک در نیاورید.
حال ممکن است کسی بگوید مگر زنان از خود اختیار ازدواج ندارند؟
جواب می دهیم که چرا و اتفاقا این تعبیر دلالت بر احترام زنان دارد که خودشان به دنبال شوهر نروند. آنها آنقدر محترم اند که اگر خودشان بخواهند به دنبال شوهر بروند انگار که کسر شأن آنهاست. بله زن تصمیم گیر نهایی است و نمی توان به زور او را به ازدواج کسی در آورد ولی به هر حال اینکه خدا می گوید دیگران آنها را به ازدواج در آورند دلالت بر احترام به آنها دارد. پس قرآن به این ریزه کاری‌ها نیز توجه کرده است. زن در نگرش قرآن همچون گوهری است که خیلی باید آن را محترم شمرد. نگرش قرآن نسبت به زن با نگرش جامعه‌ی غرب خیلی متفاوت است. قرآن برای زن ارزش فوق العاده ای قائل است و به همین خاطر او را کالایی در دسترس همگان قرار نمی دهد.

آیه دوم : یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانهِِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلىَ الْکُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لهَُّمْ وَ لَا هُمْ یحَِلُّونَ لهَُنَّ وَ ءَاتُوهُم مَّا أَنفَقُواْ وَ لَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ أَن تَنکِحُوهُنَّ إِذَا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لَا تُمْسِکُواْ بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ(ممتحنه-۱۰)
ترجمه : اى مؤمنان! هنگامى که زنان باایمان [با جدا شدن از همسرانشان‏] هجرت کنان [از دیار کفر] به سوى شما مى‏آیند، آنان را [از جهت ایمان‏] بیازمایید، البته خدا خود به ایمان آنان داناتر است. پس اگر آنان را باایمان تشخیص دادید، آنان را به سوى کافران [که همسرانشان هستند] باز مگردانید، نه این زنان بر کافران حلال‏اند، و نه آن کافران بر این زنان حلال‏اند، و مهریه‏اى که همسران کافر به زنان مؤمن خود داده‏اند به آنان بپردازید، و بر شما گناهى نیست در صورتى که مهریه‏شان را به آنان بدهید، با آنان ازدواج کنید، و به عقد و پیوندهاى زنان کافر [تان که به کفار پیوسته‏اند] پاى‏بند نباشید [که آن عقد و پیوند باطل شده و وظیفه شما رها کردن آنان است‏]
تذکر : از این آیه و آیه‌ی قبلی بدست می آید که یک مسلمان نمی تواند با مشرک و کافر ازدواج کند. حال این سوال مطرح است که آیا علت این حکم این است که با این ازدواج ممکن است آن مسلمان نیز کافر و مشرک شود؟ اگر علت این است اگر در مواردی همسر ، کاری به دین طرف مقابلش ندارد و واقعا به او آزادی می دهد آیا می توان گفت که چنین ازدواجی صحیح است؟ همچنین اگر امروزه در چین ، یک زن چینی مسلمان شود در حالی که مثلا چند فرزند دارد آیا باید از همسرش جدا شود و خانواده اش را رها کند؟
می توان در ذیل این آیات این مباحث را مورد بحث و بررسی قرار داد. در اینجا تنها به این نکته اشاره کنیم که بحث در این آیات راجع به مشرک و کافر حقیقی است نه اسمی ، یعنی کسانی که واقعا حق پوش هستند و چنین کسانی عملا نمی توانند با کسی که عقیده‌ای مخالف آنها دارد زندگی کنند بلکه به نحوی او را به سمت خودشان می کشانند و نتیجتا اجازه نمی دهند که همسرشان دستورات اسلام را عمل کند.

آیه سوم: عَسىَ‏ رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَ أَبْکاَرًا(تحریم-۵)
ترجمه: اگر پیامبر شما را طلاق دهد، امید است که پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت‏کننده، زنانى غیر باکره و باکره!
تذکر: ذیل این آیه استاد راهنما باید دقیقا راجع به صفت سائح که به چه معنا است برای مخاطبین توضیح دهد. خیلی جالب است که قرآن این صفت را برای زنان مومن آورده است. سائح به معنای کسی است که اهل حرکت و جریان و سیاحت است و این صفت دلالت دارد که در دین داری نباید ساکن بود بلکه باید اهل حرکت و فعالیت و تحقیق و مطالعه بود. متأسفانه معمولا زنان در جوامع مذهبی چنین نیستند و راجع به دین خود مطالعه و تحقیق نمی کنند. این خیلی مهم است که قرآن یکی از معیارها در ازدواج را سائح بودن زن دانسته است. حال واقعا چند درصد مردان در ازدواج هایشان به این ملاک دقت می کنند؟
آیه چهارم: الخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَ الطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ(نور-۲۶)
ترجمه: زنان پلید براى مردان پلید و مردان پلید براى زنان پلیدند، و زنان پاک براى مردان پاک و مردان پاک براى زنان پاک‏اند.
تذکر : در رابطه‌ی با معنای آیه‌ی آخر نظرات مختلفی وجود دارد که برای آگاهی از آن می توانید به تفاسیر قرآن از جمله تفسیر این آیه از همین قلم مراجعه کنید.
آیه پنجم: الزَّانىِ لَا یَنکِحُ إِلَّا زَانِیَهً أَوْ مُشْرِکَهً وَ الزَّانِیَهُ لَا یَنکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذَالِکَ عَلىَ الْمُؤْمِنِینَ(نور-۳)
ترجمه: مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج‏] بر مؤمنان حرام شده است.
تذکر: از این آیه‌ی چهارم بدست می آید ازدواج با زن یا مردی که کارش فحشاء است حرام می باشد. پس اینکه برخی قصد دارند با زنی که کارش فاحشه گری است ازدواج موقت کنند چنین کاری صحیح نمی باشد.

کسانی که مُبلّغ دین هستند طبیعتا شرائطی دارند که همسران آنها باید صفات ویژه داشته باشند تا بتوانند به بهترین وجه خانواده ای الگو برای جامعه باشند:
آیه اول : یَنِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ لَسْتنُ‏َّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ(احزاب-۳۲)
ترجمه : اى همسران پیامبر! شما همچون یکى از آنان معمولى نیستید.
آیه دوم : یَأَیهَُّا النَّبىِ‏ُّ قُل لّأَِزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَوهَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا فَتَعَالَینْ‏َ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا(۲۸) وَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الاَْخِرَهَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا(احزاب-۲۹)
ترجمه : اى پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را مى‏خواهید بیایید با هدیه‏اى شما را بهره‏مند سازم و شما را بطرز نیکویى رها سازم! (۲۸) و اگر شما خدا و پیامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهید، خداوند براى نیکوکاران شما پاداش عظیمى آماده ساخته است.» (۲۹)
تذکر : از این باب که پیامبر یک مُبلغ دین است می توان از این آیات استفاده ای کلی برای روش مبلغین دین کرد. به هر حال این قشر به خاطر شرائط خاصی که دارند ، همسرانشان باید بیشتر از زنان دیگر به امور دینی و اخلاقی توجه کنند.

زیبایی ظاهری اگر چه ملاک اصلی برای ازدواج نیست ولی می تواند یک ملاک قابل توجه باشد:
لَّا یحِلُّ لَکَ النِّسَاءُ مِن بَعْدُ وَ لَا أَن تَبَدَّلَ بهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنهُنَّ(احزاب-۵۲)
ترجمه: (اى رسول) بعد از این، دیگر نه عقد هیچ زن بر تو حلال است و نه مبدّل کردن این زنان به دیگر زن هر چند از زیبایى آنها به شگفت آیى.
تذکر: برخی از مفسرین از تعبیر وَ لَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنهُنَّ استفاده کرده اند که زیبایی ظاهری می تواند به عنوان یک ملاک قرار گیرد.

درس پنجم؛
وظیفه‌ی کسی که قدرت مالی برای ازدواج به صورت طبیعی ندارد:
وَ مَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنکُمْ طَوْلاً أَن یَنکِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُم مِّن فَتَیَتِکُمُ الْمُؤْمِنَاتِ …. ذَالِکَ لِمَنْ خَشىَ الْعَنَتَ مِنکُمْ وَ أَن تَصْبرِواْ خَیرٌ لَّکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(نساء۲۵)
ترجمه: و از شما کسى که به سبب تنگدستى نتواند با زنان آزاد مؤمن ازدواج کند، با کنیزان جوان با ایمانتان ازدواج کنید … این [جواز ازدواج با کنیز] براى کسى از شماست که از مشقت [غریزه جنسى و دچار شدن به زنا] بترسد، و شکیبایى کردن براى شما بهتر است و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
تذکر: از این آیه بدست می آید کسانی که قدرت و توان مالی برای ازدواج ندارند باید برای حفظ دین خود ازدواج را آسان بگیرند و با کسانی ازدواج کنند که ازواج با آنها راحت تر است. و اما اینکه در چنین فرضی ازدواج موقت تجویز شود یا نه بستگی به این دارد که ازدواج موقت، ازدواجی شرعی باشد یا خیر؟ در این زمینه بین علمای اسلام اختلافاتی وجود دارد که برای آشنایی با نظرات آنها می توانید به تفسیر آیه ۲۴ سوره نساء از همین قلم مراجعه کنید. استاد راهنما باید در این موضوع مفصلا و بدون پرده پوشی بحث کند. در قرآن کریم آیه ای وجود ندارد که صراحتا به ازدواج موقت اشاره داشته باشد. بله ، برخی از مفسرین ، از یکی از جملات آیه ۲۴ سوره نساء خواسته اند ازدواج موقت را نتیجه بگیرند که البته آن جمله محل اختلاف است که چه نکته ای را می رساند. به هر حال همچنانکه گفتیم می توانید به آیه ۲۴ سوره نساء و تفاسیر ذیل آن مراجعه نمایید. در اینجا تنها به این نکته اشاره کنیم که برخی از محققین اسلامی مثل استاد مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام ، گفته اند که ازدواج موقت ازدواجی هم عرض ازدواج دائم نیست بلکه مربوط به حین ضرورت است و مادامی که ضرورتی ایجاد نشده نمی توان سراغ ازدواج موقت رفت. برای توضیح بیشتر در این زمینه می توانید به کتاب (نظام حقوق زن در اسلام ، صفحات ۲۲ تا ۵۲) مراجعه نمایید.

ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب جایز است و اهل کتاب بودن ، مانع از این ازدواج نیست:
وَ المُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ إِذَا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ(مائده-۵)
ترجمه: ازدواج با زنان پاکدامن از اهل کتاب، در صورتى که مهریه آنان را بپردازید بر شما حلال است.
تذکر : در مورد این آیه چند نکته قابل ذکر است :
الف) بحث این آیه مربوط به ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب است. و اما در مورد اینکه آیا ازدواج زن مسلمان با مرد اهل کتاب جایز است یا نه می توان بر روی این موضوع تحقیق کرد. در این زمینه می توان به مطالبی که در درس قبلی در مورد آیه ۱۰ سوره ممتحنه بیان شد توجه کنید.
ب) جایز بودن ازدواج با اهل کتاب به این معنا نیست که با هر اهل کتابی می توان ازدواج کرد. در واقع همچنانکه با هر مسلمانی که اسم مسلمان دارد نمی توان ازدواج کرد با هر اهل کتابی نیز که مثلا اهل شرک و فحشاء باشد نمی توان ازدواج کرد. آیه بیشتر می خواهد بگوید عنوان اهل کتاب مانع ازدواج با او نیست نه اینکه با هر اهل کتابی می توان ازدواج کرد.
ج) از این آیه که بحث ازدواج با زنان اهل کتاب را مطرح کرده است حکم عام به نجاست اهل کتاب زیر سوال می رود. همچنین از این آیه حکم آزادی اهل کتاب و جواز برقراری رابطه‌ی مسالمت آمیز با آنها نیز بدست می آید.

قرآن ازدواج مردم طبق آیین خودشان را صحیح دانسته است نه اینکه آنها را نامشروع قلمداد کند:
وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء…(نساء-۲۴)
ترجمه : ازدواج با زنان شوهر دار حرام است.
تذکر : قید (من النساء) در این آیه به نظر می رسد که برای تعمیم است یعنی با هر زن شوهرداری چه مسلمان و چه یهودی و چه مشرک و …. نمی توان ازدواج کرد. طبق این حرف ، قرآن ازدواج بقیه‏ی ملل را صحیح دانسته است. به هر حال می توانست بجای وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ بگوید وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ‏
البته این مطلب از آیات دیگر نیز بدست مى آید مثل آیه ۱۰ سوره ممتحنه چون طبق آن آیه نیز ازدواج کفار محترم شمرده شده است و به همین خاطر در آن آیه گفته شده است که اگر زنى از شوهر کافرش جدا شد باید حق آن مرد یعنى مهریه‏اى که به زنش داده است به او برگردانده شود. از این حکم معلوم می شود که اصل ازدواج ، صحیح بوده است.

پیوند ازدواج آنقدر مهم است که طبق آیات قرآن حتى پیوند ازدواج کفار محترم است و اگر زنان کفار از نزد آنها فرار کردند و به مسلمین رو آوردند مسلمانان باید حق شوهران کافر آنها را بپردازند همچنانکه اگر زن مسلمان به کفار پناهنده شد آنها نیز باید چنین کنند :
یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانهِِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلىَ الْکُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لهَُّمْ وَ لَا هُمْ یحَِلُّونَ لهَُنَّ وَ ءَاتُوهُم مَّا أَنفَقُواْ وَ لَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ أَن تَنکِحُوهُنَّ إِذَا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لَا تُمْسِکُواْ بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ وَ سَْلُواْ مَا أَنفَقْتُمْ وَ لْیَسَْلُواْ مَا أَنفَقُواْ ذَالِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ یحَْکُمُ بَیْنَکُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ(۱۰) وَ إِن فَاتَکمُ‏ْ شىَ‏ْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِکُمْ إِلىَ الْکُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فََاتُواْ الَّذِینَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ(۱۱)
ترجمه : اى مؤمنان! هنگامى که زنان باایمان [با جدا شدن از همسرانشان‏] هجرت کنان [از دیار کفر] به سوى شما مى‏آیند، آنان را [از جهت ایمان‏] بیازمایید، البته خدا خود به ایمان آنان داناتر است. پس اگر آنان را باایمان تشخیص دادید، آنان را به سوى کافران [که همسرانشان هستند] باز مگردانید، نه این زنان بر کافران حلال‏اند، و نه آن کافران بر این زنان حلال‏اند، و مهریه‏اى که همسران کافر به زنان مؤمن خود داده‏اند به آنان بپردازید، و بر شما گناهى نیست در صورتى که مهریه‏شان را به آنان بدهید، با آنان ازدواج کنید، و به عقد و پیوندهاى زنان کافر [تان که به کفار پیوسته‏اند] پاى‏بند نباشید [که آن عقد و پیوند باطل شده و وظیفه شما رها کردن آنان است‏] و آنچه را شما [براى همسران مرتد و فرارى خود که به کافران پناهنده شده‏اند] هزینه کرده‏اید [از کافران‏] بخواهید، و آنان هم باید آنچه را هزینه کرده‏اند از شما درخواست کنند این حکم خداست که میان شما حکم مى‏کند، و خدا دانا و حکیم است. (۱۰) اگر برخى از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند [و کافران مهریه مورد مطالبه شما را ندادند] و شما غنیمتى یافتید، پس به کسانى که همسرانشان را [به خاطر پیوستن به کفار] از دست داده‏اند معادل مهریه‏اى که داده‏اند از غنایم بپردازید، و از خدایى که به او ایمان دارید پروا کنید. (۱۱)
تذکر : این آیات جزو آیاتى است که دلالت مى کند حقوق بشر حتى حقوق کفار در جاى خود محترم است. این آیات دلالت مى کند که بحث خانواده از دیدگاه قرآن فوق العاده محترم است تا جایی که باید حقوق مردان کافری که زنان آنها از آنها فرار کرده اند داده شود.

یک مبلغ دین باید در امر ازدواج عرفهاى اشتباه را باطل کند:
فَلَمَّا قَضىَ‏ زَیْدٌ مِّنهَْا وَطَرًا زَوَّجْنَکَهَا لِکَىْ لَا یَکُونَ عَلىَ الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فىِ أَزْوَاجِ أَدْعِیَائهِمْ إِذَا قَضَوْاْ مِنهُْنَّ وَطَرًا(احزاب-۳۷)
ترجمه : هنگامى که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسرى تو درآوردیم تا مشکلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‏هایشان- هنگامى که طلاق گیرند- نباشد.
تذکر : این آیه مربوط به ازدواج پیامبر با همسر فرزندخوانده‌اش می باشد که پس از جدایی از زید ، پیامبر با او ازدواج کرد و از این طریق ، سنتی غلط را باطل کرد. در آن زمان ازدواج با زن فرزند خوانده ممنوع ابدی بوده است ولی پیامبر این حرمت را شکست. پس یک مبلغ دین باید عرفهای اشتباهی که در امر ازدواج در بین مردم رایج است را با عملکرد خودش باطل کند. فکر می کنید امروزه چه عرفهای اشتباهی در امر ازدواج وجود دارد که باید از بین برود و مبلغین دین باید در این زمینه پیش قدم شوند؟

درس ششم؛
ازدواج با برخی از زنان حرام است:
وَ لَا تَنکِحُواْ مَا نَکَحَ ءَابَاؤُکُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَ مَقْتًا وَ سَاءَ سَبِیلاً(۲۲) حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَ بَنَاتُکُمْ وَ أَخَوَاتُکُمْ وَ عَمَّاتُکُمْ وَ خَالَاتُکُمْ وَ بَنَاتُ الْأَخِ وَ بَنَاتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهَاتُکُمُ الَّتىِ أَرْضَعْنَکُمْ وَ أَخَوَاتُکُم مِّنَ الرَّضَاعَهِ وَ أُمَّهَاتُ نِسَائکُمْ وَ رَبَائبُکُمُ الَّاتىِ فىِ حُجُورِکُم مِّن نِّسَائکُمُ الَّاتىِ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَکُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَ حَلَائلُ أَبْنَائکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلَابِکُمْ وَ أَن تَجْمَعُواْ بَینَ الْأُخْتَینِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کاَنَ غَفُورًا رَّحِیمًا(۲۳) وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ…. (نساء-۲۴)
ترجمه: و با زنانى که پدرانتان با آنان ازدواج کرده‏اند ازدواج نکنید، مگر آنچه [پیش از اعلام این حکم‏] انجام گرفته باشد. یقیناً این عمل، عملى بسیار زشت و منفور و بد راهى است. (۲۲) [ازدواج با این زنان‏] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمه‏هایتان، و خاله‏هایتان، و دختران‏برادر، و دختران خواهر، و مادرتان که شما را شیر داده‏اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرانتان که در دامان شمایند [و تحت سرپرستى شما پرورش یافته‏اند، البته‏] از آن همسرانى که با آنان آمیزش داشته‏اید، و اگر آمیزش نداشته‏اید، بر شما گناهى نیست [که مادرشان را رها کرده با آنان ازدواج کنید]، و [نیز] همسران پسرانتان که از نسل شما هستند [بر شما حرام شده است‏]. و هم‏چنین جمع میان دو خواهر [در یک زمان ممنوع است‏]، جز آنچه [پیش از اعلام این حکم‏] انجام گرفته باشد زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است. (۲۳) و [ازدواج با] زنان شوهردار [بر شما حرام شده است‏] مگر زنانى که قبلا مالک آنها شده اید.
تذکر: آیه ۲۴ سوره نساء از جمله آیاتی است که با توجه به ترجمه و تفسیری که از طرف مترجمین و مفسرین از آن شده است شبهات زیادی را به همراه داشته است که چرا اسلام اجازه‌ی رابطه‌ی جنسی با زنانی که در جنگ اسیر شده اند را داده است؟ در این زمینه استاد راهنما باید مفصلا توضیح دهد. در این زمینه می توانید به جزوه‌ی (برده داری و برده گیری در اسلام) از همین قلم مراجعه کنید.

پدر دختر مى تواند به یک جوان خوب پیشنهاد ازدواج با دخترش را بدهد:
قَالَ إِنىِّ أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتىَّ هَاتَینِ(قصص-۲۷)
ترجمه: حضرت شعیب به حضرت موسى گفت: مى‏خواهم یکى از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم.
تذکر : درست است که این فرهنگ در جامعه‌ی ما وجود ندارد ولی سعی کنیم عرف جامعه را مطابق دستورات قرآن کنیم.

افراد باید از روابط نامشروع پنهانی دوری کنند:
مُحْصِنِینَ غَیرَ مُسَافِحِینَ وَ لَا مُتَّخِذِى أَخْدَانٍ(مائده-۵)
ترجمه: پاکدامن باشید نه زناکار، و نه آنکه آنان را در پنهانى معشوقه خود گیرید.
تذکر: متأسفانه در جامعه‌ی ما چنین روابطی حتی در بین افراد متأهل وجود دارد.

درس هفتم؛
باید بین زوجین تراضی طرفینی وجود داشته باشد:
وَ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن یَنکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَیْنهُم بِالمَعْرُوفِ(بقره-۲۳۲)
ترجمه: و چون زنان را طلاق گفتید، و عدّه خود را به پایان رساندند، آنان را از ازدواج با همسران [سابق‏] خود، چنانچه بخوبى با یکدیگر تراضى نمایند، جلوگیرى مکنید.
تذکر: از تعبیر إِذَا تَرَاضَوْاْ بَیْنهُم بِالمَعْرُوفِ می توان برداشت کرد که در ازدواج، تراضی طرفینی به صورت شایسته ملاک است نه حتما، هم کفو بودن در همۀ موارد. چه بسا دو طرف هم کفو باشند و مثلا هر دو تحصیل کرده باشند ولی تراضی طرفینی بین آنها وجود نداشته باشد.

زوجین باید مایه‌ی آرامشِ هم باشند و همدیگر را واقعا دوست داشته باشند و مایه‌ی رحمت برای یکدیگر باشند:
وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاَیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ(روم-۲۱)
ترجمه: و از نشانه‏هاى او اینکه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این [نعمت‏] براى مردمى که مى‏اندیشند قطعاً نشانه‏هایى است.
تذکر : در ذیل این آیه خوب است بحث طلاق عاطفی و علت های آن بیان شود.

مرد باید سعى کند تا جایى که مى تواند موجبات شادی و عدم حزن و رضایت همسرش را کسب کند الا اینکه این کسب رضایت براى او واقعا سختى داشته باشد:
آیه اول: ذَالِکَ أَدْنىَ أَن تَقَرَّ أَعْیُنهُنَّ وَ لَا یحْزَنَّ وَ یَرْضَینَ بِمَا ءَاتَیْتَهُنَّ کُلُّهُنَّ(احزاب-۵۱)
ترجمه: اى رسول، این دستوراتى که راجع به همسرانت به تو داده شد به خوشحال نمودنشان و اینکه اندوهگین نشوند و همگى به آنچه به آنان داده‏اى خشنود شوند، نزدیک‏تر است.
آیه دوم: یَأَیهَّا النَّبىِّ لِمَ تحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(تحریم-۱)
ترجمه: اى پیامبر! چرا آنچه را که خدا بر تو حلال کرده براى به دست آوردن خشنودى همسرانت بر خود حرام مى‏کنى؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
تذکر: از این آیه بدست مى آید که پیامبر واقعا رضایت همسرانش را مى طلبیده است و در این زمینه آنقدر پیش رفته است که خدا به او می گوید تا این اندازه نمی خواهد رضایت همسرانت را بطلبی که بخواهی حلالی را بر خود حرام کنی. به هر حال از این آیه می توان بدست آورد که شخص اول اسلام تا جایی که توان داشته است دوست داشته که همسرانش را از خود راضی کند. متأسفانه امروزه به خاطر تبلیغاتی که شده است عده ای فکر می کنند اسلام به زن توجهی ندارد در حالی که با رجوع به آیات قرآن می فهمیم که اتفاقا قرآن توجه اساسی به مسأله‌ی زن دارد.

زن در صورتى که همسرش دستورى داد که خلاف امر خداست نباید تابع او شود و الا مثل او جهنمى مى شود:
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبّ‏ِ ابْنِ لىِ عِندَکَ بَیْتًا فىِ الْجَنَّهِ وَ نجَِّنىِ مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نجَِّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(تحریم-۱۱)
ترجمه : و خدا براى مؤمنان همسر فرعون را مثل زده است هنگامى که گفت: پروردگارا! براى من نزد خودت خانه‏اى در بهشت بنا کن ومرا از فرعون وکردارش رهایى بخش ومرا از مردم ستمکار نجات ده.

مرد نباید از همسرش اثر منفى بگیرد:
وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَهَ الْحَطَبِ(مسد-۴)
ترجمه : همسر ابولهب هیزم کش است.
تذکر : این صفت زن ابولهب با صفت خود ابولهب معنا می شود. ابولهب آتش افروزی می کرده است. حال ، آتش افروزی نیاز به هیزم دارد و زن ابولهب هیزم این آتش را می آورده است. در واقع زن ابولهب او را تحریک بر آتش افروزی بر ضد اسلام می کرده است. به عبارت دیگر زن ابولهب او را شارژ می کرده است تا بر علیه پیامبر دسیسه کند.
متأسفانه برخی از زنان این صفت را دارند و شوهران خود را برای کارهای منفی و بد تحریک می کنند. مردان باید مواظب باشند که در این زمینه از همسران خود اثر نگیرند.

درس هشتم؛
زوجین نقش لباس را برای یکدیگر دارند:
هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ(بقره-۱۸۷)
ترجمه: زنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید.
تذکر: در مورد اینکه چرا در این آیه از تعبیر لباس استفاده شده است می توانید به تفاسیر قرآن مراجعه کنید. وجوه مختلفی راجع به معنای لباس بودن مرد و زن برای یکدیگر گفته شده است. خوب است این بحث در جلسات تفسیر به مسابقه گذاشته شود و از حضار خواسته شود که در این زمینه تحقیق کنند و وجوه مختلف در این باره را بیان کنند.

بحث خانواده و قوانین آن به خصوص در امر زوجین آنقدر مهم است که قرآن از مجادله‏ى یک زن با پیامبر در امور خانواه صحبت کرده است :
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتىِ تجَُادِلُکَ فىِ زَوْجِهَا وَ تَشْتَکِى إِلىَ اللَّهِ وَ اللَّهُ یَسْمَعُ تحََاوُرَکُمَا إِنَّ اللَّهَ سمَِیعُ بَصِیرٌ(مجادله-۱)
ترجمه : به یقین خداوند گفتار آن زنى را که با تو درباره همسرش مجادله مى‏کرد و به سوى خدا شکایت مى‏برد شنید و پذیرفت، و خداوند گفتگوى شما را مى‏شنید، همانا خدا شنونده و بیناست.
تذکر : طبق این آیه یک زن در جامعه‏ى اسلامى این حق را داشته است که با شخص اول اسلام در مورد امور خانواده مجادله کند. دقت کنید که بحث راجع به سوال نیست بلکه پیرامون مجادله است.

مرد باید با همسرش معاشرت پسندیده داشته باشد و حتی اگر از او کراهت دارد او را تحمل کند:
وَ عَاشرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسىَ أَن تَکْرَهُواْ شَیْئا وَ یجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیرًا کَثِیرًا(نساء-۱۹)
ترجمه: و با همسرانتان بشایستگى رفتار کنید و اگر از آنان خوشتان نیامد، پس چه بسا چیزى را خوش نمى‏دارید و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى‏دهد.
تذکر: قانون این آیه را با عملکرد امروز برخی افراد مقایسه کنید. آیا اگر این قانون رعایت می شد درصد طلاق پایین نمی آمد؟
مرد نباید در زندگى قصد ضرر زدن به زن را داشته باشد:
وَ لَا تمْسِکُوهُنَّ ضِرَارًا لِّتَعْتَدُواْ(بقره-۲۳۱)
ترجمه: و هیچ گاه به خاطر زیان رساندن و تعدّى کردن، آنها را نگاه ندارید.
وقتی مهمان می آید مرد باید در پذیرایی کردن شرکت کند:
هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْرَاهِیمَ الْمُکْرَمِینَ(۲۴) إِذْ دَخَلُواْ عَلَیْهِ فَقَالُواْ سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُّنکَرُونَ(۲۵) فَرَاغَ إِلىَ أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِینٍ(۲۶) سوره ذاریات‏
ترجمه : آیا خبر مهمانان ارجمند و بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟ (۲۴) زمانى که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. گفت: سلام، [شما] مردمى ناشناسید! (۲۵) پس به سوى خانواده‏اش بازگشت و گوساله‏اى فربه [و بریان شده‏] آورد. (۲۶)
تذکر : طبق این آیات حضرت ابراهیم برای مهمانانش غذا می آورد نه اینکه در جایی بنشیند و همسرش پذیرایی کند. البته از آیه ۲۶ بدست می آید که حضرت ابراهیم به سوی اهلش رفت. از مجموع این آیات شاید بتوان بهترین نحوه‌ی پذیرایی از مهمان را توسط اعضای خانواده بدست آورد به این صورت که زن ، آماده کردن وسایل پذیرایی را بر عهده بگیرد و مردم انجام پذیرایی را.

مرد نباید همسرش را از اتفاقاتى که در خانه مى افتد منع کند بلکه زن مى تواند شاهد وقایع باشد و در آن وقایع به همسرش کمک کند:
وَ امْرَأَتُهُ قَائمَهٌ فَضَحِکَتْ (هود-۷۱)
ترجمه : وقتى ابراهیم با مهمانان ناشناخته اش صحبت مى کرد همسر او ایستاده بود و ناظر بود و از اینکه فهمید مهمانان ابراهیم قصد سوئى ندارند شاد شد و خندید.
تذکر : اینکه در این آیه از حالت ایستاده بودن همسر ابراهیم صحبت شده دو نکته را می تواند در بر داشته باشد :
الف) همسر ابراهیم نشسته نبود بلکه در آماده کردن وسایل پذیرایی کمک می کرد. پس زن باید مرد را در آماده کردن وسایل پذیرایی کمک کند.
ب) می توان از این حالت استفاده کرد که اشکالی ندارد که وقتی مهمان می آید زن بایستد و ناظر باشد که چه می شود. به هر حال حضرت ابراهیم وقتی مهمانی برایش آمده است می توانست مثل مردهای متکبر ، به همسرش بگوید تو برو و کاری به ما نداشته باش و این موضوع ربطی به تو ندارد ولی مشاهده می کنیم که همسر پیامبر اتفاقا ایستاده بوده و اتفاقات را مشاهده می کرده است.
پس زن در اتفاقاتی که در داخل خانه می افتد می تواند دخیل باشد. به هر ترتیب از ایستاده بودن همسر ابراهیم می فهمیم که او تماشا مى‏کرد که ببیند بین شوهرش و میهمانان تازه وارد چه چیزهایى گفتگو مى‏شود.

درس نهم؛
مرد باید مهریه‌ی همسرش را بدون هیچ چشم داشتی پرداخت کند:
وَ ءَاتُواْ النِّسَاءَ صَدُقَاتهِنَّ نحْلَهً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شىْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَکلُوهُ هَنِیًا مَّرِیًا(نساء-۴)
ترجمه: ومهریه زنان را به عنوان هدیه‏اى الهى با میل و رغبت [و بدون چشم داشت و منّت گذارى‏] به خودشان بدهید واگر چیزى از آن را با میل و رضایت خود به شما ببخشند، آن را حلال و گوارا بخورید.
تذکر ۱: از تعبیر انتهایی آیه بدست می آید که اگر مردی مهریه‌ی همسرش را به ناحق خورد گوارای او نیست.
تذکر ۲: در ذیل این آیه باید دقیقا بحث شود که مهریه در مقابل چیست و فلسفه‌ی آن چه می باشد؟ همچنین باید بحث شود که مزیت سیستم اسلامی که برای زن ، نفقه و مهریه قرار داده است بر سیستم های دیگر که این گونه نیست چه می باشد؟ به نظر می رسد که اسلام می خواهد زن هیچ دغدغه‌ی اقتصادی نداشته باشد و اتفاقا این ، برای زن بسیار بهتر است.
به این نکته نیز اشاره شود که از مجموع آیات قرآن بدست می آید که مهریه در مقابل محدودیتی است که با ازدواج برای زن پیش می آید. در واقع مهریه در مقابل این است که زن خود را محدود به این شوهر کرده است. به همین خاطر است که طبق آیه ۱۹ سوره نساء و آیه ۱۰ سوره ممتحنه اگر زن این محدودیت را کنار بگذارد مرد مى تواند مطالبه‏ى مهریه کند.

مرد نباید همسرش را در فشار قرار دهد تا بخشی از مهریه یا هدایایی را که به او داده است پس بگیرد:
وَ لَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن یَأْتِینَ بِفَاحِشَهٍ مُّبَیِّنَهٍ(نساء-۱۹)
ترجمه: و آنان را در تنگنا و فشار مگذارید تا بخشى از آنچه را به آنان داده‏اید پس بگیرید، مگر آنکه کار زشت آشکارى مرتکب شوند.

مرد نباید با تهمت زدن به همسرش قصد داشته باشد که مهریه‏ى او را ندهد:
وَ إِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَ ءَاتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَیْئا أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَ إِثْمًا مُّبِینًا(۲۰) وَ کَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضىَ‏ بَعْضُکُمْ إِلىَ‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنکُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا(نساء-۲۱)
ترجمه: اگر خواستید همسرى دیگر به جاى همسر پیشین جایگزین کنید و به همسر پیشین مال فراوانى [به عنوان مهریه‏] پرداخته‏اید، چیزى از آن را پس مگیرید. آیا آن را با تکیه به تهمت و گناهى آشکار پس مى‏گیرید؟! (۲۰) و چگونه آن را پس مى‏گیرید در حالى که [با آمیزش جسمى، تماس روحى و معاشرت‏] به یکدیگر رسیده‏اید، و آنان از شما [به وسیله قرارداد ازدواج‏] پیمانى محکم گرفته‏اند. (۲۱)
تذکر : توجه شود که در انتهای آیه ۲۱ از پیمان ازدواج به عنوان میثاق غلیظ یاد شده است. پس ازدواج صحیح ازدواجی است که پیمان آن محکم و غلیظ باشد. پس ازدواج‌هایی که مصداق میثاق غلیظ نیست ازدواج‌های صحیحی نمی باشند.
مرد در صورتى که قبل از رابطه‏ى جنسى، همسرش را طلاق داد نصف مهر را بدهکار است نه همه‏ى مهر را:
وَ إِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَهً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَن یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَاْ الَّذِى بِیَدِهِ عُقْدَهُ النِّکاَحِ وَ أَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى‏(بقره-۲۳۷)
ترجمه: و اگر آنان را پیش از آمیزش جنسى طلاق دهید، در حالى که براى آنان مهرى تعیین کرده‏اید، پس [بر شما واجب است‏] نصف آنچه تعیین کرده‏اید [به آنان بپردازید]، مگر آنکه خود آنان یا کسى که پیوند ازدواج به دست اوست [مانند ولىّ یا وکیل‏] آن را ببخشند. و گذشت و بخشش شما [که تمام مهریه را به زن بپردازید] به پرهیزکارى نزدیک‏تر است.
زن و مرد نباید رعایت امور اخلاقى مثل عفو و گذشت را در بین خود فراموش کنند :
وَ لَا تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ(بقره-۲۳۷)
ترجمه : نیکوکارى را در میان خودتان فراموش نکنید.

درس دهم؛
تعیین مهریه، شرط صحت عقد نمى باشد:
لَّا جُنَاحَ عَلَیْکمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِیضَهً(بقره-۲۳۶)
ترجمه: اگر زنان را پیش از آمیزش جنسى یا تعیین مهریه طلاق دادید [در این طلاق‏] بر شما گناهى نیست.
تذکر : طبق این آیه مهریه شرط صحت اجرای عقد نیست. پس آنچه که در ازدواج اصل است علاقه و عشق طرفینی است نه مهریه.

معیارى در میزان مهریه:
آیه اول : عَلىَ المُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلىَ الْمُقْترِ قَدَرُهُ مَتَاعَا بِالْمَعْرُوفِ(بقره-۲۳۶)
ترجمه: آن کس که توانایى دارد، به اندازه تواناییش، و آن کس که تنگدست است، به اندازه خودش، هدیه‏اى شایسته (که مناسب حال دهنده و گیرنده باشد) بدهد.
تذکر : از این آیه بدست می آید که مقدار مهریه از طرفی بستگی به شأن افراد دارد و نمی توان برای همه یک نسخه پیچید و از طرف دیگر نباید در مهریه افراط و تفریط کرد بلکه باید نزد عرف عقلاء متشرع شایسته باشد.
آیه دوم : قَالَ إِنىّ‏ِ أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتىَ‏َّ هَاتَینْ‏ِ عَلىَ أَن تَأْجُرَنىِ ثَمَانىِ‏َ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنىِ إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ(قصص-۲۷)
ترجمه : شعیب به موسی گفت: مى‏خواهم یکى از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم به شرط آنکه هشت سال اجیر من باشى، و اگر ده سال را تمام کردى، اختیارش با خود توست [و ربطى به اصل قرار داد ندارد]، و من نمى‏خواهم بر تو سخت گیرم، و به خواست خدا مرا از شایستگان خواهى یافت.
تذکر : در صورتی که ۸ یا ۱۰ سال کار کردن ، مهریه‌ی دختر شعیب باشد می توان گفت که این مهریه ، مهریه ای در حد متوسط و بلکه مهریه ای سبک بوده است چرا که اگر موسى این مدت را براى شعیب کار مى‏کرد، در عوض شعیب نیز تمام زندگى او و همسرش را از همین طریق تامین مى‏نمود، بنا بر این اگر هزینه موسى و همسرش را از مزد این کار کم کنیم مبلغ زیادى باقى نخواهد ماند و تصدیق خواهیم کرد مهر ساده و سبکى بوده است!.(به نقل از تفسیر نمونه)

مرد وظیفه دارد که در حد توان خود به همسرش نفقه بدهد:
لِیُنفِقْ ذُو سَعَهٍ مِّن سَعَتِهِ وَ مَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّا ءَاتَاهُ اللَّهُ لَا یُکلَِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا ءَاتَئهَا(طلاق-۷)
ترجمه : آنان که امکانات وسیعى دارند، باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنها که تنگدستند، از آنچه که خدا به آنها داده انفاق نمایند خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانایى که به او داده تکلیف نمى‏کند.
تذکر : توجه شود که آیه‌ی فوق مربوط به نفقه در دوران عده است یعنی مرد وظیفه دارد در دوران عده ، به زن مطلقه اش نفقه دهد ولی به طریق اولی می توان از آن بدست آورد که نسبت به زنی که طلاق داده نشده است نیز همین قاعده باید رعایت شود.
و اما این سوال نیز باید مورد بررسی قرار گیرد که نفقه در مقابل چیست و در مقابل چه کاری از زن به او داده می شود؟ آیا نفقه در مقابل کارهایی نیز هست که زن در خانه انجام می دهد مثل لباس شستن یا غذا درست کردن و … یا اینکه زن حق دارد که برای این کارها اجر جداگانه ای طلب کند؟

نباید ازدواج با یک زن به طمع اموال خودش یا پدرش باشد:
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا یحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاءَ کَرْهًا(نساء-۱۹)
ترجمه: اى اهل ایمان! براى شما ارث بردن از زنان در حالى که خوشایند شما نیستند [و فقط به طمع به دست آوردن اموالشان پس از مرگشان با آنان زندگى مى‏کنید] حلال نیست.
تذکر : برای این آیه معانی دیگری نیز گفته شده است که در این زمینه می توانید به تفاسیر قرآن مراجعه کنید.

درس یازدهم؛
نقش و وظیفه‌ی هریک از مرد و زن در خانواده و اجتماع:
آیه اول: الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلىَ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ (نساء-۳۴)
ترجمه: مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ [زندگى‏] زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را [از جهت توان جسمى، تحمل مشکلات و قدرت روحى و فکرى‏] بر زنان برترى داده، و به خاطر آنکه [مردان‏] از اموالشان هزینه زندگى زنان را [به عنوان حقّى واجب‏] مى‏پردازند پس زنان شایسته و درست کار [با رعایت قوانین حق‏] فرمانبردار [و مطیع شوهر] ند [و] در برابر حقوقى که خدا [به نفع آنان برعهده شوهرانشان‏] نهاده است، در غیاب شوهر [حقوق و اسرار و اموال او را] حفظ مى‏کنند.
تذکر : با توجه به اینکه این آیه سیستم خانواده و جایگاه هریک از مرد و زن در خانواده را مشخص کرده است استاد راهنما باید این آیه را دقیقا توضیح دهد و شبهات مطرح شده در این باب را پاسخ دهد. به هر ترتیب طبق این آیه مرد مسئول امنیت و اقتصاد خانواده است و زن در این زمینه باید تابع شوهر باشد. البته این مسئولیت مرد به معنای این نیست که او می تواند از موقعیت خودش سوء استفاده کند بلکه اتفاقا برای این است که بتواند بهتر در خدمت همسر خودش باشد تا همسر از لحاظ اقتصادی و امنیتی استرس و اضطراب نداشته باشد. آیا این بد است که اسلام مسئولیت مالی و امنیتی را بر دوش زن نگذاشته است؟
در این زمینه می توانید به مقاله‌ی (یک آیه و بیست نکته) از همین قلم مراجعه کنید. در این مقاله این آیه مفصلا توضیح داده شده است.
آیه دوم: وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَیهِنَّ بِالمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجَالِ عَلَیهِنَّ دَرَجَهٌ(بقره-۲۲۸)
ترجمه: و براى زنان، حقوق شایسته‏اى بر عهده مردان است، مانند حقوقى که براى مردان بر عهده آنان است، و مردان را بر آنان درجه اى است.
تذکر: مراد از درجه در این آیه همان مسئولیت افزون مرد بر زن در امور اقتصادی و امنیتی است نه اینکه دلالت بر افضلیت مرد بر زن از لحاظ انسانی داشته باشد.
آیه سوم : وَ قَرْنَ فىِ بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبرََّجْنَ تَبرَُّجَ الْجَهِلِیَّهِ الْأُولىَ‏
ترجمه : ای زنان پیامبر در خانه‏هایتان قرار و آرام گیرید، و [در میان نامحرمان و کوچه و بازار] مانند زنان دوران جاهلیت پیشین [که براى خودنمایى با زینت و آرایش و بدون پوشش در همه‏جا ظاهر مى‏شدند] ظاهر نشوید.
تذکر : این آیه که خطاب به زنان پیامبر است این نکته را متذکر شده است که شما زنان پیامبر که الگوی دیگر زنان هستید خانه را به عنوان جایگاه خود انتخاب کنید نه اینکه مثل مردان بخواهید از خانه ها بیرون بیایید و مسئولیت های اجتماعی را دوشادوش مردان انجام دهید.
آیه چهارم : وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَینْ‏ِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتىَ‏ یُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ(۲۳)
ترجمه : هنگامى که موسی به آب مدین رسید، گروهى از مردم را بر آن یافت که دام‏هایشان را آب مى‏دادند، و غیر آنان دو زن را دید که (خودشان را از اختلاط با مردان) بازمى‏دارند گفت: کارتان چیست؟ گفتند: ما [این دام‏هایمان را] آب نمى‏دهیم تا [این‏] شبانان [دام‏هایشان را] برگردانند و پدر ما پیرى کهنسال است [به این علت از انجام این کار معذور است.]
تذکر : از این آیه به دست می آید که کار زن در بیرون از خانه دو شرط دارد :
الف) واقعا دلیل مهمی برای آن وجود داشته باشد.(دقت شود که دو دختر شعیب علت بیرون آمدنشان از خانه برای کار را پیری پدرشان بیان کرده اند)
ب) حریم ها را حفظ کنند.(این استفاده از تعبیر تَذُودَانِ شده است.)
به نظر می رسد که طبق حکم اسلام ، کرامت زن خیلی بیشتر حفظ می شود. آیا کرامت زن به این است که صبح زود سر کار برود و عرق بریزد و استرس و اضطراب کاری داشته باشد؟ بله در مواردی که دلیل موجهی وجود دارد بحث دیگری است ولی اینکه بخواهیم زن را دوشادوش مرد سر کار بفرستیم به نفع زن نیست. به هر حال زن و مرد تفاوت هایی با هم دارند که قوانین اسلام نیز طبق همین تفاوت ها صادر شده است و قوانین غربی این تفاوت ها را نادیده گرفته است.

از بین بردن نیروى کار مردان و زنده کردن زنان در جامعه و بى عفت کردن آنها سیاست فرعونى است:
وَ إِذْ نجََّیْنَاکُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذَابِ یُذَبحُِّونَ أَبْنَاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسَاءَکُمْ(بقره-۴۹)
ترجمه : و [یاد کنید] آن گاه که شما را از [سیطره حکومت ظالمانه‏] فرعونیان نجات دادیم آنان که همواره شما را به سخت‏ترین صورت شکنجه مى‏کردند، پسران شما را سر مى‏بریدند و زنان شما را [براى بیگارى و کنیزى‏] زنده مى‏گذاشتند و حیاء را از آنها مى گرفتند.
تذکر : طبق این آیه فرعون فرزندان پسر بنى اسرائیل را که نیروى کار بودند از بین مى برده است و زنان را زنده نگه مى داشته و آنها را بى حیاء مى کرده است.(دقت شود که برخى از مفسرین گفته اند که یستحیى به این معنا است که حیاء را از آنها مى گرفت)
بنابراین مى توان گفت که این یک سیاست فرعونى است که مردان از اینکه نیروى کار باشند کنار روند و زنان در جامعه زنده شوند. متأسفانه امروزه در مواردی مشاهده می کنیم در جایی که باید مردان سر کار باشند زنان جای آنها را گرفته اند. جوانان پسر به خاطر کار نداشتن مجرد مانده اند و دختران جوان سر کار هستند. آیا این سیاست ، اشتباه نیست؟

صفات زنانى که نسبت به شوهرانشان به بهترین وجه وظایف خود را انجام مى دهند :
فَالصَّلِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ
ترجمه : زنان صالح، زنانى هستند که در مقابل شوهر متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏کنند.
تذکر : یکی از عواملی که امروزه آمار طلاق را بالا برده است همین است که زنان زیر بار مسئولیت مرد نمی روند و در نتیجه خانواده دو رئیس پیدا کرده و خود این موجب جنگ و دعوا می شود. اگر زن مسئولیت منطقی مرد را بپذیرد طبیعتا خانواده با آرامش بهتری اداره خواهد شد.

زن و مرد باید هریک جایگاه خود را بشناسند و قصد این را نداشته باشند که بجاى هم قرار بگیرند:
وَ لَا تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ ممَِّّا اکْتَسَبنْ‏َ وَ سَْلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِیمًا(نساء-۳۲)
ترجمه : برتریهایى را که خداوند براى بعضى از شما بر بعضى دیگر قرار داده آرزو نکنید! (این تفاوتهاى طبیعى و حقوقى، براى حفظ نظام زندگى شما، و بر طبق عدالت است. ولى با این حال،) مردان نصیبى از آنچه به دست مى‏آورند دارند، و زنان نیز نصیبى (و نباید حقوق هیچ یک پایمال گردد). و از فضل (و رحمت و برکت) خدا، براى رفع تنگناها طلب کنید! و خداوند به هر چیز داناست.
تذکر : بر طبق این آیه زن و مرد هریک جایگاهى دارند. مشکل امروزه این است که این جایگاه‏ها در حال عوض شدن است. نباید خلقت خدا را تغییر داد. طبق آیه ۱۱۹ سوره نساء تغییر خلقت خدا کارى شیطانى است. پس اینکه جایگاه زن و مرد عوض شود کار صحیحى نیست. اینکه امروزه زنان سر کار می باشند و جوانان پسر بیکار هستند امرى اشتباه است.

زن نباید کارهایى کند که با طبیعت ظریف او در تعارض باشد:
فىِ جِیدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدِ (مسد-۵)
ترجمه : در گردن همسر ابولهب طنابى از لیف خرما قرار دارد.
تذکر : در تفسیر پرتوی از قرآن در توضیح این آیه چنین آمده است :
این زن که باید خود را بیاراید و وظیفه خانه را بگردن گیرد، آن چنان مسخ و دگرگون گشته که بصورت شیطانى فتنه- انگیز و حیوانى بارکش درآمده و طناب ضخیم هیمه‏کشى را بگردن نهاده.(پرتوى از قرآن، ج‏۴، ص: ۲۹۸)
به هر حال شاید آیه می خواهد بگوید این زن که باید زیوری زیبا در گردنش باشد طنابی خشن برگردن دارد. شاید آیه می خواهد بگوید زن ابولهب طبیعت ظریف زنانه‏ی خود را به طبیعتی خشن تبدیل کرده است. زن معمولا دارای احساسات است و طبیعت ظریف و لطیفی دارد و زود تسلیم می شود ولی زن ابولهب این طبیعت را برای خودش عوض کرده است و در برابر حق می ایستد و نه تنها تسلیم حق نمی شود بلکه با آن مبارزه می کند. می توان از این تعبیر استفاده کرد که زن باید کارهایی انجام دهد که با طبیعتش سازگار باشد و نباید کارهایی را انجام دهد که دارای خشونت و ضخامت باشد. بنابراین اینکه امروزه زنان وارد کارهای خشن می شوند با طبیعت آنها سازگار نیست.

وظیفه‌ی مرد در هنگام نشوز زن:
آیه اول : وَ الَّاتىِ تخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فىِ الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَیهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللَّهَ کاَنَ عَلِیًّا کَبِیرًا(نساء-۳۴)
ترجمه: و زنانى که از سرکشى و نافرمانى آنان بیم دارید [در مرحله اول‏] پندشان دهید، و [در مرحله بعد] در خوابگاه‏ها از آنان دورى کنید، و [اگر اثر نبخشید] آنان را بزنید. پس اگر از شما اطاعت کردند براى آزار دادن آنان هیچ راهى مجویید یقیناً خدا بلند مرتبه و بزرگ است.
تذکر : در این آیه دو بحث باید مطرح شود : یکی اینکه زن ناشزه به چه زنی گفته می شود؟ و دوم اینکه چرا این آیه دستور به زدن زن ناشزه داده است؟ استاد راهنما باید دقیقا این مباحث را مورد تحلیل قرار دهد. در این زمینه حتما به تفاسیر قرآن و همچنین مقاله‌ی (یک آیه و بیست نکته) مراجعه شود تا پاسخ به سوالات مربوط به این آیه داده شود. در اینجا تنها به این نکته اشاره شود که زن ناشزه به زنی
گفته می شود که امنیت و اقتصاد و ناموس خانواده را تهدید می کند. بنابراین هر زنی ، زن ناشزه نیست و اگر عده ای از این آیه سوء استفاده کنند بحث دیگری است. آیه مربوط به زن ناشزه است و به هر حال باید برای حل مشکلی که این زن به وجود آورده چاره ایی اندیشید. حال همچنانکه در جامعه‌ی بزرگتر در مواردی چاره ای جز مجازات نیست در خانواده که جامعه‌ی کوچکتر است نیز در مرحله‌ی آخر ، چاره ای جز مجازات نیست و مجازات و بقای خانواده بهتر از عدم مجازات و در نتیجه متلاشی شدن خانواده است که تبعات منفی بسیاری را در بر دارد. برای توضیح بیشتر در این زمینه و پاسخ به شبهات احتمالی حتما به مقاله‌ای که معرفی گردید مراجعه شود.
آیه دوم : فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسىَ أَن تَکْرَهُواْ شَیْئا وَ یجَْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیرًْا کَثِیرًا(نساء-۱۹)
ترجمه : و اگر [به علتى‏] از آنان نفرت داشتید [باز هم با آنان به صورتى شایسته و پسندیده رفتار کنید] چه بسا چیزى خوشایند شما نیست و خدا در آن خیر فراوانى قرار مى‏دهد.

وظیفه‌ی زن در هنگام نشوز مرد و پیامدهایی که مرد ناشز باید تحمل کند:
آیه اول: وَ إِنِ امْرَأَهٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنهُمَا صُلْحًا وَ الصُّلْحُ خَیرٌ(نساء-۱۲۸)
ترجمه: و اگر زنى از شوهر خویش بیم ناسازگارى یا رویگردانى داشته باشد، بر آن دو گناهى نیست که از راه صلح با یکدیگر، به آشتى گرایند که سازش بهتر است.
آیه دوم: الَّذِینَ یُظَاهِرُونَ مِنکُم مِّن نِّسَائهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا الِّى وَلَدْنَهُمْ وَ إِنهُّمْ لَیَقُولُونَ مُنکَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَ زُورًا وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ(۲) وَ الَّذِینَ یُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُواْ فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مِّن قَبْلِ أَن یَتَمَاسَّا ذَالِکمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ(۳) فَمَن لَّمْ یجِدْ فَصِیَامُ شهْرَیْنِ مُتَتَابِعَینِ مِن قَبْلِ أَن یَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِینًا ذَالِکَ لِتُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ لِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ(مجاله-۴)
ترجمه: به راستى خدا گفتار [زنى‏] را که درباره همسرش با تو گفتگو داشت و به خدا شکایت مى‏کرد، شنید و خدا گفتگوى شما را مى‏شنود زیرا خدا شنوا و بیناست. (۱) کسانى از شما که با زنان خود «ظهار» مى‏کنند [یعنى بر پایه فرهنگ جاهلى مى‏گویند: تو نسبت به من به منزله مادرم هستى، پس آمیزش با تو بر من حرام ابدى است‏] زنانشان مادرانشان نیستند، مادرانشان فقط زنانى هستند که آنان را زاده‏اند، و آنان بى‏تردید سخنى ناپسند و دروغ مى‏گویند [سخنى که هیچ تأثیرى در حرام شدن زن ندارد]، و مسلماً خدا بسیار باگذشت و بسیار آمرزنده است. (۲) و کسانى که با زنانشان ظهار مى‏کنند، سپس از آنچه گفته‏اند برمى‏گردند، باید پیش از آمیزش با هم برده‏اى [در راه خدا] آزاد کنند. این [حکمى‏] است که به آن اندرز داده مى‏شوید، و خدا بر آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است. (۳) کسى که توانایى [آزاد کردن برده را] ندارد، باید پیش از آنکه با هم آمیزش کنند، دو ماه پى در پى روزه بگیرد، و هر که نتواند باید شصت مسکین را طعام دهد این حکم براى این است که به خدا و پیامبرش ایمان آورید [و از فرهنگ جاهلى دورى گزینید] و اینها حدود خداست. و براى کافران عذابى دردناک است. (۴)
تذکر: آیات آورده شده دارای ظرایف زیادی است که باید خوب مورد دقت قرار گیرد. در اینجا تنها به این نکته اشاره شود که ببینید بحث خانواده چقدر مهم است که طبق آیات سوره مجادله با کفر و ایمان مربوط شده است. ببینید چقدر رعایت حقوق زن توسط مرد مهم است که مرد در صورت ظهار باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد. دو ماه روزه داری تنها در دو جا در قرآن آمده است : یکی در مورد ظهار و دیگری در مورد قتل خطایی. دقت شود که برخی می گویند اشاره به ظهار که مربوط به قدیم الایام بوده است چه فایده ای دارد؟ در جواب این سوال می توان گفت که یکی از فایده هایش این است که دشمنان اسلام بفهمند که قرآن چقدر به حقوق زن اهمیت می داده است.

درس دوازدهم؛
اگر اختلاف به بیرون از خانه کشیده شد اطرافیان باید براى از بین بردن این اختلاف تلاش کنند:
وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنهِمَا فَابْعَثُواْ حَکَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَ حَکَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن یُرِیدَا إِصْلَاحًا یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنهُمَا(نساء-۳۵)
ترجمه: و اگر از جدایى میان آن دو [: زن و شوهر] بیم دارید پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن‏] تعیین کنید. اگر سرِ سازگارى دارند، خدا میانِ آن دو سازگارى خواهد داد.

اطرافیان باید سعى کنند در صورت امکان از طلاق جلوگیرى کنند:
أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ(احزاب-۳۷)
ترجمه: پیامبر به زید که قصد طلاق همسرش را داشت گفت: همسرت را براى خود نگه دار و از خدا پروا کن.

دوری مرد از زن نباید بیشتر از چهار ماه طول بکشد بلکه باید در این مدت تکلیف خود را با همسرش روشن کند:
لِّلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِن نِّسَائهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَهِ أَشهُرٍ فَإِن فَاءُو فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(۲۲۶) وَ إِنْ عَزَمُواْ الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سمِیعٌ عَلِیمٌ(۲۲۷) بقره‏
ترجمه: براى کسانى که سوگند یاد مى‏کنند [که از آمیزش‏] با زنان خود دورى گزینند، [شرعاً] چهار ماه مهلت است، چنانچه [در این مدت به آنچه مقتضاى زناشویى است‏] بازگشتند [گناهى بر آنان نیست‏] زیرا خدا بسیار آمرزنده ومهربان است. (۲۲۶) و اگر [براى پایان یافتن مشکلات‏] تصمیم به طلاق گرفتند، [در صورت رعایت شرایط مانعى ندارد] مسلماً خدا [به گفتار و کردارشان‏] شنوا و داناست. (۲۲۷)
تذکر ۱ : به نظر می رسد که فرق بین ظهار و ایلاء این است که ظهار نوعی طلاق بوده ولی ایلاء ، نوعی بلا تکلیفی برای زن است.
تذکر ۲ : ممکن است کسی سوال کند که اگر مرد و زن جدای از هم زندگی کنند آیا اشکال دارد و ایلاء محسوب می شود؟
در این زمینه ظاهرا از لحاظ فقهی می گویند که اشکالی ندارد ولی اگر معنای لغوی ایلاء را بگیریم ممکن است کسی استفاده کند که جدایی مرد از همسرش نباید بیشتر از ۴ ماه طول بکشد. اینکه امروزه بعضا دیده شده است که زن و مرد از یکدیگر جدا هستند و ماه ها و بلکه سالها بلا تکلیف اند اصلا کار صحیحی نمی باشد.

اگر کار به طلاق کشید باید جدایى دو طرف به صورت شایسته باشد نه با قهر و دعوا و غیبت و تهمت:
فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ(طلاق-۲)
ترجمه : و چون عده آنها سرآمد، آنها را بطرز شایسته‏اى نگه دارید یا بطرز شایسته‏اى از آنان جدا شوید.
فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا(احزاب-۴۹)
ترجمه: در صورت طلاق مَهْر همسرانتان را بدهید و خوش و خرّم آنها را رها کنید.
تذکر : در ذیل این آیه می توان بحث جشن طلاق و اینکه آیا کار خوبی است یا نه مورد بررسی قرار گیرد.

در هنگام جدایی کامل زن و مرد دو شاهد عادل لازم است:
وَ أَشهِدُواْ ذَوَىْ عَدْلٍ مِّنکمْ وَ أَقِیمُواْ الشَّهَادَهَ لِلَّهِ(طلاق-۲)
ترجمه: و [هنگام جدایى‏] دو عادل از خودتان را گواه [طلاق‏] گیرید. [و شما اى گواهان!] گواهى را براى خدا اقامه کنید.
تذکر ۱: از این آیه بدست می آید که هرکسی نمی تواند شاهد طلاق باشد بلکه دو نفر عادل نیاز است. خوب است در همینجا در رابطه‌ی با معنای عدالت و اینکه شرط عدالت چیست بحث شود.
تذکر ۲: از تعبیر أَقِیمُواْ الشَّهَادَهَ لِلَّهِ می توان استفاده کرد که شهادت در طلاق باید برای خدا باشد نه اینکه اهداف مادی به دنبال داشته باشد.
اگر دو طرف تصمیم به طلاق گرفتند باید در گفتار و کردار خود دقت لازم را به عمل آورند نه اینکه پشت سر هم هر چیزى بگویند و به هم تهمت بزنند:
وَ إِنْ عَزَمُواْ الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سمَِیعٌ عَلِیمٌ(بقره-۲۲۷)
ترجمه : و اگر [براى پایان یافتن مشکلات‏] تصمیم به طلاق گرفتند، [در صورت رعایت شرایط مانعى ندارد] مسلماً خدا [به گفتار و کردارشان‏] شنوا و داناست.
تذکر: از آیات مربوط به طلاق می فهمیم که طلاق حکمی است که واقعا در شرائط خودش لازم است. بنابراین مذاهبی که طلاق ندارند در قانون گذاری دارای نقص هستند.

درس سیزدهم؛
در طلاق رجعى حتما باید عده نگه داشته شود و عده باید دقیقا شمارش شود و صیغه‌ی طلاق نیز باید در همین زمان خوانده شود:
یَأَیهَُّا النَّبىِ‏ُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتهِِنَّ وَ أَحْصُواْ الْعِدَّهَ(طلاق-۱)
ترجمه : اى پیامبر! زمانى که خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در زمان عدّه [آن زمانى که از عادت پاک شده و با همسر آمیزش نکرده باشند] طلاق دهید و حساب عدّه را نگه دارید.
تذکر : مفسرین از این آیه بدست آورده اند که صیغه‌ی طلاق نباید در زمان حیض خوانده شود. همچنین در زمان پاکی زن که در آن پاکی مباشرت صورت گرفته است نیز نباید خوانده شود.

زنان مطلقه که به صورت طبیعی خون حیض می بینند قبل از ازدواج با همسر بعدى باید به مقداری که قرآن گفته است عده نگه دارند:
وَ الْمُطَلَّقَاتُ یَترَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَهَ قُرُوءٍ(بقره-۲۲۸)
ترجمه: زنان مطلقه، باید به مدت سه مرتبه عادت ماهانه دیدن (و پاک شدن) انتظار بکشند.
تذکر : در رابطه‏ى با فلسفه‏ى عده، استاد راهنما باید در جلسات ، توضیح دهد. در اینجا تنها به این مطلب اشاره شود که عده تنها برای فهمیدن حاملگی نیست بلکه می تواند دلایل دیگری نیز داشته باشد از جمله اینکه در زمان عده در طلاق رجعی ، زن و شوهر به یکدیگر رجوع کنند و علاوه بر این زن ، بین مردان مختلف دست به دست نشود و کرامتش از بین نرود. قرآن برای نهاد خانواده اهمیت فوق العاده ای قائل است و بحث عده برای این است که خانواده محترم است و نمی توان پس از محکم شدن این پیوند ، آن را به راحتی از بین برد. برخی خواسته اند بگوید علت عده ، احتمال حاملگی است و در نتیجه امروزه که می توان تشخیص داد که زن حامله است یا نه دیگر عده لازم نیست. در جواب این حرف باید گفته شود که اولا ما در آیات قرآن هیچ آیه ای نداریم که علت عده را با احتمال حمل صراحتا مرتبط کرده باشد. علاوه بر این در آیه ۱ سوره طلاق بعد از بیان بحث عده چنین آمده است :
لَا تَدْرِى لَعَلَّ اللَّهَ یحُْدِثُ بَعْدَ ذَالِکَ أَمْرًا(طلاق-۱)
ترجمه : تو نمى‏دانى شاید خدا پس از این [طلاق‏] کارى پدید آورد [تا وسیله صلح و سازشى میان آنان شود.]
از این عبارت به خصوص از تعبیر یحُْدِثُ که به معنای چیز جدید است می توان نتیجه گرفت که علت اصلی عده ، این است که ممکن است زن و شوهر ، با یکدیگر صلح کنند. اگر دلیل عده ، احتمال حمل بود باید عبارت به این صورت بود : لَا تَدْرِى لَعَلَّ اللَّهَ حَدَثَ قَبلَ ذَالِکَ أَمْرًا یعنی تو نمی دانی ، شاید قبل از طلاق خدا نطفه ای در رحم آن زن قرار داده باشد.
به هر ترتیب قرآن برای نهاد خانواده آنقدر اهمیت قائل است که با قرار دادن مدتی بعد از طلاق به نام عده می خواهد در صورت امکان زن و شوهر را به یکدیگر برگرداند و این ، زیبایی قوانین قرآن است.

زنانی که شوهرانشان مرده است قبل از ازدواج باید به مدت ۴ ماه و ده روز عده نگه دارند:
وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْوَاجًا یَترَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَهَ أَشهُرٍ وَ عَشْرًا(بقره-۲۳۴)
ترجمه: و کسانى از شما که مى‏میرند و همسرانى باقى مى‏گذارند، باید همسرانْ چهار ماه و ده روز انتظار برند [و از شوهر کردن خوددارى ورزند]
تذکر: در مورد علت این حکم می توان بحث و گفتگو کرد. و اما اگر کسی بگوید چرا زن بعد از فوت شوهر باید عده نگه دارد ولی مرد پس از فوت همسرش می تواند بلا فاصله ازدواج کند؟
در جواب این سوال می توان دو مطلب گفت :
الف) با توجه به اینکه زن مفعول است و در امور جنسی بیشتر مورد ترغیب است شاید این حکم با کرامت زن مرتبط باشد تا زن در زمان اندکی بین مردان مختلف دست به دست نشود.
ب) این حکم می تواند با سرپرستی مردان مربوط باشد و در نتیجه به نفع زنان تمام شود چرا که با این حکم ، مرد می تواند پس از فوت همسرش بلا فاصله زن دیگری را تحت سرپرستی خود قرار دهد تا آن زن ، تنها و بدون بی سرپرست نماند. امروزه وقتی مشکلات زنان بی سرپرست را می بینیم ضرورت چنین احکامی را بیشتر درک می کنیم.

زنان مطلقه که به دلایلی ، حیض نمی بینند و همچنین زنان حامله باید طبق آنچه که قرآن مشخص کرده است عده نگه دارند:
وَ الِّائى یَئسْنَ مِنَ الْمَحِیضِ مِن نِّسَائکمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتهُنَّ ثَلَاثَهُ أَشْهُرٍ وَ الِّائى لَمْ یحِضْنَ وَ أُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ(طلاق-۴)
ترجمه: و از زنان شما آنانى که از عادت ماهیانه ناامیداند، اگر شک دارید [که دیگر هیچ گاه خون حیض نمی بینند یا ممکن است باز حیض شوند] عدّه آنان [پس از طلاق‏] سه ماه است. و [هم چنین عدّه‏] زنانى که از خیلی وقت پیش حیض نشده اند نیز [سه ماه است‏] و [پایان‏] عدّه زنان باردار روزى است که وضع حمل مى‏کنند.
تذکر: با توجه به اینکه طلاق باید در زمان پاکی زن که در آن پاکی مباشرت صورت نگرفته است خوانده شود و غالبا در مورد زن حامله در آخرین پاکی ، مباشرت صورت گرفته است و پاکی این زن از حیض تا ماه ها پس از وضع حمل ادامه دارد ، پس طبیعتا نمی توان زن حامله را به راحتی طلاق داد و عده‌ی او نیز زیادتر است و عقل نیز این مطلب را تأیید می کند که طلاق دادن زن حامله مذموم تر است و زمان بیشتری برای عده باید در نظر گرفته شود. و اما راجع به زن یائسه در فقه گفته شده است که زن یائسه اصلا عده ندارد و طبق این حکم هیچ فرصتی برای رجوع ، گذاشته نشده است که این حکم قابل اشکال است. چطور زنی که انسان ۵ سال با او زندگی کرده عده دارد که بتوان به او رجوع کرد ولی زنی که ۵۰ سال با او زندگی کرده ایم حقی برای برگشت به او قرار داده نشده است؟ حال جالب است که می توان از آیه ۴ سوره طلاق استفاده کرد که عده‌ی زن یائسه نیز ۳ ماه است.

اگر طلاق، قبل از رابطه‌ی جنسی باشد عده لازم نیست:
یَأَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِنَتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَکُمْ عَلَیْهِنَّ مِنْ عِدَّهٍ تَعْتَدُّونهَا(احزاب-۴۹)
ترجمه: اى اهل ایمان! هنگامى که زنان مؤمن را به همسرى خود درآوردید، آن گاه پیش از آنکه با آنان آمیزش کنید طلاقشان دادید براى شما بر عهده آنان عدّه‏اى نیست که آن را بشمارید.
تذکر: در قرآن برای ارتباط با همسر از سه تعبیر استفاده شده است : لمس ، مسّ و دخول
ممکن است گفته شود که این سه تعبیر، سه مرحله است و از کم به زیاد می باشد و مسّ ملاک عده نگه داشتن است نه دخول. بنابراین اگر زن و مردی ازدواج کنند و بدون دخول همدیگر را ارضاء کنند باز عده لازم است و این حکم به احتیاط نزدیک تر است اگر چه فقهاء ملاک عده را دخول دانسته اند. شاید اسلام با قرار دادن عده این هدف را نیز داشته است که زن دست به دست نشود و حتما بین دو ازدواج او فاصله باشد. الله اعلم.

زن براى ازدواج با مرد دیگر نباید حق را کتمان کند و به دروغ بگوید عده نگه داشته ام:
وَ لَا یحِلُّ لَهُنَّ أَن یَکْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فىِ أَرْحَامِهِنَّ إِن کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ(بقره-۲۲۸)
ترجمه: و زنان اگر به خدا و روز رستاخیز، ایمان دارند، براى آنها حلال نیست که آنچه را خدا در رحمهایشان آفریده، کتمان کنند.

درس چهاردهم؛
پس از طلاق، مرد فرصت دارد که در ایام عده بدون عقد جدید به همسرش رجوع کند:
وَ بُعُولَتهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فىِ ذَالِکَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلَاحًا(بقره-۲۲۸)
ترجمه: و شوهرانشان در این مدت چنانچه خواهان صلح و سازش‏اند، به بازگرداندن آنان [به زندگى دوباره‏] سزاوارترند.
تذکر : وقتی بین زوجین مشکلی پیش می آید با توجه به اهمیتی که نهاد خانواده برای قرآن دارد مراحلی را پیشنهاد داده است تا خانواده تا جایی که ممکن است متلاشی نشود. این مراحل را می توان به این صورت بیان کرد :
الف) تا جایی که می توانند در منزل مشکل را حل کنند.(آیه ۳۴ و ۱۲۸سوره نساء)
ب) اگر کار به بیرون کشید دو حَکَم سعی کنند مشکل زوجین را اصلاح کنند.(آیه ۳۵ سوره نساء)
ج) اگر کار به طلاق کشید سعی شود در دوران عده ، به یکدیگر برگردند.(آیه ۲۲۸ سوره بقره و آیه ۱سوره طلاق)
د) باز بعد از گذشت عده در زمان اندک ، تصمیم نهایی را بگیرند که آیا می خواهند جدا شوند یا نه؟(آیه ۲ سوره طلاق)

مرد تنها دو بار حق رجوع به همسرش را دارد و الا اگر بار سوم، او را طلاق داد دیگر نمى تواند به او بازگردد الا اینکه مرد دیگری در این بین با آن زن ازدواج کند:
الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ….(۲۲۹) فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتىَ‏ تَنکِحَ زَوْجًا غَیرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا أَن یَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ(۲۳۰)
ترجمه: طلاقِ [رجعى که براى شوهر در آن حقّ رجوع وبازگشت به همسر است‏] دوبار است.(۲۲۹) پس اگر [بعد از دو طلاق و رجوع بار سوم‏] او را طلاق داد، آن زن بر وى حلال نخواهد بود، مگر آنکه با همسرى غیر از او ازدواج کند. و اگر [همسر دوم‏] او را طلاق داد بر وى و شوهر اول گناهى نیست که به یکدیگرباز گردند، در صورتى که امیدوار باشند حدود الهى را [در روش همسردارى‏] رعایت مى‏کنند.
تذکر ۱ : از آیات قرآن بدست می آید که حق طلاق بدست مرد است و ظاهرا نمی توان این حق را به زن منتقل کرد و اگر امروزه به زن وکالت داده شود که در هر زمانی که خواست از طرف مرد ، طلاق دهد ظاهرا کلاه شرعی است. البته این که حق طلاق بدست مرد است ظلم به زن نیست چرا که در مقابل حقوقی است که خدا برای زن قرار داده است. حقوق دو طرفی است. از یک طرف ، زن ، حق مهریه و نفقه دارد و از طرف دیگر مرد حق طلاق دارد. البته حق طلاق داشتن به این معنا نیست که ظالمانه همسرش را طلاق دهد.
تذکر ۲ : ممکن است کسی با خواندن آیه ۲۳۰ بگوید چرا مطلبی که امروزه اصلا پیش نمی آید در قرآن آمده است؟ مگر می شود کسی سه بار همسرش را طلاق دهد و با دیگری ازدواج کند و او را هم طلاق دهد و دوباره بخواهد به همسر اولش برگردد؟
در جواب این سوال باید گفته شود که شاید آوردن این مطلب برای این است که افراد ، در هر شرائطی از طلاق و همچنین رجوع از طلاق نترسند و آن را در هر شرائطی قبیح ندانند. وقتی کسی چندین بار همسرش را طلاق دهد و باز به او برگشته و دین آن را تأیید کند دلالت بر این دارد که طلاق و رجوع ، در هر شرائطی بد نیست. پس اینکه برخی از ترس طلاق ازدواج نمی کنند و یا اینکه عرف ، به جوانی که از همسرش جدا شده بد نگاه می کند اصلا صحیح نیست. همچنین اینکه کسی فکر کند پس از جدایی از همسرش دیگر نمی تواند با او زندگی کند این هم صحیح نیست. چه بسا خدا دوباره عشق را بین دو طرف ایجاد می کند و این همان چیزی است که در انتهای آیه ۱ سوره طلاق با این تعبیر آمده است که : لَا تَدْرِى لَعَلَّ اللَّهَ یحُْدِثُ بَعْدَ ذَالِکَ أَمْرًا : تو نمى‏دانى شاید خدا پس از این [طلاق‏] کارى پدید آورد [تا وسیله صلح و سازشى میان آنان شود.]

در دوران عده مرد نمى تواند زن را از خانه بیرون کند و خود زن نیز نباید از خانه‌ی شوهر برود:
آیه اول: لَا تخْرِجُوهُنَّ مِن بُیُوتِهِنَّ وَ لَا یخْرُجْنَ(طلاق-۱)
ترجمه: و آنان را [در مدتى که عدّه خود را مى‏گذرانند] از خانه‏هایشان بیرون مکنید، و آنان هم [در مدت عدّه‏] بیرون نروند.
تذکر ۱ : واقعا آیا دستور این آیه توسط زوجین پس از طلاق رعایت می شود؟
تذکر ۲ : جالب است که در این آیه خانه‌ی شوهر به عنوان خانه‌ی زن معرفی شده است و این اوج رعایت حقوق زن در قرآن را می رساند.
آیه دوم: أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنتُم مِّن وُجْدِکُمْ(طلاق-۶)
ترجمه: زنان طلاق داده را [تا پایان عدّه‏] به اندازه توانگرى خود آنجا سکونت دهید که خود سکونت دارید.

نباید با زنان طلاق داده شده به گونه اى رفتار شود که در مضیقه و سختى قرار بگیرند:
وَ لَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُواْ عَلَیهِنَّ(طلاق-۶)
ترجمه: و به آنان [در نفقه و مسکن‏] آسیب و زیان نرسانید تا زندگى را بر آنان سخت و دشوار کنید.
تذکر: طبق دو آیه‌ی اخیر نسبت به زن مطلقه در دوران عده باید نهایت توجه را داشت و مسکن آنها را به بهترین وجه مهیا کرد و بر آنها در زندگی سخت نگرفت. حال به طریق اولی نسبت به زنی که اکنون همسر ماست باید این دستورات را رعایت کرد. پس مردها نباید زندگی را بر زنان خود سخت کنند و به آنها فشار بیاورند. متأسفانه برخی از مردها به گونه ای رفتار می کنند که همسران آنها واقعا در مضیقه قرار می گیرند و به سختی با آنها زندگی می کنند. این گونه رفتار مرد خلاف دستورات قرآن است.

وظیفه‏ى مرد نسبت به زن مطلقه اش که حامله است:
وَ إِن کُنَّ أُوْلَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُواْ عَلَیهِنَّ حَتىَ‏ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکمْ فَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُواْ بَیْنَکمُ بمَعْرُوفٍ وَ إِن تَعَاسَرْتمْ فَسَترْضِعُ لَهُ أُخْرَى‏(طلاق-۶)
ترجمه: و اگر زن طلاق داده شده باردار باشند، هزینه آنان را تا زمانى که وضع حمل کنند، بپردازید و اگر [پس از جدایى‏] کودک شما را شیر دادند اجرتشان را بدهید، و در میان خود [درباره فرزند] به نیکى و شایستگى مشورت کنید [تا به توافقى عادلانه برسید و در نتیجه به حقّ زن و شوهر و فرزند زیانى نرسد] و اگر [کارتان در این زمینه‏] با یکدیگر به سختى کشید [و نهایتاً به توافق نرسیدید] زنى دیگر کودک را [با هزینه پدر] شیر دهد.

درس پانزدهم؛
مهریه، حق زن است و مرد نمى تواند در صورت طلاق ، این حق زن را نپردازد الا اینکه دو طرف به این نتیجه برسند که واقعا نمى توانند با هم زندگى کنند و زن به صورت توافقى مقدارى از مهریه را ببخشد:
وَ لَا یحِلُّ لَکُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئا إِلَّا أَن یخَافَا أَلَّا یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ(بقره-۲۲۹)
ترجمه: و براى شما روا نیست که از آنچه به آنان داده‏اید، چیزى بازستانید. مگر آنکه [طرفین‏] در به پا داشتن حدود خدا بیمناک باشند. پس اگر بیم دارید که آن دو، حدود خدا را برپاى نمى‏دارند، در آنچه که [زن براى آزاد کردن خود] فدیه دهد، گناهى بر ایشان نیست.

اگر جدایی کامل حاصل شد و طلاق رخ داد مرد علاوه بر مهریه، شایسته است که هدیه‌ی خداحافظی به همسرش بپردازد:
وَ لِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعُ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلىَ الْمُتَّقِینَ(بقره-۲۴۱)
ترجمه: و فرض است بر مردان پرهیزگار که زنان طلاق داده شده را بشایستگى چیزى دهند.
تذکر : واقعا مشاهده کنید که در قرآن چه دستورات به روزی وجود دارد. آنها که دائما می گویند قرآن و قوانین آن قدیمی شده است خوب است بیایند و این قوانین را نیز ببینند. به نظر می رسد که قوانین قرآن سعی دارد کاری کند که خانواده از هم نپاشد و دستور فوق نیز در همین راستا صادر شده است چرا که وقتی مرد در این شرایط هدیه‌ای به زن بدهد ممکن است از همین طریق قلب‌های آنها دوباره به هم تمایل پیدا کند.

پس از سپرى شدن عده و جدایی کامل، باز اگر زوجین بخواهند می توانند دوباره با یکدیگر ازدواج کنند و زن نیز می تواند با مرد دیگری ازدواج کند و کسی نباید مانع این کار شود:
وَ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن یَنکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَیْنهُم بِالمَعْرُوفِ(بقره-۲۳۲)
ترجمه: و چون زنان را طلاق گفتید، و عدّه خود را به پایان رساندند، آنان را از ازدواج با همسرانشان، چنانچه بخوبى با یکدیگر تراضى نمایند، جلوگیرى مکنید.

مرد چه بدون عقد در دوران عده و چه با عقد پس از آن اگر به همسرش رجوع کرد باید به صورت شایسته با او رفتار کند:
وَ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بمَعْرُوفٍ(بقره-۲۳۱)
ترجمه: و هنگامى که زنان را طلاق دادید و به پایان عدّه خود نزدیک شدند، آنان را [با رجوع کردن‏] به طور شایسته و متعارف نگه دارید.

اگر کار به طلاق کشید دو طرف نباید ناامید شوند بلکه باید با توکل به خدا به آینده امیدوار باشند.
وَ إِن یَتَفَرَّقَا یُغْنِ اللَّهُ کُلاًّ مِّن سَعَتِهِ وَ کاَنَ اللَّهُ وَاسِعًا حَکِیمًا(نساء-۱۳۰)
ترجمه: و اگر آن دو، از یکدیگر جدا شوند، خداوند هر یک را از گشایش خود بى‏نیاز گرداند، و خدا همواره گشایشگر حکیم است.

به طور کلی در امر طلاق باید به تقوای الهی و توکل به خدا توجه اساسی داشت تا خدا مشکلات امر طلاق را آسان کند :
آیه اول : وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مخَْرَجًا(۲) وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکلَ‏ْ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدْرًا(طلاق-۳)
ترجمه : و هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‏کند، (۲) و او را از جایى که گمان ندارد روزى مى‏دهد و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را مى‏کند خداوند فرمان خود را به انجام مى‏رساند و خدا براى هر چیزى اندازه‏اى قرار داده است! (۳)
آیه دوم : وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا(طلاق-۴)
ترجمه : هر که از خدا پروا کند براى او در کارش آسانى قرار مى‏دهد.
تذکر: جالب است که این آیات در ضمن آیات مربوط به احکام طلاق آمده است و در نتیجه مى توان گفت که مراد از تقوا و توکل در این آیات در درجه‌ی اول ، تقوا و توکل در امر طلاق است.

کسانی که دستورات بیان شده در امر طلاق را رعایت نمی کنند ایمان صحیحی به خدا و روز قیامت ندارند:
ذَالِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَن کاَنَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ(طلاق-۲)
ترجمه : کسانى دستورات مربوط به طلاق که در قرآن آمده است را انجام مى دهند که ایمان به خدا و روز قیامت داشته باشند.
تذکر : طبق این آیه می توان گفت بسیاری از افرادی که ادعای مسلمان بودن دارند ایمان صحیحی به خدا و روز قیامت ندارند چون دستورات مطرح شده در مورد طلاق در قرآن را عمل نمی کنند. مواظب باشیم بدون ایمان از دنیا نرویم.

اگر در امر طلاق تقوا پیشه شود خداوند سختى‏هاى آن را به آسانى تبدیل مى کند:
آیه اول : وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا(طلاق-۴)
ترجمه : و هر که از خدا پروا کند براى او در کارش آسانى قرار مى‏دهد.
آیه دوم : سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا(طلاق-۷)
ترجمه : خدا به زودى پس از سختى و تنگنا فراخى و گشایش قرار مى‏دهد.

درس شانزدهم؛
اگر همسر زنى از دنیا رفت او حق دارد که بلافاصله پس از تمام شدن عده ازدواج نماید و کسى نباید مانع او شود:
وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْوَاجًا یَترَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَهَ أَشهُرٍ وَ عَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکمْ فِیمَا فَعَلْنَ فىِ أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ(بقره-۲۳۴)
ترجمه: و کسانى از شما که مى‏میرند و همسرانى باقى مى‏گذارند، باید همسرانْ چهار ماه و ده روز انتظار برند [و از شوهر کردن خوددارى ورزند] پس چون به پایان مدتشان رسیدند، در آنچه درباره خودشان به طور شایسته و متعارف [نسبت به ازدواج یا ترک آن‏] انجام دهند بر شما [حاکمان، وارثان متوفّى و اقوام زنان‏] گناهى نیست و خدا از آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است.
تذکر : طبق این آیه اگر زن بلافاصله بعد از ۴ و ماه و ده روز ازدواج کرد هیچ اشکالی ندارد. این در حالی است که عرف جامعه‌ی ما این کار را بد می داند. سعی کنیم عرف را بر قرآن عرضه کنیم نه اینکه برای ما رعایت عرف ، مهمتر از رعایت قرآن باشد.

توصیه‌ی الهی این است که زن پس از مرگ شوهرش تا یک سال حق نفقه و مسکن داشته باشد:
وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِیَّهً لّأِزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلىَ الْحَوْلِ غَیرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فىِ مَا فَعَلْنَ فىِ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ(بقره-۲۴۰)
ترجمه: و کسانى از شما که مرگشان نزدیک مى‏شود، و همسرانى به جا مى‏گذارند، توصیه‌ی الهی این است که آنان را تا یک سال بدون بیرون کردن از خانه از هزینه زندگى بهره‏مند سازند. پس اگر [به اختیار خود] بیرون رفتند، در آنچه نسبت به خود [از ازدواج یا انتخاب شغل‏] به طور شایسته و متعارف انجام دهند، بر شما [وارثان میّت به سبب نپرداختن هزینه زندگى آنان‏] گناهى نیست و خدا تواناى شکست‏ناپذیر و حکیم است.
تذکر : این آیه از جمله آیاتی است که حقوق زن را به بهترین وجه می رساند و دلالت دارد که قرآن ، حقوق زن را به بهترین وجه رعایت کرده است.

نحوه‏ى خواستگارى از زنانى که شوهران آنها مرده اند:
وَ لَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا عَرَّضْتُم بِهِ مِنْ خِطْبَهِ النِّسَاءِ أَوْ أَکْنَنتُمْ فىِ أَنفُسِکُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ سَتَذْکُرُونَهُنَّ وَ لَاکِن لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَن تَقُولُواْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا وَ لَا تَعْزِمُواْ عُقْدَهَ النِّکَاحِ حَتىَ‏ یَبْلُغَ الْکِتَابُ أَجَلَهُ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فىِ أَنفُسِکُمْ فَاحْذَرُوهُ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ(بقره-۲۳۵)
ترجمه: و گناهى بر شما نیست که به طور کنایه، (از زنانى که همسرانشان مرده‏اند) خواستگارى کنید، و یا در دل تصمیم بر این کار بگیرید (بدون اینکه آن را اظهار کنید). خداوند مى‏دانست شما به یاد آنها خواهید افتاد (و با خواسته طبیعى شما به شکل معقول، مخالف نیست) ولى پنهانى با آنها قرار زناشویى نگذارید، مگر اینکه به طرز پسندیده‏اى (به طور کنایه) اظهار کنید! (ولى در هر حال،) اقدام به ازدواج ننمایید، تا عدّه آنها سرآید! و بدانید خداوند آنچه را در دل دارید، مى‏داند! از مخالفت او بپرهیزید! و بدانید خداوند، آمرزنده و بردبار است (و در مجازات بندگان، عجله نمى‏کند)!
تذکر : به خاطر اینکه قرآن در بین مردم جامعه ، مهجوریت است وقتی عده‌ای می شنوند که در قرآن آیه ای راجع به خاستگاری هست تعجب می کنند. سعی کنیم قرآن را بیشتر مطالعه کنیم تا متوجه شویم در قرآن راجع به بسیاری از مسائل ظریف زندگی ، آیه وجود دارد.

درس هفدهم؛
طبق آیات قرآن در مواردى مرد مى تواند چند همسر داشته باشد:
آیه اول: وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فىِ الْیَتَامَى‏ فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنىَ‏ وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَالِکَ أَدْنىَ أَلَّا تَعُولُواْ(نساء-۳)
ترجمه: و اگر مى‏ترسید که نتوانید در مورد یتیمان عدالت ورزید، بنابراین از زنانى که شما را خوش آید دو دو و سه سه و چهار چهار به همسرى بگیرید. پس اگر مى‏ترسید که با آنان به عدالت رفتار نکنید، به یک زن یا به کنیزانى که مالک شده‏اید [اکتفا کنید] این [اکتفاى به یک همسر عقدى‏] به اینکه ستم نورزید و از راه عدالت منحرف نشوید، نزدیک‏تر است.
آیه دوم: وَ لَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَینَ النِّسَاءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِیلُواْ کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَهِ وَ إِن تُصْلِحُواْ وَ تَتَّقُواْ فَإِنَّ اللَّهَ کاَنَ غَفُورًا رَّحِیمًا(نساء-۱۲۹)
ترجمه: و شما هر چند حریص [بر عدالت‏] باشید، هرگز نمى‏توانید [از نظر علاقه و میل قلبى‏] میان زن‏ها [یى که در عقد خود دارید] عدالت ورزید، پس تمایل خود را به طور کامل متوجه یک طرف ننمایید تا دیگرى را به صورت زنى سرگردان و بلاتکلیف رها کنید. و اگر توافق و سازش نمایید و تقوا را [در محیط خانواده‏] رعایت کنید [مورد آمرزش قرار مى‏گیرید] زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
تذکر: در مورد بحث چند همسری حتما به تفاسیرقرآن به خصوص تفسیر مربوط به این آیات از همین قلم مراجعه کنید. بر خلاف اینکه برخی فکر می کنند چند همسری نقطه‌ی ضعف اسلام است ما در نوشته هایمان آورده ایم که چند همسری از نقاط قوت اسلام و برای رعایت حقوق زنان است. چند همسری در آیه ۳ سوره نساء با بحث ایتام مرتبط شده است و به نظر می رسد که بیشتر مربوط به بر عهده گرفتن سرپرستی خانواده ای است که سرپرست خود را از دست داده است و در صورتی که این حرف صحیح باشد حکمی کاملا منطقی و عاقلانه است.

حکم مربوط به وقتی که مرد همسرش را متهم به زنا کند :
وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُن لهَُّمْ شهَُدَاءُ إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَهُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شهََدَاتِ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ(۶) وَ الخَْامِسَهُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَیْهِ إِن کاَنَ مِنَ الْکَاذِبِینَ(۷) وَ یَدْرَؤُاْ عَنهَْا الْعَذَابَ أَن تَشهَْدَ أَرْبَعَ شهََادَاتِ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ(۸) وَ الخَْامِسَهَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیهَْا إِن کاَنَ مِنَ الصَّادِقِینَ(۹)
ترجمه : و کسانى که همسران خود را متهم به زنا مى‏کنند و بر آنان شاهدانى جز خودشان نباشد، پس هر کدام از آن شوهران [براى اثبات اتهامش‏] باید چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا او [درباره همسرش‏] در این زمینه قطعاً راست مى‏گوید، (۶) و [شهادت‏] پنجم این است که [بگوید:] لعنت خدا بر او باد اگر [در این اتهام بستن‏] دروغگو باشد (۷) و مجازات را از آن زنى که مورد اتهام قرار گرفته دفع مى‏کند اینکه چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا آن مرد دروغگوست، (۸) و [شهادت‏] پنجم این است که [بگوید:] خشم خدا بر او باد اگر [آن مرد در این اتهام بستن‏] راستگو باشد. (۹)
تذکر : برای توضیحات تفصیلی این آیات می توانید به تفاسیر قرآن در ذیل این آیات مراجعه کنید.

درس هجدهم؛
نکاتی که باید در مورد رابطه‏ى جنسى با همسر مورد توجه قرار گیرد:
آیه اول: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاءَ فىِ الْمَحِیضِ وَ لَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتىَ‏ یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ(۲۲۲) نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُواْ حَرْثَکُمْ أَنىَ‏ شِئْتُمْ وَ قَدِّمُواْ لِأَنفُسِکمْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ اعْلَمُواْ أَنَّکُم مُّلَاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ(بقره-۲۲۳)
ترجمه: از تو درباره حیض مى‏پرسند، بگو: حیض، حالت ناملایم و زیان بارى است پس در زمان حیض از [آمیزش با] زنان کناره‏گیرى کنید، و با آنان نزدیکى ننمایید تا پاک شوند و هنگامى که پاک شدند از جایى که خدا به شما فرمان داده با آنان آمیزش کنید. یقیناً خدا کسانى را که بسیار توبه مى‏کنند، و کسانى را که خود را [با پذیرش انواع پاکى‏ها از همه آلودگى‏ها] پاکیزه مى‏کنند. دوست دارد. (۲۲۲) زنان شما کشتزار شمایند، هر زمان و هر کجا که خواستید به کشتزار خود در آیید. و [با رعایت حقوق یکدیگر، و حفظ عفت و پاکى، در سایه زناشویى و تولید نسلى پاک و شایسته و صالح، خیر و ثوابى‏] براى خودتان پیش فرستید، و از خدا پروا کنید، و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد، و مؤمنان را بشارت ده. (۲۲۳)
آیه دوم: أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلىَ‏ نِسَائکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تخْتَانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَ عَفَا عَنکُمْ فَالَآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ(بقره-۱۸۷)
ترجمه: در شبِ روزهایى که روزه‏دار هستید، آمیزش با زنانتان براى شما حلال شد. آنان براى شما لباسند و شما براى آنان لباسید. خدا در علم ازلی خود مى‏دانست که شما به خود خیانت مى‏کردید، پس به شما توجه کرد و از شما در گذشت. اکنون [آزاد هستید که‏] با آنان آمیزش کنید و آنچه را خدا [در این کار] براى شما مقرّر داشته [از فضیلت، ثواب، پاکدامنى از حرام و فرزند شایسته‏ و لذت حلال] طلب کنید.
تذکر: از این آیات نکات بسیار ظریفی در مورد رابطه‌ی زناشویی بدست می آید که برای آگاهی از آن می توانید به تفسیر این آیات از همین قلم مراجعه کنید. در این آیات ریزه کاری های ظریفی در مورد نحوه‌ی رابطه‌ی جنسی بیان شده است مثل اینکه چرا در آیه ۲۲۳ سوره بقره ، زنان به کشتزار تشبیه شده اند؟ همچنین ذیل همین آیه ۲۲۳ این بحث مطرح شده است که که آیا رابطه‌ی جنسی از پشت جایز است یا نه؟ استاد راهنما می تواند با رعایت شئونات ، این مباحث را در جلسه‌ی تفسیر مطرح کند. به هر حال قرآن دارای ظرائفی است که باید برای مردم گفته شود و جای این مباحث در جلسات تفسیر است. اگر این ظرائف در این جلسات گفته نشود کجا باید گفته شود؟ نکته‌ی دیگر این است که از آیه ۱۸۷ سوره بقره بدست می آید که نباید نسبت به مباحث جنسی بی تفاوت بود چرا که طبیعت بشر احتیاج به ارضای جنسی دارد و اگر راه صحیحی نباشد و بر او سخت گرفته شود قدرت تحمل ندارد. پس سعی کنیم امر ازدواج را آسان بگیریم تا افراد به گناه کشیده نشوند. همچنین از همین آیه بدست می آید که هدف از رابطه‌ی جنسی باید این باشد که انسان از تبعات مثبتی که خدا در رابطه‌ی جنسی قرار داه است استفاده کند و این تبعات عبارتند از : بچه دار شدن ، پاکدامی و دوری از گناهان جنسی ، لذت بردن حلال و کسب آرامش و …

همسر و فرزند مایه‏ى امتحان هستند و نباید ما را از یاد خدا غافل کنند:
آیه اول: وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَ أَوْلَادُکُمْ فِتْنَهٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ(انفال-۲۸)
ترجمه: و بدانید که اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شماست، وخداست که پاداشى بزرگ نزد اوست.
آیه دوم: یَأَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُلْهِکمْ أَمْوَالُکُمْ وَ لَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَن یَفْعَلْ ذَالِکَ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ(منافقون-۹)
ترجمه: اى مؤمنان! مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کنند، و آنان که [به خاطر مال و فرزند از یاد خدا] غافل مى‏شوند، زیانکارند.
آیه سوم: یَأَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَ أَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِن تَعْفُواْ وَ تَصْفَحُواْ وَ تَغْفِرُواْ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(تغابن-۱۴)
ترجمه: اى اهل ایمان! به راستى برخى از همسران و فرزندانتان [به علت بازداشتن شما از اجراى فرمان‏ها خدا و پیامبر] دشمن شمایند بنابراین از [عمل به خواسته‏هاى بى‏جاى‏] آنان [که مخالف احکام خداست‏] بپرهیزید، و اگر [از آزار و رنجى که به شما مى‏دهند] چشم‏پوشى کنید و سرزنش کردن آنان را ترک نمایید و از آنان بگذرید [خدا هم شما را مورد الطاف بى‏کرانش قرار مى‏دهد] زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

اگر زن و شوهر گناهى مرتکب شدند باید به همراه هم توبه کنند :
قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَ إِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسرِِینَ(اعراف-۲۳)
ترجمه : آدم و حوا پس از گناه این چنین دعا کردند : پروردگارا! ما بر خود ستم ورزیدیم، و اگر ما را نیامرزى و به ما رحم نکنى مسلماً از زیانکاران خواهیم بود.

درس نوزدهم؛
ذکر براى کسى که بچه ندارد و از خدا مى خواهد که او را فرزند دار کند:
رَبِّ لَا تَذَرْنىِ فَرْدًا وَ أَنتَ خَیرُ الْوَارِثِینَ(انبیاء-۸۹)
ترجمه: پروردگارا! مرا تنها [و بى‏فرزند] مگذار و تو بهترین وارثانى.
تذکر: البته توجه شود که این دعا، دعای حضرت زکریا است و طبیعتا هدف ایشان از بچه دار شدن ادامه‌ی نسل نبوت بوده است. پس کسی که این دعا را می خواند باید در ذهنش این باشد که بچه ای پیدا کند که در پیشبرد دین خدا موثر باشد.

عملکرد زن و مردِ غیرموحد بعد از حامله شدن زن تا بعد از به دنیا آمدن بچه :
فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئنْ ءَاتَیْتَنَا صَالِحًا لَّنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ(۱۸۹) فَلَمَّا ءَاتَاهُمَا صَالِحًا جَعَلَا لَهُ شُرَکاَءَ فِیمَا ءَاتَاهُمَا فَتَعَالىَ اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ(اعراف-۱۹۰)
ترجمه: پس هنگامى که مرد با زن آمیزش نمود، زن به حملى سبک حامله شد، پس با آن حمل سبک، زندگى را ادامه داد پس چون سنگین بار شد، زن و شوهر پروردگارشان را خواندند که: اگر به ما فرزندى تندرست و سالم عطا کنى، مسلماً از سپاس‏گزاران خواهیم بود. (۱۸۹) اما هنگامى که خداوند فرزند صالحى به آنها داد، براى خدا، در این نعمت که به آنها بخشیده بود، همتایانى قائل شدند. خداوند برتر است از آنچه همتاى او قرار مى‏دهند! (۱۹۰)

پدر و مادر باید بدانند که بچه دار شدن یا نشدن و نوع بچه، همه به دست خداست:
یَهَبُ لِمَن یَشَاءُ إِنَاثًا وَ یَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّکُورَ(۴۹) أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَ إِنَاثًا وَ یجْعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ(شورى-۵۰)
ترجمه: به هر کس بخواهد دختر عطا مى‏کند و به هر کس بخواهد پسر مى‏بخشد (۴۹) یا پسران و دختران را با هم به آنان مى‏دهد و هر که را بخواهد نازا مى‏کند یقیناً او دانا و تواناست. (۵۰)

هر بچه‏اى که خدا به ما داد باید خوشحال باشیم نه اینکه مثلا اگر دختردار شدیم ناراحت شویم:
آیه اول : وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثىَ‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ(نحل-۵۸)
ترجمه : و چون یکى از آن جاهلان را به [ولادت‏] دختر مژده دهند [از شدت خشم‏] چهره‏اش سیاه گردد، ودرونش از غصه واندوه لبریز و آکنده شود!!
آیه دوم : إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ(۱)
ترجمه : بى‏تردید ما به تو خیر فراوان [که یکى از مصادیقش برکت در نسل است و از فاطمه ریشه مى‏گیرد] عطا کردیم.
تذکر : از آیه دوم بدست مى‏آید که چه بسا دختر ، داراى خیر کثیر براى ما باشد.

ذکر براى کسى که بچه‏ى پاک و صالح مى خواهد:
آیه اول: رَبّ‏ هَبْ لىِ مِن لَّدُنکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سمِیعُ الدُّعَاءِ(آل عمران-۳۸)
ترجمه: پروردگارا! مرا از سوى خود فرزندى پاک و پاکیزه عطا کن، یقیناً تو شنواى دعایى.
آیه دوم: رَبّ‏ هَبْ لىِ مِنَ الصَّالِحِینَ(صافات-۱۰۰)
ترجمه: پروردگارا! مرا فرزندى که از صالحان باشد عطا کن.
تذکر : به طور کلی سعی کنیم با اذکار و دعاهای قرآنی آشنا شویم. در قرآن برای مواقع مختلف زندگی ، ذکر وجود دارد. برای آشنایی با این اذکار می توانید به جزوه‌ی (اذکار و دعاهای قرآنی) از همین قلم مراجعه کنید.

تشکیل خانواده و بدست آوردن بچه و نوه نعمتى الهى است که باید خدا را به خاطر این نعمت شکر کنیم :
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکمُ‏ْ أَزْوَاجًا وَ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَزْوَاجِکُم بَنِینَ وَ حَفَدَهً وَ رَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ أَ فَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ(نحل-۷۲)
ترجمه : و خدا براى شما همسرانى از جنس خودتان قرار داد و از همسرانتان، فرزندان و نوادگانى پدید آورد، و از نعمت هاى پاکیزه و دلپذیر به شما روزى داد، [با این همه لطف و رحمت‏] آیا به باطل ایمان مى‏آورند و نعمت هاى خدا را ناسپاسى مى‏کنند؟!

درس بیستم؛
ذکر براى کسى که مى خواهد فرزندش وارث انبیاء باشد و خدا از او راضى باشد:
هَبْ لىِ مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا(۵) یَرِثُنىِ وَ یَرِثُ مِنْ ءَالِ یَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبّ‏ رَضِیًّا(مریم-۶)
ترجمه: مرا از سوى خود فرزندى عطا کن. (۵) که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را پروردگارا! [از هر جهت‏] مورد رضایت [خود] قرار ده. (۶)
تذکر: دقت کنید که از این آیات می فهمیم هدف از بچه دار شدن، تنها نباید این باشد که بچه اى به دنیا بیاید تا سرگرم شویم بلکه هدف اصلى از بچه دار شدن براى یک انسان مومن و متقى این است که فردى متقى از نسل او متولد شود که راه و روش انبیاء را طى کند.

ذکر مربوط به نام گذارى فرزند:
إِنىِّ سَمَّیْتهَا مَرْیَمَ وَ إِنىِّ أُعِیذُهَا بِکَ وَ ذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ(آل عمران-۳۶)
ترجمه: من نامش را «مریم» نهادم، و او و فرزندانش را از خطرات مهلک و وسوسه‏هاى بنیان برانداز شیطان رانده شده به پناه تو مى‏آورم.

ذکر براى مادرى که بخواهد فرزند درون شکمش را وقف خدا کند:
إِنىِّ نَذَرْتُ لَکَ مَا فىِ بَطْنىِ مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنىِّ إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ(آل عمران-۳۵)
ترجمه: پروردگارا! براى تو نذر کردم که آنچه را در شکم خود دارم [براى خدمت خانه تو از ولایت و سرپرستى من‏] آزاد باشد، بنابراین از من بپذیر یقیناً تو شنوا و دانایى.

خوب است که زنان پس از وضع حمل، رطب (خرماى تازه) بخورند:
وَ هُزِّى إِلَیْکِ بجِذْعِ النَّخْلَهِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا(مریم-۲۵)
ترجمه: به حضورت مریم پس از وضع حمل خطاب شد که تنه خرما را به سوى خود بجنبان تا برایت خرماى تازه و از بار چیده بریزد.

کثرت جمعیت و چند فرزندی طبق قانون اولیه ، مطلوب است :
وَ اذْکُرُواْ إِذْ کُنتُمْ قَلِیلًا فَکَثرََّکُمْ(اعراف-۸۶)
ترجمه : و به یاد آوردید زمانى که جمعیت اندکى بودید، ولى او [یعنى خداوند] شما را فزونى داد.
تذکر : از این آیه استفاده شده است که کثرت جمعیت در شرائط طبیعی خوب است. دقت شود که متأسفانه امروزه افراد بشر بیشتر به فکر راحتی خود هستند و حاضر به فداکاری نیستند. زوجین برای راحتی خود حاضر نمی شوند که بچه بیاورند. توجه شود که عقل بشری تک بعدی به قضایا نگاه می کند ولی وحی الهی همه‌ی ابعادقضیه را مورد توجه قرار می دهد.

اولاد اگر چه یک نعمت براى انسان است ولى براى کسانى که از اولاد در مسیر بد استفاده کنند همین نعمت به عذاب استدارج تبدیل مى شود :
أَ یحَْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَ بَنِینَ(۵۵) نُسَارِعُ لهَُمْ فىِ الخَْیرَْاتِ بَل لَّا یَشْعُرُونَ(۵۶) سوره مومنون‏
ترجمه : آیا گمان مى‏کنند افزونى و گسترشى که به سبب مال و اولاد به آنان مى‏دهیم، (۵۵) در حقیقت مى‏خواهیم در عطا کردن خیرات به آنان شتاب ورزیم؟ [چنین نیست‏] بلکه [آنان‏] درک نمى‏کنند [که ما مى‏خواهیم با افزونى مال و اولاد، در تفرقه، طغیان، گمراهى و تیره‏بختى بیشترى فرو روند.] (۵۶)
تذکر : به هر ترتیب کسانى بوده اند که توسط اولاد گمراه شده اند و توجه بیش از حد به اولاد آنها را از خدا غافل کرده است.

درس بیست و یکم؛
وظایف پدر و مادر بعد از تولد فرزند نسبت به مادیات او:
وَ الْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَینِ کاَمِلَینِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَهَ وَ عَلىَ المَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتهُنَّ بِالمَعْرُوفِ لَا تُکلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَهُ بِوَلَدِهَا وَ لَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلىَ الْوَارِثِ مِثْلُ ذَالِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنهُمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا وَ إِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْترْضِعُواْ أَوْلَادَکمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا ءَاتَیْتُم بِالمَعْرُوفِ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ بمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ(بقره-۲۳۳)
ترجمه: و مادران باید فرزندانشان را دو سال کامل شیر دهند. [این حکم‏] براى کسى است که مى‏خواهد دوران شیرخوارگى [کودک‏] را تکمیل کند. تأمین خوراک و پوشاک مادران شیردهنده به طور شایسته و متعارف بر عهده پدر فرزند است. هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نمى‏شود. نباید مادرى به خاطر فرزندش زیان بیند، و نه پدرى براى فرزندش دچار ضرر شود [بر پدر است که مخارج مادر و کودک را در حدّ متعارف بپردازد، و بر مادر است که بیش از طاقت مالى شوهر از شوهر طلب خوراک و پوشاک نکند]. و [چنانچه پدر کودک از دنیا برود] هزینه مادر و کودک به اندازه متعارف [از میراث به جا مانده‏] بر عهده وارث است. و اگر پدر و مادر بر اساس توافق و مشورتشان بخواهند کودک را [قبل از دو سال‏] از شیر بگیرند، گناهى بر آنان نیست. و اگر بخواهید براى فرزندانتان دایه بگیرید، گناهى بر شما نیست، در صورتى‏که مزدى را که باید بپردازید به طور شایسته و متعارف بپردازید. و از خدا پروا کنید و بدانید یقیناً خدا به آنچه انجام مى‏دهید، بیناست.
تذکر : به خصوص امروزه که خانم ها سر کار می روند واقعا ممکن است حق فرزند خود را در مورد شیر دهی به خوبی اداء نکنند. آیا بچه حق ندارد که از سینه‌ی مادر شیر بخورد؟ آنها که می خواهند زن را سر کار بفرستند و می خواهند از حق زن دفاع کنند چرا متوجه حق فرزند نیستند؟ با این دنیایی که می بینیم بعید نیست زمانی خانم ها بگویند حق ماست که شیر ندهیم.
به این نکته نیز دقت شود که اینکه در انتهای آیه اصرار شده است که اگر برای شیر دهی ، دایه گرفته شد باید به صورت شایسته حق او داده شود می تواند به نکته ای روانشانی اشاره داشته باشد و آن اینکه هدف از این دستور این است که دایه با رضایت کامل به بچه شیر دهد و شیر دهی با چنین روشی چه بسا بر روی روحیۀ بچه نیز تأثیر داشته باشد. اگر دایه ، بدون رضایت کامل به بچه شیر دهد می تواند بر روی روح بچه اثر داشته باشد.
و اما این سوال نیز ذیل این آیه مطرح است که زن آیا می تواند به غیر از مهریه و نفقه از همسرش برای شیر دادن به بچه پولی جداگانه طلب کند یا اینکه همان نفقه در مقابل شیردهی نیز هست؟ باید دقیقا بحث شود که نفقه در مقابل چه کارهایی از زن قرار می گیرد؟ به هر حال از آیه مورد بحث بدست نمی آید که زن می تواند برای شیر دهی ، جدای از نفقه اش اجری طلب کند.

می توان بجای تمام شدن دو سال، بچه را در ۲۱ ماهگی از شیر گرفت:
وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شهْرًا(احقاف-۱۵)
دوران باردارى و باز گرفتنش از شیر سى ماه است.

کشتن اولاد به خاطر فقر یا ترس از فقر ، ممنوع است:
آیه اول: وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَکُم مِّنْ إِمْلَاقٍ نحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ(انعام-۱۵۱)
ترجمه: فرزندانتان را از [ترسِ‏] تنگدستى نکشید، ما شما و آنان را روزى مى‏دهیم.
آیه دوم: وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلَاقٍ نحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطًا کَبِیرًا(اسراء-۳۱)
ترجمه: فرزندانتان را از بیم تنگدستى نکشید ما به آنان روزى مى‏دهیم، یقیناً کشتن آنان گناهى بزرگ است.
تذکر: استاد راهنما باید در مورد تفاوت ظریفى که بین این دو آیه است توضیح دهد و همچنین مصادیق امروزى کشتن فرزند را بیان کند. آیا امروزه به دلالت واهی ، بچه ها سقط نمی شوند؟

درس بیست و دوم؛
انسان وظیفه دارد برای همسر و فرزندانش دعای معنوی کند:
آیه اول: رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّتِنَا قُرَّهَ أَعْینٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا(فرقان-۷۴)
ترجمه: پروردگارا، ما را زنان و فرزندانى مرحمت فرما که مایه چشم روشنى ما باشند، و ما را پیشواى اهل تقوا قرار ده.
آیه دوم: رَبِّ اجْعَلْنىِ مُقِیمَ الصَّلَوهِ وَ مِن ذُرِّیَّتىِ رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ(ابراهیم-۴۰)
ترجمه: پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و نیز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده‏]. و پروردگارا! دعایم را بپذیر.
آیه سوم : رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَینْ‏ِ لَکَ وَ مِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّهً مُّسْلِمَهً لَّکَ وَ أَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَ تُبْ عَلَیْنَا إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ(بقره-۱۲۸)
ترجمه : ابراهیم و اسماعیل دعا کردند که پروردگارا! ما را [با همه وجود] تسلیم خود قرار ده، و نیز از دودمان ما امتى که تسلیم تو باشند پدید آر، و راه و رسم عبادتمان را به ما نشان ده، و توبه ما را بپذیر، که تو بسیار توبه‏پذیر و مهربانى.
تذکر: از دعای أَرِنَا مَنَاسِکَنَا در آیه ۱۲۸ سوره بقره بدست می آید که یک خانواده موظف است برای یادگرفتن نحوه‌ی عبادت صحیح تلاش کند تا به بدعت و خرافه و شرک و …. مبتلا نشوند.
آیه چهارم : وَ اجْنُبْنىِ وَ بَنىِ‏َّ أَن نَّعْبُدَ الْأَصْنَامَ(ابراهیم-۳۵)
ترجمه : حضرت ابراهیم چنین دعا کرد که : من و فرزندانم را از پرستش بت‏ها دور بدار.
تذکر: وقتی حضرت ابراهیم دعا می کند که خود و فرزندانش دچار بت پرستی و شرک نشوند به طریق اولی ما برای چنین دعایی بکنیم و از خدا بخواهیم که خود و فرزندانمان را از شرک و بت پرستی حفظ کن. این نکته نیز توجه شود هر زمانی بت مخصوص خودش را دارد. از بت های سنگی و چوبی گرفته تا طاغوت ها و حتی اولیاء الهی و یا هوای نفس. باید مواظب باشیم که به هیچ یک از انواع بت پرستی دچار نشویم. باید فرزندان خود را به گونه ای تربیت کنیم که مشرک نشوند بلکه موحد باشند.

دعاى انسان در مورد نعمت خانواده:
آیه اول : رَبّ‏ أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ عَلىَّ وَ عَلىَ‏ وَالِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لىِ فىِ ذُرِّیَّتىِ إِنىِّ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنىِّ مِنَ الْمُسْلِمِینَ(احقاف-۱۵)
ترجمه: پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کرده‏اى سپاس گزارم، و کار شایسته‏اى که آن را مى‏پسندى انجام دهم و ذریه و نسل مرا براى من صالح و شایسته گردان که من به سوى تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمان‏ها و احکام‏] توام.
آیه دوم : رَبّ‏ِ أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ عَلىَ‏َّ وَ عَلىَ‏ وَالِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَلِحًا تَرْضَئهُ وَ أَدْخِلْنىِ بِرَحْمَتِکَ فىِ عِبَادِکَ الصَّلِحِینَ(نمل-۱۹)
ترجمه : پروردگارا! به من الهام کن تا شکر نعمتى را که به من و پدر و مادرم عطا کرده‏اى به جاى آورم، و اینکه کار شایسته‏اى که آن را بپسندى انجام دهم، و مرا به رحمتت در میان بندگان شایسته‏ات درآور.

صفات یک خانواده‏ى ایمانى :
آیه اول : فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ وَهَبْنَا لَهُ یَحْیىَ‏ وَ أَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کَانُواْ یُسَارِعُونَ فىِ الْخَیرَْاتِ وَ یَدْعُونَنَا رَغَبًا وَ رَهَبًا وَ کَانُواْ لَنَا خَاشِعِینَ(انبیاء-۹۰)
ترجمه : پس [نداى‏] زکریا را اجابت کردیم و یحیى را به او بخشیدیم و نازایى همسرش را براى وى اصلاح نمودیم، آنان همواره در کارهاى خیر مى‏شتافتند، و ما را از روى امید و بیم مى‏خواندند، و پیوسته در برابر ما فروتن بودند.
تذکر: در این آیه ۳ صفت برای یک خانواده‌ی الهی بیان شده است.
آیه دوم : فىِ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ(۳۶) رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تجَِرَهٌ وَ لَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوهِ وَ إِیتَاءِ الزَّکَوهِ یخََافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَرُ(۳۷) سوره نور
ترجمه : [نور هدایت الهى‏] در خانه‏هایى است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود، همواره در آن خانه‏ها صبح و شام او را تسبیح مى‏گویند. (۳۶) مردانى که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمى‏دارد، [و] پیوسته از روزى که دل‏ها و دیده‏ها در آن زیر و رو مى‏شود، مى‏ترسند. (۳۷)
تذکر : اگر مى خواهیم خانه و خانواده‏اى ایمانى داشته باشیم باید صفات بیان شده در این آیات را در زندگى خود زنده کنیم.

چشم و هم چشمى در امور خانوادگى ممنوع است و به خصوص نباید متوجه زوج‏هایى شویم که دنیا آنها را فریفته است :
لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلىَ‏ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ(حجر-۸۸)
ترجمه : به امکانات مادى و ثروت و اولادى که برخى از زوج‏هاى کفار را از آن برخوردار کردیم، چشم مدوز.
تذکر : متأسفانه امروزه برخى افراد به زندگى‏هاى دیگران خیلى نظر مى اندازند و فریفته‏ى زرق و برق زندگى آنها مى شوند. این عملکرد صحیح نیست و باید از آن دورى کرد.

خانواده‏ى انسان نباید موجب غرور و خوشحالى افراط گونه براى انسان شود:
آیه اول: ثُمَّ ذَهَبَ إِلىَ أَهْلِهِ یَتَمَطَّى(قیامت-۳۳)
ترجمه: انسان بدکار پس از تکذیب حق، متکبرانه و خرامان به سوى کسانش رفت.
آیه دوم: إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُواْ کاَنُواْ مِنَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ یَضْحَکُونَ(۲۹) وَ إِذَا مَرُّواْ بهِِمْ یَتَغَامَزُونَ(۳۰) وَ إِذَا انقَلَبُواْ إِلىَ أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَکِهِینَ(مطففین-۳۱)
ترجمه: بدکاران همواره [در دنیا از روى ریشخند و استهزا] به مؤمنان مى‏خندیدند (۲۹) و هنگامى که بر آنان مى‏گذشتند آنان را با اشاره چشم وابرو به مسخره مى‏گرفتند، (۳۰) و چون به خانواده خود بازمى‏گشتند خوشحال و شادمان باز مى‏گشتند (۳۱)
آیه سوم: إِنَّهُ کاَنَ فىِ أَهْلِهِ مَسْرُورًا(۱۳) إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن یحُورَ(انشقاق-۱۴)
ترجمه: آن شخص بدکار همواره در میان خانواده‏اش [به ثروت و مال و مقام‏] خوشحال و شادمان بود. (۱۳) او مى‏پنداشت که هرگز پس از مرگ [به حیات دوباره‏] باز نخواهد گشت. (۱۴)

گاهى اوقات براى انسان‏هاى دنیا طلب عظمت خانواده از عظمت خدا بیشتر مى شود:
وَ لَوْ لَا رَهْطُکَ لَرَجَمْنَاکَ وَ مَا أَنتَ عَلَیْنَا بِعَزِیزٍ(۹۱) قَالَ یَقَوْمِ أَ رَهْطِى أَعَزُّ عَلَیْکُم مِّنَ اللَّهِ وَ اتخََّذْتُمُوهُ وَرَاءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبىّ‏ِ بِمَا تَعْمَلُونَ محُِیطٌ(۹۲) سوره هود
ترجمه : قوم شعیب به او گفتند : اگر عشیره‏ات نبودند، بى‏تردید سنگسارت مى‏کردیم، وتو بر ما پیروز نیستى. (۹۱) گفت: اى قوم من! آیا عشیره کوچکم نزد شما از خدا عزیزتر است که او را پشت سر قرار داده و فراموشش کرده‏اید؟! یقیناً پروردگارم به همه اعمالى که انجام مى‏دهید، احاطه دارد. (۹۲)

پدر و مادر باید سعى کنند جلو دشمنى بچه هاى خود با یکدیگر را بگیرد:
قَالَ یَابُنىَّ لَا تَقْصُصْ رُءْیَاکَ عَلىَ إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُواْ لَکَ کَیْدًا(یوسف-۵)
ترجمه: [پدر] گفت: اى پسرک من! خواب خود را براى برادرانت مگو که نقشه‏اى خطرناک بر ضد تو به کار مى‏بندند.

پدر و مادر باید براى موفقیت فرزندانشان در زندگى از تجربیات خود به آنها توصیه هاى لازم را بکنند:
وَ قَالَ یَابَنىَّ لَا تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَ ادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَهٍ وَ مَا أُغْنىِ عَنکُم مِّنَ اللَّهِ مِن شىْءٍ إِنِ الحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکلّْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکلِ الْمُتَوَکِّلُونَ(یوسف-۶۷)
ترجمه: و گفت: اى پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید بلکه از درهاى متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمى‏توانم هیچ حادثه‏اى را که از سوى خدا براى شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کرده‏ام، و [همه‏] توکل‏کنندگان باید به خدا توکل کنند.

در قرآن به خانواده های مختلفی اشاره شده است که اعضای آن با یکدیگر اختلاف عقیدتی داشته اند :
الف) حضرت نوح و همسر و فرزندش
ب) حضرت ابراهیم و پدرش
ج) فرعون و همسرش
د) حضرت لوط و همسرش
از آن طرف در قرآن خانواده هایی داریم که زن و مرد ، هر دو گمراه بوده اند مثل ابولهب و همسرش.
و اما زن و مرد قرآنی که هر دو خوب باشند مثل عمران که از او و همسرش شخصی مثل مریم متولد می شود یا حضرت ابراهیم و زکریا با همسرانشان.
و اما از اینکه برخی پیامبران با خانواده‌ی خود اختلاف عقیدتی داشته اند دو مطلب بدست می آید :
الف) ممکن است حتی یک پیامبر نتواند بر روی خانواده‌ی خود اثر بگذارد. پس اگر کسی فرزندش گمراه می شود ضرورتا به این معنا نیست که مقصر است.
ب) پیامبران الهی خانواده‌ی خود را مجبور نمی کرده اند که حتما از ما پیروی کنید بلکه آزادی فکر را در خانه نیز رعایت می کرده اند.
به این نکته نیز توجه شود که آیات ۲۸ تا ۳۵ سوره احزاب در مورد خانواده‌ی پیغمبر اکرم است و دستورات صادر شده در آن آیات می تواند برای یک خانواده که می خواهد الگوی ایمانی قرار گیرد بسیار موثر باشد. استاد راهنما می توان یک دور این آیات را برای مخاطبین ترجمه و تفسیر نماید.

درس بیست و سوم؛
وظیفه‏ى پدر و مادرى که فرزند خود را گم کرده اند:
آیه اول: فَصَبرٌ جَمِیلٌ(یوسف-۱۸)
ترجمه: یعقوب پس از اینکه یوسف را از دست داد گفت: در این حال صبرى نیکو [مناسب‏تر است‏]
آیه دوم: قَالَ إِنَّمَا أَشْکُواْ بَثىِّ وَ حُزْنىِ إِلىَ اللَّهِ(یوسف-۸۶)
ترجمه: یعقوب گفت: شکوه اندوه شدید و غم و غصه‏ام را فقط به خدا مى‏برم.
تذکر: این آیات دلالت دارد که حضرت یعقوب بعد از اینکه یوسف را از دست داد بر خلاف تصورات ، هیچ گاه بی صبری نکرد بلکه همواره امیدش به خدا بوده است.

در محیط خانواده پدر و مادر باید خودشان به نماز و زکات اهمیت دهند و دیگر اعضای خانواده را نیز به نماز و زکات امر کنند:
آیه اول: وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبرْ عَلَیهَا(طه-۱۳۲)
ترجمه: و خانواده‏ات را به نماز فرمان بده و خود نیز بر آن شکیبایى ورز.
آیه دوم: وَ کاَنَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَوهِ وَ الزَّکَوهِ(مریم-۵۵)
ترجمه: حضرت اسماعیل همواره خانواده‏اش را به نماز و زکات فرمان مى‏داد.
نباید اجازه دهیم که شیطان در مورد فرزندان ما با ما شریک شود :
وَ شَارِکْهُمْ فىِ الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ(اسراء-۶۴)
ترجمه : خدا به شیطان گفت که در ثروت و فرزندانشان با آنها شریک شو.
تذکر : تعبیر آیه‌ی مورد بحث تمام مراحل زندگی فرزندان را شامل می شود. از وقتی که قرار است نطفه‌ی آنها منعقد شود باید مواظب باشیم که شیطان شریک ما نشود تا وقتی که به دنیا می آیند و بزرگ می شوند. در مورد فرزندان باید همیشه خدا را در نظر داشته باشیم و نگذاریم در هیچ مرحله ای شیطان شریک ما شود.

نباید آنقدر مشغول خانواده شویم که از دستورات خدا باز بمانیم :
سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَ أَهْلُونَا(فتح-۱۱)
ترجمه : کسانى از بادیه‏نشینان که از جنگ [با دشمن‏] تخلف کردند به زودى [از روى بهانه‏جویى‏] به تو مى‏گویند: اموال و خانواده‏مان ما را به خود مشغول کردند [به این سبب نتوانستیم به جنگ آییم‏]

پدر و مادر وظیفه دارند که فرزند بى اعتقاد خود را امر به معروف و نهى از منکر کنند:
وَ الَّذِى قَالَ لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَّکُمَا أَ تَعِدَانِنىِ أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِن قَبْلىِ وَ هُمَا یَسْتَغِیثَانِ اللَّهَ وَیْلَکَ ءَامِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَیَقُولُ مَا هَاذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ(احقاف-۱۷)
ترجمه: و کسى که به پدر و مادرش گفت: اف بر شما! [من از شما متنفر و دلتنگم‏]، آیا به من وعده مى‏دهید که [پس از مرگ‏] زنده خواهم شد، در حالى که پیش از من اقوام بسیارى در گذشتند، [و هیچ کدام از آنان زنده نشدند]. و آن دو همواره [براى بازگشت فرزندشان‏] از خدا یارى مى‏خواهند [و به فرزندشان مى‏گویند:] واى بر تو ایمان بیاور، بى‏تردید وعده خدا [درباره سعادت و رستگارى مؤمنان در قیامت و شقاوت و بدبختى کافران‏] حق است. [ولى او در پاسخشان‏] مى‏گوید: این [وعده‏ها] جز افسانه‏هاى گذشتگان نیست!!

پدر و مادر نباید نسبت به دین فرزندانشان بی تفاوت باشند:
آیه اول: وَ وَصّىَ‏ بهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یَابَنىَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى‏ لَکُمُ الدِّینَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ(۱۳۲) أَمْ کُنتُمْ شهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِى قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَاهَکَ وَ إِلَاهَ ءَابَائکَ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ إِلَاهًا وَاحِدًا وَ نحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(بقره-۱۳۳)
ترجمه: و ابراهیم و یعقوب پسرانشان را به آیین اسلام سفارش کردند که: اى پسران من! یقیناً خدا این دین را براى شما برگزیده، پس شما باید جز در حالى که مسلمان باشید، نمیرید. (۱۳۲) آیا شما هنگامى که یعقوب را مرگ در رسید [کنار بستر او] حاضر بودید؟ آن گاه که به پسران خود گفت: پس از من چه چیزى را مى‏پرستید؟ گفتند: خداى تو و خداى پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را که خداى یگانه است مى‏پرستیم، و ما تسلیم اوییم. (۱۳۳)
تذکر: طبق این آیات وقتی یعقوب در حال مرگ است از فرزندانش می پرسد بعد از من چه دینی خواهید داشت؟ یعنی مهمترین مساله ای که در آخر عمر، ذهن یعقوب را مشغول کرده دین فرزندانش است نه دنیای آنها. حال آیا ما نیز همینطور هستیم؟
آیه دوم: یَأَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَهُ عَلَیهَا مَلَئکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ(تحریم-۶)
ترجمه: اى مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتشى که هیزم آن انسان ها و سنگ ها است حفظ کنید. بر آن فرشتگانى خشن و سخت‏گیر گمارده شده‏اند که از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏کنند، و آنچه را به آن مأمورند، همواره انجام مى‏دهند.
آیه سوم: وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَابُنىَّ …. (لقمان-۱۳)
ترجمه: و [یاد کن‏] هنگامى که لقمان به پسرش در حالى که او را موعظه مى‏کرد، گفت: پسرم ….
تذکر: خوب است ما نیز توصیه های لقمان را که به فرزندش گفت به فرزندانمان متذکر شویم. باید توجه داشته باشیم که حق زن و فرزند تنها با تامین هزینه زندگى و مسکن و تغذیه‌ی آنها حاصل نمى‏شود. مهمتر از آن تغذیه روح و جان آنها و به کار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح در مورد آنها است. دقت شود که توصیه های لقمان باید در جلسات خانوادگی ، خوانده و توضیح داده شود. واقعا چند درصد ما چنین توصیه هایی به فرزندانمان کرده ایم؟ به نظر می رسد که بعضا ما خلاف آنچه که لقمان به فرزندش می گوید را به فرزندانمان یاد داده ایم. حتما این توصیه ها باید با دقت خوانده شود و برای فرزندان گفته شود. خوب است که در خانه ، جلسات هفتگی برقرار شود و مباحث دینی بین اعضاء خانواده به بحث گذاشته شود.

پدر و مادر باید سعی کنند فرزند خود را از گرداب و طوفان گناه و کفر نجات دهند:
وَ هِىَ تجْرِى بِهِمْ فىِ مَوْجٍ کاَلْجِبَالِ وَ نَادَى‏ نُوحٌ ابْنَهُ وَ کَانَ فىِ مَعْزِلٍ یَبُنىَّ ارْکَب مَّعَنَا وَ لَا تَکُن مَّعَ الْکَافِرِینَ(۴۲) قَالَ سَاوِى إِلىَ‏ جَبَلٍ یَعْصِمُنىِ مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ وَ حَالَ بَیْنهُمَا الْمَوْجُ فَکاَنَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ(هود-۴۳)
ترجمه: آن کشتى آنان را در میان موج‏هایى کوه‏آسا حرکت مى‏داد، و نوح فرزندش را که در کنارى بود، بانگ زد که اى پسرم! همراه ما سوار شو و با کافران مباش. (۴۲) گفت: به زودى به کوهى که مرا از [این‏] آب نگه دارد، پناه مى‏برم. نوح گفت: امروز در برابر عذاب خدا هیچ نگه دارنده‏اى نیست مگر کسى که [خدا بر او] رحم‏کند. و موج میان آن دو حایل شد و پسر از غرق‏شدگان گردید. (۴۳)
تذکر : متأسفانه باید گفته شود برای برخی از ما آنقدر که کیف و کفش فرزندانمان مهم است دین آنها مهم نیست. حتی در خانواده های افراد مذهبی بعضا دیده می شود که نسبت به دین اهمیت نمی دهند. آنها هم که به دین اهمیت می دهند بعضا با اجبار می خواهند فرزندان خود را به دین داری بکشانند. پدر و مادر باید روش صحیح تربیت دینی فرزندانشان را یاد بگیرند و آن را در خانواده اجراء کنند.

پدر و مادر باید در امور دینی با فرزندان خود بحث و گفتگو کنند تا آنها به صورت آگاهانه دین داری را انتخاب کنند:
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ قَالَ یَابُنىَّ إِنىّ‏ أَرَى‏ فىِ الْمَنَامِ أَنىِّ أَذْبحُکَ فَانظُرْ مَا ذَا تَرَى‏ قَالَ یَأَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنىِ إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابرِینَ(صافات-۱۰۲)
ترجمه: هنگامى که با او به [مقام‏] سعى رسید، گفت: پسرم! همانا من در خواب مى‏بینم که تو را ذبح مى‏کنم، پس با تأمل بنگر رأى تو چیست؟ گفت: پدرم آنچه به آن مأمور شده‏اى انجام ده اگر خدا بخواهد مرا از شکیبایان خواهى یافت.
تذکر: از این بحث ابراهیم و اسماعیل می توان نتیجه گرفت که در اموری که پای دیگران وسط است باید با آنها صحبت کرد نه اینکه به صورت اجبار آنها را به کاری وا داشت. به عنوان مثال می توان از این تعبیر نحوۀ دعوت فرزندان به سمت دین را یاد گرفت. یک پدر می تواند به فرزندش بگوید: من می خواهم به مسجد بروم. نظر تو چیست؟ آیا تو هم می آیی یا نه؟ و با این سوالات او را آماده کند تا راجع به دین فکر کند. یا یک پدر راجع به دین به فرزندش بگوید من مسلمانم. تو نظرت چیست؟
به نظر می رسد که باید با بحث و گفتگو، فرزندان را به سمت دین کشاند و از همین روش ابراهیم استفاده کرد.

زن و فرزند و اهل خانواده باید در مباحث دینى حضور فعال داشته باشند و در مواقعى بیایند و از حق دفاع کنند :
فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْکَذِبِینَ(آل عمران-۶۱)
ترجمه : پس هر که با تو درباره او [عیسى‏] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحى، نسبت به احوال وى‏] علم و آگاهى آمد، مجادله و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم سپس یکدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
تذکر : از این آیه که مربوط به مباهله است می توان استفاده کرد که در امر دین ، اهل خانه نباید بی تفاوت باشند بلکه باید برای شناخت حق تلاش کنند و از دین صحیح دفاع کنند. حال ، این عملکرد را مقایسه کنید با عملکرد برخی از خانواده ها که نسبت به دین بی تفاوت اند. حتی در مواردی پدر اطلاعات دینی خوبی دارد ولی همسرو فرزندش اصلا این چنین نیستند. حتی دیده شده که همسران روحانیون بعضا از دین بی اطلاع اند. همه‌ی اهل خانه باید سعی کنند با دین آشنا باشند و در مواقع نیاز درمقابل شبهات از دین دفاع کنند.

خوب بودن و بد بودن افراد یک خانواده بر روى آن خانواده اثرات تکوینى دارد و موجب بروز اتفاقاتى در خانواده مى شود :
وَ أَمَّا الْغُلَامُ فَکاَنَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَینْ‏ِ فَخَشِینَا أَن یُرْهِقَهُمَا طُغْیَانًا وَ کُفْرًا(۸۰) فَأَرَدْنَا أَن یُبْدِلَهُمَا رَبهُُّمَا خَیرًْا مِّنْهُ زَکَوهً وَ أَقْرَبَ رُحمًْا(۸۱) وَ أَمَّا الجِْدَارُ فَکاَنَ لِغُلَامَینْ‏ِ یَتِیمَینْ‏ِ فىِ الْمَدِینَهِ وَ کاَنَ تحَْتَهُ کَنزٌ لَّهُمَا وَ کاَنَ أَبُوهُمَا صَلِحًا فَأَرَادَ رَبُّکَ أَن یَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَ یَسْتَخْرِجَا کَنزَهُمَا رَحْمَهً مِّن رَّبِّکَ …(۸۲)
ترجمه : خضر به موسى چنین گفت : و اما [آن‏] نوجوان [که او را کُشتم‏]، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسیدم که آن دو را [در آینده‏] به طغیان و کفر بکشاند. (۸۰) پس خواستیم پروردگارشان پاک‏تر و مهربان‏تر از او را به آنان عوض دهد. (۸۱) و اما آن دیوار از دو نوجوان یتیم در این شهر بود، و زیرش گنجى متعلق به آن دو قرار داشت، و پدرشان مردى شایسته بود، پس پروردگارت خواست که آن دو یتیم به حد رشد رسند وگنجشان را به سبب مِهر[ى که‏] پروردگارت [به آن دو] داشت بیرون آورند(۸۲)
تذکر : در این داستانِ موسى و خضر مشاهده مى کنیم که خوب و بد بودن اهالى خانواده چه اثرات مهمى مى تواند در آن خانواده داشته باشد. براى فهم بهتر داستان موسى و خضر و پاسخ به سوالاتى که در ضمن این داستان مطرح است حتما به تفاسیر قرآن از جمله تفسیرى که از همین قلم در مورد این داستان نوشته شده است مراجعه کنید. فعلا در اینجا تا همین اندازه بدانیم که سعی کنیم خودمان و اهالی خانواده‌ی خود را صالح و پاک تربیت کنیم تا اتفاقات نیکو برای ما رخ دهد.

خانواده‌ی ما سرمایه های ما هستند و نباید به گونه ای با این سرمایه رفتار کنیم که موجب ضرر برای ما وآنها شود :
قُلْ إِنَّ الخَْاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَلَا ذَالِکَ هُوَ الخُْسْرَانُ الْمُبِینُ(زمر-۱۵)
ترجمه : زیانکاران واقعى آنانند که سرمایه وجود خویش و بستگانشان را در روز قیامت از دست داده‏اند! آگاه باشید زیان آشکار همین است!

درس بیست و چهارم؛
مرد باید به همسر و دختران خود، رعایت حجاب و پوشش را تذکر دهد:
یَأَیهَّا النَّبىِّ قُل لّأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَالِکَ أَدْنىَ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا(احزاب-۵۹)
ترجمه: اى پیامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران کسانى که مؤمن هستند بگو: لباس های بلند خود را بر خود نزدیک کنند [تا بدن و آرایش و زیورهایشان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرد.] این [پوشش‏] به اینکه [به عفت و پاکدامنى‏] شناخته شوند نزدیک‏تر است، و در نتیجه [از سوى اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.

زنان به خصوص زنان شوهر دار باید براى حفظ حریم خانواده عفت را به بهترین وجه رعایت کنند:
آیه اول: فَلَا تخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فىِ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(احزاب-۳۲)
ترجمه: ای زنان پیامبر در گفتار خود، نرمى و طنّازى [چنانکه عادت برخى از زنان است‏] نداشته باشید تا کسى که بیمار دل است طمع کند، و سخن پسندیده و شایسته گویید.
تذکر : طبق این آیه ، در قرآن حتی راجع به نوع تکلم کردن زن آیه وجود دارد.
آیه دوم: وَ قَرْنَ فىِ بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبرَّجْنَ تَبرَّجَ الْجَهِلِیَّهِ الْأُولىَ‏(احزاب-۳۳)
ترجمه: ای زنان پیامبر در خانه‏هایتان قرار و آرام گیرید، و [در میان نامحرمان و کوچه و بازار] مانند زنان دوران جاهلیت پیشین [که براى خودنمایى با زینت و آرایش و بدون پوشش در همه‏جا ظاهر مى‏شدند] ظاهر نشوید.
آیه سوم: وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَسْئَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَالِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ(احزاب-۵۳)
ترجمه: و زمانى که از همسران پیامبر متاعى خواستید از پشت پرده و حجابى از آنان بخواهید، که این براى قلب شما و قلب‏هاى آنان پاکیزه‏تر است.
آیه چهارم: وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلىَ‏ جُیُوبهِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُوْلىِ الْارْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُواْ عَلىَ‏ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَ لَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُواْ إِلىَ اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ(نور-۳۱)
ترجمه: و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، و زینت خود را [مانند لباس‏هاى زیبا، گوشواره و گردن بند] مگر مقدارى که [طبیعتاً مانند دست و صورت‏] پیداست [در برابر کسى‏] آشکار نکنند، و [براى پوشاندن گردن و سینه‏] مقنعه‏هاى خود را به روى گریبان‏هایشان بیندازند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان [هم کیش خود] شان، یا بردگان زر خریدشان، یا خدمتکارانشان از مردانى که ساده لوح و کم عقل‏اند و نیاز شهوانى حس نمى‏کنند، یا کودکانى که [به سنّ تمیز دادن خوب و بد نسبت به امیال جنسى‏] نرسیده‏اند. و زنان نباید پاهایشان را [هنگام راه رفتن آن گونه‏] به زمین بزنند تا آنچه از زینت‏هایشان پنهان مى‏دارند [به وسیله نامحرمان‏] شناخته شود. و [شما] اى مؤمنان! همگى به سوى خدا بازگردید تا رستگار شوید.
تذکر ۱: از تعبیر وَ لَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ در انتهای آیه ۳۱ سوره نور بدست می آید که بانوان حتی نباید کاری کنند که مردان نامحرم از زینت های مخفی آنها مطلع شوند. پس بانوان علاوه بر اینکه باید زینت های خود را بپوشانند باید از انجام کاری که مردان نامحرم را از آن زینت های پوشیده شده مطلع کند نیز پرهیز کنند. طبق این آیه بانوان حتی نباید به گونه ای راه روند که با راه رفتنشان به مردان نامحرم بفهماند که چه زینت هایی دارند. طبق این آیه بانوان نباید به گونه ای دست های خود را حرکت دهند تا صدای النگوهای آنها به گوش نامحرم بخورد. طبق این آیه بانوانی که موهایشان پیدا نیست ولی به گونه ای موهایشان را پشت سرشان برآمده می کنند که مشخص می شود موهای آنها چقدر بلند است نیز کارشان حرف دارد. ببینید قرآن حتی راجع به ریزه کاری های بحث عفت بانوان توجه کرده است ولی متأسفانه برخی از خانم ها اصلا این دستورات را رعایت نمی کنند. با خواندن امثال این دستورات متوجه می شویم اینکه برخی می خواهند بحث حجاب و عفت را بحثی ساده تلقی کنند صحیح نمی باشد.
تذکر ۲: در آیه ۳۱ سوره نور به محارم اشاره شده است. باید توجه داشت که محارم در امر حجاب با محارم در امر ازدواج متفاوت هستند. محارم بیان شده در آیه ۳۱ سوره نور ، محارم در امر حجاب هستند یعنی کسانی که حجاب در برابر آنها لازم نیست ولی محارم در امر ازدواج یعنی کسانی که نمی توان با آنها ازدواج کرد در آیه ۲۳ سوره نساء بیان شده است. حال می توان این سوال را مطرح کرد که چرا در آیه ۳۱ سوره نور از بین محارمی که زن می تواند در برابر او حجابش را بردارد داماد ذکر نشده است؟
می توان این سوال را در جلسات تفسیر مطرح کرد تا اعضای جلسه راجع به آن تحقیق کنند. همچنین باید راجع به عبارت نِسَائهِنَّ در آیه ۳۱ سوره نور نیز بحث شود چرا که این عبارت می رساند که بانوان حتی در برابر برخی از زنان باید حجاب داشته باشند. یک زن مسلمان باید در برابر زنی که بی حیاء است و زینتهای زنان را برای شوهرش بیان می کند حجاب را رعایت کند.
آیه پنجم : وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ الَّاتىِ لَا یَرْجُونَ نِکاَحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیرَْ مُتَبرَِّجَاتِ بِزِینَهٍ وَ أَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیرٌْ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(نور-۶۰)
ترجمه : و بر زنان از کار افتاده‏اى که امید ازدواجى ندارند، گناهى نیست که لباس روئین خود را کنار بگذارند، در صورتى که با زیور و آرایش خویش قصد خودآرایى نداشته باشند. و پاکدامنى براى آنان بهتر است و خدا شنوا و داناست.
تذکر : طبق این آیه وقتی پیرزن برایش عفت بهتر است و در صورت آرایش کردن باید حجاب خود را حفظ کند به طریق اولی زن جوان باید حجاب و پوشش خود را رعایت کند و در مقابل نامحرم ، با آرایش و زینت حاضر نشود.
آیه ششم : وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِّنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَینْ‏ِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتىَ‏ یُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ(قصص-۲۳)
ترجمه : هنگامى که حضرت موسی به آب مدین رسید، گروهى از مردم را بر آن یافت که دام‏هایشان را آب مى‏دادند، و غیر آنان دو زن را دید که [خود را از اختلاط با مردان‏] بازمى‏دارند. گفت: کار شما چیست؟ گفتند: ما گوسفندانمان را آب نمى‏دهیم تا چوپانها همگى خارج شوند و پدر ما پیر مرد کهنسالى است (و قادر بر این کارها نیست.)!
تذکر : از این آیه دو مطلب برداشت می شود :
الف) دختران حضرت شعیب چون پدرشان پیر بود و نمی توانست گوسفندان را آب دهد دست به این کار زده بودند. پس می توان گفت که کار کردن زن مربوط به مواقع نیاز است نه اینکه مثل مرد و دوشادوش او در جامعه کار کند.
ب) باز از این آیه استفاده می شود که بانوان نباید در کارها با مردان نامحرم مخلوط شوند بلکه باید حریم ها را حفظ کنند. حال این را مقایسه کنید با برخی از اختلاط هایی که در برخی مکان ها بین زنان و مردان وجود دارد.
آیه هفتم : فجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشىِ عَلىَ اسْتِحْیَاءٍ …. (قصص-۲۵)
ترجمه: پس یکى از آن دو [دختر شعیب] در حالى که با حالت شرم و حیا گام برمى‏داشت، نزد او آمد …
تذکر: آنچه که در این آیه آمده است را می توانید مقایسه کنید با نحوه‌ی برخورد برخی از دختران و زنان با نامحرم که اصلا حیاء را رعایت نمی کنند. از این آیه بدست می آید که ما در قرآن حتی راجع به نحوه‌ی راه رفتن زن و اینکه باید با حیاء راه رود آیه داریم.
به هر حال وقتی مجموع آیات مربوط به حجاب و عفاف را بررسی کنیم متوجه می شویم که راجع به صحبت کردن زن ، آمدن زن در جامعه ، گرفتن یک وسیله از زن ، راه رفتن زن و ..آیه داریم. به این نکته نیز باید توجه داشت که حجاب یک امر عقلی است. خانم هایی که با وضع بد بیرون می آیند چه بسا در گناه افراد مجرد سهیم باشند. حتی با حجاب بد ، متأهلین نیز به خطر می افتند. پس حجاب را از نگرش عقل نیز می توان مورد بررسی قرار داد.
برای توضیح بیشتر در مورد آیات مربوط به حجاب می توانید به جزوه ای که تحت عنوان (آیات مربوط به حجاب و عفاف در قرآن) از همین قلم آماده شده است مراجعه کنید.

درس بیست و پنجم؛
بحث عفت، تنها مخصوص بانوان نیست بلکه مردها نیز باید عفت را به تمام معنا رعایت کنند:
قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَالِکَ أَزْکىَ‏ لهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصْنَعُونَ(نور-۳۰)
ترجمه: به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را [از آنچه حرام است مانند دیدن زنان نامحرم و عورت دیگران‏] فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، این براى آنان پاکیزه‏تر است، قطعاً خدا به کارهایى که انجام مى‏دهند، آگاه است.

هنگام ورود به خانه باید بر اهل خانه به سبک قرآنی سلام کرد:
فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُواْ عَلىَ أَنفُسِکُمْ تحِیَّهً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُباَرَکَهً طَیِّبَهً(نور-۶۱)
ترجمه: پس هرگاه به خانه‏هایى وارد شدید، بر خودتان سلام کنید که درودى است از سوى خدا [درودى‏] پربرکت و پاکیزه.
طبق این آیه می فهمیم که در سلام کردن به اهل خانه رعایت کردن چند مطلب لازم است:
الف) استفاده از واژه‏ى سلام. (امروزه گروهى سعى مى کنند براى اینکه اسلامى صحبت نکنند به خصوص براى سلام کردن از الفاظ دیگرى استفاده کنند)
ب) ربط دادن سلام و احوال پرسی با خدا
ج) استفاده از واژه هایی که در آن بحث برکت و پاکی و حیات وجود دارد مثل اینکه : خدا به شما برکت دهد، ان شاء الله حیات طیبه داشته باشید، سلام علیکم و رحمه الله و برکاته‏ و امثال این جملات.

احکام مربوط به فرزند خوانده:
آیه اول: وَ مَا جَعَلَ أَدْعِیَاءَکُمْ أَبْنَاءَکُمْ ذَالِکُمْ قَوْلُکُم بِأَفْوَاهِکُمْ وَ اللَّهُ یَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ یَهْدِى السَّبِیلَ(۴) ادْعُوهُمْ لاِبَائهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُواْ ءَابَاءَهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ فىِ الدِّینِ وَ مَوَالِیکُمْ وَ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ فِیمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَ لَاکِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا(احزاب-۵)
ترجمه: خداوند فرزندخوانده‏هاى شما را فرزند حقیقى شما قرار نداده است این سخن شماست که به دهان خود مى‏گویید (سخنى باطل و بى‏پایه) امّا خداوند حقّ را مى‏گوید و او به راه راست هدایت مى‏کند. (۴) پسر خواندگانتان را به نام پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانه‏تر است و اگر پدرانشان را نمى‏شناسید، پس برادران و دوستان دینى شمایند. و بر شما در آنچه [از انتساب‏هایى‏] که به خطا انجام داده‏اید، گناهى نیست ولى آنچه را که دل‏هایتان تعمد و قصد جدى داشته است [گناه است‏] و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
آیه دوم: فَلَمَّا قَضىَ‏ زَیْدٌ مِّنهَا وَطَرًا زَوَّجْنَکَهَا لِکَىْ لَا یَکُونَ عَلىَ الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فىِ أَزْوَاجِ أَدْعِیَائهِمْ إِذَا قَضَوْاْ مِنهُنَّ وَطَرًا(احزاب-۳۷)
ترجمه: پس هنگامى که «زید» نیاز خود را از همسرش به پایان برد [و او را طلاق داد] وى را به همسرى تو درآوردیم تا براى مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسر خوانده‏هایشان زمانى که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند سختى و حرجى نباشد.
تذکر: از مجموع این آیات می فهمیم که نمی توان احکام فرزند را بر فرزند خوانده جاری کرد. بنابراین نباید به گونه ای عمل شود که در احکام ، بین فرزند و فرزند خوانده خلط و اشتباه شود. مثلا آنها که بچه ای را به عنوان فرزند خوانده برمی دارند باید دقیقا در شناسنامه قید شود که این بچه ، فرزند اصلی نیست. بنابراین فرزند خوانده ارث نمی برد و در تقسیم ارث باید به گونه ای عمل شود که در این زمینه اشتباهی رخ ندهد. به همین خاطر است که امروزه کسانی که فرزند خوانده می گیرند ابتدا زمینی را به نام او می کنند و بعد او را برمی دارند.
و اما در مورد اینکه آیا فرزند خوانده در بحث حجاب ، محرم است یا نه بین فقهاء نظرات مختلفی وجود دارد. در این زمینه نویسنده نظر جدیدی را در مقاله ای ارائه داده است که می توانید به آن مقاله مراجعه کنید. در آن مقاله از لحاظ علمی بیان شده است که فرزند خوانده از باب فرزند محرم نیست ولی از باب دیگری مثل اینکه مورد سرپرستی قرار گرفته است محرمیتِ درجه‌ی دو دارد. برای توضیح بیشتر در این باره به مقاله ای که تحت عنوان (محرمیت فرزند خوانده بر ناپدری و نامادری) از همین قلم نوشته شده است مراجعه کنید.

درس بیست و ششم؛
وظیفه‌ی انسان نسبت به برادر خطاکارش:
آیه اول: لَا تَثرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ(یوسف-۹۲)
ترجمه: یوسف به برادرانش گفت: امروز هیچ ملامت و سرزنشى بر شما نیست، خدا شما را مى‏آمرزد و او مهربان‏ترین مهربانان است.
آیه دوم: لَئنِ بَسَطتَ إِلىَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنىِ مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یَدِىَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنىّ‏ أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَلَمِینَ(مائده-۲۸)
ترجمه: زمانى که قابیل، هابیل را تهدید به مرگ کرد هابیل به او گفت: مسلماً اگر تو براى کشتن من دستت را دراز کنى، من براى کشتن تو دستم را دراز نمى‏کنم زیرا از خدا پروردگار جهانیان مى‏ترسم و برادر کشى نمى کنم.

شیطان ممکن است تا جایى انسان را فریب دهد که قصد کشتن برادرش را بکند:
آیه اول : فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الخَْاسِرِینَ(مائده-۳۰)
ترجمه : نفس [طغیان گر قابیل‏]، کشتن برادرش را در نظرش سهل و آسان جلوه داد، پس او را کشت و از زیانکاران شد.
آیه دوم : اقْتُلُواْ یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا یخَْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَ تَکُونُواْ مِن بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِینَ(یوسف-۹)
ترجمه : [یکى گفت:] یوسف را بکشید و یا او را در سرزمین نامعلومى بیندازید، تا توجه و محبت پدرتان فقط معطوف به شما شود. و پس از این گناه [با بازگشت به خدا و عذرخواهى از پدر] مردمى شایسته خواهید شد.
تذکر : از این آیات بدست مى آید که اگر خویشاوندان مواظب نباشند ممکن است نسبت به یکدیگر دشمن شوند. متأسفانه اتفاقا دشمنى و کینه و حسادت و رذایل اخلاقى در مواردى در بین خویشاوندان بیشتر از دوستان است.

در قرآن از انواع برادران و خواهران مختلف صحبت به میان آمده است :
الف) دو فرزند آدم که برادر هم بودند.(مائده-۲۷ تا ۳۱)
ب) فرزندان یعقوب که برادر یکدیگر بودند.(سوره یوسف)
ج) دو دختر شعیب که خواهر هم بودند.(قصص-۲۳ تا ۲۸)
د) موسى و خواهرش‏(قصص-۱۱)
ه) موسی و برادرش هارون(طه-۳۰)
پس در قرآن از همه‏ى انواع برادر و خواهر صحبت به میان آمده است. باید این موارد مورد مطالعه قرار گیرد و از نحوه‌ی رابطه‌ی این برادران و خواهران عبرت گرفته شود.

وظیفه‌ی انسان در قبال خویشاوندان:
آیه اول: وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبىَ‏ حَقَّهُ(اسراء-۲۶)
ترجمه: و حقّ خویشاوندان را بپرداز.
تذکر : توجه شود که در این آیه از حق صحبت شده است. پس ما نسبت به خویشاوندان خود وظیفه‌ی زیادی داریم به گونه ای که مثلا بخشی از مال ما یا بخشی از وقت ما حق خویشاوندان است نه حق خود ما.
آیه دوم: وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى تَسَاءَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحَامَ(نساء-۱)
ترجمه: و از خدایى که به نام او از یکدیگر درخواست مى‏کنید. پروا کنید و از [قطع رابطه با] خویشاوندان بپرهیزید.
تذکر : در این آیه از تقوا نسبت به ارحام صحبت شده است که دلالت بر اهمیت رسیدگی به خویشاوندان دارد.
آیه سوم: وَ أُوْلُواْ الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىَ‏ بِبَعْضٍ فىِ کِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهَاجِرِینَ إِلَّا أَن تَفْعَلُواْ إِلىَ أَوْلِیَائکُم مَّعْرُوفًا(احزاب-۶)
ترجمه: و خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولى هستند، مگر اینکه بخواهید نسبت به دوستانتان نیکى کنید.
تذکر : از آیه‌ی سوم می فهمیم که اولویت خویشاوندان باید نسبت به دوستان رعایت شود و در این زمینه نباید افراط و تفریط صورت گیرد.
آیه چهارم : إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسَنِ وَ إِیتَاى ذِى الْقُرْبىَ‏(نحل-۹۰)
ترجمه : به راستى خدا به عدالت و احسان و اعطاء حق خویشاوندان فرمان مى‏دهد.

حکمی راجع به غذا خوردن در خانه‌ی خویشاوندان:
لَّیْسَ عَلىَ الْأَعْمَى‏ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ الْمَرِیضِ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ أَنفُسِکُمْ أَن تَأْکلُُواْ مِن بُیُوتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ ءَابَائکُمْ أَوْ بُیُوتِ أُمَّهَاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ إِخْوَانِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخَوَاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَعْمَمِکُمْ أَوْ بُیُوتِ عَمَّتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخْوَالِکُمْ أَوْ بُیُوتِ خَلَاتِکُمْ أَوْ مَا مَلَکْتُم مَّفَاتحَِهُ أَوْ صَدِیقِکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْکُلُواْ جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُواْ عَلىَ أَنفُسِکُمْ تحَِیَّهً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَرَکَهً طَیِّبَهً کَذَالِکَ یُبَینِ‏ُّ اللَّهُ لَکُمُ الاَْیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ(۶۱)
بر نابینا و افراد لنگ و بیمار گناهى نیست (که با شما هم غذا شوند)، و بر شما نیز گناهى نیست که از خانه‏هاى خودتان [خانه‏هاى فرزندان یا همسرانتان که خانه خود شما محسوب مى‏شود بدون اجازه خاصّى‏] غذا بخورید و همچنین خانه‏هاى پدرانتان، یا خانه‏هاى مادرانتان، یا خانه‏هاى برادرانتان، یا خانه‏هاى خواهرانتان، یا خانه‏هاى عموهایتان، یا خانه‏هاى عمّه‏هایتان، یا خانه‏هاى داییهایتان، یا خانه‏هاى خاله‏هایتان، یا خانه‏اى که کلیدش در اختیار شماست، یا خانه‏هاى دوستانتان، بر شما گناهى نیست که بطور دسته‏جمعى یا جداگانه غذا بخورید و هنگامى که داخل خانه‏اى شدید، بر خویشتن سلام کنید، سلام و تحیّتى از سوى خداوند، سلامى پربرکت و پاکیزه! این گونه خداوند آیات را براى شما روشن مى‏کند، باشد که بیندیشید!
تذکر : در مورد معنای این آیه مقاله ای مفصل از همین قلم نوشته شده است که می توانید به این مقاله مراجعه کنید. خلاصه‌ی معنای آیه این است که اگر به خانه‏ى خویشاوندان رفتید و در حالت مضیقه و سختی قرار گرفتید مى توانید بدون اجازه آن مضیقه را برطرف کنید و از خانه‌ی آن خویشاوند غذا یا آب بخورید و فامیل شما آنقدر بر اموالش مالکیت ندارد که به شما اجازه‏ى چنین کارى را ندهد. در واقع آیه مى خواهد کارى کند که خانواده ها دیگر این قدر از هم فاصله نگیرند که در حالات مضیقه و سختی نیز با هم رودربایسى کنند. ببینید قرآن چه دیدگاه جالبی راجع به خانواده دارد ولی متأسفانه امروزه خانواده ها از یکدیگر فاصله‌ی زیادی گرفته اند.

خویشاوندان نباید به خاطر اشتباهات یکدیگر با هم قطع رابطه کنند بلکه باید یکدیگر را ببخشند:
وَ لَا یَأْتَلِ أُوْلُواْ الْفَضْلِ مِنکمُ‏ وَ السَّعَهِ أَن یُؤْتُواْ أُوْلىِ الْقُرْبىَ‏ وَ الْمَسَاکِینَ وَ الْمُهَاجِرِینَ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ لْیَعْفُواْ وَ لْیَصْفَحُواْ أَ لَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللهُ لَکمُ وَ اللهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(نور-۲۲)
ترجمه : و از میان شما کسانى که دارندگان ثروت و گشایش مالى هستند، نباید سوگند یاد کنند که از انفاق مال به خویشاوندان و تهى‏دستان و مهاجرانِ در راه خدا دریغ ورزند، و باید [بدى آنان را که براى شما مؤمنان توانگر سبب خوددارى از انفاق شده‏] عفو کنند و از مجازات درگذرند آیا دوست نمى‏دارید خدا شما را بیامرزد؟ [اگر دوست دارید، پس شما هم دیگران را مورد عفو و گذشت قرار دهید] و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
تذکر: این آیه نهایت اخلاق را می رساند.

کسانی که قطع رحم می کنند جزو فاسقین هستند:
الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فىِ الْأَرْضِ أُوْلَئکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (بقره-۲۷)
ترجمه : فاسقین کسانی هستند که پیمان خدا را پس از استوار کردنش مى‏شکنند و رشته‏هایى را که خدا به پیوند آن امر کرده است [مانند رابطه با انبیا، امامان و ارتباط با خویشان‏] مى‏گسلند، و در زمین فساد مى‏کنند یقیناً آنان زیانکارند.

حرف خدا و دفاع از حق بر حق خویشاوندان اولویت دارد:
آیه اول : قُلْ إِن کاَنَ ءَابَاؤُکُمْ وَ أَبْنَاؤُکُمْ وَ إِخْوَانُکُمْ وَ أَزْوَاجُکمُ‏ْ وَ عَشِیرَتُکمُ‏ْ وَ أَمْوَالٌ اقْترََفْتُمُوهَا وَ تجَِرَهٌ تخَْشَوْنَ کَسَادَهَا وَ مَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فىِ سَبِیلِهِ فَترََبَّصُواْ حَتىَ‏ یَأْتىِ‏َ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لَا یهَْدِى الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ(توبه-۲۴)
ترجمه : بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشانتان و اموالى که فراهم آورده‏اید و تجارتى که از بى‏رونقى و کسادى‏اش مى‏ترسید و خانه‏هایى که به آنها دل خوش کرده‏اید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‏ترند، پس منتظر بمانید تا خدا فرمان عذابش را بیاورد و خدا گروه فاسقان را هدایت نمى‏کند.
آیه دوم: وَ إِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَ لَوْ کَانَ ذَا قُرْبىَ‏ (انعام-۱۵۲)
ترجمه : و هنگامى که سخن گویید، عدالت ورزید هر چند درباره خویشان باشد.
آیه سوم: یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للهِ وَ لَوْ عَلىَ أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ (نساء-۱۳۵)
ترجمه : اى اهل ایمان! [همواره در همه امور زندگى‏] قیام کننده به عدل، و گواهى دهنده براى خدا باشید، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشانتان باشد.
آیه چهارم : لَّا تجَِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کَانُواْ ءَابَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتهَُمْ(مجادله-۲۲)
ترجمه : هیچ قومى را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمى‏یابى که با دشمنان خدا و رسولش دوستى کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند.

در مهمانی های خانوادگی رعایت آداب مهمانی لازم است:
آیه اول : یَأَیُهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُیُوتًا غَیرَ بُیُوتِکُمْ حَتىَ‏ تَسْتَأْنِسُواْ وَ تُسَلِّمُواْ عَلىَ أَهْلِهَا ذَالِکُمْ خَیرْ لَّکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ(۲۷) فَإِن لَّمْ تَجِدُواْ فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتىَ‏ یُؤْذَنَ لَکمْ وَ إِن قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُواْ فَارْجِعُواْ هُوَ أَزْکىَ‏لَکُمْ وَ اللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ(۲۸) سوره‏ى نور
اى اهل ایمان! به خانه‏هایى غیر از خانه‏هاى خودتان وارد نشوید تا آنکه اجازه بگیرید، و بر اهل آنها سلام کنید، [رعایت‏] این [امور اخلاقى‏] براى شما بهتر است، باشد که متذکّر شوید. – پس اگر کسى را در آنها نیافتید، وارد آن نشوید تا به شما اجازه دهند، و اگر به شما بگویند: برگردید، پس برگردید که این براى شما پاکیزه‏تر است، و خدا به آنچه انجام مى‏دهید، داناست.
تذکر: از این آیات بدست می آید که مهمانی ها باید موجب انس فامیل شود نه اینکه از باب ناچاری و رودربایسی باشد. همچنین از آیه ۲۸ استفاده مى شود که هرگز جواب رد از طرف میزبان نباید ما را ناراحت کند، چه بسا صاحب خانه در حالتى است که دوست ندارد در آن حالت میهمان به خانه‌ی او بیاید و یا وضع او و خانه‏اش آماده پذیرش مهمان نیست. در چنین حالاتى اگر صاحب خانه به ما گفت از پذیرفتن میهمان معذور است باید بدون هیچ ناراحتى آن را بپذیریم و برگردیم.
اینها دستورات دین ماست ولی متاسفانه ما ممکن است این دستورات را رعایت نکنیم.
آیه دوم : یَااَیُّها الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُواْ فىِ الْمَجَالِسِ فَافْسَحُواْ یَفْسَحِ اللهُ لَکُمْ وَ إِذَا قِیلَ انشُزُواْ فَانشُزُواْ ……(مجادله – ۱۱)
اى مؤمنان! هنگامى که گویند: در مجالس [براى نشستن دیگر برادرانتان‏] جا باز کنید، پس جا باز کنید، تا خدا براى شما [در بهشت‏] جا باز کند. و چون گویند [برای جا دادن به دیگران] برخیزید، بى‏درنگ برخیزید.

درس بیست و هفتم؛
وظیفه‌ی انسان در قبال ایتام:
آیه اول: وَ یَسَلُونَکَ عَنِ الْیَتَامَى‏ قُلْ إِصْلَاحٌ لَّهُمْ خَیرٌ وَ إِن تخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ(بقره-۲۲۰)
ترجمه: و از تو درباره یتیمان مى‏پرسند، بگو: اصلاح امور آنان بهتر است، و اگر با آنان معاشرت کنید و امورتان را با امورشان بیامیزید [کارى خداپسندانه است‏] آنان برادر دینى شما هستند، و خدا افسادگر [در امور یتیم‏] را از اصلاح گر بازمى‏شناسد. و اگر خدا مى‏خواست شما را [در تکلیف و مسئولیت نسبت به مال و جان یتیم‏] به زحمت مى‏انداخت مسلماً خدا تواناى شکست‏ناپذیر و حکیم است.
آیه دوم: وَ ءَاتُواْ الْیَتَامَى أَمْوَالهُمْ وَ لَا تَتَبَدَّلُواْ الخَْبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَ لَا تَأْکلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلىَ أَمْوَالِکُمْ إِنَّهُ کاَنَ حُوبًا کَبِیرًا(نساء-۲)
ترجمه: اموال یتیمان را [پس از رشدشان‏] به آنان بدهید، و [اموال‏] پست و بى‏ارزش [خود] را با [اموالِ‏] مرغوب و با ارزش [آنان‏] عوض نکنید و اموالشان را با ضمیمه کردن به اموال خود نخورید زیرا آن گناهى بزرگ است.
آیه سوم: وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فىِ الْیَتَامَى‏ فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنىَ‏ وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَالِکَ أَدْنىَ أَلَّا تَعُولُواْ (نساء-۳)
ترجمه: و اگر مى‏ترسید که نتوانید در مورد یتیمان عدالت ورزید، بنابراین از زنانى که شما را خوش آید دو دو و سه سه و چهار چهار به همسرى بگیرید. پس اگر مى‏ترسید که با آنان به عدالت رفتار نکنید، به یک زن یا به کنیزانى که مالک شده‏اید [اکتفا کنید] این [اکتفاى به یک همسر عقدى‏] به اینکه ستم نورزید و از راه عدالت منحرف نشوید، نزدیک‏تر است.
تذکر : همچنانکه در درس هفدهم توضیح دادیم بحث چند همسری ، بیشتر مربوط به رعایت حقوق ایتام است و از این آیه نیز همین مطلب بدست می آید.
آیه چهارم: وَ ابْتَلُواْ الْیَتَامَى‏ حَتىَّ إِذَا بَلَغُواْ النِّکاَحَ فَإِنْ ءَانَسْتُم مِّنهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَیهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَ لَا تَأْکلُوهَا إِسرَافًا وَ بِدَارًا أَن یَکْبرُواْ وَ مَن کاَنَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَن کاَنَ فَقِیرًا فَلْیَأْکلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَیهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشهِدُواْ عَلَیهِمْ وَ کَفَى‏ بِاللَّهِ حَسِیبًا(نساء-۶)
ترجمه: و یتیمان را [نسبت به امور زندگى‏] بیازمایید تا زمانى که به حدّ ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را یافتید اموالشان را به خودشان بدهید و آن را از [ترس‏] آنکه مبادا به سن رشد رسند [و از شما بگیرند] به اسراف وشتاب مخورید. و [از سرپرستان ایتام‏] آنکه توانگر است باید [از تصرّف در مال یتیم به عنوان حق الزحمه‏] خوددارى کند و هر که تهیدست است به اندازه متعارف مصرف نماید وهنگامى که خواستید اموالشان را به خودشان بدهید [براى آنکه در آینده اختلاف و نزاعى پیش نیاید] بر آنان گواه بگیرید و خدا براى محاسبه کافى است.
آیه پنجم: إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى‏ ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکلُونَ فىِ بُطُونِهِمْ نَارًا وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا(نساء-۱۰)
ترجمه: بى‏تردید کسانى که اموال یتیمان را به ستم مى‏خورند، فقط در شکم خود آتش مى‏خورند، و به زودى در آتش فروزان در آیند.
آیه ششم: وَ لَا تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ حَتىَ‏ یَبْلُغَ أَشُدَّهُ(اسراء-۳۴)
ترجمه: و به مال یتیم تا زمانى که به سنّ بلوغ و رشدش برسد، جز به بهترین شیوه نزدیک نشوید.
تذکر ۱: در این جلسه استاد راهنما باید هریک از آیات بیان شده را مورد بحث قرار دهد. همچنین در این جلسه باید معنای یتیم و مصادیق آن بیان گردد که آیا یتیم تنها به کسی می گویند که پدرش مرده است یا اینکه مصادیق دیگری نیز دارد مثل بچه‌ی طلاق یا بد سرپرست یا مواردی که مادر ، سرپرست خانوار است و مرده است؟ آیا این موارد نیز یتیم هستند؟
و به این نکته نیز توجه شود که اگر کسی حقوق واجب مالی خود که در آن حق یتیم هم هست نپردازد عملا مال یتیم را خورده است. پس خوردن مال یتیم تنها به این نیست که حساب بانکی او را خالی کنیم بلکه همین که حقوق واجب مالی خود را نپردازیم ، با این کار مال یتیم را خورده ایم. به هر حال بخشی از مال ما مربوط به یتیم است و اگر حق یتیم را از اموالمان جدا نکنیم ما نیز مال یتیم را خورده ایم.
تذکر ۲: خوب است هریک از ما یک یتیم را تحت پوشش خود قرار دهیم تا به دستور قرآن راجع به ایتام توجه بیشتری کرده باشیم. البته دقت شود که یتیم ، تنها مشکل مالی ندارد بلکه به خاطر ضربه‌ی روحی که خورده است مشکل عاطفی دارد و به خصوص باید به این نکته نیز توجه شود.

درس بیست و هشتم؛
وظیفه‌ی انسان در رابطه‌ی با نوشتن وصیت نامه برای پس از مرگ و اینکه نباید پدر و مادر و خویشاوندان را در وصیتش فراموش کند :
کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَیرًا الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلىَ الْمُتَّقِینَ(بقره-۱۸۰)
ترجمه: بر شما مقرّر و لازم شده چون یکى از شما را مرگ در رسد، اگر مالى از خود به جا گذاشته است، براى پدر و مادر و خویشان به طور شایسته و پسندیده وصیت کند. این حقّى است بر عهده پرهیزکاران.
بعد از مرگ، اطرافیان نباید وصیت را تغییر دهند الا در مواردى که وصیت اشتباه باشد:
فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلىَ الَّذِینَ یُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سمِیعٌ عَلِیمٌ(۱۸۱) فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَیْنهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(بقره-۱۸۲)
ترجمه: پس کسانى که بعد از شنیدن وصیت، آن را تغییر دهند، گناهش فقط بر عهده آنانى است که تغییرش مى‏دهند یقیناً خدا شنوا و داناست. (۱۸۱) پس کسى که از انحراف وصیت کننده [در مورد حقوق ورثه‏] یا از گناه او [که به کار نامشروع و ناحقّى وصیت کند] بترسد، و میان ورثه [با تغییر دادن وصیت بر اساس احکام دین‏] اصلاح دهد، گناهى بر او نیست یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

مرد باید براى هسمرش وصیت کند که تا یک سال بعد از مرگ او حق نفقه و مسکن داشته باشد :
وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِیَّهً لّأَِزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلىَ الْحَوْلِ غَیرَْ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فىِ مَا فَعَلْنَ فىِ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ(بقره-۲۴۰)
ترجمه : و کسانى از شما که مرگشان نزدیک مى‏شود، و همسرانى به جا مى‏گذارند، باید براى همسرانشان وصیت کنند که آنان را تا یک سال بدون بیرون کردن از خانه از هزینه زندگى بهره‏مند سازند. پس اگر [به اختیار خود] بیرون رفتند، در آنچه نسبت به خود [از ازدواج یا انتخاب شغل‏] به طور شایسته و متعارف انجام دهند، بر شما [وارثان میّت به سبب نپرداختن هزینه زندگى آنان‏] گناهى نیست و خدا تواناى شکست‏ناپذیر و حکیم است.
تذکر: در تفسیر کوثر در ذیل این آیه چنین آمده است :
جهت حمایت از زنان و دفاع از حقوق آنان و فراهم کردن رفاه و آسایش آنان، در این آیات خداوند به مردان دستور مى‏دهد که پیش از مردن درباره زنهاى خود وصیت به خیر کنند به اینگونه که به وارثان خود بسپارند که پس از مرگ آنها تا یک سال زنهاى آنها را از خانه بیرون نکنند و هزینه زندگى آنها را بپردازند تا آنها که زندگى‏شان به هم خورده است تا مدتى آرامش فکر و جایى براى زندگى داشته باشند و در طول این یک سال براى خود فکرى بکنند و اگر خواستند پس از پایان یافتن مدت عده که چهار ماه و ده روز است با مردى ازدواج کنند.(کوثر، ج‏۱، ص: ۵۵۹)

کسی که دارای ذریه‌ی ضعیف است و از عاقبت آنها می ترسد باید برای آنها تدابیری اتخاذ کند :
وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّهً ضِعَفًا خَافُواْ عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُواْ اللَّهَ وَ لْیَقُولُواْ قَوْلًا سَدِیدًا(نساء-۹)
ترجمه : کسانى که اگر فرزندان ناتوانى از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان مى‏ترسند، باید راجع به عاقبت آنها بترسند! پس از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنى استوار بگویند.
تذکر : راجع به این آیه و معانی مختلف آن می توانید به تفسیری که از این آیه از همین قلم نوشته شده است مراجعه کنید. این آیه قابلیت تفاسیر متعدد و مهمی دارد. در اینجا به طور بسیار مختصر به چهار معنا اشاره می کنیم :
الف) افراد نباید به صورت غیر منطقی اموال خود را در طول حیات به گونه ای خرج کنند که به وارثانی که احتیاج دارند چیزی نرسد.
ب) کسانی که بعد از خودشان بر عاقبت و دین فرزندانشان می ترسند چنین افرادی نیز باید مراقب باشند و هم در دوران حیاتشان به فرزندانشان دین را یاد بدهند و هم برای بعد از مرگشان تدبیری بیندیشند که فرزندانشان دین شناس باشند.
ج) کسانی که بعد از خودشان می ترسند که چه بر سر فرزندانشان می آید باید خودشان با فرزندان دیگران خوب رفتار کنند و مثلا حق ایتام را نخورند و الا بر سر فرزندان خودشان نیز گرفتاری هایی فرود می آید. طبق این معنا می فهمیم که خوب بودن و بد بودن پدر و مادر می تواند بر روی نسل اثر بگذارد.
د) افراد تا زنده اند وقتی می بینند ذریه ای از آنها ضعیف است ، باید یا در حال حیات قدری از مالشان را به آنها بدهند و یا تا یک سوم اموالشان را وصیت کنند که به آن ذریۀ ضعیف داده شود. در همین جا می توان بحث ارث یتیمان از جد را مطرح کرد و چنین گفت که پدر بزرگ وقتی می بیند نوه های یتیمی دارد باید قدری از اموالش را برای آنها قرار دهد تا به آنها نیز کمک شده باشد و الا بعد از مرگ ممکن است هیچ سهمی به آن یتیمان نرسد و بچه ها همه‌ی اموال را برای خود بردارند و هیچ سهمی به فرزندان برادر یا خواهرشان که قبل از پدر مرده است ندهند.

درس بیست و نهم:
مرد و زن هر دو از آنچه که میت از خود بجا مى گذارد سهیم هستند و ارث مى‏برند:
لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثرَُ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا(۷)
براى مردان از آنچه پدر و مادر و نزدیکان [پس از مرگ خود] به جاى مى‏گذارند سهمى است و براى زنان هم آنچه پدر و مادر و نزدیکان به جاى مى‏گذارند سهمى است، اندک باشد یا بسیار، سهمى است لازم وواجب.

پس از مرگ، ارث میت با توجه به قوانینی که در قرآن آمده است باید تقسیم گردد:
آیه اول: ارث فرزندان و پدر و مادر: یُوصِیکمُ اللَّهُ فىِ أَوْلَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَینِ فَإِن کُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَینْ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ وَ إِن کاَنَتْ وَاحِدَهً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَیْهِ لِکلِّ وَاحِدٍ مِّنهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِن کاَنَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ یَکُن لَّهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن کاَنَ لَهُ إِخْوَهٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصىِ بهَا أَوْ دَیْنٍ ءَابَاؤُکُمْ وَ أَبْنَاؤُکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکمْ نَفْعًا فَرِیضَهً مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کاَنَ عَلِیمًا حَکِیمًا(نساء-۱۱)
ترجمه: خدا شما را درباره [ارث‏] فرزندانتان سفارش مى‏کند که سهم پسر مانند سهم دو دختر است. و اگر [میراث‏برانِ میّت‏] دخترند و بیش از دو دختر باشند، سهم آنان دو سوم میراث است و اگر یک دختر باشد، نصف میراث سهم اوست. و براى هر یک از پدر و مادر میّت چنانچه میّت فرزندى داشته باشد، یک ششم میراث است و اگر فرزندى نداشته باشد، و [تنها] پدر و مادرش ارث مى‏برند براى مادرش یک سوم است [و باقى‏مانده میراثْ سهم پدر اوست‏] و اگر میّت برادرانى داشته باشد، سهم مادرش یک ششم است. [همه این سهام‏] پس از وصیتى است که [نسبت به مال خود] مى‏کند، یا [پس از] دِیْنى‏ است [که باید از اصل مال پرداخت شود.] شما نمى‏دانید پدران و فرزندانتان کدام یک براى شما سودمندترند [بنابراین اختلاف سهم‏ها شما را نگران نکند و موجب اعتراض نشود]. [این تقسیم بندى‏] فریضه‏اى از سوى خداست زیرا خدا همواره دانا و حکیم است.
تذکر: از این آیه بدست می آید که اولا ارث زن و مرد در برخی فروض مساوی است و اگر در بحث خواهر و برادر ، ارث زن نصف است به خاطر این است که در جای دیگر توسط مهریه و نفقه و مسکن برای او جبران شده است. در واقع زن هیچ بدهکاری اقتصادی ندارد ولی مرد چون طبق قوانین دین وظیفه پرداخت نفقه و مهریه و مسکن دارد طبیعتا در ارث برای او جبران شده است. قوانین دین مثل یک پازل است که باید مجموعش دیده شود نه اینکه تنها به ارث نگاه شود و گفته شود که عدالت در آن رعایت نشده است. اگر قرار باشد ارث مساوی شود بقیه‌ی چیزها نیز باید مساوی شود. آن وقت زن از مهریه و نفقه و مسکن محروم می شود ، سر کار باید برود ، در صورت جنگ باید در جنگ شرکت کند و …

آیه دوم: ارث همسر و برادران و خواهران مادری: وَ لَکُمْ نِصْفُ مَا تَرَکَ أَزْوَاجُکُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن کَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِینَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّکُمْ وَلَدٌ فَإِن کَانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَکْتُم مِّن بَعْدِ وَصِیَّهٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَ إِن کاَنَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلَالَهً أَوِ امْرَأَهٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن کَانُواْ أَکْثَرَ مِن ذَالِکَ فَهُمْ شُرَکَاءُ فىِ الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصىَ‏ بهَا أَوْ دَیْنٍ غَیرَ مُضَارٍّ وَصِیَّهً مِّنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ(نساء-۱۲)
ترجمه: نصف میراثى که همسرانتان به جاى مى‏گذارند، اگر فرزندى نداشته باشند براى شماست، و اگر فرزندى داشته باشند یک چهارم میراث حقّ شماست، پس از وصیتى که نسبت به مال خود مى‏کنند یا [پس از] دینى [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و براى زنانتان چنانچه فرزندى نداشته باشید یک چهارم میراثى است که از شما به جاى مى‏ماند، و اگر فرزندى داشته باشید یک هشتم میراث حقّ آنان است، پس از وصیتى که کرده‏اید یا [پس از] دینى [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و اگر مرد یا زنى که از او ارث مى‏برند، کلاله [یعنى بى اولاد و بدون پدر و مادر] باشد و داراى برادر و خواهرى است، پس براى هر یک از آن دو نفر یک ششم میراث است و اگر بیش از این باشند در یک سوم میراث شریک‏اند، پس از وصیتى که [نسبت به مال‏] شده یا پس از دینى [که باید از اصل مال پرداخت شود]. همه اینها در صورتى است که در انجام وصیت به وارثان زیان نزند. این سفارشى است از سوى خدا، و خدا دانا و بردبار است.
تذکر : در این آیه ارث زن و شوهر از یکدیگر بیان شده است. اگر تفاوتی در این میان دیده می شود به این خاطر است که این قوانین به گونه ای تنظیم شده است که زن ، تنها نماند چون تبعات بدی برایش دارد. بنابراین ارثش به گونه ای تنظیم شده است که نیاز به سرپرستی نیز داشته باشد تا به ازدواج ترغیب شود. به نظر می رسد که برای اسلام تنها نماندن زن و تشکیل خانواده بسیار مهم است و قوانین ارث نیز در همین راستا تنظیم شده است که به تشکیل خانواده منجر شود.
آیه سوم: ارث برادران و خواهران پدری یا پدر و مادری: یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللَّهُ یُفْتِیکُمْ فىِ الْکَلَالَهِ إِنِ امْرُؤٌاْ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَکَ وَ هُوَ یَرِثُهَا إِن لَّمْ یَکُن لهَّا وَلَدٌ فَإِن کاَنَتَا اثْنَتَینِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ ممِّا تَرَکَ وَ إِن کاَنُواْ إِخْوَهً رِّجَالًا وَ نِسَاءً فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَینِ یُبَینُّ اللَّهُ لَکُمْ أَن تَضِلُّواْ وَ اللَّهُ بِکلِّ شىْءٍ عَلِیمُ (نساء-۱۷۶)
ترجمه: از تو درباره کلاله [یعنى میراث برادران و خواهران‏] فتوا مى‏خواهند، بگو: خدا درباره کلاله به شما فتوا مى‏دهد: اگر مردى که فرزند ندارد، از دنیا برود وبراى او خواهرى باشد، نصف میراثى را که از او به جا مانده خواهر به ارث مى‏برد، و اگر خواهرى از دنیا برود و وارثش فقط یک برادر باشد، همه میراث به جا مانده خواهر را برادرش به ارث مى‏برد، و اگر خواهران میّت دو نفر باشند، دو سوم میراث به جا مانده را ارث مى‏برند، و اگر خواهران و برادران متعدد باشند، سهم ارث براى مرد مانند دو زن است. خدا [احکامش را] براى شما بیان مى‏کند تا گمراه نشوید و خدا به همه چیز داناست.
تذکر: استاد راهنما باید آیات مربوط به ارث را مفصلا برای مخاطبین معنا و تفسیر کند. در مورد آیات ارث شبهات و سوالاتی وجود دارد که حتما استاد راهنما باید آن ها را در جلسات مطرح کند از جمله :
الف) پاسخ به شبهات مربوط به ارث بانوان
ب) طبقات ارث
ج) ارث نوه ها از پدر بزرگ و مادر بزرگ
د) حکم فقهی مالیات بر ارث
و ….
در این زمینه می توانید به جزوه ای که از همین قلم راجع به آیات ارث نوشته شده است مراجعه کنید. در این جزوه به ظرائف آیات ارث به صورت مفصل اشاره شده است.

شایسته و بلکه در مواردی لازم است که وراث در هنگام تقسیم ارث ، بخشی از ارث را به فامیل و فقراء و ایتام اختصاص دهند :
وَ إِذَا حَضرََ الْقِسْمَهَ أُوْلُواْ الْقُرْبىَ‏ وَ الْیَتَامَى‏ وَ الْمَسَاکِینُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَ قُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(نساء-۸)
چون هنگام تقسیم کردن ارث، خویشاوندان و یتیمان و مستمندان حاضر شدند چیزى از آن را به ایشان بدهید، و با آنان سخنى شایسته و پسندیده گویید.
تذکر : به نظر شما دستور این آیه تا چه اندازه مورد عمل قرار می گیرد؟ طبق این آیه می فهمیم که وراث نمی توانند درتقسیم ارث تنها خودشان را مدّ نظر قرار دهند بله باید قسمتی از ارث را به دیگران اختصاص دهند. نباید ساده از کنار این آیه عبور کرد. اگر در فامیل فقراء یا یتیمانی وجود دارند چه بسا بتوان گفت که لازم است قدری از ارث به آنها داده شود. وراث نباید نسبت به فامیل بی تفاوت باشند. حتی شاید بتوان از این آیه استفاده کرد که اگر میت ، نوه های یتیم دارد وراث باید بخشی از ارث را به آنها اختصاص دهند.

درس سی ام؛
باید سعى کنیم اولادى تربیت کنیم که براى ما باقیات الصالحات باشند و پس از مرگ به درد ما بخورند:
آیه اول: الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَ الْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَ خَیرٌ أَمَلًا(کهف-۴۶)
ترجمه: مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگى دنیا هستند، ولى اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است.
آیه دوم: وَ مَا أَمْوَالُکمْ وَ لَا أَوْلَادُکمُ بِالَّتىِ تُقَرِّبُکمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا(سبأ-۳۷)
ترجمه: و اموال و فرزندانتان چیزى نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند، مگر کسانى که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند.
تذکر: استاد راهنما باید در مورد اینکه چگونه مال و اولاد برای انسان، باقیات الصالحات می شوند دقیقا توضیح دهد. خلاصه اش این است که اگر اولادی صالح تربیت کنیم ثمره صالح بودن آنها ، بعد از مرگ به ما نیز خواهد رسید. سعی کنیم نسلی خوب و صالح از خود بجا بگذاریم.
قرآن در سوره آل عمران از نسلى صحبت کرده است که کل تاریخ را تحت تأثیر قرار داد. در آیات ۳۳ و ۳۴ این سوره چنین آمده است :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى ءَادَمَ وَ نُوحًا وَ ءَالَ إِبْرَاهِیمَ وَ ءَالَ عِمْرَانَ عَلىَ الْعَالَمِینَ(۳۳) ذُرِّیَّهَ بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللَّهُ سمَِیعٌ عَلِیمٌ(۳۴)
ترجمه : بى‏تردید خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را [به خاطر شایستگى‏هاى ویژه‏اى که در آنان بود] بر جهانیان برگزید. (۳۳) فرزندانى [را برگزید] که [از نظر پاکى، تقوا، درستى و راستى‏] برخى از [آنان از نسل‏] برخى دیگرند و خدا شنوا و داناست. (۳۴)
ای کاش ما نیز نسلی پر برکت از خود بجا بگذاریم که تا روز قیامت برای ما ثمره داشته باشد.

در قیامت، انسان تنها در پیشگاه خدا برای حساب رسی حاضر می شود و خانواده اش به او کمک نمی کنند:
آیه اول: وَ کلُّهُمْ ءَاتِیهِ یَوْمَ الْقِیَمَهِ فَرْدًا(مریم-۹۵)
ترجمه: و روز قیامت همه آنان تنها به پیشگاه او مى‏آیند.
آیه دوم: وَ لَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى‏ کَمَا خَلَقْنَاکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ تَرَکْتُم مَّا خَوَّلْنَاکُمْ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ (انعام-۹۴)
ترجمه: و [لحظه ورود به جهان دیگر به آنان خطاب مى‏شود:] همان‏گونه که شما را نخستین بار [در رحم مادر تنها و دست خالى از همه چیز] آفریدیم، اکنون هم تنها به نزد ما آمدید، و آنچه را در دنیا به شما داده بودیم پشت سر گذاشته و همه را از دست دادید.
آیه سوم: فَإِذَا نُفِخَ فىِ الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئذٍ وَ لَا یَتَسَاءَلُونَ(مومنون-۱۰۱)
ترجمه: پس هنگامى که در صور دمیده مى‏شود، پس در آن روز نه میانشان خویشاوندى و نسبى وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر مى‏پرسند
آیه چهارم: یَأَیهَّا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْاْ یَوْمًا لَّا یجْزِى وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَ لَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیْئا(لقمان-۳۳)
ترجمه: اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید، و بترسید از روزى که هیچ پدرى چیزى [از عذاب‏] از فرزندش دفع نمى‏کند، و نه هیچ فرزندى دفع کننده چیزى [از عذاب‏] از پدر خویش است.
آیه پنجم : لَن تَنفَعَکُمْ أَرْحَامُکمُ‏ْ وَ لَا أَوْلَادُکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ(ممتحنه-۳)
ترجمه : هرگز بستگان و فرزندانتان روز قیامت سودى به حالتان نخواهند داشت میان شما جدایى مى‏افکند و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.
آیه ششم : قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُْ صَالِحٍ(هود-۴۶)
ترجمه : خداوند به حضرت نوح فرمود : فرزند تو از اهلت نیست ، او عملى غیر صالحى است یعنى فرد ناشایسته ایست.
آیه هفتم : ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کَانَتَا تحَْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَلِحَینْ‏ِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنهُْمَا مِنَ اللَّهِ شَیًْا وَ قِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ(تحریم-۱۰)
ترجمه : خداوند براى کسانى که کافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانى که وارد مى‏شوند!»
تذکر : از این آیات بدست می آید به صرف اینکه کسی در خانواده‌ی یک پیامبر باشد ، موجب نجات او نمی شود. پس سادات و کسانی که خویشاوند پیامبر هستند فکر نکند که بدون عمل نیز نجات پیدا می کنند.
آیه هشتم : إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَن تُغْنىِ‏َ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَ لَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَیًْا وَ أُوْلَئکَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ(آل عمران-۱۰)
ترجمه : یقیناً اموال و فرزندان کافران هرگز چیزى از [عذاب‏] خدا را از آنان برطرف نمى‏کند و اینانند که آتشگیره آتش‏اند.
آیه نهم : یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَ لَا بَنُونَ(۸۸) إِلَّا مَنْ أَتىَ اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ(۸۹) سوره شعراء
ترجمه : روزى که هیچ مال و اولادى سود نمى‏دهد، (۸۸) مگر کسى که دلى سالم [از رذایل وخبایث‏] به پیشگاه خدا بیاورد، (۸۹)

نحوه‌ی برخورد انسان مجرم با خانواده اش در روز قیامت:
آیه اول: یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِى مِنْ عَذَابِ یَوْمِئذِ بِبَنِیهِ(۱۱) وَ صَاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ(۱۲) وَ فَصِیلَتِهِ الَّتىِ تُئوِیهِ(معارج-۱۳)
ترجمه: گنهکار آرزو مى‏کند که اى کاش مى‏توانست فرزندانش را در برابر عذاب آن روز فدیه و عوض دهد! (۱۱) و نیز همسر و برادرش را (۱۲) و قبیله و قومش را که [در دنیا] به او پناه مى‏دادند، (۱۳)
آیه دوم: یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخِیهِ(۳۴) وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ(۳۵) وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ(۳۶) لِکلُّ امْرِىٍ مِّنهُمْ یَوْمَئذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ(عبس-۳۷)
ترجمه: روزى که آدمى فرار مى‏کند، از برادرش (۳۴) و از مادر و پدرش (۳۵) و از همسر و فرزندانش (۳۶) در آن روز هرکسى از آنان را کارى است که او را به خود مشغول مى‏کند [تا جایى که نمى‏گذارد به چیز دیگرى بپردازد.] (۳۷)

ملحق شدن انسان به خانواده‌ی خود در بهشت به شرطی که همگی صالح باشند:
آیه اول: جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونهَا وَ مَن صَلَحَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ أَزْوَاجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتهِمْ وَ الْمَلَئکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیهِم مِّن کلِّ بَابٍ(رعد-۲۳)
ترجمه: بهشت‏هاى جاویدى که آنان و پدران و همسران و فرزندان شایسته و درست‏کارشان در آن وارد مى‏شوند، و فرشتگان از هر درى بر آنان درآیند.
آیه دوم: وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ اتَّبَعَتهُمْ ذُرِّیَّتهُم بِإِیمَانٍ أَلحَقْنَا بهِمْ ذُرِّیَّتهُمْ وَ مَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شىْءٍ کلُّ امْرِى بمَا کَسَبَ رَهِینٌ(طور-۲۱)
ترجمه: و کسانى که ایمان آوردند و فرزندانشان [به نوعى‏] در ایمان از آنان پیروى کردند، فرزندانشان را [در بهشت‏] به آنان ملحق مى‏کنیم و هیچ چیز از اعمالشان را نمى‏کاهیم هر انسانى در گرو اعمال خویش است.
در بهشت همسرانی بهشتی نیز برای بهشتیان وجود دارد که به حور العین معروف هستند :
آیه اول : وَ لَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ(بقره-۲۵)
ترجمه : و براى آنان همسرانى پاک و پاکیزه است‏.
آیه دوم : حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فىِ الخِْیَامِ(الرحمان-۷۲)
ترجمه : حوریانى که در خیمه‏هاى بهشتى مستورند!
تذکر : در مورد بحث حوریان بهشتی سوالات و شبهاتی مطرح است که استاد راهنما باید در جلسات ، به این سوالات پاسخ دهد. در این زمینه می توانید به کتاب تفسیر سوره الرحمن از همین قلم ، ذیل آیات مربوط به حوریان بهشتی مراجعه شود. در آن کتاب مفصلا به شبهات مربوط به حوریان بهشتی پاسخ داده ایم.