خانه / اعتقادات / اسلام پژوهی / احکام اسلامی / تحقیقی مختصر راجع به حکم ارتداد

تحقیقی مختصر راجع به حکم ارتداد

با توجه به آیات ۸۷ و ۸۸ سوره آل عمران

شاید بهترین جایی در قرآن که می توانست مجازات دنیوی مرتد بیان شود آیات ۸۷ و ۸۸ سورۀ آل عمران باشد ولی در این آیات از مجازات دنیوی مرتد صحبتی به میان نیامده است. اگر آیات مجازاتی قرآن را ببینید خواهید فهمید اینکه مجازات دنیوی مرتد در قرآن نیامده است ظاهرا نکته ای دارد. آیات مجازاتی قرآن را می توانید در این آیات مشاهده کنید :

نور-۲ و ۴ ، مائده-۳۸ ، مائده-۳۳

تمام این آیات مربوط به از بین بردن حقوق مردم است و برای رعایت نکردن حق الله مجازات دنیوی در قرآن اصلا بیان نشده است.

حال آیا خدا نمی توانست مثل این آیات به صراحت مجازات مرتد را نیز بیان کند؟ با خواندن این آیاتی که آدرسش داده شد می توان نتیجه گرفت که خدا از بیان مجازات رودربایسی ندارد و حتی شدیدترین مجازات ها را بیان کرده است. حال این سوال هست که چرا مجازات مرتد را بیان نکرده است؟

اتفاقا در همۀ این آیات بعد از بیان مجازات ، بحث توبه را نیز بیان کرده است دقیقا مثل آیۀ ۸۹ سورۀ آل عمران که در آن بحث توبۀ مرتد بیان شده است. حال چرا با این همه شباهت ، مجازاتی برای مرتد بیان نشده است؟

فقهاء ، مجازات مرتد را از روایات بدست آورده اند. آنها می گویند اگر مرتد ، فطری باشد یعنی از پدر و مادر مسلمان زائیده شده باشد حتی اگر توبه کند کشته می شود ولی اگر ملی باشد یعنی از پدر و مادر غیر مسلمان زائیده شده باشد ابتدا توبه داده می شود و اگر توبه نکرد کشته می شود. البته اهل سنت می گویند مرتد فطری نیز اگر توبه کرد کشته نمی شود. البته این حکم در صورتی است که مرتد ، مرد باشد ولی اگر مرتد ، زن بود کشته نمی شود بلکه زندان می شود و در مواقع نماز تازیانه می خورد و در غذا نیز بر او سخت گرفته می شود.

فقهاء این احکام را از روایات بدست آورده اند. در این زمینه می توانید به باب حد مرتد در کتاب کافی مراجعه کنید. در این باب بحث قتل مرتد بیان شده است و همین احکام از روایاتی که در این باب موجود است گرفته شده است. حتی در این باب روایات واقعا عجیبی نیز وجود دارد که بد نیست به برخی از آنها اشاره شود :

[۲] مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَکْرٍ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِینَ تَنَصَّرَ فَأُتِیَ بِهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَاسْتَتَابَهُ فَأَبَى عَلَیْهِ فَقَبَضَ عَلَى شَعْرِهِ ثُمَّ قَالَ طَئُوا یَا عِبَادَ اللَّهِ فَوُطِئَ حَتَّى مَاتَ

ترجمه : یکی از مسلمانان را که مسیحی شده بود نزد امیر المومنین آوردند. ایشان ، او را توبه داد ولی او توبه نکرد. پس حضرت ، موهای سر او را گرفتند و گفتند ای بندگان خدا او را لگد بزنید. پس او ، لگد زده شد تا مرد.

[۱۴] عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَبْزَارِیِّ الْکُنَاسِیِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَ رَأَیْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَتَى النَّبِیَّ ص فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا أَدْرِی أَ نَبِیٌّ أَنْتَ أَمْ لَا کَانَ یَقْبَلُ مِنْهُ قَالَ لَا وَ لَکِنْ کَانَ یَقْتُلُهُ إِنَّهُ لَوْ قَبِلَ ذَلِکَ مِنْهُ مَا أَسْلَمَ مُنَافِقٌ أَبَداً

ترجمه : به امام صادق گفتم ، اگر مردی نزد پیامبر آمد و به او گفت به خدا نمی دانم آیا پیامبر هستی یا نه ، آیا پیامبر این حرف را از او قبول می کرد؟ حضرت فرمود خیر و لکن او را می کشت چرا که اگر حرفش را قبول می کرد هیچ منافقی مسلمان نمی شد.

[۲۱] عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَأَلَ عَمَّنْ شَتَمَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ یَقْتُلُهُ الْأَدْنَى فَالْأَدْنَى قَبْلَ أَنْ یَرْفَعَهُ إِلَى الْإِمَامِ

ترجمه : از امام صادق راجع به کسی را رسول الله را دشمان می دهد سوال کردم. فرمود نزدیک ترین فرد او را می کشد و این کار قبل از اینکه ماجرا به امام مسلمین برسد انجام می گیرد.

جالب است که برخی از این روایات طبق برخی از مبانی رجالی صحیح است.

بنده وقتی این روایات را بر قرآن عرضه می کنم متوجه می شوم که با قرآن تعارض دارد. تعارض روایات قتل مرتد با قرآن در چند مورد است :

الف) با همین آیات سورۀ آل عمران تا حدی تعارض دارد چرا که بالاخره این سوال باقی است که چرا در این آیات مجازات مرتد بیان نشده است؟

ب) با آیۀ لَا إِکْرَاهَ فىِ الدِّینِ(بقره-۲۵۶) در تعارض است. ای آیه را اگر چه گروهی می خواهند توجیه کنند ولی من نمی دانم دیگر خدا باید چگونه و با چه تعبیری آزادی در دین را برساند که ما قبول کنیم.

جالب است برخی می گویند این آیه مربوط به کسی است که تازه می خواهد وارد دین شود و الا کسی که وارد دین شد دیگر نمی تواند از دین خارج شود.

حال سوال این است که اولا چرا آیه را این چنین معنا می کنند و ثانیا اصلا این حرف عامل ایجاد نفاق در جامعه می شود. با این صحبت بسیاری از افراد از روی ترس از دین خارج نمی شوند ولی در واقعا بی دین هستند. حال آیا فایده ای دارد که ما افراد را از روی ترس در دین نگه داریم؟ آیه به نظر یک قانون کلی را بیان می کند.

ج) در آیه ۷۲ سوره آل عمران چنین آمده است :

وَ قَالَت طَّائفَهٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ ءَامِنُواْ بِالَّذِى أُنزِلَ عَلىَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَ اکْفُرُواْ ءَاخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ‏

ترجمه: و گروهى از [عالمانِ‏] اهل کتاب به پیروان خود گفتند: اول روز به آنچه [از آیات قرآن‏] بر مؤمنان نازل شده [به مکر و حیله‏] ایمان آورید، و در پایان روز کفر ورزید، شاید [مؤمنان با این ایمان و انکار شما به تردید افتند و] از دینشان بازگردند!!

این آیه به روشنی می رساند که اگر کسی از دین برمی گشت مجازاتی نداشت وکشته نمی شد و الا اگر اهل کتاب می دانستند که در صورت برگشت از اسلام کشته می شوند به راحتی حاضر به انجام چنین توطئه ای نمی شدند. دقت کنید که طبق این آیه اهل کتاب اتفاقا قصد دارند که برگشت آنها از اسلام مورد توجه مسلمانان قرار گیرد و مسلمانان این برگشت را ببینند. پس اتفاقا اگر مرتد ملی هم بوده باشند قرار نیست توبه کنند و دوباره به اسلام برگردند. حال آیا اگر برگشت از اسلام حکم قتل داشته باشد و خطر جانی برای آنها داشته باشد چگونه آنها حاضر شده اند که چنین خطری را به جان بخرند؟ معلوم است که برگشت از اسلام حکم قتل نداشته است که اهل کتاب می خواسته اند از این روش، مسلمانان را متزلزل کنند.

جالب است که برخی می گویند افراد می توانند به صورت شخصی دینشان را عوض کنند ولی زمانی کشته می شوند که دست به تبلیغ بزنند. جواب این حرف همین آیه است. اتفاقا این کار اهل کتاب نیز هدف تبلیغی داشته است و هدفشان برگرداندن مسلمانان از اسلام بوده است ولی با این حال این کار را می کردند.

د) در آیه ۸۹ سوره آل عمران که از توبۀ مرتد صحبت به میان آمده است علاوه بر توبه از اصلاح نیز صحبت شده است. حال اگر مرتد باید کشته شود آیا زمان اصلاحی باقی می ماند؟ کسی می تواند اصلاح کند که فرصت داشته باشد. اگر مرتد به خصوص از نوع فطری آن باید کشته شود آیا توبه و اصلاح معنا می دهد؟

ه) در آیه ۸ سوره ممتحنه آمده است :

لَّا یَنْهَاکُمُ‏ُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فىِ الدِّینِ وَ لَمْ یخُْرِجُوکمُ مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبرَُّوهُمْ وَ تُقْسِطُواْ إِلَیهِْمْ  إِنَّ اللَّهَ یحُِبُّ الْمُقْسِطِینَ‏

ترجمه : خدا شما را از نیکى کردن و عدالت نسبت به کسانى که درکار دین با شما نجنگیدند و شما را از دیارتان بیرون نکردند باز نمى‏دارد زیرا خدا عدالت پیشگان را دوست دارد.

مرتدى که دست به اسلحه نبرده مى تواند مصداق تعبیر الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فىِ الدِّینِ باشد و در نتیجه نه تنها نباید او را کشت بلکه مى توان به او نیکى کرد.

و) در آیه ۹ سوره مجادله آمده است :

وَ إِذَا جَاءُوکَ حَیَّوْکَ بِمَا لَمْ یحَُیِّکَ بِهِ اللَّهُ وَ یَقُولُونَ فىِ أَنفُسِهِمْ لَوْ لَا یُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ 

ترجمه : و هنگامى که نزد تو آیند به صورتى تو را درود مى‏گویند که خدا به تو درود نگفته است، و در دل خود مى‏گویند: چرا خدا ما را به سبب آنچه مى‏گوییم عذاب نمى‏کند؟!

با خواندن این آیه متوجه می شویم که عده ای نزد پیامبر به ایشان توهین می کردند و به همین خاطر حرف از عذاب می زدند. همین که آنها حرف از عذاب می زدند دلالت دارد که تحیتشان به پیامبر نوعی توهین بوده است.

حال آیا از این آیه بدست نمی آید که کسی کاری به آنها نداشته است و هیچ عذابی در کار نبوده است و به همین خاطر است که آنها می گویند چرا به خاطر حرفی که می زنیم عذاب نمی شویم؟

حال آیا این آیه با آن روایت سومی که آورده شد تعارض ندارد؟

به نظر من ما باید مفصلا راجع به روایات و به طور کلی دین ، یک بازنگری داشته باشیم. امروزه چهرۀ پیامبر ، بیشتر با روایات معرفی می شود تا قرآن. پیامبری که روایات اصول کافی معرفی می کند دستور به فحش و بهتان داده است. این پیامبر اگر کسی نزدش بیاید و به او بگوید من نمی دانم پیامبر هستی یا نه ، او را می کشد ولی پیامبری که قرآن معرفی می کند پیامبری است که آنقدر بدکاران را می بخشید که طبق آیۀ ۶۱ سورۀ توبه گروهی قصد داشتند از این اخلاق پیامبر سوء استفاده کنند. پیامبر قرآن پیامبری است که طبق آیات اول سورۀ مجادله حتی به یک زن اجازه می دهد که با او جدال کند.

پس باید توجه داشته باشیم که کدام پیامبر را باید معرفی کنیم. پیامبر قرآن را یا پیامبر روایات را.

سوال : آیا تا به حال دیده اید که از علماى سنتى کسى پیدا شود که احکام مربوط به ارتداد را زیر سوال ببرد؟

جواب : حکم قتل مرتد را معمولا علماى سنتى قبول دارند اگر چه برخى از محققین جدید راجع به آن اشکال دارند. و اما راجع به برخى از احکام ارتداد بله مواردى را دیده ام که علماى سنتى نیز اشکالاتى به آن دارند مثلا در احکام ارتداد گفته شده است که اگر مرتد، فطری باشد توبه اش هم قبول نمى شود. این مسأله آنقدر با اشکال رو به رو است که حتى شخصى مثل آقاى قرائتى ذیل آیه ۱۱۰ سوره نحل مى گوید:

مرتد دو گونه است:

۱ مرتد فطرى و آن کسى است که از پدر و مادر مسلمان تولد یافته و بعد از قبول اسلام به کفر برگشته است، کیفر او (بخاطر ضربه‏اى که از طریق ارتدادش به جامعه اسلامى و تزلزل عقاید مردم وارد مى‏شود) قتل و اموالش مصادره و توبه‏اش پذیرفته نیست.

۲ مرتد ملّى، به کسى گویند که پدر و مادرش به هنگام انعقاد نطفه‏اش مسلمان نبوده‏اند، ولى او مسلمان شده و بعد کافر گشته است، توبه اینگونه مرتد پذیرفته مى‏شود.

اما اگر دلیلى دیگر بر استثنا نباشد از همین آیه مى‏توان استفاده کرد که هر دو مرتد اگر بعد از انحراف، اهل هجرت و جهاد و صبر باشد مورد عفو قرار مى‏گیرد. (تفسیر نور، ج‏۶، ص: ۴۶۲)

جالب است که آقاى قرائتى این مطلب را از تفسیر اطیب البیان نقل کرده است و معلوم مى شود که از علماى دیگر نیز به این حکم اشکال داشته اند. در خود تفسیر اطیب البیان چنین آمده است:

 این صریح است در قبولى توبه مرتد چه ملى باشد و چه فطرى. (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۸، ص: ۱۹۶)

همچنین ببینید

امور اخلاقی در نهضت امام حسین ع

مقدمه: در این نوشتار به مواردی از نهضت امام حسین (ع) که می‌توان از آن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *